Tiara name

معنی اسم تیارا

تیارا

معنی، ریشه و فراوانی تعداد اسم تیارا در ثبت احوال ایران

معنی اسم تیارا

معنی اسم تیارا Tiara name meaning

اسم تیارا یک اسم لری دختر زیبا است که از ترکیب دو واژه تیه و آرا می باشد. تیه در گویش لری به معنی چشم می باشد و آرا به معنی آراینده. معنی اسم تیارا می شود: چشم آرا، زیبا. اسم تیارا یکی از زیباترین نام های دخترانه لری است که محبوبیت زیادی دارد.

مشاهده دیگر اسم های زیبای دخترانه ایرانی: اسم دخترانه

اسم تیارا در ثبت احوال ایران

تيارا به عنوان اسم دختر مورد تایید ثبت احوال ایران است. تیارا = در گويش لری “تی” به معنی چشم و «آرا» در فارسی به معنی آراستن است. اسم تيارا روی هم به معنی آراينده‌ چشم. که مجازا می توان معنی کرد که معني تيارا ميشود دختر زيبا.

فراوانی اسم تیارا

تعداد اسم تیارا در ایران طبق آمار ثبت احوال ۴۱۵۲ نفر است. که البته این عدد از سال ۱۳۹۶ ثابت مانده است و متاسفانه خیلی قابل اتکا نیست. اما تيارا از نام های دخترانه با فراوانی کم محسوب می شود.

نکات مهم در انتخاب اسم: راهنمای انتخاب اسم

معنی اسم تیارا
معنی اسم تیارا
نام پسر از و

نام پسر با و

نام پسر ایرانی با حرف و

اسم پسر با و
اسم پسرانه با حرف و

همانطور که مشاهده می کنیم اکثر اسم های پسرانه با حرف واو ریشه کردی و عربی دارند. اسم های عربی که چند سالی است درست یا غلط دید مثبتی نسبت بهشان وجود ندارد. اما اسم های کردی تا حدودی محبوبیت دارند.

ردیف اسم ریشه معنی
۱ واتیار کردی سخنگو
۲ واثق عربی (در قدیم) دارای اطمینان، مطمئن؛ استوار.
۳ واجد عربی دارنده، دارا، از نامهای خداوند.
۴ واحد عربی یگانه، آن که در نوع خود بی نظیر و منحصر به فرد است.
۵ وادا آشوری مکان مقدس
۶ وادیار کردی اینطور که پیداست، ظاهر امر
۷ واران اسم یونانی نامی که مورخان یونانی به پادشاهان ایرانی می دادند.
۸ وارتان ارمنی نام پسر بلاش اول پادشاه اشکانی
۹ وارسته رها شده از تعلقات، به ویژه تعلقات دنیوی، آزاده
۱۰ وارش کردی بارش – باریدن باران
۱۱ وارونا سنسکریت نام یکی از خدایان هندو
۱۲ واسپور
۱۳ واسع عربی از نام‌ها و صفات خداوند. (در قدیم) وسیع. گستراننده.
۱۴ واصف عربی توصیف کننده.
۱۵ واصل عربی از ریشه و ص ل. وصل کننده.
۱۶ وافی عربی به اندازه لازم و مورد نیاز، کافی، وفا کننده
۱۷ واقد عربی تابناک، مشتعل .
۱۸ واقف عربی آگاه، با خبر، مطلع؛ (در فقه، در حقوق)
۱۹ والا اسم عربی بالا، بالا مقام، عزیز، گرامی، محترم، دارای ارج و اهمیت، اصیل. بررسی کامل: اسم والا.
۲۰ والاگهر عربی، فارسی والا تبار؛ دارای اصل و نسب عالی، اصیل.
۲۱ والی عربی حاکم، پادشاه،از نامهای خداوند.
۲۲ وامق عربی نام مردی که عاشق عذرا بود
۲۳ وانیار نام پسرانه و دخترانه کردی با سواد، فارغ التحصیل، اسم ایرانی این اسم در ثبت احوال ایران به عنوان اسم پسر کردی ثبت می شود.
۲۴ واهب اسم عربی عطاکننده، بخشنده، از نامهای خداوند.
۲۵ وائل عربی طالب رستگاری. (در اعلام) نام چند تن از صحابه و تابعين.
۲۶ وتار کردی مقاله، سخنرانی
۲۷ وثوق عربی اعتماد، اطمینان
۲۸ وجیه الله عربی دارای قدر و منزلت خداوند
۲۹ وحدت عربی یگانگی، اتحاد و همچنین به معنی تنهایی
۳۰ وحید عربی یگانه، یکتا، بی نظیر. بررسی کامل: اسم وحید.
۳۱ وحیدالدین عربی بی نظیر و یگانه در دین، نام دانشمندی از معاصران
۳۲ وحیدرضا ترکیب وحید و رضا
۳۳ وخشور (در قدیم) پیغمبر، رسول؛
۳۴ وداد عربی (در قدیم) دوستی، محبت .
۳۵ ودود عربی بسیار مهربان، از نامهای خداوند.
۳۶ ودیع عربی آرمیده – جوینده راحتی و آسایش-همچنین به معنای عهد
۳۷ ورجاوند اوستایی، پهلوی بلند پایه و برازنده و ارجمند
۳۸ ورد معرب از پهلوی (در قدیم) (در گیاهی) گلِ سرخ ؛ گل
۳۹ وردا (ورد + ا (پسوند نسبت)) منسوب به وَرد ، ← وَرد .
۴۰ وردان شاگردان، مریدان.
۴۱ وردین آشوری
۴۲ ورزان کردی محافظ، نگهبان، فصل ها.
۴۳ ورزمیار کردی حامی اهورا مزدا
۴۴ ورزنده کار کننده، ممارست (تمرین) کننده، حاصل کننده.
۴۵ ورزیار کردی
۴۶ ورزیر کردی برزگر
۴۷ ورشتاد (= ورستاد)، کمک معاش که به طالبان علم و کارمندان.
۴۸ ورشنگ کردی آفتاب خوشحال
۴۹ ورگر اسم کردی با دوام
۵۰ ورگیر کردی مترجم
۵۱ ورهران پهلوی بهرام، آتش بهرام، آتشی که در خانه‌ها.
۵۲ وسام
۵۳ وشم اسم مازندرانی و گیلکی
۵۴ وصال نام پسرانه و دخترانه عربی رسیدن به چیزی یا کسی و به دست آوردن آن یا او، لقب.
۵۵ وفا نام پسرانه و دخترانه عربی پایدار بودن در قول و قرار، تعهد و دوستی.
۵۶ وفا اندیش فارسی، عربی وفا (عربی) + اندیش (فارسی)، وفاپرورد.
۵۷ وفادار عربی، فارسی آن که یا آنچه به تعهد، دوستی پایبند است.
۵۸ وقار عربی متانت، سنگینی، آهستگی، آرامی، شکوه، جلال.
۵۹ ولا اسم عربی دوستی، محبت.
۶۰ ولام کردی پیام، پاسخ.
۶۱ ولی عربی پدر، مادر یا کفیل، دوست و یار نیکان، بالاترین.
۶۲ ولی الله عربی دوست خداوند، لقب علی (ع).
۶۳ ولید عربی فرزند ، نام دوتن از خلفای اموی
۶۴ ولیداد فارسی، عربی ولی (عربی) + داد( فارسی) داده ولی
۶۵ وندا آرامی هزوارش است به معنی خورشید. در حال حاضر فقط به عنوان اسم دختر مورد تایید ثبت احوال ایران است.
۶۶ ونداد اوستایی، پهلوی خواهش، امید، آرزو، نام پسر سوخر از خاندان قارن. بررسی کامل: اسم ونداد.
۶۷ وندیداد
۶۸ وهاب عربی بسیار بخشنده، از نامهای خداوند
۶۹ وهاج عربی (در قدیم) فروزان ، روشن ؛ (به مجاز) تیز
۷۰ وهاد عربی (جمع وهده)، جای مطمئن و هموار، زمین پست
۷۱ وهب عربی بخشش، عطا، نام پدر آمنه مادر پیامبر (ص)
۷۲ وهرز
۷۳ ویام اوستایی از واژه‌ی اوستایی ‘ آئی‌ویامَ
۷۴ ویرا کردی شجاع. بررسی کامل اسم وریا را نیز ببینید.
۷۵ ویریا فارسی، لکی، سنسکریت همت، یکی از کمالات ششگانه که یک بوداسف باید به آن برسد. در لکی به معنی باهوش و آگاه است.
۷۶ ویس نام کردی عشیره یکرنگ
۷۷ ویستور اوستایی، پهلوی گشوده و منتشر شده.
۷۸ ویکتور نام پسرانه و دخترانه لاتین پیروزی، پیروز شدن، ظفر یافتن.
۷۹ ویگن اسم ارمنی
NameFarsi.com

اسم های پسر ایرانی با حرف و

شامل نام های پسرانه کردی، ارمنی، عربی و .. می باشند. در ادامه می توانید اسم های فارسی (پارسی اصیل) با حرف و را مشاهده نمایید:

ادامه: مشاهده نام پسر با و

نام پسر با و
اسم پسرانه با و

انتخاب اسم پسر با و

انتخاب یا پیشنهاد شما چه نام پسرانه ای با حرف “و” هست؟ در قسمت نظرات بفرمایید.

اسم پسر با ه شروع شود

نام پسر با ه

نام پسر ایرانی با حرف ه

لیست اسامی پسرانه کردی، عبری، اوستایی پهلوی با حرف ه

در جدول زیر اسم های پسر ایرانی با ه با معنی و توضیحات قرار گرفته است. ضمنا اسامی پارسی پسرانه با حرف ه نیز در جدول صفحه بعدی روی وبسایتمون قرار دارد. بیشتر نام های پسرانه با حرف ه، ریشه کردی دارند. همچنین دوستان علاقمند به نام های اوستایی می توانند لیست اسم های اوستایی پسرانه را نیز ببینند.

اسم پسر از ه
نام پسرانه با ه
ردیف اسم ایرانی ریشه معنی اسم
۱ هابیل عبری  معرب از عبری نفس یا بخار، نام پسر آدم (ع).
۲ هاتف عربی  نوا دهنده ای که صدایش شنیده شود، اما خودش دیده نشود، سروش، نام شاعر معروف قرن دوازدهم، هاتف اصفهانی.
۳ هادان عبری  معرب از عبری نام پدر ساوه همسر ابراهیم (ع).
۴ هادی عربی هدایت کننده، راهنما، از نامهای خداوند،از القاب پیامبر (ص) و امام علی نقی (ع).
۵ هاران عبری  معرب از عبری، کوه نشین، برادر ابراهیم (ع).
۶ هارون عبری  معرب از عبری کوه نشین، نام برادر موسی (ع).
۷ هاشم عربی  نام جد پیامبر (ص). معنی هاشم: شكننده، خرد كننده؛ نام ابن عبد مناف از اجداد پیامبر اسلام (ص) معروف به هاشم ابن عبد مناف.
۸ هامان یونانی  معرب از یونانی، مشهور، نام وزیر اخشویروش.
۹ هامر عربی  ابر باران زا.
۱۰ هامرز اوستایی، پهلوی  نام سردار ساسانی.
۱۱ هامین اوستایی، پهلوی  تابستان. بررسی کامل: اسم هامین.
۱۲ هانی عربی مرد دلسوز و مهربان، نام چندتن از مشاهیر عرب. بررسی کامل: اسم هانی.
۱۳ هانیبال فنیقی  لاتین، نام سردار مشهور کارتاژ که با لشکر روم جنگید. از اسامی مورد تایید ثبت احوال نیست.
۱۴ هاوار کردی فریاد.
۱۵ هاوش اوستایی-پهلوی، فارسی امت، پیروان یک پیامبر. بررسی کامل: اسم هاوش.
۱۶ هاووش اوستایی-پهلوی، فارسی  = هاوش.
۱۷ هایکا اسم کردی پسر آرام، مرموز، از اسطوره های کردستان.
۱۸ هبیهلله عربی  بخشیده شده از جانب خداوند،نام چندتن از شخصیتهای ادبی و تاریخی.
۱۹ هدایت عربی راهنمایی کردن به مسیر درست، ارشاد، نویسنده نامدار قرن چهاردهم، صادق هدایت.
۲۰ هدایت الله عربی  هدایت شده توسط خداوند.
۲۱ هرمان عبری دو بنا از بناهای نخستین که ادریس نبی در مصر آنها را بنا کرد. این دو بنا از دور مانند دو کوه به نظر می رسند. بررسی کامل: اسم هرمان.
۲۲ هرمان یونانی نام یکی از پادشاهان یونانی. www.NameFarsi.com
۲۳ هرمس یونانی  از خدایان اولمپی (المپی)، نام پسر زئوس و مایا.
۲۴ هستیار کردی احساس کننده، ادیب(نگارش کردی: ههستیار).
۲۵ هفال کردی  رفیق(نگارش کردی : ههڨاڵ).
۲۶ هلاکو مغولی  نام پسر تولوی و نوه چنگیزخان مغول.
۲۷ هلاکو مغولی  هولاکو.
۲۸ هلبژارده کردی انتخاب شده (نگارش کردی: ههڵبژارده).
۲۹ هلبژیر کردی انتخاب کننده (نگارش کردی: ههڵبژێر).
۳۰ هلبست کردی شعر (نگارش کردی : ههڵبهست).
۳۱ هلدیر کردی  آبشار (نگارش کردی : ههڵدێر)
۳۲ هلکو کردی کوهکوچک، تپه (نگارش کردی : ههڵکۆ)
۳۳ هلکوت کردی  فرصت، وقت (نگارش کردی : ههڵکهوت)
۳۴ هلگر کردی  بردارنده، حامل، بلند نگهدارنده (نگارش کردی: ههڵگر)
۳۵ هلگورد کردی بهترین جلودار (نگارش کردی : ههڵگورد)
۳۶ هلمت کردی  حمله، هجوم (نگارش کردی : ههڵمهت)
۳۷ هلموت کردی  کنایه از کوهی که صعود به آن دشوار است (نگارش کردی: ههڵهموت)
۳۸ هلو کردی عقاب (نگارش کردی : ههڵۆ).
۳۹ هلورین کردی  ریختن چیزی از بالا به ‏پایین (نگارش کردی : ههڵوهرین).
۴۰ هلیوس عبری هلیون ، خورشید.
۴۱ همام عربی دارای مقام و منزلت و فضایل، ارجمند، نام یکی از شعرا و سخنگویان مشهور در آذربایجان.
۴۲ همام الدین عربی دارای مقام و منزلت در دین.
۴۳ همایون کردی مبارک، فرخنده، میمون، خجسته، مقامی در موسیقی (نگارش کردی: هومایون). بررسی کامل: اسم همایون.
۴۴ همایون کردی آهنگی است ،فرخنده، خجسته (نگارش کردی: هۆمایون).
۴۵ همت عربی  اراده، انگیزه و پشتکار قوی برای رسیدن به هدف، بلند طبعی، بلندنظری، جوانمردی.
۴۶ هنرمند کردی  هنرمند (نگارش کردی : هونهرمهند).
۴۷ هنی عربی  گوارا، خوب، خوش.
۴۸ هوار کردی قشلاق، خیمهسلطان در قشلاق (نگارش کردی : ههوار).
۴۹ هوال کردی خبر، رفیق(نگارش کردی : ههواڵ).
۵۰ هوبر اوستایی – پهلوی  دربردارنده نیکی، نام میرآخور داریوش پادشاه هخامنشی.
۵۱ هوتخش کردی  صنعت گر (نگارش کردی : هۆتهخش).
۵۲ هود عربی  نام پیامبر قوم عاد، نام سوره ای در قرآن کریم.
۵۳ هوراز کردی دوست صمیمی (نگارش کردی : ههوراز).
۵۴ هورام کردی  مردم منطقه اورامان، هنگام طلوع آفتاب (نگارش کردی : ههورام). بررسی کامل: اسم هورام.
۵۵ هورامان کردی منطقه ای در کردستان نزدیک (نگارش کردی: ههورامان)
۵۶ هوران کردی مرغزار کوچک در کوهستان (نگارش کردی : ههوران)؛ در فارسی مرکب از هور + پسوند نسبت “ان” است. هوران می شود: ۱- منسوب به خورشید؛ ۲- (به مجاز) زیبا و درخشان؛توجه شود که در حال حاضر به عنوان اسم دختر مورد تایید ثبت احوال کشور است.
۵۷ هورمک اوستایی، پهلوی  شبان.
۵۸ هوزان کردی بسیار دانا، شاعر قصیده سرا، شخصی که از حادثه ای باخبر است (نگارش کردی: هۆزان)
۵۹ هوسکر کردی  شنزار، کویر (نگارش کردی: هۆسکر).
۶۰ هوشمند اسم کردی  باهوش، زیرک (نگارش کردی: هوشمهند).
۶۱ هوشنگ کردی تنها، بیکس، از شاهان پیشدادی که بنیانگذار جشن سده می‏باشد، پسر سیامک نوه کیومرث (نگارش کردی: هوشهنگ).
۶۲ هوشیار کردی عاقل. خردمند، بیدار (نگارش کردی : هۆشیار).
۶۳ هوگر کردی انس گرفتن، عادت کردن (نگارش کردی : هۆگر).
۶۴ هولان کردی  چوگان بازی (نگارش کردی : هۆڵان).
۶۵ هیبت عربی رعب، جلال، شکوه.
۶۶ هیبت الله عربی  شکوه و جلال خداوند.
۶۷ هیدی کردی  آهسته، پاورچین (نگارش کردی: هێدی). در حال حاضر فقط به عنوان اسم دختر مورد تایید ثبت احوال کشور است.
۶۸ هیرا کردی  فراخ، وسیع (نگارش کردی: هێرا).
۶۹ هیرش کردی فشار ، هجوم (نگارش کردی: هێرش).
۷۰ هیرو کردی گل ختمی (نگارش کردی: هێرۆ).
۷۱ هیژا کردی  محترم، بزرگوار.
۷۲ هیژا کردی ارجمند، شایسته، لایق (نگارش کردی: هێژا).
۷۳ هیمن کردی آرام، موقر، شکیبا (نگارش کردی : هێمن).
۷۴ هیوا کردی امید (نگارش کردی: هیوا). بررسی کامل: اسم هیوا.
۷۵ هیئت اسم عربی  شکل، ساختار و صورت ظاهری هر چیز یا هر کس.
www.NameFarsi.com

اسم های پسر ایرانی با حرف ه

شامل نام های کردی، عبری، اوستایی و اسامی عربی می باشند. در ادامه می توانید اسم های فارسی (پارسی اصیل) با حرف ه را مشاهده نمایید:

Iranian boy name

اسم پسر با ه

نظرسنجی اسم پسر

در میان اسامی پسرانه ایرانی با حرف ه، انتخاب شما کدام نام پسر هست؟ در قسمت نظرات دیدگاه خود را بنویسید.

اسم پسرانه با حرف ل

نام پسر با ل

اسم پسر ایرانی با حرف لام

شامل اسامی پسرانه با ل که ریشه ای غیر از فارسی دارند. همانطور که می بینید بیشتر اسم های پسر با لام غیر پارسی ریشه عربی دارند. اسامی پسر فارسی با ل را نیز می توانید از طریق لینک زیر جدول این صفحه ببینید.

نام پسر با ل
نام های پسرانه با حرف لام
ردیف اسم ریشه معنی
۱ لابان عربی، عبری عبری از عربی، لین، سفید، نام پدر همسر یعقوب (ع).
۲ لاوان عربی لابان، عبری از عربی، لین، سفید، نام پدر همسر یعقوب (ع).
۳ لبیب عربی عاقل، خردمند.
۴ لسان الدین عربی زبان گویای دین.
۵ لطف الدین عربی لطف دین.
۶ لطف الله عربی مهربانی و لطف خدا.
۷ لطفعلی عربی آن که دارای لطف و مهربانی ای چون لطف و مهربانی علی (ع) است.
۸ لطیف عربی نرم و خوشایند. که البته در حال حاضر در ایران اسم دخترانه است.
۹ لقمان عربی نام مردی حکیم که بنا به روایت اسلامی حبشی بوده و در زمان داوود (ع) زندگی می کرده است، نام سوره ای در قرآن کریم.
۱۰ لنا سنسکریت، فارسی نمکین – مرکب از لن (نمک سانسکریت) + الف نسبت فارسی. لنا اسم دخترانه محسوب می شود و در حال حاضر به عنوان اسم دختر مورد تایید ثبت احوال کشور است. توضیحات کاملتر این اسم زیبا را بخوانید: اسم لنا.
۱۱ لیبرا لاتین آزاده ، رها (به کسر ب)
۱۲ لیث عربی شیر درنده، نام پدر یعقوب پادشاه صفاری
www.NameFarsi.com

Iranian boy name

 ◄ ادامه در: نام پسر با ل

اسم با ل
اسم پسرانه با ل

همانطور که مشاهده می کنید اکثر اسم های ایرانی غیر فارسی با حرف لام، اسامی عربی هستند. به نظر شما زیباترین اسم پسرانه با ل کدام نام است؟ در قسمت نظرات بنویسید.

اسم پسرانه با حرف ک

نام پسر با گ

نام پسر ایرانی با حرف گاف

تنها سه اسم غیر فارسی پسرانه با حرف گ در این لیست هستند. بیشتر نام های پسرونه با گ، فارسی هستند. حتما ادامه اسم ها را ببینید (لینک پایین جدول).

نام پسر با گ
نام پسرانه با حرف گ
ردیف اسم ریشه معنی
۱ گارنیک اسم ارمنی پری کوچک.
۲ گایار کردی  یار بزرگ. یار قدرتمند (نگارش کردی : گایار).
۳ گوزل ترکی  زیبا، پسر حوش چهره، پسر زیبا رو. گوزل در حال حاضر فقط برای فرزند دختر قابل ثبت در ثبت احوال ایران است. در کشورهای دیگر نیز نام دخترانه بوده است. جالب است بدانید این نام در کشور های روسیه، ازبکستان و تاجیکستان نیز کاربرد دارد.
NameFarsi.com

Iranian boy name

 ◄ ادامه: مشاهده نام پسر با گ

اسم با حرف گاف
اسامی پسر با گ
اسم پسرانه با حرف ق

نام پسر با ق

نام پسر ایرانی با حرف قاف

اسم های پسر با حرف ف بیشترشان اسامی عربی (مذهبی هستند). در لیست اسم پسر با ق مشاهده کنید. تنها اسمی که جلب نظر می کند اسم قارن است. اسمی که خیلی ها معتقدند همان اسم کارن است. که اتفاقا این روز ها از اسامی محبوب برای پسر نیز هست. اسم قارن ریشه اوستایی – پهلوی دارد. اوستایی و پهلوی هر دو از زبان های باستانی ایران است. خیلی نام های زیبا و اصیل ایرانی اسم های اوستایی هستند. در ادامه فهرست نام های با ق را ببینید.

اسم پسر از ق
نام پسر با ق

اسامی پسر با ق

ردیف اسم ریشه اسم معنی نام
۱ قابل عربی شایسته، لایق، از نامهای خداوند. معادل اسم شایان که نام فارسی پسرانه است.
۲ قابیل عبری معرب از عبری، به دست آوردن، نام پسر آدم (ع) و برادر هابیل.
۳ قادر عربی دارای قدرت، توانا،از نام های خداوند.
۴ قارن اوستایی-پهلوی از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر کاوه آهنگر و سپهدار فریدون پادشاه پیشدادی، نام یکی از خاندان های بزرگ در دوره اشکانیان، نام پسر قباد و برادر انوشیروان پادشاه ساسانی.
۵ قارون عبری معرب از عبری، نام مردی ثروتمند از بنی اسرائیل معاصر موسی (ع).
۶ قازان مغولی پادشاه مغولی ایران.
۷ قاسم اسم عربی بخش کننده، مقسم، اسم پسر پیامبر (ص)، به صورت پسوند و پسوند همراه با بعضی نام ها می آید و نام جدید می سازد مانند محمد قاسم، قاسمعلی.
۸ قاهر عربی چیره، توانا.
۹ قائد عربی رهبر، پیشوا، پیش رو، ستاره ای در صورت فلکی دب اکبر.
۱۰ قائم عربی ایستاده ، قدرتمند و بااراده ، لقب امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف.
۱۱ قبیله عربی ایل، مردم.
۱۲ قدرت عربی توانایی، توان، سلطه و نفوذ.
۱۳ قدرت الله عربی نیرو و توان خداوند.
۱۴ قدیر عربی توانا، قادر،از نامهای خداوند.
۱۵ قدیس عربی مؤمن، پرهیزکار و پاکدامن، مقدس.
۱۶ قراتکین ترکی غلام سیاه، نام یکی از امیران سامانی.
۱۷ قربان عربی چیزی که بوسیله آن به خدا تقرب یابند، قربانی، فدایی، نزدیک شدن.
۱۸ قطب الدین عربی محور آیین و دین.
۱۹ قلی ترکی غلام، بنده،به صورت پسوند همراه با بعضی نامها می آید و نام جدید می سازد مانند حسینقلی، حسنقلی.
۲۰ قمرالدین عربی آن که در دین چون ماه می درخشد.
۲۱ قنبر عربی نام یکی از تابعان علی (ع).
۲۲ قهار عربی نیرومند، پرزور، از نام های خداوند.
۲۳ قوام الدین عربی آن که موجب استواری و استحکام دین است.
۲۴ قوام الملک عربی آن که موجب استحکام و استواری سرزمین است، لقب کلانتر فارس در زمان فتحعلی شاه قاجار.
۲۵ قیصر لاتین معرب ار لاتین، لقب پادشاهان روم و بعضی از کشورهای اروپایی.
۲۶ قیطون عربی از شخصیت های شاهنامه، نام پادشاه مصر در زمان حکومت اسکندر مقدونی.
۲۷ قیوم عربی قائم به ذات، بسیار پایدار، از نام های خداوند.
www.NameFarsi.com

Iranian boy name

نام پسر فارسی با ق

اسم مذهبی
اسم پسرانه با قاف

نظرسنجی اسم

انتخاب شما کدام اسم هست؟ در قسمت نظرات بنویسید.

Boy names with J

نام پسر با ج

نام پسر ایرانی با حرف جیم

لیست کامل اسامی پسر با ج. صفحه بعدی را نیز ببینید.

ردیف اسم پسر ریشه نام معنی اسم
۱ جابر اوستایی، پهلوی تسکین دهنده، آرامش بخش،تسلی دهنده، از نام های حضرت حق، نام شیمیدانی معروف و شاگرد امام جعفر صادق (ع).
۲ جادی یونانی طلب کننده بخشش، خواهنده عطا.
۳ جارالل اوستایی، پهلوی لقب زمخشری دانشمند معروف در قرن پنجم و ششم که استاد سفیر، حدیث، نحو، لغت و علوم بلاغی بود.
۴ جاسم اسم عبری شکل عامیانه اسم قاسم است.
۵ جالینوس عبری نام پزشکی یونانی.
۶ جاماسب فارسی جاماسپ، از شخصیت های شاهنامه، نام خردمندی ایرانی، وزیر و راهنمای لهراسپ و گشتاسپ پادشاهان کیانی.
۷ جاماسپ فارسی معادل جاماسب است که در بالا اشاره شد، از شخصیتهای کتاب شاهنامه فردوسی هم هست.
۸ جامشید فارسی جمشید، از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر تهمورث پادشاه پیشدادی و دارای فره ایزدی.
۹ جان افروز فارسی از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از سرداران بهرام چوبین.
۱۰ جان افزا فارسی حیات بخش، زندگی بخش، او که وجودش سبب طولانی شدن عمر است.
۱۱ جان بخشان فارسی اسم پسرانه به معنی جان بخش.
۱۲ جان محمد عربی ترکی جان (روان) + محمد (ستوده شده)
۱۳ جان مهر فارسی = جانمهر یعنی مهربان جان، مجازا مهربان دوست داشتنی.
۱۴ جانعلی عربی جان ( بلند مرتبه) + علی (عربی).
۱۵ جانلی فارسی ترکی جان (فارسی) + لی (ترکی) جاندار، زنده.
۱۶ جانوسیار جانوشیار، نام وزیر دارای داراب در زمان اسکندر مقدونی.
۱۷ جانوشیار معادل جانوسیار.
۱۸ جانی عربی جاندار.
۱۹ جهانیار فارسی آنکه جهان یار اوست. مجازا قدرتمند.
۲۰ جاهد عربی کوشا، ساعی.
۲۱ جاوید فارسی همیشگی، ابدی، جاویدان.
۲۲ جبار عربی، فارسی نام یکی از صورتهای فلکی به شکل مردی که با حمایل یا شمشیر ایستاده است و عصایی به دست راست دارد، دارای سلطه و قدرت.
۲۳ جندل فارسی، ترکی از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از بزرگان درگاه فریدون پادشاه پیشدادی.
۲۴ جنید عربی نام عارفی معروف در قرن سوم هجری.
۲۵ جواد عربی بخشنده، از نام های خداوند، لقب امام نهم شیعیان.
www.NameFarsi.com

Iranian boy name

نام پسر فارسی با ج

اسم پسر با حرف ج
اسم پسر ایرانی با ج