اسم پسر ایرانی با ش

اسم پسر با ش

لیست نام پسر ایرانی با حرف ش

اسم با ش
اسم پسر ایرانی با ش

شامل اسم های پسرانه زیبا (ترکی، عربی و …) با حرف ش

ردیف اسم ایرانی ریشه نام معنی اسم
۱ شادتگین فارسی، ترکی شاد (فارسی) + تگین (ترکی) = پهلوان شاد، از امیران دربار خوارزمشاه.
۲ شادلی  عربی  نام چندتن از بزرگان عرب. شادلی اسم دخترانه با ریشه ترکی هم هست.  اسم شادلی در حال حاضر فقط به عنوان اسم دختر مورد تایید ثبت احوال کشور است. اسم شادلین هم به عنوان اسم دختر فارسی مورد تایید ثبت احوال کشور است.
۳ شادن عربی اسم پسرانه  دخترانه به معنی بچه آهو، زیبا و لطیف مانند بچه آهو، بچه آهویی که کمی بزرگ شده و بی نیاز از مادر است. توجه شود که اسم شادن در حال حاضر فقط به عنوان اسم دختر مورد تایید ثبت احوال کشور است.
۴ شار  عربی  عنوان عمومی پادشاهان غرجستان (منطقه ای در عربستان کنونی).
۵ شارایل آشوری خدای پادشاه.
۶ شارو  کردی  بازمانده یا پنهان.
۷ شاروسین آشوری پادشاه مقدس.
۸ شاعی  عربی  شیعی.
۹ شاکر عربی شکرگزار، کسی که در حال شکر کردن است، معمولا منظور شکرگزاری در برابر خداوند است.
۱۰ شاکل  عربی  شبیه و مانند
۱۱ شامل عربی حاوی، دارنده، کامل، فراگیرنده، نام یکی از رهبران مذهبی و سران عشایر قفقاز.
۱۲ شانلی  عربی، ترکی  شان (عربی) + لی (ترکی)، مشهور، پرافتخار، شایان تحسین و مایه افتخار. توجه کنید که در حال حاضر این اسم برای دختر قابل ثبت در ثبت احوال ایران است. شانلی یعنی افتخار آمیز. معروف.
۱۳ شانیا هندی اسم پسر به معنی کسی که در تصمیم و نظر خود پابرجاست، مصمم، ثابت قدم.
۱۴ شاویس  فارسی، عربی  شا (فارسی) + ویس (عربی) مرکب از شاه + اویس (نام شخصی پارسا که از تابعین بوده است).
۱۵ شاه محمد فارسی، عربی شاه (فارسی) + محمد (عربی)، اسم نقاش معروف ایرانی در زمان صفویه نیز بوده است.
۱۶ شاه مراد  فارسی، عربی  شاه (فارسی) + مراد (عربی) مهمترین و بزرگترین آرزو .
۱۷ شاه هژبر فارسی، عربی شاه (فارسی) + هژبر (از عربی: هزبر) نام پسر پادشاه یمن .
۱۸ شاهارا  آشوری  حافظ شب های روزه داران 
۱۹ شاهد عربی زیبارو، محبوب، معشوق
۲۰ شاهر  عربی  مشهور، معروف، نامی
۲۱ شاهسون اسم ترکی شاه (فارسی) + سون (ترکی) = شاه دوست، نام چند طایفه از طوایف ترک در ایران.
۲۲ شاهقلی  فارسی، ترکی  شاه (فارسی) + قلی (ترکی) غلام شاه، نام نقاش معروف ایرانی در زمان صفویه.
۲۳ شاهمیر فارسی، عربی شاه (فارسی) + میر (عربی)، امیرشاه، نام برادر میرک بیگ وزیر شاه اسماعیل صفوی.
۲۴ شایار  کردی  وزیر (نگارش کردی: شایار)
۲۵ شایرایا آشوری ستاره ناهید
۲۶ شبلی  عربی  نام عارف معروف قرن سوم و چهارم
۲۷ شبنا عبری جوان، نام یکی وکلای قصر حزقیا پادشاه یهودا
۲۸ شبیر  عربی  اسم پسر هارون از پیامبران بنی اسرائیل
۲۹ شجاع الدین عربی آن که در دفاع از دین شجاع است.
۳۰ شجاع الملک  عربی  آن که در دفاع از کشور شجاع است.
۳۱ شداد عبری نام فرزند عاد (ع)
۳۲ شرف  عربی  بزرگواری، برتری 
۳۳ شرف الدین عربی موجب آبروی دین و آیین
۳۴ شرف الزمان  عربی  موجب بزرگی عصر و روزگار 
۳۵ شریف عربی ارزشمند، عالی، سید، ارجمند، بزرگوار، نام کوهی در عربستان .
۳۶ شریف الدین  عربی  دارای دین و آیین پاک 
۳۷ شعبان عربی نام ماه هشتم از سال قمری
۳۸ شعیب  عبری  توشه دان، نام پدر همسر موسی (ع)، نام کوهی در یمن 
۳۹ شفا عربی بهبود یافتن از بیماری، تندرستی
۴۰ شفیع  عربی  شفاعت کننده، پایمرد 
۴۱ شقیق عربی نام یکی از سرداران علی (ع)
۴۲ شکرالله  عربی  سپاس خد ارا 
۴۳ شکرعلی عربی (به ضم شین) عربی مرکب از شکر (سپاس) + علی (بلندمرتبه)
۴۴ شکور  عربی  بسیار سپاسگزار، از نامهای خداوند 
۴۵ شکیل عربی زیبا، پسر خوش چهره
۴۶ شلیخا  عبری  سریانی نام یکی از حواریون عیسی (ع) 
۴۷ شماس سریانی خادم، عابد، طبقه و گروهی از روحانیون مسیحی، از شخصیت های شاهنامه فردوسی، نام سردار ایرانی مسیحی در زمان پادشاهی نوشزاد فرزند انوشیروان پادشاه ساسانی.
۴۸ شمس  عربی  خورشید، اسم بتی در قدیم، نام سوره ای در قرآن کریم.
۴۹ شمس الدین اسم عربی آفتاب دین، نام دو تن از پادشاهان آل کرت.
۵۰ شمس الهدی  عربی  خورشید هدایت 
۵۱ شمعون عبری شنونده، نام یکی از برادران یوسف (ع)
۵۲ شمیل  عربی  باد شمال، نام روستایی در نزدیکی بندرعباس.
۵۳ شمینه آشوری حاصلخیز، برکت یافته.
۵۴ شوان  کردی  گله بان، چوپان
۵۵ شورعلی فارسی، عربی شور (فارسی) + علی (عربی) مرکب از شور (هیجان ) + علی (بلندمرتبه)
۵۶ شوق علی  عربی  مرکب از شوق (هیجان) + علی (بلند مرتبه)، آنکه شوق دیدن حضرت علی (ع) را دارد.
۵۷ شهاب عربی شعله آتش، سنگ آسمانی، ستاره دنباله دار، شهاب معنی پادشاه آبها نیز می‌دهد.
۵۸ شهاب الدین  عربی  آن که چون ستاره روشنی در دین است، نام حکیم معروف قرن ششم، شهاب الدین سهره وردی.
۵۹ شهرتاش فارسی، ترکی شهر (فارسی) + تاش (ترکی) همسایه و همشهری.
۶۰ شهیر  عربی  معروف، نام آور، نامدار
۶۱ شیبان عربی از قبایل عرب
۶۲ شیبت  عربی  سفیدی مو، پیری
۶۳ شیث عبری نام سومین پسر آدم و حوا که به عقیده مسلمانان مقام نبوت داشت.
۶۴ شیراحمد  فارسی، عربی  شیر (فارسی) + احمد (عربی) مرکب از شیر (شجاع) + احمد (ستوده).
۶۵ شیرعلی فارسی، عربی شیر (فارسی) + علی (عربی) ، مرکب از شیر (شجاع) + علی (بلندمرتبه)، نام طایفه ای از طوایف کهگیلویه.
۶۶ شیرمحمد  فارسی، عربی  شیر (فارسی) + محمد (عربی) مرکب از شیر (شجاع) + محمد (ستوده).
www.NameFarsi.com

Iranian boy name

◄ مشاهده ادامه: نام پسر فارسی با ش

اسم پسر با ش
نام پسرانه با حرف ش

نظرسنجی اسم

انتخاب شما کدام اسم هست؟ در قسمت نظرات بنویسید.

Boy names with R

اسم پسر با ر

لیست نام پسر ایرانی با حرف ر

شامل اسامی پسر ایرانی با حرف ر

این لیست شامل اسم های پسرونه با ر هست که بیشترشان ریشه عربی و کردی دارند. اسامی فارسی با حرف ر نیز در صفحه دیگر (پایین جدول) قابل دسترسی هستند.

به طور کلی اسامی پسرانه با حرف ر از نام های محبوب هستند. همانطور که در صفحه نام های فارسی با ر دیدید اسامی زیبایی برای پسر با حرف ر وجود دارند. پایین این جدول ادامه نام های زیبای پارسی با “ر” را نیز ببینید.

ردیف اسم پسر ریشه نام معنی اسم
۱ رئوف عربی بسیار مهربان، بخشنده و با محبت، از نامهای خداوند مهربان.
۲ رادعلی فارسی، عربی راد (فارسی) + علی (عربی)، علی جوانمرد، کسی که همانند علی (ع) جوانمرد است.
۳ رازاوه اسم کردی آراسته شده.
۴ راستین  فارسی در نهایت صداقت و راستی و درستی؛ حقیقی، واقعی. در قدیم معنی راست قامت هم می داده است. بررسی کامل: اسم راستین.
۵ راشد عربی آن که در راه راست است، دیندار، اسم یکی از خلفای عباسی.
۶ راشن عربی آرامنده، ثابت.
۷ راشین کردی توشه، هم چنین به معنی سبز و خرم اسم کردی دخترانه است.
۸ راما سنسکریت  یکی از تجلیات وشنو در اساطیر هندی. راما در حال حاضر فقط به عنوان اسم دختر در ثبت احوال ایران به ثبت می رسد.
۹ رایا عبری آن که مورد توجه خداوند است، نام مردی از بنی اسرائیل؛ اسم دخترانه و پسر است و در حال حاضر ثبت احوال به عنوان اسم دختر می پذیرد. بررسی کامل: اسم رایا.
۱۰ رایکا گیلکی محبوب و معشوق.
۱۱ رایمون فارسی، گیلکی پسر باهوش. متاسفانه در حال حاضر از اسامی مورد تایید ثبت احوال نیست. بررسی کامل: اسم رایمون.
۱۲ ربن کردی یکدست، یک اندازه (نگارش کردی: رهبهن).
۱۳ ربیع عربی بهار.
۱۴ رجا عربی امیدواری، امید.
۱۵ رجب عربی نام ماه هفتم از سال قمری.
۱۶ رحمان عربی مهربان، بخشاینده، از نام های خداوند.
۱۷ رحمت عربی مهربانی، رحم، مهربانی و عفو مخصوص خداوند.
۱۸ رحمت الله عربی بخشش خداوند.
۱۹ رحیم عربی مهربان، از نام های خداوند.
۲۰ رزاق عربی روزی دهنده، از اسامی خداوند.
۲۱ رزق الله عربی روزی ای که خداوند می دهد.
۲۲ رزین عربی محکم، استوار، متین، باوقار.
۲۳ رسام عربی رسم کننده، نقاش.
۲۴ رسول عربی پیغمبر، قاصد، پیک.
۲۵ رشید عربی هدایت شده، دارای قامت بلند و متناسب، شجاع و دلیر، از نام های خداوند.
۲۶ رشیدا فارسی، عربی  رشید (عربی) + ا (فارسی) ؛ اسم یکی از استادان خط نستعلیق در قرن یازدهم که خواهرزاده و شاگرد میرعماد بوده است.
۲۷ رشیدالدین عربی آن که در دفاع از دین دارای رشادت و شجاعت است، نام نویسنده و شاعر مشهور قرن پنجم و ششم ملقب به وطواط.
۲۸ رضا عربی خشنودی، رضایت، خشنود، راضی، نام امام هشتم شیعیان اسم پسر ایرانی
۲۹ رضی عربی راضی و خشنود.
۳۰ رضی الدین عربی پسندیده دین، نام دانشمند و شاعر قرن ششم.
۳۱ رعد عربی صدای حاصل از برخورد دو قطعه ابر، سوره ایی در قرآن کریم نیز به همین نام است.
۳۲ رفیع عربی مرتفع، بلند، ارزشمند، بلندمرتبه، عالی.
۳۳ رفیع الدین عربی دارای مقام و مرتبه بلند در دین.
۳۴ رکن الدین عربی پایه و اساس دین.
۳۵ رمضان عربی سنگ گرم و سوزان، نام ماه نهم از سال قمری.
۳۶ روجیار کردی روژیار. روجیار یا روژیار یعنی روزگار، آفتاب.
۳۷ روح الامین عربی نام دیگر جبرئیل، فرشته وحی.
۳۸ روح الدین عربی آن که روح دین است.
۳۹ روح الله عربی روح خداوند، لقب عیسی (ع).
۴۰ روژمان کردی روشن مانند روز، کسی که دارای فکر باز و اندیشه روشن است.
۴۱ ریاض اسم عربی روضه ها، باغ ها.
www.NameFarsi.com

◄ نام پسر فارسی با ر

نام پسر با ر
نام پسر با حرف ر اسم پسرانه از ر

همانطور که مشاهده کردید، بیشتر اسامی غیر فارسی با حرف ر، ریشه عربی دارند. کدام اسم پسر در لیست بالا را بیشتر می پسندید؟ در قسمت نظرات دیدگاه خود را بنویسید.

Boy names with D

اسم پسر با د

لیست نام پسر ایرانی با حرف دال

شامل اسم های پسر ایرانی با ریشه های کردی، عبری، عربی، فارسی-عربی. اسم پسر فارسی با حرف د را در صفحه بعدی ببینید. (زیر جدول این صفحه لینک آن هست). از محبوب ترین اسم های پسرانه با حرف د در این بین می توان به اسم های دانیال و داود اشاره کرد. درباره اسم دایان هم باید اضافه کنیم که این اسم در حال حاضر برای دختر قابل ثبت است. اگر اسم زیبای دیگری از حرف د می شناسید در قسمت نظرات بنویسید. بخصوص اسم های کردی، اسم های لری و اسم های ترکی.

اسم پسرانه با د
نام پسر از د

لیست اسم های پسرانه با حرف د

ردیف اسم ایرانی ریشه نام معنی اسم
۱ داتان عبری مربوط به چشم، نام یکی از رؤسای یهود
۲ دادعلی  فارسی- عربی  داد (فارسی) + علی (عربی)، داده علی (ع)، آن که عدل و دادی چون علی (ع) دارد.
۳ دادیار کردی اسم پسرانه  حامی قانون، مجری عدالت (نگارش کردی: دادیار)
۴ دان  عبری  قاضی، داور، نام یکی از پسران یعقوب (ع)
۵ دانیال عبری خدا حاکم من است‌، اسم یکی از چهار پیامبر مذکور در عهد عتیق
۶ داود  عبری  داوود
۷ داورا آشوری دشت
۸ داوود  عبری  محبوب، نام یکی از پیامبران بنی اسرائیل که به سبب صدای خوب و نواختن بربط شهرت دارد.
۹ داوید عبری داوود
۱۰ دایان  ترکی  اسم پسرانه  سرافرازی. در منابع ترکی این اسم پسرانه است. حال آنکه این اسم در کردی نامی دخترانه است. بررسی تخصصی اسم دایان را ببینید.
۱۱ دوست محمد فارسی- عربی دوست (فارسی) + محمد (عربی) دوستدار محمد (ص)
۱۲ دوستعلی  فارسی- عربی  دوست (فارسی) + علی (عربی) دوستدار علی (ع)
۱۳ دومان ترکی مه، غبار
۱۴ دها  عربی  زیرکی، هوشمندی
۱۵ دین محمد فارسی- عربی دین (فارسی) + محمد (عربی)، دارای دین حضرت محمد (ص)، نام یکی از پادشاهان ازبک
www.NameFarsi.com

Iranian boy name

◄ نام پسر فارسی با د

اسم پسر ایرانی با س

اسم پسر با س

لیست نام پسر ایرانی با حرف سین

شامل اسم های زیبای پسر ایرانی (اسم پسر ترکی، کردی، عربی، یونانی، اوستایی و …) با حرف س

اسم پسر با س
لیست اسامی پسرانه با حرف س

زیباترین اسامی پسرانه ایرانی با س

اسم های زیبای پسرانه با حرف س بسیار هستند. همانطور که در صفحه قبلی اسم های پارسی با س را دیدید. در این قسمت نام های ایرانی پسرانه با س قرار دارند. اسامی پسر عربی، یونانی، کردی و … که با سین شروع می شوند. البته این نام ها کمتر از اسم های فارسی پسر با س که در صفحه قبل بودند محبوبیت دارند. ایرانیان در این سال ها تمایل بیشتری در انتخاب اسم با ریشه فارسی برای فرزند خود دارند. البته در انتخاب اسم برای برند نیز این قضیه صدق می کند.

اسم پسرانه زیبا با س
اسم ایرانی با س

اسم پسر ایرانی با حرف س

اسم های پسرانه ایرانی که با س شروع می شوند، به همراه معنی و ریشه دقیق

ردیف اسم ایرانی ریشه نام معنی اسم
۱ سابق عربی پیشین، مقدم، مربوط به گذشته، هم چنین به معنی پیشی گیرنده، سبقت گیرنده و نیز اسم چندتن از شخصیت های تاریخی از جمله نام یکی از اصحاب محمد پیامبر مسلمانان.
۲ سابق الدین  عربی    پیشی گیرنده در دین
۳ ساتکین ترکی معادل ساتگین هست و در حال حاضر به عنوان اسم دختر مورد تایید است. ساتکین یعنی پیاله بزرگی که با آن شراب می خورده اند، شراب، مطلوب، محبوب. این نام به عنوان نام خانوادگی هم در ایران هست.
۴ ساتگین  ترکی  پیاله بزرگی که با آن شراب می خورده اند ، شراب، محبوب، مطلوب. (در حال حاضر نام دخترانه).
۵ ساجد عربی   سجده کننده.
۶ سارو  آشوری    ماه.
۷ ساشا یونانی   این نام در زبان های روسی و فرانسه و انگلیسی نیز بکار برده می‌شود و به معنای مدافع و محافظ مردان است. بررسی کاملتر: اسم ساشا.
۸ ساعد  عربی   کمک کننده، یاری دهنده، مددکار. از جمله اسامی پسر به معنی یاری کننده.
۹ سالداش ترکی   صخره.
۱۰ سالم  اسم عربی    فاقد بیماری، بدون عیب یا خرابی، سلامت.
۱۱ سام سنسکریت، فارسی   داستان خوشایند، حدیث خوش. همونطور که می بینید سام در ریشه های زبانی مختلف معانی متعدد دارد. بررسی کاملتر: اسم سام.
۱۲ سامر  عربی   قصه گو، افسانه سرا.
۱۳ سامرند کردی  نام کوهی است.
۱۴ سامی  عربی    عالی، بلندمرتبه.
۱۵ سانا اسم کردی   آسان و راحت، گویش محلی: صنعا پایتخت یمن که قهوه آن معروف است.
۱۶ سانان  کردی   بزرگ ایل.
۱۷ ساوان کردی  معادل نام سامان است. نام روستایی در نزدیکی سقز.
۱۸ ساورا  آشوری   امید
۱۹ ساهر عربی  بیدار
۲۰ سایر  عربی   سیرکننده، رونده نام ایرانی
۲۱ سایروس انگلیسی  سیروس یا کوروش
۲۲ سبحان  عربی  پاک و منزه، از نام های خداوند 
۲۳ سبحان قلی عربی، ترکی سبحان (عربی) + قلی (ترکی) بنده سبحان، بنده خداوند
۲۴ سبکتین  ترکی  نام مؤسس سلسله غزنویان و پدر سلطان محمد غزنوی 
۲۵ ستار عربی پوشاننده، از نام های خداوند: “ستار العیوب: به معنی پوشاننده عیب ها”، نام یکی از رهبران دوره انقلاب مشروطیت که به سردار ملی ملقب گردید.
۲۶ سجاد  عربی     بسیار سجده کننده، لقب امام چهارم شیعیان.
۲۷ سحاب عربی    ابر
۲۸ سدیدالدین  عربی     محکم و استوار در دین.
۲۹ سراج الدین عربی    آن که چون چراغی در دین است.
۳۰ سرافیل  عبری     مخفف اسرافیل
۳۱ سعدالدین عربی    موجب سعادت دین
۳۲ سعدی  فارسی، عربی   سعد (عربی) + ی (فارسی)، خجستگی، فرخندگی، میمنت، لقب شاعر بزرگ ایرانی قرن هفتم، مشرف الدین مصلح بن عبدالله شیرازی. اسامی پسرانه در اشعار سعدی را نیز ببینید.
۳۳ سعید عربی    مبارک، خجسته، خوشبخت، سعادتمند.
۳۴ سقراط  یونانی     نام فیلسوف بزرگ یوانی و استاد افلاطون.
۳۵ سکندر یونانی    مخفف اسکندر.
۳۶ سلجوق  ترکی     نام جد خاندان سلجوقیان.
۳۷ سلدوز مغولی    نام یکی از امرای مغول در دوره غازان خان.
۳۸ سلطان  عربی   پادشاه، به صورت پیشوند و پسوند همراه با بعضی نامها می آید و نام جدید می سازد مانند سلطان مراد، سلطانعلی، سکینه سلطان.
۳۹ سلمان عربی  اسم یکی از صحابه پیامبر (ص) که از اهالی فارس (شهر آباده) بوده و جهت دیدن آخرین رسول خدا به مکه مهاجرت کرد: سلمان فارسی.
۴۰ سلیم  عربی  دارای قدرت داوری و تشخیص درست، سالم، نام چندتن از پادشاهان عثمانی.
۴۱ سلیمان عبری مملو از سلامتی، نام یکی از پیامبران بنی اسرائیل که خداوند اسرار بسیاری از علوم و فنون غریبه و زبان حشرات و پرندگان را به او آموخت و سپاهی از جن و انس در اختیارش قرار داد .
۴۲ سمک  عربی     ماهی، نام قهرمان داستان سمک عیار 
۴۳ سموئیل عبری    مسموع از خدا، نام یکی از پیامبران بنی اسرائیل. معادل اشموئیل، شموئیل، اسماعیل در عربی و Samuel در لاتین.
۴۴ سمیر  عربی     قصه گو. شکل مردانه نام سمیرا.
۴۵ سمیع عربی    شنوا، از نامهای خداوند
۴۶ ساریژ  کردی    التیام، بهبود
۴۷ سناءالدین عربی    آن که موجب روشنایی در دین است.
۴۸ سنان الدین  عربی     آن که به منزله نیزه دین است و دشمنان را نابود می کند.
۴۹ سنجر ترکی    نام یکی از پادشاهان سلجوقی
۵۰ سوبیتای  مغولی     اسم پسر تولی پسر چنگیزخان پادشاه مغول 
۵۱ سوشیانت اوستایی، پهلوی   سوشیانس، نجات دهنده، هر یک از موعدان دین زرتشتی که در آخرالزمان ظهور می کنند.
۵۲ سوشیانس  اوستایی، پهلوی    = سوشیانت، ناجی، هر یک از موعدان دین زرتشتی که در آخرالزمان ظهور می کنند.
۵۳ سها عربی ستاره کم نوری در صورت فلکی دب اکبر. البته اسم سها در حال حاضر فقط اسم دخترانه است و فقط بعنوان اسم دختر مورد تایید ثبت احوال است. بررسی کامل: اسم سها.
۵۴ سهام  عربی     سهم ها، بهره ها.
۵۵ سهام الدین عربی    بهره ها و نصیب های دین.
۵۶ سهیل  عربی     روشنترین ستاره صورت فلکی سفینه.
۵۷ سیامند کردی    نام کوهی است.
۵۸ سیروس  فرانسه     شکل فرانسوی و لاتین نام کوروش، کورش.
www.NameFarsi.com

اسم های کردی پسرانه با س، چون سیروان، سانان، سوران و … نیز از اسامی زیبای پسر با حرف سین هستند. برای مشاهده اسامی با ریشه کردی، قسمت اسم کردی پسر را ببینید. ضمنا لیست کامل نام های فارسی پسر با حرف سین را در ادامه ببینید.

نام پسر فارسی با س

اسامی پارسی پسرانه با سین. اسم های پسر ایرانی با س که ریشه فارسی دارند.

اسم با س
نام پسر با س
Boy names with T

اسم پسر با ت

لیست نام پسر ایرانی با حرف ت

اسم های ایرانی پسرانه که با حرف ت شروع می شوند. شامل اسم های پسر ترکی، کردی، اوستایی، عربی، عبری، یونانی و ارمنی با حرف ت. اسم های فارسی با حرف ت هم در جدول دیگری روی وبسایت مون قرار دارد. لینک آن پایین جدول همین صفحه قرار دارد.

نام پسر با ت
نام پسرانه با ت اسم پسر از ت
ردیف اسم پسر ریشه نام معنی اسم
۱ تاج الدین عربی  آن که چون تاج در رأس دین است، نام چند تن از شخصیتهای تاریخی
۲ تارح  عبری   نام پدر ابراهیم (ع)
۳ تارخ عبری  اسم پدر حضرت ابراهیم (ع)
۴ تایماز  ترکی   خطاناپذیر
۵ تراب عربی  خاک
۶ ترخان  ترکی  در دوره مغول آن که خان به او امتیازات ویژه ای مانند معافیت از مالیات می داده است.
۷ تقدیر عربی سرنوشت
۸ تقی  عربی   پرهیزکار، لقب امام نهم شیعیان، نام صدر اعظم ناصرالدین شاه مشهور به امیرکبیر
۹ تکش ترکی  نام یکی از پادشاهان سلسله خوارزمشاهیان
۱۰ تکین  ترکی  تگین، پهلوان، دلاور
۱۱ تگین ترکی تکین، پهلوان، دلاور
۱۲ تمیم  نام عربی   دارای خلقت تمام
۱۳ توحید عربی  یگانه دانستن خداوند، یکتاپرستی، اعتقاد به وحدانیت خدا
۱۴ تور  اوستایی،
پهلوی 
 از شخصیتهای شاهنامه، اسم دومین فرزند فریدون پادشاه پیشدادی
۱۵ تورال ترکی جاوید، همیشه زنده، پهلوان
۱۶ تورج  اوستایی،
پهلوی
 نام پسر فریدون پادشاه پیشدادی
۱۷ توسن ترکی  اسب سرکش
۱۸ توفیق  عربی   موفقیت، کامیابی 
۱۹ توما یونانی  تؤام، همراه، نام یکی از حواریون عیسی (ع)
۲۰ توماج  اسم ترکی  چرمی رنگین و خوش بو
۲۱ تیگران ارمنی  نام یکی از سرداران خشایار پادشاه هخامنشی
۲۲ تیمور  ترکی   اسم سردار پادشاه بزرگ مغول و مؤسس سلسله تیموریان
۲۳ تیمورتاش ترکی  نام یکی از طوایف ترک
www.NameFarsi.com

Iranian boy name

◄ نام پسر فارسی با ت

نظرسنجی اسم پسر با ت

کدوم اسم پسرانه با حرف ت قشنگ تر هست؟ یا پیشنهاد اسم پسر با ت دارید؟ در قسمت نظرات بنویسید.

Boy names with P

اسم پسر با پ

لیست کامل نام پسر ایرانی با حرف پ

شامل اسم های زیبای پسر ایرانی (اسم کردی، اوستایی، عربی و …) با حرف پ

اسم پسر ایرانی با پ
اسم ایرانی برای پسر
ردیف اسم ایرانی ریشه نام   معنی اسم
۱ پاپریک اسم کردی   نام گیاهی خوشبو (نگارش کردی: پاپریک)
۲ پاپک فارسی، کردی  استوار، به معنای پدر کوچک، از شخصیت های شاهنامه، نام دلاور ایرانی، اسم پسر ساسان موبد معبد آناهیتا و پدربزرگ اردشیر بنیان گذار سلسله ساسانی
۳ پاتیرا آشوری   فراوانی
۴ پادار کردی   ثابت (نگارش کردی : پادار)
۵ پاداش کردی   مزد، دستمزد، اجر کار خوب، جزا، مکافات نیکی (نگارش کردی: پاداش)
۶ پاداشت کردی   = پاداش، جزا (نگارش کردی: پاداشت)  نام پسر ایرانی
۷ پادشا اسم کردی  حاکم (نگارش کردی: پاوشا)
۸ پارسیس یونانی   شکل یونانی پارسی، پارسی، ایرانی
۹ پایار کردی  پایدار، مستحکم، مقاوم
۱۰ پرداد اوستایی، پهلوی   نخستین آفریده
۱۱ پرشان اوستایی، پهلوی   رزمجو
۱۲ پرشیا انگلیسی   ایران
۱۳ پرویز اوستایی، پهلوی   از شخصیت های شاهنامه فردوسی، نام خسرو دوم پادشاه ساسانی
۱۴ پریام یونانی   در افسانه های قدیم یونان، آخرین پادشاه تروا که شهر وی به دست یونانیان افتاد
۱۵ پشتیسار کردی   یاور (نگارش کردی : پشتیار)
۱۶ پنجعلی فارسی، عربی   پنج (فارسی) + علی (عربی) مرکب از پنج (پنجه) + علی (بلند مرتبه)
۱۷ پورشسب اوستایی، پهلوی   نام پدر زردشت؛ اسم اوستایی؛
۱۸ پولا اسم کردی   فولاد
www.NameFarsi.com

Iranian boy name

◄ نام پسر فارسی با پ

اسم پسر از پ
نام پسر با پ
Boy names with B

اسم پسر با ب

لیست نام پسر ایرانی با حرف ب

شامل اسم های زیبای پسر ایرانی (اسم پسر کردی، اسم پسر ترکی، عربی و …) با حرف ب

اسم پسر زیبا با ب
اسم ایرانی زیبا با ب
ردیف اسم ایرانی ریشه نام   معنی اسم
۱ بابا کردی   صدا زدن پدر با احترام، پدر بزرگ، تخلص شاعرکرد “حسین کرم الله” و نیز اسم شاعر و عارف کرد “بابا طاهر عریان”
۲ بابر ترکی   ببر، لقب بعضی از پادشاهان ترک
۳ بابک اوستایی، پهلوی، کردی  استوار، پاپک، پدر کوچک، نام دلاور ایرانی، پسر ساسان موبِد معبد آناهیتا و پدر اردشیر بنیان گذار سلسله ساسانی، تخلص شاعر کرد “علی اصغر سریری” (نگارش کردی: بابه ک)، هم چنین از شخصیت های شاهنامه فردوسی
۴ باپوک کردی  کولاک (نگارش کردی: باپۆک)
۵ باپیر کردی   پدر بزرگ، کنایه از دانای کهنسال، تخلص شاعر کرد “باپیر دینوری” (نگارش کردی: باپیر)
۶ بادلیس کردی  کنایه از همیشه ‏مست، اسم شهری در کردستان نیز هست (نگارش کردی: باده لێس)
۷ بادینان کردی   بهدینان، مۆمنان، نام عشیره ایی معروف در کردستان، اسم منطقه ای در کردستان، یکی از لهجه های زبان کردی (نگارش کردی: بادینان)
۸ بارسین آشوری   زاده خدای ماه
۹ بارمان فارسی، کردی  از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاور تورانی و از سپاهیان افراسیاب تورانی، اسم یکی از سرداران دوره ماد، شخص محترم و لایق دارای روح بزرگ
۱۰ باریسان اسم کردی  نام قبیله ای از کردها (نگارش کردی: باڒێسان)
۱۱ باریکان کردی  دماغه ‏کوه (نگارش کردی: باریکان)
۱۲ بازبان کردی  کسی که ‏باز را برای شکار تربیت می ‏کند. (نگارش کردی: بازه وان)
۱۳ بازیار کردی   بازدارنده، داور مسابقه  پرش (نگارش کردی: بازیار)
۱۴ بازیان کردی   مکان روباز، مکانی نزدیک سلیمانیه ‏محل یکی از جنگهای شیخ محمود حفید با انگلستان (نگارش کردی: بازیان)
۱۵ باژار کردی  شهرک، بازار، مکان داد و ستد (نگارش کردی: باژار)
۱۶ باسام کردی  ترسناک، وحشتناک (نگارش کردی: باسام)
۱۷ باستان کردی  قدیمی، کهن، دیرینه، کهنه، گذشته (نگارش کردی: باستان)
۱۸ باسکان کردی  قله های چند کوه ‏در یک سلسله جبال (نگارش کردی: باسکان)
۱۹ باشار کردی   مقاومت، مقابله، چاره، علاج،‌ درمان ‏(نگارش کردی: باشار)
۲۰ باشوان کردی  اسم کوهی است در بانه، آشیانه (نگارش کردی: باشوان)
۲۱ باشور کردی   جنوب (نگارش کردی: باشور)
۲۲ باشوک کردی  نوعی پرنده شکاری (نگارش کردی: باشوک)
۲۳ باغبان کردی  باغبان (نگارش کردی: باخه وان)
۲۴ باغبان کردی  که سێ وا چاودێری باخ ده کا = باغبان (نگارش کردی: باخه وان)
۲۵ باقر عربی  شکافنده، لقب امام پنجم شیعیان، نام یکی از رهبران دوره انقلاب مشروطیت ایران که به سالار ملی ملقب گردید.
۲۶ باکور کردی  شمال (نگارش کردی: باکور)
۲۷ بالا کردی  قیافه (نگارش کردی: باڵا)
۲۸ بالاچ بلوچی  از سرداران بلوچ
۲۹ بالبان کردی  نوعی پرنده ‏شکاری (نگارش کردی: باڵه وان)
۳۰ بالک کردی  استخوان کتف، نام کوهی در کردستان، اسم منطقه ایی در کردستان، نام قبیله ایی در کردستان و هم چنین نام روستایی در کردستان (نگارش کردی: بالک)
۳۱ بالنده کردی  پرنده (نگارش کردی: باڵنده)
۳۲ بالویز کردی  سفیر، نماینده (نگارش کردی: باڵوێز)
۳۳ بانگ کردی  خبرکردن مردم، اذان (نگارش کردی: بانگ)
۳۴ بانی عربی   به وجود آورنده، عبری نام مردی از نسل جاد که از شجاعان زمان داوود (ع) بوده است.
۳۵ بانیپال آشوری   نام بزرگترین پادشاه آشور
۳۶ باوا کردی  = بابا (نگارش کردی: باوا)
۳۷ باور کردی  مرز میان دو کشتزار (نگارش کردی: باوه ر)
۳۸ باهوز کردی  گردباد (نگارش کردی: باهۆز)
۳۹ باهیف کردی  بادام (نگارش کردی: باهێڨ)
۴۰ بایتگین ترکی   از امرای سلطان مسعود غزنوی
۴۱ بایرام ترکی   عید، جشن، ترکی شده پدرام
۴۲ بایزید کردی   با ایمان، مۆمن، نام عارفی مشهور کرد زبان “بایزید بسطامی”، نام شهری درکردستان (نگارش کردی: بایزید)
۴۳ بایف کردی  بادام (نگارش کردی: بایه ڨ)
۴۴ ببک ترکی   مردمک چشم
۴۵ بتام کردی  خوشمزه (نگارش کردی: به تام)
۴۶ بتاو کردی  سریع (نگارش کردی: به تاو)
۴۷ بثریک حبشی  اسم امام علی در زبان حبشی
۴۸ بجرگ کردی  کنایه ‏از آدم بیباک وشجاع (نگارش کردی: به جه رگ)
۴۹ بحیرا عبری   نام عابدی نصرانی که بیست سال قبل از نبوت پیامبر، در حوالی شام با پیامبر مصادف شد و علائم نبوت را در پیشانی پیامبر دید و بشارت داد که در آینده به پیامبری مبعوث خواهد شد.
۵۰ بختیار لری، کردی، فارسی  ترکیب دو واژه بخت + یار؛ کسی که شانس و اقبال با او یار است، خوشبخت، تخلص شاعر کرد “علی اصغر خان سالارشریف” (نگارش کردی: به ختیار)
۵۱ بختیاری لری، کردی، فارسی   خوشبختی، کامرانی، همچنین یکی از تیره های بزرگ کرد لرستان ، یکی از لهجه های زبان کردی با نگارش کردی: به ختیاری آمده است.
۵۲ بخش علی فارسی، عربی   بخش (فارسی) + علی (عربی)، کسی که نصیب و بخت از علی (ع) یافته، بخشیده شده از سوی علی (ع)
۵۳ بخشان کردی  منتشر کردن (نگارش کردی: به خشان)
۵۴ بخشینر کردی  سخی، بخشنده، سخاوتمند (نگارش کردی: به خشێنه ر)
۵۵ بدرالدین عربی   ماه دین
۵۶ بدیع الزمان عربی   آن که زمان خود یگانه و بی نظیر است. بی مانند در عصر خود.
۵۷ برآلین کردی  اسم گیاهی خوشبو  که مصرف طبی دارد (نگارش کردی: به رزاڵێن)
۵۸ برات عربی  اعمال نیک و خیرات، همچنین شب نیمه شعبان که احیا و شب زنده داری در آن بسیار توصیه شده است.
۵۹ براخاس کردی  دوست دانا و عاقل (نگارش کردی: براخاس)
۶۰ براخاص عربی، کردی   برا (کردی) + خاص (عربی) برادر خاص
۶۱ برادر کردی   اخوی، داداش، کنایه ‏از رفیق (نگارش کردی: براده ر)
۶۲ برادوست کردی   دوست صمیمی، نام یکی از قبایل کرد، نام کوهی در کردستان، نام منطقه ای در کردستان (نگارش کردی: برادۆست)
۶۳ برام کردی  خوشبو (نگارش کردی: به رام)
۶۴ براو کردی  زمینی که  بوسیله ‏چشمه  یا رودخانه ‏آبیاری شود (نگارش کردی: به راو)
۶۵ براهام عبری   ابراهیم
۶۶ براهیم عبری  ابراهیم
۶۷ برپرس کردی  مسئول، رئیس (نگارش کردی: به رپرس)
۶۸ برتاو کردی  جای آفتابگیر(نگارش کردی: به رتاو)
۶۹ برچاو کردی   منتظر، زیبا، پدیده (نگارش کردی: به رچاو)
۷۰ برداش کردی  نتیجه (نگارش کردی: به رداش)  نامهای زیبای کردی
۷۱ بردل کردی  صبحانه(نگارش کردی: به ردڵ)
۷۲ برزآذر اوستایی، پهلوی   مرکب از برز (شکوه، جلال) + آذر (آتش)، نام برادر برز
۷۳ برزآفرین فارسی، کردی  تشویق بزرگ (نگارش کردی: به رزئافه رین)
۷۴ برزان اسم کردی  نگا “بارزان” (نگارش کردی: به رزان)
۷۵ برزاو کردی  مد دریا (نگارش کردی: به رزاو).
۷۶ برزفر فارسی، کردی  دارای قامتی با شکوه، بلند پرواز، از سرداران کرد دوره ‏هخامنشی (نگارش کردی: به رزه فڒ).
۷۷ برزما اسم کردی  ماه شب چهارده. بدر (نگارش کردی: به رزه ما).
۷۸ برزو فارسی، کردی   بلند بالا، کنایه ‏از عظمت، اسم پسر سهراب پسر رستم زال (نگارش کردی: به رزو).
۷۹ برزویه فارسی، کردی   نام پزشک نامدار ایرانی که کتاب کلیه و دمنه را در زمان انوشیروان پادشاه ساسانی از هند به ایران آورد. (نگارش کردی: به رزویه).
۸۰ برکاو کردی  دامنه کوه (نگارش کردی: به رکاو).
۸۱ برکو کردی  خرمن کوچک قبل از خرمن بزرگ (نگارش کردی: به رکۆ).
۸۲ برکوش کردی  پیش بند (نگارش کردی: به رکۆش).
۸۳ برگش کردی  سینی، طبق (نگارش کردی: به رگه ش)
۸۴ برمال کردی   جلوی منزل، سجاده، خانه دار (نگارش کردی: به رماڵ)
۸۵ برو کردی  بلوط (نگارش کردی: به ڒو)
۸۶ بروا کردی  اعتقاد (نگارش کردی: بڒوا)
۸۷ بروار کردی  زیباترین ناحیه کوه، نام منطقه ای در کردستان نزدیک عمادیه (نگارش کردی: به روار).
۸۸ بروان کردی  پیش بند (نگارش کردی: به روان).
۸۹ بروسکان کردی  جمع “بروسکه”(نگارش کردی: بروسکان).
۹۰ بروسکه کردی  برق ناشی از ابر یا هر چیز دیگر، تلگراف (نگارش کردی: بروسکه).
۹۱ برهان عربی   دلیل، حجت.
۹۲ برهان الدین عربی   دلیل و حجت دین
۹۳ برهم کردی   بهره، حاصل، نام خواننده کرد زبان “برهم حسن” (نگارش کردی: به رهه م).
۹۴ برهمن سنسکریت   برهمن
۹۵ برهمند سنسکریت   برهمن
۹۶ بریان کردی  گذر آب یا باد(نگارش کردی: به ریان)
۹۷ بریز کردی  محترم(نگارش کردی: به ڒێز)
۹۸ بریسکه کردی  نگا “بروسکه” (نگارش کردی: بریسکه)
۹۹ بریکار کردی  وکیل(نگارش کردی: بریکار)
۱۰۰ برین کردی   پیشین، پهناور، عریض (نگارش کردی: به رین)
۱۰۱ بریندار کردی  زخمی، تخلص شاعر معاصر “محمد رستمی” (نگارش کردی: بریندار)
۱۰۲ بزرگ فارسی، کردی   والا، برجسته، اسم شاعری کرد (نگارش کردی: بوزۆرگ)
۱۰۳ بزوتنوه کردی   حرکت، جنبش، کنایه ‏از پیروزی آرام آرام (نگارش کردی: بزوتنه وه)
۱۰۴ بزوین کردی  محرک(نگارش کردی: بزوێن)
۱۰۵ بژار کردی   وجین کردن، شمارش(نگارش کردی: بژار)
۱۰۶ بژوار کردی  زمین سرسبز(نگارش کردی: بژوار)
۱۰۷ بسام کردی   ترسناک، نام روستایی، نام سرداری در دوره ‏بهرام گور ساسانی (نگارش کردی: به سام)
۱۰۸ بستک کردی   رختخواب، نام یکی از بزرگان دوره  سکایی (نگارش کردی: به سته ک)
۱۰۹ بستور اوستایی، پهلوی   نام پسر زریر برادر گشتاسپ
۱۱۰ بستیر کردی  نوعی فرش با نقش‏های خیلی زیبا(نگارش کردی: به ستێر)
۱۱۱ بسود کردی  دارای فایده (نگارش کردی: به سوود)
۱۱۲ بسوز کردی  از ته دل (نگارش کردی: به سۆز)
۱۱۳ بسیم عربی   خوشحال، شادمان و خندان
۱۱۴ بسیه کردی  کافی (نگارش کردی: به سیه)
۱۱۵ بشیر عربی   بشارت دهنده، مژده دهنده
۱۱۶ بصیر عربی   آگاه، بینا، از نامهای خداوند
۱۱۷ بغرا ترکی  نام پادشاهی از خوارزم که به بخارا لشکر کشید و پایتخت سامانیان را گرفت و دولت خانیه را بنیان گذاشت.
۱۱۸ بکتاش ترکی   بزرگ ایل و طایفه، اسم یکی از پادشاهان خوارزم
۱۱۹ بکیاش ترکی   بکتاش
۱۲۰ بلاش اوستایی، پهلوی   از شخصیتهای شاهنامه، اسم فرزند کوچک یزگرد دوم پادشاه ساسانی و نوزدهمین پادشاه ساسانی، نیز نام چند تن از پادشاهان اشکانی
۱۲۱ بلال عربی   نام اولین مؤذن اسلام
۱۲۲ بلباس کردی  به  برخی عشایر کرد بلباس می‏گویند (نگارش کردی: بڵباس)
۱۲۳ بلویر کردی  نی‏لبک (نگارش کردی: بلوێر)
۱۲۴ بلیمت نام کردی  نابغه (نگارش کردی: بلیمه ت)
۱۲۵ بمان علی عربی، فارسی   بمان (فارسی) + علی(عربی) نامی که با آن طول عمر کودک را با توسل به اسم علی (ع) بخواهند.
۱۲۶ بنار کردی  دامنه کوه که ‏رو به ‏دشت است(نگارش کردی: بنار)
۱۲۷ بنجامین عبری  = بنیامین، فرزند پسر دست راست، نام فرزند حضرت یعقوب و برادر حضرت یوسف
۱۲۸ بندن کردی   بلندی روی کوه (نگارش کردی: به نده ن)
۱۲۹ بنیامین عبری   پسر دست راست، اسم کوچکترین پسر یعقوب و راحیل
۱۳۰ بنیامین عبری  نام پسر حضرت یعقوب و برادر حضرت یوسف، پسر دست راست
۱۳۱ بوار کردی  محل عبور در رودخانه (نگارش کردی: بوار)
۱۳۲ بوبان کردی   به سوی بالا (نگارش کردی: بوبان)
۱۳۳ بوتان کردی  لهجه ای در زبان کردی (نگارش کردی: بۆتان)
۱۳۴ بودیان کردی  نام یکی از قبایل ماد (نگارش کردی: بودیان)
۱۳۵ بوذر عربی   ابوذر، نام یکی از صحابه پیامبر(ص)
۱۳۶ بورباش کردی  از فرمانروایان کاسی (نگارش کردی: بورباش)
۱۳۷ بوژان کردی   نمو کردن، شکوفا شدن، به خود بالیدن (نگارش کردی: بۆژان)
۱۳۸ بوسیان کردی  از قبایل ماد (نگارش کردی: بۆسیان) اسم دختر کردی
۱۳۹ بها عربی   درخشندگی، روشنی
۱۴۰ بهاء الدین عربی   روشنی دین، نام پدر مولانا جلال الدین مولوی بلخی ، نام دانشمندی مشهور در زمان شاه عباس صفوی معروف به شیخ بهائی
۱۴۱ بهادر ترکی   دلیر، شجاع
۱۴۲ بهرام فارسی، کردی  فتح و پیروزی، اسم ستاره مریخ، نام روز بیستم از هر ماه شمسی در ایران قدیم ، نام فرشته موکل بر مسافران و روز بهرام، نام چندتن از شخصیت های شاهنامه از جمله نام یکی از فرزندان گودرز گشواد که در دربار کاووس پادشاه ‏کیانی بود
۱۴۳ بهلول اسم عربی   از عاقلان دیوانه نما در زمان هارون الرشید که هارون و خلفای دیگر از او تقاضای موعظه می کردند.
۱۴۴ بهمن فارسی، کردی  نیک اندیش، نام ماه یازدهم از سال شمسی ، نام فرشته نگهبان چهارپایان سودمند، نام روز دوم از هر ماه شمسی در ایران قدیم، نام یکی از لحنهای قدیم موسیقی ایرانی، نام چندتن از شخصیتهای شاهنامه از جمله نام ‏پسر اسفندیار پسر گشتاسپ پادشاه کیانی، تخلص شاعر کرد “فریدون بهمن”(نگارش کردی: به همه ن)
۱۴۵ بهنود سنسکریت، هندی  نام پادشاهان هند
۱۴۶ بهیز کردی  نیرومند (نگارش کردی: به هێز)
۱۴۷ بی بش کردی  محروم (نگارش کردی: بێ‏به ش)
۱۴۸ بیاره کردی  نام روستایی (نگارش کردی: بیاره)
۱۴۹ بیباک کردی  با جرأت (نگارش کردی: بێباک)
۱۵۰ بیتا کردی   بی همتا، بی نظیر، یکتا، بی مانند، بی مثال (نگارش کردی: بێتا)
۱۵۱ بیتاوان کردی  بی گنه، بی گناه، معصوم (نگارش کردی: بێتاوان)
۱۵۲ بیدار کردی  آگاه، هوشیار، مطلع (نگارش کردی: بێدار)
۱۵۳ بیرام ترکی   بایرام
۱۵۴ بیرشاد کردی  یادمان خوشحالی (نگارش کردی: بیرشاد)
۱۵۵ بیرگا کردی  یادگه. بیرگه. یادگه (نگارش کردی: بیرگا)
۱۵۶ بیرور کردی  متفکر (نگارش کردی: بیره وه ر)
۱۵۷ بیزار کردی  کسی که ‏از اعمال زشت پرهیز کند (نگارش کردی: بێزار)
۱۵۸ بیژن کردی  مجرد، تنها (نگارش کردی: بیژه ن)
۱۵۹ بیساران کردی  بی سرها، بی دلیل قتل‏عام شده ها ، نام روستایی نزدیک سنندج (نگارش کردی: بێساران)
۱۶۰ بیستون کردی   محل عبادت خدا، خانه ‏یا کاخی که درآن ستون نباشد، محل و کوهی سنگی نزدیک کرمانشاه ‏که ‏فرهاد برای رساندن جوی شیر تا قصر شیرین مأمور به تراشیدن آن شد. (نگارش کردی: بێستون)
۱۶۱ بیکس کردی   تنها و بدون حامی (نگارش کردی: بێکه س)
۱۶۲ بیلاش کردی  مفقود الاثر (نگارش کردی: بێلاش)
۱۶۳ بینر کردی  بیننده (نگارش کردی: بینه ر)
www.NameFarsi.com

Iranian boy name

◄ نام پسر فارسی با ب

نام پسر با ب
اسم پسرانه با ب