Boy names with A

اسم پسر با ا

نام پسر ایرانی با حرف ا

شامل اسم های زیبای پسر ایرانی (اسم ترکی پسر، عبری، عربی و …) با حرف الف

Iranian boy’s name with A

کامل ترین لیست اسم پسرانه با حرف الف. شامل زیباترین اسم های جدید ایرانی پسر از ا. اسم های پسرانه با ا که ریشه ترکی، عربی، کردی، لری، عبری، اوستایی و … دارند.

اسم پسر با ا
نام پسرانه با الف
ردیف اسم ایرانی ریشه نام معنی اسم
۱ ائلمان اسم ترکی مانند مردم، مثل عام، همانند مردم
۲ ائیریا اوستایی، پهلوی، فارسی ایرج، خوش چهره و زیباروی مثل آفتاب
۳ اباذر عربی = ابوذر، نام یکی از صحابه پیامبر (ص)
۴ ابتهاج عربی شادمانی، خوشی
۵ ابتهاش عربی = ابتهاج : شادمانی و خوشحالی
۶ ابرارها حبشی پدر عالی مقام، اسم یکی از پیامبران بزرگ ملقب به خلیل الله، نام سوره ای در قرآن کریم
۷ ابراهیم عبری پدر جماعت بسیار یا پدر عالی مقام، نام یکی از پیامبران بزرگ ملقب به خلیل الله، نام سوره ای در قرآن کریم نیز هست، نام پسرانه
۸ ابوالحسن عربی پدر حسن، کنیه علی (ع)، نیز کنیه طاووس
۹ ابوالحسین عربی به معنی پدر حسین، کنیه آهو
۱۰ ابوالعباس عربی پدر عباس، کنیه شیر (حیوان درنده)
۱۱ ابوالعلا عربی پدر علا کنیه پرستو
۱۲ ابوالفتح عربی پدر فتح
۱۳ ابوالفرج عربی پدر فرج، کنیه غذایی مرکب از برنج و گوشت و شکر
۱۴ ابوالفضل عربی خداوند و صاحب هنر، کنیه دینار، لقب چهارمین فرزند امام علی (ع).
۱۵ ابوالقاسم عربی پدر قاسم، کنیه پیامبر(ص)
۱۶ ابوبکر عربی نام خلیفه اول و جانشین پیامبر (ص) و پدر عایشه همسر پیامبر (ص).
۱۷ ابوذر عربی ابوذر، نام یکی از صحابه محمد رسول خدا (ص)
۱۸ ابوریحان عربی نام ریاضیدان و فیلسوف ایرانی در قرن چهارم و پنجم، ابوریحان بیرونی.
۱۹ ابوطالب عربی اسم عموی پیامبر (ص) و پدر حضرت علی (ع)
۲۰ ابوعزیز عربی پدر عزیز
۲۱ ابومسلم عربی نام رهبر سیاه جامگان که دولت بنی امیه را سرنگون کرد و بنی عباس را به قدرت رساند.
۲۲ اتبک نام ترکی در دوره قاجار لقبی که به وزیران داده می شد، لقب هر یک از پادشاهان مستقل که حکومت محلی داشتند.
۲۳ اترین اوستایی، پهلوی آترینا، آذرین، نام پسر اوپَدرَم که به نوشته سنگ نوشته بیستون در زمان داریوش پادشاه هخامنشی در خوزستان یاغی شد و خود را پادشاه خوزستان خواند.
۲۴ اثیر عربی شریف، کریم
۲۵ اثیرالدین عربی شریف و کریم در دین، نام قصیده سرایی معروف در قرن ششم، اثیرالدین اخسیکتی.
۲۶ احتشام عربی شکوه و شوکت داشتن، بزرگ شدن، دارای خدم و حشم فراوان بودن.
۲۷ احد عربی یگانه، یکتا، از نام های خداوند.
۲۸ احسان الله عربی نیکی خداوند
۲۹ احمد عربی یکی از نام های پیامبر (ص) به معنی بسیار ستوده، ستایش شده.
۳۰ احیا عربی زندگان، نامی برای شبهای نوزدهم، بیست و یکم و بیست وسوم ماه رمضان، در اصل احیاء.
۳۱ اختای ترکی همانند نیزه، تیز
۳۲ اختیارالدین عربی آن که دین او را انتخاب کرده است.
۳۳ ادریس عربی درس خوانده، پیامبری که نام او دو بار در قرآن آمده و طبق روایات حیات جاودانه یافته است. هم چنین ادریس را مخترع لباس و قلم می دانند.
۳۴ ادهم عربی سیاه، تیره گون، نام پدر ابراهیم ادهم که پادشاهی بلخ را رها کرده و زاهد شد.
۳۵ ادیب عربی سخن دان، سخن شناس، معلم، مربی، سخنور
۳۶ ارباب عربی پادشاه کارفرما رئیس
۳۷ اربیل کردی بسیار خوب (نگارش کردی : ههولێر)
۳۸ ارتگین ترکی همسر دلاور.
۳۹ ارتیان عربی منسوب به آتش، آتشکده، برافروخته مثل آتش
۴۰ ارجاسب اوستایی، پهلوی ارجاسپ، دارنده اسب با ارزش، از شخصیت های شاهنامه فردوسی، نام پادشاه توران و چین در زمان گشتاسپ پادشاه کیانی.
۴۱ ارجاسپ اسم اوستایی، پهلوی صاحب اسب با ارزش، از شخصیت های شاهنامه، نام پادشاه توران و چین در زمان گشتاسپ پادشاه کیانی. اسم پسر شاهنامه ای.
۴۲ اردشام ارمنی پسر ارتاسس دوم و برادر تیگران اول از سلسله اشکانیان ارمنستان
۴۳ اردشیر اوستایی، پهلوی آن که حکومت مقدس دارد، شهریاری و پادشاهی مقدس، از شخصیتهای شاهنامه، نام مؤسس سلسله ساسانی (فرزند ساسان).
۴۴ اردلان کردی نام طایفه ای از ایلات کرد ایران
۴۵ ارسطو یونانی ارسطاطالیس، ارسطوطالیس حکیم نامدار یونانی و شاگرد افلاطون، او معلم اسکندر مقدونی بود، به او لقب معلم اول را داده بودند.
۴۶ ارسلان ترکی شیر، نام پسر مسعود غزنوی.
۴۷ ارسمان ترکی نام پهلوانی در کتاب سیرت جلال الدین.
۴۸ ارسن اوستایی، پهلوی به فتح الف و سین، مجلس، بزم، انجمن، مجمع.
۴۹ ارشا اوستایی، پهلوی مرد مقدس
۵۰ ارشاد عربی راهنمایی، هدایت
۵۱ ارشک پارتی اشک، هم چنین نام مؤسس سلسله اشکانی.
۵۲ ارشیا آرامی تخت پادشاهی، هزوارش و هم ریشه با “عرش” عربی است.
۵۳ ارغان ترکی اسم حاجب سلطان محمود غزنوی.
۵۴ ارغش ترکی تاجر یا تجار سیار، از امرای ملکشاه سلجوقی.
۵۵ ارغون ترکی یکی از سلاطین مغول
۵۶ ارفع عربی رفیع تر، بلندتر، ارجمندتر
۵۷ ارکان عربی جمع رکن، به معنی پایه ها، مبنا ها، کنایه از بزرگان و کارگزاران حکومت.
۵۸ ارکین ترکی آزاد
۵۹ ارم عبری نام پسر سام بن نوح و پدر عاد، باغ عاد یا شهری که شداد پسر عاد بنا کرد.
۶۰ ارمیا عبری بزرگ داشته شده؛ نام یکی از پیامبران بنی اسرائیل.
۶۱ ارمیس یونانی هرمس
۶۲ ارناک اوستایی، پهلوی رزمجو
۶۳ ارواد اوستایی، پهلوی نیرومند
۶۴ اریا فارسی، اوستایی، پهلوی در زبان کلدانی به معنی برج اسد، درخت آمله که دارای میوه هایی ترش و کوچک مانند آلو است.
۶۵ اسامه عربی شیر، اسد
۶۶ اسپندیاد اوستایی، پهلوی اسفندیار، آفریده مقدس، از شخصیتهای شاهنامه، نام پهلوان ایرانی، فرزند گشتاسپ شاه ایران و کتایون دختر قیصر روم.
۶۷ اسحاق عبری خندان، نام پسر ابراهیم(ع) و ساره.
۶۸ اسحق عبری اسحاق،خندان، نام پسر ابراهیم(ع) و ساره.
۶۹ اسد عربی شیر، نام برج پنجم از برجهای دوازده گانه، برابر با مرداد.
۷۰ اسدالدین عربی آن که در دفاع از دین مانند شیر شجاع است.
۷۱ اسدالله عربی شیر خدا، از القاب امام علی (ع)
۷۲ اسرافیل عبری درخشیدن مانند آتش، نام یکی از چهار فرشته مقرب و مأمور دمیدن صور و برانگیختن مردگان در روز رستاخیز.
۷۳ اسعد عربی نیکبخت تر، خوشبخت تر
۷۴ اسفار عربی معرب اسوار از نامهای تاریخی
۷۵ اسفندیار اوستایی، پهلوی آفریده مقدس، از شخصیتهای شاهنامه، نام پهلوان ایرانی، فرزند گشتاسپ شاه ایران و کتایون دختر قیصر روم
۷۶ اسکندر یونانی یاری کننده مرد، نام پادشاه معروف یونان بنا به روایت شاهنامه فرزند داراب پسر بهمن و ناهید دختر فیلقوس قیصر روم
۷۷ اسلام عربی دین پیروان محمد(ص)
۷۸ اسماعیل عبری آن که خدا او را شنید، نام پسر ابراهیم(ع) و هاجر
۷۹ اسمعیل عبری اسماعیل، آن که خدا او را شنید، نام پسر ابراهیم(ع) و هاجر
۸۰ اشراق عربی تابش، درخشش، فلسفه ای که منشأ ان فلسفه افلاطون و حکمت نو افلاطونی است، مروج این حکمت در اسلام و ایران شیخ شهاب الدین سهره وردی است.
۸۱ اشرس عربی مرد دلاور، دلیر، نام یکی از صحابه پیامبر(ص)
۸۲ اشرف الدین عربی شریف تر در دین
۸۳ اشعیا عربی نجات یهوه، نام یکی از پیامبران بزرگ بنی اسرائیل
۸۴ اشیر عبری خوشحال، نام پسر یعقوب(ع)
۸۵ اصغر عربی کوچک تر
۸۶ اصلان ترکی شیر
۸۷ اصیل الدین عربی دارای اصالت در دین، نام پسر خواجه نصیرالدین طوسی
۸۸ اعتبارعلی عربی آن که ارزش و اعتبار از علی(ع) یافته است
۸۹ اعلا عربی برگزیده، برتر
۹۰ اعلی عربی برتر، بالاتر، بلندتر، برگزیده از هر چیزی، نامی از نامهای خداوند، نام سوره هشتاد و هفتم قرآن
۹۱ افتخارالدین عربی موجب افتخار دین
۹۲ افراسیاب اوستایی، پهلوی به هراس افکننده، از شخصیتهای شاهنامه، نام پادشاه تورانی، پسر پشنگ و نبیره تور پسر فریدون پادشاه پیشدادی.
۹۳ افشار کردی نام ناحیهایی در کردستان(نگارش کردی : ههوشار)
۹۴ افضل عربی برترین، بالاترین
۹۵ افضل الدین عربی برترین در دین
۹۶ افلاطون یونانی نام فیلسوف یونانی وپیرو سقراط و مؤسس فلسفه آکادمی.
۹۷ اقبال علی عربی آن که بخت و اقبال از علی(ع) یافته است.
۹۸ اکبر عربی بزرگ تر
۹۹ اکتای مغولی نام سومین پسر و جانشین چنگیز خان
۱۰۰ اکدش ترکی دورگه، معشوق، محبوب
۱۰۱ البتگین ترکی نام جد محمود پادشاه غزنوی
۱۰۲ البرز اوستایی، پهلوی مرکب از کوه +بلند نام رشته کوهای شمالی ایران که سرتاسر شمال ایران از مغرب به مشرق کشیده شده است.
۱۰۳ الچین فارسی، ترکی ال (ترکی) + چین (فارسی)، ایلچین، برگزیده ایل.
۱۰۴ الدنیز ترکی اقیانوس
۱۰۵ الشن ترکی شادی بخش ایل، مایه شادی طایفه، حاکم، رهب، حکمران یک منطقه.
۱۰۶ الله داد فارسی، عربی الله (عربی) + داد (فارسی) داده خداوند نام پسر ایرانی
۱۰۷ اللهیار فارسی، عربی الله (عربی) + یار (فارسی) آن که خداوند یار ویاور اوست
۱۰۸ الوند اوستایی، پهلوی اروند، اسم کوهی است در جنوب همدان، هم چنین به معنی دارای تندی و تیزی.
۱۰۹ الیا عبری معادل الیاس، خدای من یهوه است، نام یکی از پیامبران بنی اسرائیل و در اسلام یکی از چهار پیامبر جاویدان. توجه شود که این اسم در حال حاضر فقط برای فرزند دختر به ثبت می رسد. اما ایلیا اسم پسرانه است.
۱۱۰ الیاد فارسی، ترکی ال (ترکی) + یاد (فارسی)، ایلیاد به یاد ایل
۱۱۱ الیاد یونانی نام منظومه ای منسوب به هومر
۱۱۲ الیار فارسی، ترکی ال (ترکی) + یار (فارسی)، ایلیار یار ایل
۱۱۳ الیاس عبری خدای من یهوه است، نام یکی از پیامبران بنی اسرائیل و در اسلام یکی از چهار پیامبر جاویدان
۱۱۴ امام قلی عربی، ترکی امام (عربی) + قلی (ترکی) = غلام امام، نام پسر کوچک تر نادر شاه افشار
۱۱۵ امان ترکی ایمنی، آرامش
۱۱۶ امان الله ترکی آن که در پناه و لطف وعنایت خداوند است.
۱۱۷ امیر عربی پادشاه، حاکم، به صورت پیشوند در ابتدای بعضی نامها می آید و نام جدید می سازد مانند امیربانو، امیر پویا، و امیرحسین
۱۱۸ امیر علی عربی کسی که سرورش حضرت علی است.
۱۱۹ امیرپارسا فارسی، عربی مرکب از امیر و پارسا، حاکم خداترس. پادشاه پرهیزکار.
۱۲۰ امیرحسین عربی مرکب از دو اسم امیر و حسین،کسی که حسین علیه السلام امیر و حاکم اوست.
۱۲۱ امیرطاها عربی مرکب از دو اسم امیر به معنی آقا و سروز و طاها که نام یکی از سوره های قرآن است، برخی تفاسیر این سوره را منسوب به اهل بیت علیه السلام می دانند.
۱۲۲ امیرعباس عربی مرکب از دو اسم امیربه معنای حاکم و سلطان و عباس به معنای شیر درنده
۱۲۳ امیرعلی عربی مرکب از امیر (پادشاه) + علی (بالا رفتن و صعود کردن)
۱۲۴ امیرکسری فارسی، عربی مرکب از امیر (عربی) به معنای حاکم و فرمانروا + کسری (فارسی) به معنای خسرو و پادشاه است.
۱۲۵ امیرمحمد عربی کسی که حضرت محمد صلی الله علیه وآله حاکم و سرور اوست.
۱۲۶ امیرمهدی عربی ترکیب نام های امیر و مهدی ، کسی که حضرت صاحب الزمان سرور و فرمانده اوست.
۱۲۷ امیرنظام عربی مرکب از امیر (پادشاه) + نظام (مجموعه سپاهیان یک کشور، ارتش)، در دوره قاجار، عنوان و سمت فرمانده کل قوای نظامی.
۱۲۸ امین عربی امانت دار، مورد اطمینان، درستکار، لقب پیامبر (ص)، به صورت پسوند و پیشوند همراه با بعضی نامها می آید و نام جدید می سازد مانند محمد امین، امین عباس و امین همایون
۱۲۹ امین الدین عربی آن که در دین امین و درستکار است.
۱۳۰ امین الله عربی مورد اعتماد خداوند.
۱۳۱ انوشتکین فارسی، عربی انوش (فارسی) + تکین (ترکی)، پهلوان جاودانی، از نام های تاریخی.
۱۳۲ اوات کردی آرزو.
۱۳۳ اوحد عربی یگانه، بی همتا.
۱۳۴ اوحدالدین عربی آن که در دین یگانه و بی همتاست، نام عارف مشهور قرن هفتم
۱۳۵ اوریا عبری شعله خداوند، نام مردی یهودی در زمان داوود (ع) که از فرماندهان سپاه بود.
۱۳۶ اوستا اوستایی، پهلوی نام کتاب مقدس زرتشتیان.
۱۳۷ اوکتای مغولی اکتای
۱۳۸ اویس عربی گرگ کوچک، شخصی پارسا که از تابعین بوده است.
۱۳۹ اوین ترکی برخیز، به ضم ی. با نام آوین که اسم دختر است اشتباه نشود.
۱۴۰ ایاز ترکی نام غلام محبوب سلطان محمود غزنوی
۱۴۱ ایبک ترکی ماه بزرگ، یا آن که ماه او را بزرگ ساخته است.
۱۴۲ ایتکین ترکی آیتکین، غلام ماه
۱۴۳ ایثار عربی از خود گذشتگی، فداکاری
۱۴۴ ایدین ترکی آیدین، شفاف و روشن، درخشنده مانند ماه.
۱۴۵ ایزد اوستایی، پهلوی در فرهنگ ایران باستان، هر یک از فرشتگانی که اهمیت آنها پس از امشاسپندان است، خداوند.
۱۴۶ ایشا عبری نام پدر داوود (ع)
۱۴۷ ایلدرم اسم پسر ترکی ایلدیریم، تندر، آذرخش، رعد و برق.
۱۴۸ ایلدیریم ترکی = ایلدرم.
۱۴۹ ایلکین ترکی اولین، نسختین ، جلوتر از همه
۱۵۰ ایلگار سریانی خداوندگار، قدرتمند، مرکب از ایل به معنای خداوند یا هر موجود صاحب قدرت + پسوند افاده فاعلیت (گار).
۱۵۱ ایلماز ترکی پایدار، جاویدان، ماندگار، کسی که در محدوده زمان نمی گنجد.
۱۵۲ ایلیا عبری خدای خدایان، تغییر یافته نام الیاس یکی از چهار پیامبرجاویدان.
۱۵۳ ایلیا سریانی راستگوی بزرگ، نام حضرت علی (ع) در تورات.
۱۵۴ ایلیاس عبری الیاس
۱۵۵ ایمان عربی اعتقاد به وجود خداوند وحقیقت رسولان و دین، یقین داشتن به درستی اندیشه یا امری.
۱۵۶ ایوب عبری به معنای کسی که به خدا رجوع می کند، اسم یکی از پیامبران که خداوند او را به بلاهای بسیار دچار کرد و سپس او را عافیت بخشید و به همین دلیل به صبر و شکیبایی شهرت دارد.
www.NameFarsi.com

Iranian boy name

◄ نام پسر فارسی با ا

اسم با ا
اسم پسر زیبا با ا
Boy names start with A

اسم پسر با آ

لیست نام پسر ایرانی با حرف الف

شامل اسم های زیبای پسر ایرانی (اسم ترکی، اسم گیلکی، اوستایی و …) با حرف آ

نام پسر با آ
نام پسرانه با الف اسم از آ

بسیاری از اسم های زیبای مرسوم در ایران عزیزمان، ریشه های شمالی (گیلکی، مازنی)، عربی، ترکی، کردی، لری و حتی یونانی دارند. در زیر اسم های پسرانه با حرف الف که ریشه های این چنینی دارند را قرار داده ایم. ضمنا اسامی اوستایی را می توان اصیل ترین اسم های ایرانی دانست. چرا که زبان ایرانیان باستان بوده است و زبان فارسی فعلی ما تغییر یافته آن زبان است.

ردیف اسم ایرانی ریشه نام   معنی اسم
۱ آئیریا اوستایی، پهلوی آئیرا معادل اسم ایرج است. ایرج از نام های اصیل ایرانی است به معنی یاری دهنده‌ آریایی‌ها. ایرج از اسامی شاهنامه ای پسر نیز هست.
۲ آئیل گیلکی   نام پرنده ای است.
۳ آباقا ترکی، فارسی  اسم فرزند هلاکوخان مغول (دومین ایلخان مغول).
۴ آبتین اوستایی، پهلوی  اسم پدر فریدون پادشاه پیشدادی، و نیز از شخصیت های شاهنامه فردوسی، به معنی روح کامل، انسان نیکو کار.
۵ آبد عربی  همیشگی، ابدی، دائمی، جاودانه.
۶ آبدست بلوچی، فارسی  چابک، تردست، تر و فرز  اسم پسرانه
۷ آبدین عربی  جاودانه ها، جمع آبد (به کسر ب).
۸ آبرام عبری  صورت دیگر ابراهیم، پدر جماعت بسیار یا پدر عالی مقام، اسم یکی از پیامبران بزرگ ملقب به خلیل الله، هم چنین نام سوره ای در قرآن کریم؛ معادل اسم پرهام در فارسی.
۹ آبراهام عبری  ابراهیم، پدر جماعت بسیار یا پدر عالی مقام.
۱۰ آبرلی فارسی، ترکی  آبر (فارسی، آبرو) + لی (ترکی) = دارای آبرو، آبرومند.
۱۱ آبش عربی، فارسی  شاداب و با طراوت، تازه روی و خندان، کسی که اطراف و پیشگاه خانه کسی را با خوردنی و نوشیدنی بیاراید.
۱۲ آبلاتکا اوستایی، پهلوی، فارسی  از نام های ایران باستان.
۱۳ آبی عربی  سرکش، یاغی، نافرمان.
۱۴ آپادا سنسکریت  کسی که خود را به خداوند سپرده است، متوکل.
۱۵ آپاداش سنسکریت  آموختن علوم معنوی از مرشد.
۱۶ آپنیتا سنسکریت  مقرب، بنده خاص پروردگار.
۱۷ آتا اسم ترکی   پدربزرگ.
۱۸ آتاباللی ترکی  یادگار مانده از پدر بزرگ، مرد کوچک اندام.
۱۹ آتابای ترکی، چینی   آتا (ترکی) + بای (چینی) = پدربزرگ، اسم یکی از طوایف بزرگ ترکمن در ایران.
۲۰ آتابیک ترکی  پدر بزرگ، مربی کودکان و بالاخص شاهزادگان، اتابک.
۲۱ آتابیگ ترکی  لقب احترام برای خطاب کردن پیران، لقب مربیان شاهزادگان دربار سلاطین ترک.
۲۲ آتاش ترکی  آداش، همنام.
۲۳ آتاقلیچ ترکی  شمشیر پدری.
۲۴ آتاگلدی ترکی
۲۵ آتاگلدی ترکی  پدر آمد، پدر بزرگ آمد، در بین ترکمن ها رسم است برای اولین پسری که بعد فوت پدربزرگ به دنیا می آید این اسم را بر می گزینند.
۲۶ آتامکین ترکی  مانند پدرم
۲۷ آتان ترکی   پرتاب کننده
۲۸ آتان ترکی  پرتاب کننده
۲۹ آتجان ترکی  کسی که بدن استوار و اندام محکمی دارد.
۳۰ آترابان اوستایی، پهلوی  نگهبان آتش، پیشوای دینی
۳۱ آتربان اوستایی، پهلوی  نگهبان آتش، پیشوای دینی
۳۲ آتروپات اوستایی، پهلوی  صورت دیگر آذرباد، آذرپناه یا کسی که آتش نگهدار اوست.
۳۳ آتسز ترکی  اسم سومین فرمانروای سلسه خوارزمشاهی
۳۴ آتلی ترکی  سواره، صاحب اسب، اسب سوار
۳۵ آتمش ترکی  عدد شصت که از اعداد مقدس است. همچنین پرتاب کردنی
۳۶ آتورپات اوستایی، پهلوی  صورت دیگر آذرباد، آذرپناه یا کسی که آتش نگهدار اوست.
۳۷ آتیال ترکی  یال اسب، از اسامی مرسوم بین قبایل ترکمان
۳۸ آتیتی سنسکریت  مهمان
۳۹ آتیجی ترکی  تیر انداز ماهر
۴۰ آتین اوستایی، پهلوی  در زبان زند و پازند جدید ، نو ، بوجود آمده.
۴۱ آجیر  آژیر، در گویش خراسان به معنی محتاط، کوشا.
۴۲ آچیم عبری  نام یکی از نیاکان یوسف نجار که همعصر حضرت مریم بود به معنای خداوند استقرار خواهد یافت.
۴۳ آدارایل آشوری  خداوند یاریگر
۴۴ آداش ترکی  آتاش، همنام، هم اسم
۴۵ آدان کردی  مفید سودمند
۴۶ آدبهاوا سنسکریت  تولد حقیقی
۴۷ آدریان یونانی  آدریانوس، نام یکی از امپراتوران روم
۴۸ آدریانوس یونانی  آدریان، نام یکی از امپراتوران روم
۴۹ آدرین لاتین و ایرانی  آدریانوس، به فتح ی، یکی از پادشاهان روم که فتوحات زیادی داشت و به ادبیات علاقمند بود. معنی اسم آدرین را ببینید.
۵۰ آدم عبری  نخستین بشری که خدا آفرید،  مودب باتربیت، انسان گندم گون، آهوی سفیدی که روی پوستش خطهای خاکی رنگ دارد.
۵۱ آدورا آشوری  مأخوذ از افسانه گیل گمش بابلی، کمک کننده، مددکار.
۵۲ آدهاوا سنسکریت  نزدیکترین دوست خداوند، نام نزدیکترین همنشین کریشنا در افسانه های هندی.
۵۳ آدی نام عربی  امین تر، امانت دار تر.
۵۴ آدی گوزل ترکی  خوش نام، معمولا درباره حضرت محمد (ص) بکار برده می شود.
۵۵ آدیگوزل ترکی  آدی گوزل.
۵۶ آدینگ بلوچی  آن که روز جمعه به دنیا آمده است.
۵۷ آذراوغلی ترکی، فارسی  پسر آذربایجان.
۵۸ آذرباد اوستایی، پهلوی  نام موبدی در زمان شاپور دوم پادشاه ساسانی.
۵۹ آذرتاش فارسی، ترکی  آذر (فارسی) + تاش (ترکی) دو تن که اجاق و بخت یکسانی دارند.
۶۰ آرارات ارمنی  نام کوهی در آذربایجان که بنا به روایتی کشتی نوح بر روی آن قرار گرفت.
۶۱ آران کردی  دارای طبیعت گرم، همچنین اسم شهری قدیمی که قباد آن را بنا کرد. بررسی کامل: اسم آران.
۶۲ آرتوش اسم ارمنی   از نامهای باستانی ارمنی
۶۳ آرخا ترکی  آرکا، مایه اطمینان و پیشتگرمی.
۶۴ آرسن عبری  مرد مبارز.
۶۵ آرکا ترکی  آرخ، معادل آرخا، مایه اطمینان و پیشتگرمی.
۶۶ آرمیا عبری  ارمیا، بزرگ داشته شده؛ نام یکی از پیامبران بنی اسرائیل، همچنین لقب حضرت خضر نبی و لقب حضرت علی (ع). باید اشاره کنیم که این اسم پسرانه در حال حاضر  به شکل آرمیا مورد تایید ثبت احوال نیست. بررسی کامل: اسم ارمیا.
۶۷ آرنا کردی  آریایی نژاد؛ آرنا در ترکمنی به معنی نهر و رودخانه است و اسمی دخترانه.
۶۸ آروشا سنسکریت  روشنایی، نور خورشید، آرامش.
۶۹ آرویج ترکی  همیشه سبز، باطراوت، شاداب.
۷۰ آری کردی  آریایی، نام یکی از ایالات ایران قدیم که شامل خراسان و سیستان امروزی بوده است، اسم یکی از طوایف چادر نشین مازندران.
۷۱ آریتما کردی  نام یکی از سران ماد.
۷۲ آریز کردی  نام کوهی در مسیر مریوان به سنندج  نام ایرانی
۷۳ آریس ارمنی  برزگر
۷۴ آریستا ارمنی  آریستاکس، برزگر، کشاورز.
۷۵ آریسته فرانسه   آریستئوس در اساطیر یونان، پسر اپولون، او تربیت زنبور عسل را به مردم آموخت.
۷۶ آرین انگلیسی  آریایی نژاد، از نسل آریایی.
۷۷ آرین نام کردی  آریایی نژاد. بررسی کامل: اسم آرین.
۷۸ آریوداد اوستایی، پهلوی  ایرانداد، داده ایران.
۷۹ آزا اسم کردی  آزا اسم کردی به معنی سالم بودن و سرحال و قبراق است؛ هم چنین آزا نام پادشاه مانایی بوده است.
۸۰ آزر عبری، عربی  نام پدر ابراهیم خلیل (ع)، اسبی که ران دو پای عقبش مشکی و دستهایش به رنگ دیگر است.
۸۱ آزران عبری  منسوب به آزر،آزر نام پدر یا عموی حضرت ابراهیم و همچنین نام نژادی از اسب است که پاهایش سیاه و دستانش به رنگی دیگر است.
۸۲ آسام لری  سام، داستان خوشایند، حدیث خوش، همچنین از شخصیتهای شاهنامه و  اسم پهلوان ایرانی پسر نریمان و پدر زال و جهان پهلوان ایران در زمان منوچهر پادشاه پیشدادی، همچنین نام یکی از ایالتهای مرزی شمال شرقی هند که مجاور بنگلادش است. آسام اسم پسر لری است.
۸۳ آشر عبری  شاد، خوشحال، اسم یکی از پسران یعقوب (ع).
۸۴ آشور آشوری  برهم زننده، تغییر دهنده، نام دومین فرزند سام که نینوا را بنا نهاد.
۸۵ آشینا آشوری  قوی، قدرتمند، نیرومند، زورمند.
۸۶ آصف عربی  تدبیر، مشاور خردمند، نام وزیر سلیمان(ع) ، عنوان وزیران ایرانی در دوران اسلامی.
۸۷ آقاجان فارسی، مغولی  آقا (مغولی) + جان (فارسی) عنوان محبت آمیز برای پدر یا پدربزرگ.
۸۸ آقاگل فارسی، مغولی   آقا (مغولی) + گل (فارسی) نام روستایی در نزدیکی اصفهان.
۸۹ آقامیر عربی، مغولی  آقا (مغولی) + میر (عربی) = سلطان بزرگ، امیر والامقام، نام روستایی در نزدیکی بیرجند.
۹۰ آکو نام کردی  قله کوه، مکان بلند، انسان با عظمت و مقتدر.
۹۱ آگا کردی  آگاه، مطلع،با خبر.
۹۲ آلب ترکی  (سکون لام و ب) دلیر، پهلوان.
۹۳ آلب ارسلان ترکی  شیر شجاع، کنایه از مرد شجاع و نترس، نام یکی از پادشاهان مقتدر سلجوقی.
۹۴ آلب تکین ترکی  مرد دلیر، نام مؤسس سلسله غزنویان، نام یکی از امرای آل بویه.
۹۵ آلپ ارسلان ترکی  آلب ارسلان، شیر مرد، شیر شجاع، کنایه از مرد شجاع و نترس،از پادشاهان سلجوقییان.
۹۶ آلپ تکین ترکی  آلب تکین، مرد دلیر، نام مؤسس سلسله غزنویان، نام یکی از امرای آل بویه.
۹۷ آلتونتاش ترکی  مرکب از آلتون (طلا) + تاش (پسوند شباهت) = همانند طلا، زیباروی، نام حاجب سلطان محمود غزنوی که به فرمان وی حاکم خوارزم شد.
۹۸ آلیا عبری  الیاس. بررسی کامل: اسم الیاس.
۹۹ آمانج کردی  هدف، مقصد.
۱۰۰ آماندا ترکی  در امان تو، در پناه تو.
۱۰۱ آنتی گون لاتین  حاکم بابل درزمان اسکندرمقدونی.
۱۰۲ آنوشه عربی  خوشی و شادی، داماد، پادشاه نوجوان.
۱۰۳ آنیل ترکی  معروف، نامدار. بررسی کامل: اسم آنیل.
۱۰۴ آویر کردی   آتش.
۱۰۵ آهیر کردی   آتش.
۱۰۶ آهیل گیلکی   مرغ انجیرخوار.
۱۰۷ آهین گیلکی   آهن.
۱۰۸ آی بک ترکی   بت، صنم.
۱۰۹ آیت عربی   آیه، نشانه، شخص برجسته و شاخص، شخص بسیار زیبا رو.
۱۱۰ آیت الله عربی   نشانه خداوند.
۱۱۱ آیتاش ترکی   همتای ماه، نام شخصی در دوره سامانیان.
۱۱۲ آیتغمش ترکی   زاده ماه.
۱۱۳ آیتکین ترکی   غلام ماه.
۱۱۴ آیتونا ترکی، فارسی  در ترکی به معنای زیبا و درخشان مانند ماه و در فارسی به معنای حالا، در حال حاضر و همچنین است.
۱۱۵ آیدین اسم ترکی پسر  آیدین یعنی شفاف و روشن، درخشنده مانند ماه. معنی اسم آیدین: (ترکی) ۱- به معنی روشنایی، روشن، آشکار، شفاف، نورانی، صاف، معلوم، واضح؛ ۲- روشن‌فکر؛ ۳- (اَعلام) ۱) نام شهری در جنوب شرقی ازمیرِ ترکیه؛ ۲) نام سلسله‌ای از امرای ولایت لیدیا.
۱۱۶ آیلا اسم عربی و ترکی
 در حال حاضر فقط برای فرزند دختر به ثبت می رسد. نام پهلوانی ترک که در شاهنامه به عنوان مبارز افراسیاب از او یاد شده است. آیلا اسم دختر ترکی هم هست.
www.NameFarsi.com

Iranian boy name

◄ نام پسر فارسی با آ

اسم پسر زیبا با آ
اسم پسر با آ

نظرسنجی اسم پسرانه  با آ

به نظر شما زیباترین اسامی پسرانه با الف کدام نام ها هستند؟ در قسمت نظرات بنویسید.