نام های زیبای ایرانی اسم دختر ترکی نام دخترانه کردی اسم زیبای بلوچی اسامی شمالی گیلکی رشتی دخترونه نامهای عربی اسم های ارمنی عبری نام های آذری برای فرزند دختر اسم جنوبی Iranian Girls’ Name
معنی، ریشه و فراوانی (تعداد) اسم نارین در ثبت احوال ایران
همه چیز درباره اسم نارین
اسم دختر زیبا که در لیست اسم با ن از نام های خاص دخترانه محسوب می شود. اسم دو هجایی کوتاه با فراوانی نسبتا کم.
اسم نارین اگه عکس بود ❤️
معنی نارین
اسم نارین به چه معناست؟ Narin name meaning
اسم نارین یعنی تر و تازه. روشن، تابان. ترکیب نار + ین (پسوند نسبت). نار “عربی” به معنی آتش است. نارین یعنی مثل آتش، آتشین. سرخرو و درخشان. که معنی زیباروی می دهد. معنی ای که در باره خیلی از اسم های دختر مشترک است.
علاوه بر این نار را می توان معادل “انار” (میوه خاص ایران) دانست و نارین را مثل انار (سرخ، زیبارو، خاص) معنی کرد. در یک منبع خارجی نارین Narin، با ریشه عربی، شکننده و ظریف معنی شده است.
ریشه اسم نارین
اسم نارین در معنای تر و تازه فارسی است. اگر نارین ترکیب “نار” و “ین” در نظر گرفته شود، اسم فارسی – عربی است. البته چنین ترکیبی را اعراب استفاده نمی کنند و نمی توان نام های این چنینی را عربی دانست. اما واژه “نار” در این ترکیب عربی است و معنی آتش دارد.
معنی و ریشه اسم نارین
اسم نارین در ثبت احوال
معنی اسم نارین در ثبت احوال ایران
اسم نارین در ثبت احوال به صورت زیر معنی شده است:
(عربی ـ فارسی): نار + ین (پسوند نسبت)
نارین یعنی:
منسوب به نار، آتش؛
(به مجاز) سرخ رنگ (زیبا).
در ثبت احوال اشاره ای به معنی فارسی “نارین” نشده است.
شما هم به دنبال متناسب ترین نام ها با معیار های مد نظر خود هستید؟ قسمت مشاوره اسم را ببینید.
فراوانی اسم نارین در ثبت احوال ایران
تعداد اسم نارین در ایران ۷۷۶۸ نفر طبق آمار ثبت احوال تا تاریخ اسفند ۱۳۹۸ است. البته این رقم از سال ۱۳۹۶ تا به امروز به روزرسانی نشده است. اما بر اساس تعاملات ما به خیلی از پدر مادر ها در این ۸ سال، فراوانی نام نارین رشد چشمگیری نداشته و هنوز از جمله اسم های با فراوانی کم در ایران برای دختر محسوب می شود.
اسم نارین در لغت نامه دهخدا
نارین: (ص) تر و تازه. || تابان. روشن. صاف. براق. || ظریف. آراسته. (ناظم الاطباء).
همانطور که می بینید نارين در لغتنامه دهخدا به عنوان صفت و در معنی تر و تازه، روشن و ظریف آمده است. خیلی از اسامی دخترانه از نظر نوع واژه صفت هستند، اسم هایی چون زیبا، سروین و مهربان.
اسم های مشابه نام نارین
اسم های نارون، رادین، آرین، نویان و رایان اسم اسم های مشابه و هم وزن نام نارین هستند. همچنین اسم هایی مثل روشنا، تابان، آتریسا و لیانا نیز از نظر معنا مشابه اسم نارین هستند. ضمنا قسمت اسم دختر با ن را نیز ببینید.
اسم نارینه
اسم نارینه نیز که فقط یک “ه” در انتهای نام نارین اضافه دارد اینگونه معنی شده است:
منسوب به انار
منسوب به آتش
(به مجاز) سرخ گون
زیبارو
اسم نارین به انگلیسی
نوشتن اسم نارين (عکسنوشته و اسمنوشته نام نارین به انگلیسی) برای پروفایل با فونت زیبا.
فونت اسم نارین به انگلیسی
اسم نارین به انگلیسی
نارین به کره ای!
نوشتن اسم نارین به کره ای به شکل 나린 درست به نظر می رسد. برای مشاهده نام خود به زبان کره ای قسمت اسم به کره ای را ببینید.
نظرسنجی اسم نارین
اسم نارین قشنگه؟
نظر شما درباره اسم نارین چیست؟ آیا این نام را می پسندید؟ در قسمت نظرات دیدگاه خود را درباره این اسم زیبا بنویسید.
معنی، ریشه و فراوانی (تعداد) اسم نیهان در ثبت احوال ایران
اسم نیهان از نام هایی هست که در این سال ها بارها در موردش از ما پرسیده شد. اسمی که خیلی ها پرسیدند اسم دختر است یا پسر. معنی نیهان چیست. آیا اسم نیهان مورد تایید ثبت احوال ایران است یا خیر. در ابتدا باید بگوییم که نیهان اسم دخترانه است و نامی مرسوم در کشور ترکیه.
اسم نیهان اگه عکس بود ❤️
در ادامه توضیحات کامل درباره این اسم جدید را خواهید خواند.
بنا به درخواست همراهان گرامی “نام فارسی”، گلچینی از نام های دخترانه ایرانی که شامل زیباترین اسم های دخترانه فارسی، ترکی، کردی، لری و … هستند را قرار دادیم. این لیست برگرفته از قسمت اسم دختر وبسایت است که فهرست کامل اسامی دختر در آن قرار دارد.
Girl name
برای برخی از این نام ها دو سطر معنی آمده است. که سطر دوم یا تعبیری از یک منبع متفاوت است. یا توضیح اضافه درباره آن اسم. توجه شود که در این صفحه ریشه نام ها ذکر نشده است. که می توانید با جستجو هر اسم در وبسایت نام فارسی در قسمت جستجو 🔍 یا تلگرام نام فارسی اطلاعات کامل هر نام (معنی، ریشه و توضیحات اضافی) درباره آن نام دخترانه را بخوانید.
در زیر لیست منتخبی از اسامی دخترانه شیک جدید (فراوانی کمتر) را قرار داده ایم. برای مشاهده لیست کامل اسم فارسی دختر با یک حرف، روی تیتر هر قسمت (اسم دختر با حرف مورد نظر) کلیک نمایید.
اسنا: بانوی بزرگوار و بلندمرتبه
النا: هلن و هلنا
السا: (اسم ترکی ـ فارسی) (ال= ایل+ سا (پسوند شباهت)) مثل ایل، همانند ایل.
السانا: مثل ایل، مثل مردم ایل و شهر و ولایت، چون خویشان
الیسا: بانی و ملکه ی افسانه ای کارتاژ (از سرزمین های شمالی افریقا که جمعی از مهاجر نشینان فنیقیه بنا نهادند.) که دختر شاه صدر بود و گویند اَلیسا نام داشت. همچنین الیسا به معنی دختری که مانند گل انار لطیف است + مرکب از الیس (عربی) به معنای گل انار و الف تانیث فارسی
الیسا: دختری که مانند گل انار لطیف است + مرکب از الیس (عربی) به معنای گل انار و الف تانیث فارسی
الین: منسوب به ایل، (به مجاز) هم نژاد و هم خون.
الینا: نیکویی و نعمت برای ما. اسم بین المللی دختر.
انوشا: جاویدان
ایرانا: ایران + ا (پسوند نسبت)، منسوب به ایران، مربوط به ایران، ایرانی.
آترین: منسوب به آتش، آتشین، (به مجاز) زیبارو – آذرین مانند آتش، زیبا و پر انرژی.
آتنا: در اساطیر یونان، خدای اندیشه، هنر، دانش و صنعت.
آتوسا: (در اوستایی) زبردست؛ (اعلام) نام چند شاهزاده خانم ایرانی عهد هخامنشی و …
آتوسا: نام دختر کوروش پادشاه هخامنشی و به معنی قدرت و توانمندی است. اسم ریشه یونانی دارد اما از گذشته دور در فرهنگ ایرانی بوده است.
آدرینا: آتشین، سرخ رو، دختر زیبا رو، بانوی آتشین
آدلیا: معنی آدلیا.
آدونیس: آدنیس، گلی به رنگ زرد و قرمز که فقط هنگام تابش خورشید باز میشود.
آرامیس: آرامش، راحتی.
آرزو: (پهلوی)، خواهش، کام، مراد، چشمداشت، امید، توقع و انتظار. میل و اشتیاق برای رسیدن.
آرشیدا: بانوی درخشان آریایی، بانوی آراسته و درخشان (آر به دو معنی به کار میرود: اول مخفف آریایی و دیگری مخفف آرا به معنای آراینده) توضیح کاملتر: آرشیدا.
آرمانا: امیدوار، آرزومند
آرمیتا: (اوستایی) پارسا، پاک، فروتن.
آرمیتی: فروتنی و پاکی و محبت
آرمیدخت: از نام های برگزیده
آرمیلا: نامی دخترانه در ایران باستان
آرنیکا: آریایی نیک پندار، آریایی نیک خو، نام یک گیاه دارویی – آریایی نیک خو
آروشا: درخشان، نورانی باهوش، نام دختر داریوش سوم
آریانا: منسوب به آریا، آریایی، نام قدیم ایران
آریسا: معادل نام اریسا، ایرسا، رنگین کمان، همچنین به ریشه بوته سوسن کبود هم آریسا گویند
آزادچهر: آزاده نژاد
آزاده: آزاد، اصیل؛ (در قدیم) نجیب، شریف، صالح؛ (در قدیم) ایرانی؛ (اَعلام) نام زنِ…
آزاله azale: گلی خوشبو که معمولا به شکل قیف یا زنگوله است و به رنگهای سفید، صورتی، زرد، قرمز، و ارغوانی دیده میشود.
آسمان: فضای بالای سر که آبی رنگ به نظر میرسد، نام روز بیست وهفتم از هر ماه شمسی در ایران قدیم
آلا: نعمتها، نیکی ها
آلیس: الیس یک اسم دخترانه با ریشه فرانسوی به معنی بانوی نجیب زاده، دختر اصیل، خانم با اصل و…
آماندا: این نام به معنای دوست داشتنی است. آماندا در اواسط قرن بیستم از محبوبیت بسیار زیادی…
آمتیس: آمیتیس، نام دختر خشایار پادشاه هخامنشی که با بختنصر پادشاه بابل ازدواج کرد.
آنا
آناشید: مرکب از کلمه ترکی آنا به معنای مادر و کلمه فارسی شید به معنای خورشید. دختر زیباروی مادر، مایه دلگرمی و روشنایی زندگی مادر
آناهیتا: (اوستایی) بیآلایش، پاک، به دور از آلودگی و ناپاکی. (در اساطیر) به معنای مادر مقدس.
آنسه: مانوس، همنشین نیکو
آنیا: خدای دریا آنیسا: مانند عشق – مبارز بزرگ، آنیس یونانی به معنای مقاومت و اعتراض + الف تعظیم فارسی
آوا: ندا و صدا، نغمه. آوینا: عشق.
آیسان: مثل ماه، همانند ماه، مهسا، (به مجاز) زیبارو – آی (ترکی) + سان (فارسی) زیبا، مانند ماه
آیلا
آیلی: مهتاب
آیلین: بانوی ایرانی
آینور: اسم ترکیبی ترکی-عربی به معنی نور ماه، نورانی مثل ماه، روشنایی ماه، دختری که چهره اش مانند ماه زیبا و درخشان است
برفین: برفی، از جنس برف؛ سفید مانند برف؛ (به مجاز) زیبا چهره
بهشید: تابناک و دارای فروغ و روشنایی
باران: قطرههای آب که بر اثر مایع شدن بخار آب موجود در جو زمین ایجاد میشود؛ (در عرفان) باران کنایه ازفیض حق تعالی و رحمت اوست. غلبه عنایات را نیز که در احوال سالک حاصل شود از فَرَح و تَرَح باران گویند.
بارانا –
بارلی: بار(فارسی) + لی (ترکی) میوه دار، سودمند
باستیان: بردبار، شکیبا
بنیتا: دختر بی همتای من
بهارناز: موجب فخر و نازش بهار
بهارین: منسوب به بهار، بهاری
بهآفرین: نیک آفریده شده
بهدخت: نیک ترین دوشیزه
بهدیس: مانند به (به میوهای خوش عطر و بو)
بهرو: نیکو چهره
بهشت: پردیس، بهترین
بهگل: نیکوترین گل
بهناز: از نام های برگزیده
بهین: بهترین، نیکوترین
بوستان: باغ پر گل
بی تا: یکتا، بیمانند
بیتا: بیمانند، بیهمتا، یکتا
بینا: روشن، دل آگاه
پادمیرا: معادل اسم پارمیدا است. به معنی جاویدان، نگهبان مهر، نگهدارنده عشق.
پادینا: در گویش همدانی به گل پونه یا پودینه گفته میشود.
پارمیدا: از نام های برگزیده
پارمیس: نام دختر بردیا پسر کورش بزرگ
پارمین: تکه بلور
پارند: نیک بختی و فرارونی. نگهبان گنج و خواسته
پاک سیما: از نام های برگزیده
پاکبانو: آناهیتا، بانوی پاک
پاکچهر: خوش صورت
پاکدل: پاکیزه دل، دلپاک، خوش قلب
پاکروی: از نام های برگزیده
پاکناز: از نام های برگزیده
پانتهآ: پایدار، نام زن آریاسب، سردار نامدار کوروش بزرگ.
پانیا
پانیذ: پانید، شکر، شکر برگ، شکر قلم، نوعی از حلوا که از شکر و روغن بادام تلخ و خمیر میساختند.
پرَند: پروین، در قدیم نوعی پارچهی ابریشمیِ ساده و بدون نقش و نگار، حریر ساده؛ گروهی از گیاهان
پرنسا: (پَرَن = پروین (ستاره)، دیبای منقش و لطیف، پرنیان، پارچه ابریشمی + سا (پسوند شباهت))، شبیه ستاره پروین؛ همانند ابریشم و دیبا؛ زیبا و لطیف. توضیح بیشتر و نظرات: اسم پرنسا.
پرتو: شعاعی که از منبع نورانی یا گرما ساطع میشود، درخشش، تلألؤ، روشنایی؛ اثر، تأثیر
پردیس: بهشت؛ فضای سبز و گل کاری شدهی اطراف ساختمان.
پرمون: زینت و آرایش
پرند: پارچه ابریشمی
پرنیان: پارچهای ابریشمی دارای نقش و نگار؛ نوعی پارچهی حریر که برای نوشتن به کار میبردند؛ پردهی نقاشی. حریر، دیبا.
پری سیما: زیبا روی
پریچهر: پری رخسار، خوشگل، زیبا روی
پریرخ: پری رو، پری رخسار، خوبروی
پریروی: خوشگل، زیبا رو
پریزاد: فرزند پری، فرزند زیبا
پریفام: زیبا چهره
پریگون: مانند پری
پریماه: زیبا چون ماه و پری
پریناز: از نام های برگزیده
پگاه: سحر، بامداد
پوپک: پرندهای است، هدهد
پودینه: پونه
پوروچیستا: نام کوچکترین دختر اشوزرتشت
پونه: بوته و گلی خوشبو
پینار: به چشمه، سرچشمه
تابان: نورانی، فروغمند
تابانروی: از نام های برگزیده
تارا: ستاره کوکب مردمک چشم
تاژ: لطیف و نازک
تامیلا: از روی امیدواری، امیدوارانه؛ در برخی منابع به بخشنده
تبسم: لبخند، خنده ی بدون صدا؛ (به مجاز) درخشیدن
تذرو: نام دختر داریوش سوم هخامنشی
ترنم: آواز خوش
ترانه: سرود
ترگل: گل تازه
ترلان: ترلان اسم دخترانه است. معنی ترلان: ۱- (در ترکی) مرغی از جنس باز شکاری را گویند. ۲- (در کردی) ۱) به معنی زیبا؛ ۲) نام نوعی اسب است. هم چنین ترلان مرغی از جنس باز شکاری را گویند. (در کردی) به زیبا. نام نوعی اسب نیز هست.
ترمه: پارچه ای قیمتی و گران بها
ترنم: خواندن شعر، ترانه، و مانند آنها به حالت موسیقایی و معمولًا با صدای پایین، زمزمه کردن یک نغمه؛ آواز، نغمه، سرود.
ترنج: بالنگ؛ طرحی مرکّب از طرحهای اسلیمی و گل و بوتهای که معمولًا در وسط نقش قالی، تذهیب، و مانند آنها به کار میرود. https://namefarsi.com
ترنگ: آواز تارهای ساز
تریتی: نام دختر میانه اشوزرتشت
تسنیم: رودی در بهشت (سوره مطففین)
تشتر: نام ستاره تیر. نگهبان باران
تکاو: نام یکی از آهنگ های نامی باربد
تکتم: نام چاه زمزم، نام مادر امام رضا، بانوی رازدار و رازنگهدار.
تلما: گندمگون
تمنا: خواهش، درخواست، آرزو
تناز: نام مادر لهراسب. دختر آرش
تنبور: نوعی ساز، دنبره
تندر: بلبل
تندیس: پیکره، تصویر
تندیس: مجسمه؛ بت، تصویر برجسته، تمثال؛ (به مجاز) زیباروی.
توتیا: گردی که به عنوان سُرمه استفاده میکنند. تیارا: تیه در گویش لری به معنای چشم و آرا به معنای آراینده میباشد، چشم آرا، زیبا
تیانا: نام یکی از شهرهای کاپادوکیه (داریوش اول در کتیبه های بیستون و نقش رستم و تخت جمشید، “کاپادوکیه” را پارسی قدیم نامیده) که در زمان هخامنشیان جزء قلمرو هخامنشی بوده است. شهرهای کاپادوکیه عبارت بودند از تیانا، مازاکا و آماسیا. تیانا Tiana در لاتین مخفف Christiana و در برخی منابع مخفف Tatiana ذکر شده است.
تیدا: معنی کامل: معنی اسم تیدا.
تیسا: در گویش مازندران: خالص.
تینا: در عربی (طین) به معنی گِل سرخ
جانا: ای جان، ای عزیز
جانان: معشوق، محبوب؛ خوب.
جانمهر: از نام های برگزیده.
جمانه: یک دانه مروارید، یک دانه لؤلؤ؛ نام دختر ابوطالب و خواهر حضرت علی (ع)
جیران: آهو؛ (به مجاز) معشوق زیبا؛ چشم زیبا (ریشه ترکی)
چام: ناز و عشوه
چشمه: جایی که آب زیر زمینی از آن خارج می شود
چکامه:شعر به ویژه قصیده
چکاو: نام پرنده ای خوش آواز
چکاوک: آهنگی از موسیقی ایرانی
چکاوک: پرندهای خوش آواز و کمی بزرگتر از گنجشک که تاج بر سر دارد.
چهرزاد: از نام های برگزیده
چیترا: از نام های برگزیده
چیچک معنی: گل
چیستا: دانش و دانایی . نام جوانترین دختر اشوزرتشت، ایزد دانش چیستا: نام فرشته دانش و معرفت
چیستی: دانش و آگاهی
چیکا: نوعی پرنده (ریشه گیلکی)
اسم دختر با ح
حسنا: (اسم مذهبی جدید) نیکو، پسندیده
حلما: جمع حَلیم، بردباران، صبوران
حلیا: آنچه در چشم خوش میدرخشد (حلی+ا)
حلیا: زیور و آرایش
حنا: گیاهی درختی که گلهای سفید و معطر دارد، گرد بسیار نرم سبز رنگی از گیاهی به همین نام.
حنان: بسیار مهربان،یکی از نامهای خداوند،در دعای جوشن کبیر می تونید ببینید.
حنانه: ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ، ﺑﺨﺸﺎﯾﻨﺪﻩ، ﺑﺴﯿﺎر ﻧﺎﻟﻪ ﮐﻨﻨﺪﻩ، ستونی که قبل از ساختن منبر پیامبر اسلام (ص) هنگام وعظ به آن تکیه میفرمودند.
حنیفا: حق،راست (لقب ادیان توحیدی و مسلک حضرت ابراهیم)
حورا: حور، زن زیبای بهشتی؛ زنِ سفید پوستِ سیاه چشم و موی. ریشه: عربی
حوریا: آنکه چون حور زیباست.
اسم دختر با خ
خاطره: یادبود، یاد، ذهن، حافظه، خاطر.
خاطرآسا: خاطر (عربی) + آسا (فارسی) آسایش دهنده خاطر
خاور: جای خورشید یا سرزدن خورشید
خرامان: با ناز و وقار راه رفتن
خرم چهر: از نام های برگزیده
خرمدل: خوشدل، خوشحال، شادمان
خزان: نام سومین فصل سال، پس از تابستان و پیش از زمستان، پاییز
خزر: فتان – دختر که عشوه هایی زیرکانه می ریزد
خضرا معنی: (مؤنث اخضر) به معنی سبز، کبود، نیلگون، و آبی و سبز. سبزهزار، چمنزار.
خورشید: هور، هور شید
خوشچهر: نیکو روی
خوشخو: نیک رفتار، با صفا
خوشدل: شاد، شادمان، خوشنود، خوشحال
خوشروی: خوشرو، خوش صورت، خوشگل
خوشگو: خوش سخن
خوشنوا: خوش آواز، خوش آهنگ
خوشین: خوش و زیبا
دانژه: اسم کردی دختر، دانژه یعنی غنچه گل نیمه باز. دایانا: (دایا (زر سرخ و طلا) + پسوند اسم سازِ (نا)) به معنی مثل زر سرخ و (به مجاز) زیبا روی، زیبا و گرانمایه مانند زر سرخ، همچنین نام دیگر آناهیتا الهه آب. از زنان ایران باستان. دراج: نام پرندهای است.
درافشان: روشن، تابان، شیرین سخن.
دردانه: دانه در، مروارید بزرگ.
درسا: از نام های برگزیده.
درسا: دُر= مروارید، لؤلؤ + سا (پسوند شباهت)، شبیه به دُر؛ (به مجاز) گران قیمت و ارزشمند.
درنا: نام پرنده ای است.
دریتا: در (عربی) + ی (فارسی) + تا (فارسی) مانند در، مانند مروارید.
درین: دُر + ین (پسوند نسبت)، از دُر، ساخته شده از دُر؛ (به مجاز) گران بها و قیمتی.
دستنبو: میوه ای خوشبو
دل آسا: موجب تسکسن و آرامش دل
دلآرا: موجب آرامش و شادی دیگران؛ محبوب، معشوق، نام همسر دارا (داریوش سوم) و مادر روشنک بنا بر روایات ایرانی
دلبر: یار و معشوق
دلجو: نوازش کننده
دلدار: دلبر، معشوق، دلیر، دلاور، شجاع
دلشاد: خوشحال، شادمان
دلگرم: خشنود، امیدوار
دلناز: موجب فخر و مباهات دل
دلنواز: دلارام، دلجو، دلپذیر
دلنواز: مایهی آرامش دل، آرامش بخش. نوازشگر، مهربان و دلسوز، محبوب و معشوق.
دنا: قبلندترین و بزرگترین چینخوردگی رشتهکوه بزرگ زاگرس محسوب میشود. نام شهرستانی در شرق استان کهگیلویه و بویراحمد.
دنیز: اسم ترکی دختر. دنیز یعنی دریا
دیانا: ۱- (اسم اوستایی) نیکی رسان، نیکویی بخش؛ (در اسطورههای رومی) الهه ماه، جنگلها، جانوران و زایمان، همتای آرتمیس یونانی.
دیبا: نوعی پارچهی ابریشمی معمولًا رنگین. دینا: داور، داوری؛ (در اوستایی) دین؛ (در عبری) (= دینه) انتقام یافته؛ نام خواهر یوسف(ع)
دیناز: از نام های برگزیده
اسم دختر با ذ
ذلفا: دختر سفید روی. شاعره معاصر خلفای عباسی، دختر ابیض زن و معشوقه نجده ابن اسود.
راحل: دختر مهاجر راحیل: نام یک فرشته، راحیل عربی شدهٔ لغت عبری رَجِل به معنای بی گناه است. راحیل همسر دوم و محبوب یعقوب و مادر یوسف است. نام او در کتاب پیدایش در تورات ذکر گشتهاست. راحیل دختر لابان و خواهر کوچک تر لیاه است. مادر یعقوب، ربقاه، خواهرلابان بودهاست. راحیل در نزدیکی بیتلحم یهودیه مدفون است.
رادنوش: از نام های برگزیده
رازمهر: از نام های برگزیده
رام افزون: شادی افزون،آرامش بخش
رام دخت: از نام های برگزیده
رامش: خوشی
رامیلا
رامینا: رامین + الف (نسبت)، منسوب به رامین؛ دختر طربناک.
رایا: رای، فکر، اندیشه، تأمل.
رایکا: رَستن، رهیدن + ا (پسوند)، رستگار شده، رهایی یافته و خلاص شده. توجه شود در حال حاضر فقط به عنوان اسم پسر مورد تایید است. رایکا: اسم گیلکی، ریکا به معنی پسر.
رایکا: پسندیده و دوست داشتنی. NameFarsi.com
رایومند: دارنده فروغ و شکوه
رخشا: رخشان، درخشان
رخشان: درخشان
رخشانه: رخشان و درخشنده
رزا: گل رز
رزیتا
رسا: بالغ، بلند. از نام های مشترک دختر و پسر.
رسپینا: فصل پاییز
رستا: رستگار شده، رهایی یافته و خلاص شده.
رستا: رَستن، رهیدن + ا (پسوند)، رستگار شده، رهایی یافته و خلاص شده.
رستاک:شاخه تازه ای که از بیخ درخت برآید
رکسانا: روشنک، نام دختر دارا که اسکندر به موجب وصیت دارا او را به ازدواج خود در آورد. رکسانا: نام دختر داریوش سوم هخامنشی.
رها: نجات یافته، آزاد
روجا: منسوب به روج (روز، آفتاب)؛ (به مجاز) زیباروی و آفتاب چهره؛ روجا نام دهی در تنکابن
روژان: روزها. (اسم کردی)
روژیا: روز و روشنایی
روژین: سرخ فام
روشا دارای چهرهی شاد، شاداب
روشان: روشن
روشنک: دختر دارا
روشنک: روشن، نام گیاهی است، در روایات ایرانی نام دختر دارا (داریوش سوم) که اسکندر با او ازدواج کرد.
رومیسا: آنکه چون رومیان است. (سفیدروی است)
روناک: روشن، تابناک. اسم کردی دخترانه است.
روناک: روشنایی
رونیا: آن که چهرهاش مثل نیاکان است. به مجاز یعنی اصیل. رونیکا: روی زیبا، زیباروی.
رویا: رویا، مجموعهای از تصاویر، افکار و احساسات که در حالت خواب بطور غیرارادی از ذهن میگذرد، آنچه واقعیت ندارد و فقط در عالم خیال مییابد.
ریرا: در گویش مازندرانی به گوش باش، به هوش باش. اسم مازنی.
ریما
اسم دختر با ز
زادمهر: برآمده از روشنایی
زرافشان: افشاننده سیم و زر
زردیس: به شکل زر
زرستان: نام دختر ارجاسب
زرشام: نام دختری از خاندان جمشید
زرگیسو: از نام های برگزیده
زرنگار: از نام های برگزیده
زلفا: (زلف = موی بلندِ سر، گیسو + الف (پسوند نسبت))، منسوب به زلف؛ (به مجاز) زیبایی زلف معشوق؛ ریشه عربی). مشابه نام گیسو در فارسی.
زمرد: گوهر، از سنگ های قیمتی به رنگ سبز.
زویا: زویا در زبان روس به معنی عزیز پدر میباشد. در گویش محلی طبرستان، به معنی درخشان، روشن و نورده است. معانی دیگر: زندگی، زنده، دوست داشتنی. زویا زاکاریان نام ترانه سرای معاصر است.
زیبا: آن که یا آنچه دیدنش چشم نواز و خوشایند است، دلنشین، مطبوع. خوبروی، خوش چهره.
ژاسمین: یاسمن. گل یاس.
ژاکلین: کنتس هنوت و هلند. اسم غیر ایرانی است و در حال حاضر بسیار بعید است که مورد تایید ثبت احوال ایران باشد.
ژاله: شبنم، قطره باران که روی برگ درختان می نشیند.
ژالین: شعله آتش
ژامک: اسم باستانی به معنای آینه
ژانیا: از نامهای باستانی
ژانیتا: نام شهری در یونان در کنار دریاچه ای به همین نام.
ژانین: نام دریاچه ای در یونان. اسم دختر خارجی است. (ریشه فرانسوی و در واقع یونانی)
ژربرا: گلی زینتی به شکل مینا ولی بسیار درشت تر از آن به رنگهای صورتی تا سرخ
ژرفا: عمیق، عمیقترین یا دورترین نقطه جایی.
ژرویرا: ژریرا
ژیلا: ژاله تگرگ
ژینا: باهوش، با نابغه، ژنیک.
اسم های با س همواره از نام های محبوب بین ایرانیان بوده و هست. اسامی ایرانی زیادی هستند که با حرف سین آغاز می شوند. گلچینی از زیباترین اسم های دختر با س را در ادامه ببینید:
سابرینا: مژده، بشارت. اسم غیر ایرانی: Sabrina.
ساتیا: از نام های باستانی ایران زمین.
ساتین: محبوب و دوست داشتنی. سارینا: خالص، پاک. اسم محبوب دختر در دهه ۷۰٫
ساغر: ظرفی که در آن شراب مینوشند، جام شراب؛ دل عارف است که انوار غیبی در آن مشاهده میشود.
سامیرا: سمیرا، زن بزرگوار، نام محلی در نزدیکی مکه، نام عمه شیرین در داستان خسرو و شیرین ترجمه عربی مهین بانو است.
سامینا: مانند مینا؛ نام گلی
سانیا: سایه روشنِ جنگل
سایا: یکرنگ، بی ریا، (در فارسی) ساینده. در ترکی یک رنگ و بی ریا و در فارسی به معنای ساینده است.
سایان: منسوب به سایه، نام رشته کوهی در آسیای مرکزی.
ساینا: سیمرغ، عنقا. سیمرغ پرنده افسانه ای در شاهنامه فردوسی.
سپیدار: درختی از خانواده بید با برگهای براق
سپینود: در شاهنامه دختر پادشاه هند (شنگل) و زن بهرام گور
ستیا: جهان، هستی، دنیا، روزگار- بانوی نجیب و بلندمرتبه – لقب حضرت معصومه – کلمه گیتی در فارسی معاصر تغییر یافته همین اسم است (ریشه اوستایی)
ستیلا (satila): نام دختر امام موسی کاظم و لقب حضرت مریم.
سدنا: سجده کننده بر خانه خدا – مرکب از سدن (عربی) به معنای سجده کردن به کعبه + الف فاعلی (فارسی). اسم مذهبی دختر.
سروناز: سرو نورسته، سروی که شاخههای آن به هر طرف مایل باشد؛ نام نوایی در موسیقی ایرانی.
سروین: شبیه سَرو؛ (در کردی) روسری و چارقد سلنا
سلوا (سلوی): نوعی پرنده (بلدرچین) در قرآن که در بهشت هم هست
سنا: نام یک داروی گیاهی
سنا: روشنایی
سندس (sandas): پارچه ای ابریشمی و لطیف، در قرآن آمده است که لباس ابرار از جنس سندس ساخته شده است. معنی دیگرش میشه دختری که پوشاننده بهشتیان است.
سها: ستاره ی کم نوری در کنار ستاره ی عناق در صورت فلکی دُب اکبر که در قدیم قوت چشم و دوربینی آن را با این ستاره امتحان می کردند. نام لاتین ستاره سها: Alcor.
سهی: صفت سرو
سودابه: از شخصیتهای شاهنامه.
سوزان: شعله ور، درحال سوختن، سوزاننده. سوفیا: اسمی با ریشه یونانی به معنای خرد.
سونیا: (سو = نور + نیا) نورِ نیاکان، (در یونانی) خرد و عقل، دختر نور، دختری که در اجتماع رتبه بالایی داشته باشد
سونیا: (سو = نور + نیا) نورِ نیاکان، (در یونانی) خرد و عقل، دختر نور، دختری که در اجتماع رتبه بالایی داشته باشد
سوین: شادباش – عشق، محبت، علاقه شدید.
سیتا: جهان، گیتی.
شاد آفرید: از نام های برگزیده
شاداب: تر و تازه، خرم – نام سخنوری بوده است
شادان: شاد، مسرور؛ (در حالت قیدی) باحال شاد، شادمانه
شادلی: شاد روی نرمخو و آرام
شادلین: شاد رویِ نرمخو و آرام – نرمی و ملایمت، شاد روی نرمخو، آرام و خوش چهره، مرکب از شاد بعلاوه لین.
شادمان: خوش، مسرور
شادناز: ویژگی آن که شاد است و با عشوه و ناز است.
شادیا: بانوی شاد، دختر شاد و سرخش، منسوب به شادی
شارونا: سرزمین پربار و حاصلخیز
شاهرو: از نام های برگزیده
شایا: شایان، شایسته
شایلی: بی همتا شایلین: معادل شایلی است. به معنی بی همتا.
شاینا: شاهدانه
شرمین: از نام های برگزیده
شکرانه: شکرگزاری
شکیبا: از اسامی دخترانه به معنی صبور، برد بار، باشکیبایی
شمیس: خورشید کوچک
شمیلا: نسیم و باد شمال
شمیم: از اسامی دخترانه به معنی بوی خوش
شنایا: همه چیز دان
شهرزاد: از نام های برگزیده
شهرزاد: نام دختری زیبا در قصه هزار و یک شب.
شهرناز: نام خواهر جمشید
شهرنواز: خواهر شاه جمشید پیشدادی
شهرو: نام مادر برزویه پزشک. آنکه رویی شاهانه دارد.
شهناز: از نام های برگزیده
شوکا: نوعی گوزن بومی اروپا و آسیا؛ در مازندرانی به آهو و غزال گویند.
شیده: روشنایی، خورشید.
شیلا: نام نهری در سیستان و بلوچستان که از دریاچهی هامون به خارج از آن جریان دارد، از نامهای متداول هندی.
شیوا: رسا و بلند و کشیده.
اسم دختر با ص
صحرا: بیابان؛ محلی خارج از منطقه مسکونی، که دارای پوشش گیاهی است.
صدف: از اسامی دخترانه و نوعی جانور نرم تن که قدما اعتقاد داشتند اگر قطره باران در آن جا بگیرد به مروارید تبدیل می شود، نام سه ستاره به شکل مثلث.
صوفیا: منسوب به صوفی نوایی در موسیقی.
صونا: دوری از گناه، خویشتنداری از گناه.
اسم دختر با ط
طلوع: دمیدن و برآمدنِ خورشید و مانند آن؛ ابتدای روز
طناز: از اسامی دخترانه بسیار زیبا، دلنشین و فریبنده
طنان: پرطنین، بلندآوازه، مشهور
طنین: انعکاس صوت، پژواک؛ حالتی از صدا که دارای تأثیر و نفوذ باشد؛ خوش آهنگی
اسم دختر با ع
عطرین: منسوب به عطر، دل انگیز، معطر، خوشبو
اسم دختر با غ
غزال: نوعی آهوی ظریف اندام و بسیار تندرو با چشمان درشت سیاه
غزل ناز: غزل (عربی) + ناز (فارسی) مرکب از غزل (شعرعاشقانه) + ناز (زیبا)
غنچه: گلی که شکفته نشده
غوغا: صدای بلند، بانگ و فریاد
فاتیما: فاطیما، نام شهری است در اروپا که روایت است بانویی پاکدامن (به عقیده مسلمانان حضرت فاطمه) در آنجا ظاهر شده است.
فانیذ: قند و شکر
فایدیم: گل نیلوفر، نام همسر داریوش، دختر هوتن
فراتاگون: نام دختر آرتان، برادر داریوش بزرگ
فرسیما: فر (فارسی) به معنای شکوه + سیما (عربی)، آنکه صورتی باشکوه دارد.
فرگون: مانند روشنایی
فرمهر: کسی که شکوه و عظمتی چون خورشید دارد.
فرناز: دارای ناز و غمزه، زیبا و باشکوه
فرنوشا: شکوه و عظمت ابدی ریشه: فارسی
فرنی: بسیار، افزون و فروزان
فرنیا: مایه ی جلال و شکوه + نیا = پدربزرگ، جد) (به مجاز) ویژگی آن که مایه ی جلال و شکوه نیایش می باشد – اصیل، دارنده اصل و نسب
فروغ: روشنایی، تابش.
فریال: دارای اندام و هیکل باشکوه، قوی و باشکوه، مرکب از فر (شکوه) + یال (گردن، بالای بازو). در مورد تلفظ درست اسم فریال هم سوال هست. فر با فتحه روی ف درست است. اما تمایل عام جامعه و محبوبیت خواننده زن با این نام باعث شده این اسم با تلفظ کسره ف در جامعه پذیرفته تر باشد.
فریسا: پریسا، زیبا چون پری
فریماه: از نام های برگزیده
فرین: نام یکی از دختران زرتشت
فریناز: از نامهای برگزیده
فلامک: الماس گلی رنگ
فلورا: فلوریا، در رم باستان، الهه گلها و بارآوری
کاترینا: کاترین، به معنی پاک و بی آلایش.
کارولین: نام ناحیه ای در آمریکای شمالی. نام غیر ایرانی. صورت لاتین و توضیح بیشتر: Caroline.
کاملیا: گلی درشت و زیبا سفید و صورتی رنگ که در بهار ظاهر میشود.
کامیلا محافظ معبد، نام دختری جنگجو در افسانه تروا اسم دختر
کتایون: دختر قیصر روم و زن گشتاسب و مادر اسفندیار
کتایون: یکی از شخصیت های شاهنامه
کرانه: ساحل گوشه
کردیا: دختر کرد
کرشمه: نز و غمزه، نام نوایی در موسیقی
کلارا: چشم مردمک چشم
کمند: آنچه به وسیله آن کسی را گرفتار می کنند
کوثر: خیر کثیر
کیارا: تاسه، میل و خواهش به خوردن چیزهای بی قاعده (ناباب) چنانکه این حالت در زنان آبستن پدید می آید (دکتر معین در جلد پنجم برهان (ص ۲۳۹) آورده است بنا بر قاعده ی تبدیل ‘و’ به ‘گ’ به نظر می رسد اصل کلمه ‘ گیار ‘ بوده [= ویار] و ‘ ا ‘ آخر کلمه الف اطلاق است در آخر شعر، و فرهنگ نویسان آن را جزو کلمه گرفته اند و در همین کتاب [منظور برهان] این اشتباه نظیر دارد) – اندوه و ملالت. در اکثر منابع معنی ذکر شده آمده است. اما توضیح کامل اسم کیارا را بخوانید.
کیانا: طبیعت
کیمیا: از اسامی دخترانه به معنی اکسیر، هر چیز نایاب و دست نیافتنی، افسون.
کیمیا: ماده ای که مس را به طلا تبدیل می کند.
بسیاری از این نام های دختر با گل آغاز می شوند. البته خیلی از اسم گل ها نیز اسامی دخترانه هستند!
گل آرا: زینت دهنده گل، از شخصیتهای شاهنامه، نام مادر روشنک بنا به بعضی
گل آسا: مانند گل
گل شید: گلی که چون خورشید می درخشد.
گلاره: مردمک چشم، حبه انگور
گلبرگ: هر یک از اجزای پوششی گل، چهره و رخسار
گلبهار: گل فصل بهار
گلدیس: چون گل، مانند گُل؛ (به مجاز) زیبارو و لطیف
گلرخ: زیبا رو، دختری که چهره ای زیبا چون گل دارد.
گلسا: گلسان، مانند گل.
گلشن: باغ گل
گلمهر: (گل + مهر = خورشید)، (به مجاز) آفتاب، گل خورشید، گل آفتاب، گل آفتابگردان
گلنار: گل انار، به زیبایی گل
گلناز: دارای ناز و عشوهای چون گل
گلنوش: مرکب از گل + نوش (عسل)، نام یکی از لحنهای قدیم موسیقی ایرانی
گلوریا: Gloria فرانسه از لاتین، مجلل، بزرگ، سرافراز، با شکوه، سرفراز. اسم لاتین.
گلی: رنگ قرمز گل رز
گندم: دانه خوراکی غنی از نشاسته
گیتا: گیتی
گیتی: جهان، دنیا
گیسو: موی بلندسر
گیلدا: طلا
لادن: نام گلی است
لاله: گلی به شکل جام و سرخ رنگ، گونه سرخ و گلگون
لبخند: احساس شادی بر لبان. خنده، تبسم.
لبینا: نام یکی از لحن های قدیم موسیقی ایرانی.
لعیا: نام زن حضرت یعقوب
لنا نصیب و بهره – نمکین، مرکب از لن (نمک سانسکریت) + الف نسبت فارسی
لنیا: (فارسی- سنسکریت) دختر ملیح، نمکین، مرکب از لن (سنسکریت) + ی نسبت (فارسی) + الف
لیانا: منسوب به لیان، لَیان – بانوی درخشان و زیباروی، مرکب از لیان به معنای درخشان و الف تأنیث.
لیدا: بانوی گرامی، خانم
لینا: آبشار کوچک
لیندا: قشنگ، زیبا
اسم های با م همیشه از اسامی محبوب بین فارسی زبانان برای نامگذاری بوده و هست. اسامی فارسی بسیاری هستند که با حرف میم شروع می شوند. از زیباترین اسم های دختر با م را در ادامه ببینید:
ماتینا: نام ساتراپ نشین ولایت تحت امر حاکم با والی در دوران هخامنشی
ماجان: مانند ماه
مارال: گوزن، آهو
مارتا: در اوستا به معنای نوع انسان آمده است، دنیایی
ماریا: مریم، ماریا نوعی گشتار آوا شناختی از مریم در زبانهای اسپانیایی و آسیایی است.
مارینا: دارندهی هر چیز ارزشمند، جویبار، آب. مانلی: پری دریایی، برایم بمان (بمان به نام علی، امام اول شیعیان)، در گویش مازندران بمان برایم، نامی دخترانه در شمال ایران، نام پسری در شعری از نیما یوشیج.
مانا: ماندنی، پایدار؛ (در پهلوی) مانند و مانند بودن
ماندانا: به عنبر سیاه؛ زن کمبوجیهی اول و مادر کوروشِ کبیر
مانیا: خانه، سرای، (در پهلوی) برابر با واژه ی مان به معنی خانه و مسکن، (در اعلام) نام زن زِنیس حاکم ولایت اِاُلی جزو ایالات تحت فرماندهی فرناباذ (سردار بزرگ ایران در زمان اردشیر دوم هخامنشی). معنی کامل اسم مانیا.
مانیا: خانه و سرای امن
مانیسا: اندیشمند و متفکر
ماه آفرید: آفریده ماه، نام زن ایرج مادر منوچهر
ماه بانو: زنی که چون ماه میدرخشد
ماه دیس: همچون ماه
ماه سمین: ماه + سمین = (به مجاز) ارزشمند، خوب، عالی) ماهِ خوب، عالی و ارزشمند ؛ (به مجاز) ماه روی گران بها و ارزشمند
ماهرُخ: خوشگل، زیبا
ماهرخ: کسی که چهره ای مانند ماه دارد.
ماهرو: آنکه چهرهای همچون ماه دارد، زیبارو
ماهک: خوبروی کوچک، معشوقک زیباروی و یا خوبروی دوست داشتنی. ماهور: دارای صفت ماه
ماهورا: به معنی مثل ماه، در زیبایی همانند ماه، شبیه ماه، زیبا رو.
ماهوش: مانند ماه مایا: منش نیک، بخشنده؛ (در روم باستان) اِلههی فراوانی سبزه و بهار در نزد رومیان
مایسا: مثل مادر
مایسا: نام گیاهی کوچک و یک ساله که بسیار ظریف است.
مائده (Mā-‘ede): خوردنی، طعام، نام سوره ای در قرآن کریم
محنا: ﺑﻪ ﺣﻨﺎ ﺧﺿﺎﺏ ﮐﺮدﻩ، به ضم میم و فتح ح و تشدید نون
محیا: یکی از صفات خدا،زنده و پویا
محیصا: رستگار شده، پاک و آمرزیده (به فتح میم). در قرآن کریم به معنای محل فرار و پناهگاه آمده است (دارای ریشه پارسی و مذهبی)
مرسا: استوار و ثابت مرسانا: هدیه خداوند
مرسده: زیبا، با طراوت و خرم
مرمر: سنگ خوشرنگ و قیمتی
مروا: فال نیک و دعای خیر
مروارید: گوهر باارزش دریایی
مژده: خبر خوش و شادی
مستانه: سرخوش وشاد
مستوره: پنهان، پوشیده
مشیانه: نخستین آفریده، نام نخستین زن (حوا)
ملودی: توالی تعدادی از اصوات در موسیقی ملورین: مروارید بلورین، رویه شفاف
ملیسا: زمانی بین مغرب و نماز عشا؛ ماه صَفر؛ ماهی بین آخر گرما و زمستان
ملیکا: اسم رومی، مادر امام مهدی
مه سیما: ماه رو، ماهرخ، زیبا
مه نگار:معشوقه زیبارو
مهان: منسوب به ماه
مهبان: نگهبان ماه
مهتا: مثل ماه، ماهگونه – همتای ماه، زیبا و درخشان چون ماه
مهدا: اول شب، پاسی از شب، آرامش شب – اول شب، قسمتی از شب
مهدا: آرامش شب http://bit.ly/iranianname
مهدیس: مانند ماه؛ (به مجاز) زیبارو
مهرو: ماه رو، (به مجاز) زیبا رو
مهگل: (مَه = ماه + گل)، گلِ ماه؛ (به مجاز) زیبارو
موژان: چشم خمار و پر کرشمه، غنچه نرگس
مهرسا: (مهر = خورشید + سا (پسوند شباهت))، مثل خورشید؛ (به مجاز) زیبارو
مهرنیا: (مهر = مهربانی، محبت + نیا)، از نژادِ مهربانان؛ (به مجاز) مهربان و با محبت
مهدیا: دختر هدایت شده
مهر نوش: زیبا، جاوید و همیشگی
مهراسا: مانند خورشید. همان مهرسا هست.
مهرانا: منسوب به مهران، دارنده مهر
مهرآگین: آکنده از محبت
مهرآنا: (مهر = محبت و دوستی، مهربانی + آنا (ترکی)= مادر)، مهربانی و محبت و دوستی مادر؛ (به مجاز) مهربان و بامحبت
مهربان: دارای محبت و عاطفه
مهرچهر: آنکه چهرهای مهربان دارد
مهرچین: برگزیننده مهر یا نور
مهرخ: آن که دارای رخساری چون ماه است
مهرنگار: خورشید زیباروی
مهشید: مهتاب، روشنایی ماه
مهفام: به رنگ ماه
مهنا (mohanna): گوارا و خوش.
مهنیا: آنکه اجداد و پدرانش از بزرگان و نیکان است، از نسل بزرگان، بزرگ زاده، مرکب از مه به معنای بزرگ بعلاوه نیا به معنای اجداد و نیاکان – آنکه اجداد و پدرانش از بزرگان و نیکان است، از نسل بزرگان، بزرگ زاده، مرکب از مه به معنای بزرگ بعلاوه نیا به معنای اجداد و نیاکان.
موژان: پر کرشمه، خمار، گل نرگش نیم شکفته.
میشکا: در گویش مازندرانی به معنای گنجشک. http://bit.ly/Northern-name
مینو: جهان معنوی، بهشت
نادیا: زن خوش آواز
نارگون: همانند انار، سرخ و آتش
نارمیلا: (ترکی- فارسی) شکوفه، غنچه، خصوصا شکوفه گل انار
نارین: منسوب به نار، تر و تازه
نارینا: منسوب به آتش
ناز: دوست داشتنی، کرشمه، نام گلی است.
نازان: فخرکننده، نازکننده
نازلی: ناز دار
نازمهر: زیبا چون خورشید
نازیلا: با ناز وکرشمه
نایریکا: برگزیده و پسندیده
نجلا: زنی که دارای چشمان درشت است.
نجوا: سخن آهسته
نغمه: آهنگ یا ملودی
نکیسا: نام یکی از رامشگران و نوازندگان عهد خسرو پرویز
نگار: چهره زیبا نگار: دختر خوش چهره
نوا: صدای موسیقی، نغمه
نوال: اسم عربی. به معنی عطا، بخشش، بهره، نصیب.
نورا: نور (عربی) + ا (فارسی)، مؤنث انور درخشان، تابان. توضیح بیشتر و نظرات: نورا.
نوژان: درخت صنوبر و کاج
نوشاد: نام شهری که زیبا رویان آن مشهور بودند
نونهال: نهال تازه، درخت جوان
نیایش: دعای همراه با تضرع و زاری
نیایش: نماز بردن، عبادت
نیروانا: آخرین مرحله سلوک در نزد “بودا” که مرحله محو شدن جنبه حیوانی وجود و رسیدن به کمال است. نیکا: چه خوب است، خوشا، نام رودی در شمال ایران
نیکتا: خوب، نیکو ریشه: فارسی
نیکچهره: او که دارای چهرهای نیکوست
نیکدخت: دختر نیک و شایسته
نیکرخ: نیک رو
نیکروی: خوش صورت
نیکناز: دارای عشوه گری و زیبایی نیکو: خوب، زیبا
نیلا: آبی دریا – نیل (سنسکریت) + ا (فارسی) به رنگ نیل، نیلی
نیلوفر: نام گلی است
نیلیا: (نیلی + ا (پسوند نسبت) )، منسوب به نیلی، نیلی – به زنگ نیلی، منسوب به نیلی، مرکب از نیلی و الف نسبت
نینا: زیبایی، خوش اندامی و ظرافت
هاله: حلقه نورانی
هانا زنهار، دادخواهی، امید، بینایی، خواهش – پناه، امید، نفس، فریاد
هانیا: مسرور و شاد
هانیسا شاد و مسرور
هستی: زندگی، وجود، زندگانی
هلما: خیلی صبور
هلن: فرانسه از یونانی روشنایی، نور، در اساطیر یونان همسر منلاس پادشاه اسپارت که جنگ تروا به خاطر او روی داد.
هلنا معنی: هلن
هلیا: خورشید
همراز: محرم اسرار
هوپاد: نگهبان خوب، نیک سرشت
هورام: پیرو خوبی، انسان شاد و خنده رو، هنگام طلوع آفتاب، مرتفع. در حال حاضر اسم پسر است.
هوران: آفتاب
هوربانو: زیبا همچون خورشید
هورتن: آن که تن و بدنی پاک و درخشان چون خورشید دارد
هورچهر: زیبا همچون خورشید
هورداد: دادهی خورشید، تابنده و پر حرارت
هورزاد: زاده خورشید
هورسان: مانند خورشید
هورشید: خورشید
هورفَر: دارای فر و شکوه مانند خورشید
هورمهر: مهربان همانند خورشید
هورناز: خورشید زیبا
هوروَش: زیبا و تابناک همچون خورشید
هوزان: نرگس نوشکفته و نیک دان
هیلا: پرنده ای کوچکتر از باز
هیلدا شکوفه درخت هلو – نیرومند، قوی
هیما بانوی عاشق، مرکب از هیم (عربی به معنای عاشق و شیفته) + الف تانیث فارسی
واله: عاشق، بیقرار شیفته
وانیا: هدیه باشکوه خداوند
ورونیکا: نام تیرهای از گیاهان که پوپک از آن دسته است. به دلیل غیر ایرانی بودن در حال حاضر در لیست نام های مورد تایید ثبت احوال نیست.
وستا: دانش، کتاب مقدس زردشتیان.
وندا (در زند و پازند) خواهش و خواسته، (در اوستا) ستایش کننده، نیایش کننده .هزوارش است به معنی خورشید.
ویانا: فرزانگی، بخردی، دانایی.
ویدا: پیدا و آشکار، یابنده. این معانی هست که در خیلی منابع آمده است. اما معنی دقیق ویدا را بخوانید.
ویستا: دانش و فرهنگ، برخوردار
ویشکا: نام روستایی نزدیک رشت
ویکتوریا: پیروز شدن، الهه پیروزی در روم باستان
وینا: رنگارنگ، روشن و آشکار
یارا توانایی، قدرت
یارناز: یار زیبا
یاس: نام گلی است.
یاسمین: گل یاسمن
یاسمینا: یاس و مینا گلی به رنگ های سفید، زرد و کبود
یاشیل سبز چمنی، سبز، کبود – سبز کبود، سبز چمنی، کبود
یانا: نیکی رسان، نیکویی بخش
یسنا: پرستش، از بخشهای اوستا
یسنا: پرستش، بخشی از اوستا
یکتا: یگانه، بی نظیر
یگانه: بی همتا
یلدا: آخرین شب پاییز
یوکابد: جلال خداوند، خداوند مجد و بزرگی است، نام مادر موسی (ع).
اسم دخترانه شیک
زیباترین اسم های دختر
به نظر شما زیباترین اسم های دخترانه کدام نام ها هستند؟ اگر دلیلی هم برای زیبا بودن اون نام دارید در قسمت نظرات بنویسید.
هر دو اسم هلما و حلما نام های دخترانه کوتاه و خوش آوا هستند. دو اسم دو هجایی و نسبتا با فراوانی کم. در ادامه به بررسی این دو اسم و تفاوت اسم حلما با هلما می پردازیم.
هلما
معنی و ریشه دقیق اسم هلما
برخی معتقدند اسم هلما با این نگارش (اسم دختر با ه) ریشه عربی دارد. اما منبع قابل اتکایی برای این ریشه در دسترس نیست.
هلما
معنی هلما
Helma Halma name
هلما در آلمانی با نگارش Hilma و Helma به معنی محافظ است. در منابع خارجی، اسم هلما را صورت کوتاه شده اسم آلمانی-هلندی WILHELMINA می دانند. برای اسم هلما معنی “دختر تند و تیز” و هم چنین “ستاره درخشان” آمده است. که البته منبع موثقی برای این معانی یافت نشده است.
هلما یعنی نگهبان
ریشه اسم هلما
همانطور که گفته شد اسم هلما طبق منابع معتبر تر ریشه آلمانی دارد و یک اسم خارجی دخترانه محسوب می شود. اما اگر از دوستان کسی منبع موثقی در مورد ریشه دیگر این نام دارد در قسمت نظرات یا تماس با ما به ما پیام دهد. حتما بررسی می کنیم.
اسم هلما در ثبت احوال
با استعلامی که تیم نام فارسی از ثبت احوال داشت، اسم هلما از نام های مورد تایید ثبت احوال ایران است. اما برای نام هلما معنی در ثبت احوال ایران نیامده است!
فراوانی اسم هلما در ثبت احوال ایران
متاسفانه اطلاعاتی از فراوانی و تعداد اسم هلما در ایران وجود ندارد.
حلما
معنی و ریشه دقیق اسم حلما
معنی اسم حلما Helma meaning
معنی حلما
اسم حلما به معنی خیلی صبور است. از ریشه ح ل م. شاید نوشتار این اسم به صورت حلمی با تلفظ Holma صحیح تر باشد. اما این نام دخترانه به صورت حلما مورد تایید ثبت احوال است. معنی “جمع حلیم، صبوران” که در تصویر بالا بر اساس معنی ارائه شده در ثبت احوال است. اما به نظر می رسد از نظر لغوی حلما (حلما) معنی بسیار صبور معنی درست تری برای این اسم باشد.
حلما در انتظار آمدن بابا
تلفظ اسم حلما
طبق نظر ثبت احوال ایران و خیلی از منابع تلفظ درست اسم حلما به صورت Holma هست. اما عموم جامعه تمایل با تلفظ نام حلما به صورت Helma دارند.
ریشه اسم حلما
ریشه اسم حلما عربی است. حلما جمع کلمه حلیم به معنی بردبار و صبور است. از این رو اسم حلما یک اسم مذهبی جدید دختر محسوب می شود.
اسم حلما در ثبت احوال
معنی حلما در ثبت احوال ایران
حلما: با تلفظ Holma (عربی) (جمع حَلیم) بردباران، صبوران.
فراوانی اسم حلما در ثبت احوال ایران
تعداد اسم حلما در ایران ۵۲۲۶۵ نفر است. (طبق آمار ثبت احوال ایران که البته از سال ۱۳۹۶ تا به امروز بروزرسانی نشده است).
برای به دست آوردن ابجد اسم هلما یا هر نام دیگر قسمت محاسبه ابجد اسم را ببینید.
نظرسنجی اسم هلما
اسم هلما قشنگه؟
نظر شما درباره اسم ادليا چیست؟ آیا این نام را می پسندید؟ در قسمت نظرات دیدگاه خود را درباره این اسم زیبا بنویسید.
آیا اسم هلما در ثبت احوال ثبت کرده اید؟
از دوستان و همراهان نام فارسی اگر احیانا کسی در سال های گذشته موفق به اخذ شناسنامه برای نام هلما شده است در قسمت نظرات به همراه سال اخذ شناسنامه بنویسد.
در مطالب قبلی نام فارسی درباره نام نیک و انتخاب نام نیکو برای فرزند صحبت کردیم. خیلی از دوستان درباره اسم نیکو پرسیدند. اسم دختر زیبا با حرف ن. اسمی که مشابه نام های دیگر دخترانه زیبا با معنی خوب است. اسم های نیکا، نیکی، نیکتا. هم چنین مشابه اسم نیکان که اسم پسرانه شیک زیبایی است.
اسم نیکو اگر عکس بود ❤️
بدون شک خیلی از ایرانیان با شنیدن اسم نیکو یاد هنرپیشه قدیمی ایرانی نیکو خردمند دوست داشتنی می افتند. علاوه بر این نیکو Nico نام خواننده قدیمی آلمانی نیز بوده است.
نام نیکو اسم نيكو
معنی نیکو
اسم نیکو یعنی خوب، زیبا.
ریشه اسم نیکو
همانطور که در قسمت اسم دختر با ن دیدید، نیکو اسم دختر ایرانی اصیل با ریشه پارسی است.
معنی نام نیکو
نیکو اسم دختره یا پسر؟
نیکو مشخصا اسم دختر است. همیشه در ایران به عنوان نام دخترانه شناخته می شود و امروزه هم فقط به عنوان نام دختر از اسامی مورد تایید ثبت احوال ایران است.
اسم های مشابه نیکو
نیکا، نیکی، نیکتا که اسم های دخترانه فارسی هستند. اسم نیکان که اسم پسرانه فارسی است. لیست کامل اسم با ن را ببینید. اسم نیکو مشابه اسم های لاتین نیکول و نیکولاس نیز هستند. منبع خارجی اطلاعات اسم، نام نیکو Nico را اسم پسر با ریشه یونانی و به معنی مردم پیروز می داند که در کشورهای ایتالیا، فرانسه، بلژیک و … برای نام گذاری پسر استفاده شده است.
البته به نظر می رسد این نام در لاتین به ضمه و نه “او” ختم می شود. به طور کلی در زبان لاتین اسامی ختم شونده به ضمه اسامی دختر و نام های ختم شونده با “آ” نام های پسرانه هستند. مثل نام های پائولو و پائولا که به ترتیب پسرانه و دخترانه هستند. به همین ترتیب نام نیکا در زبان لاتین اسم دخترانه است.
اسم های دیگر که با نیکو شروع می شوند:
اسم نیکوچهر، نیکوراد، نیکوش، نیکولقا، نیکومهر، نیکوناز، نیکونام. که در این بین اسم های نیکوراد، نیکوش و نیکونام اسم پسرانه هستند و سایر نام ها اسم دختر فارسی.
اسم نیکو در ثبت احوال
نام نيكو در ثبت احوال ایران به صورت زیر معنی شده:
خوب.
در قدیم به معنی دلپسند، مطبوع، ارزنده، گرانبها، گران، درست، صحیح، پسندیده، شایسته، زیبا، شخص زیباروی.
فراوانی اسم نیکو در ایران
تعداد اسم نیکو در ایران طبق آمار ثبت احوال ایران در تاریخ بهمن ۱۳۹۸، ۵۰۱۴ نفر در ایران نام نیکو را دارند.
نام نیک برای فرزند
در آخر نیز بار دیگر پدر مادر های گرامی را به انتخاب نام نیکو برای فرزندشان می کنیم. نام فرزند اولین هدیه ای هست که به وی می دهید. هدیه ای که تا آخر عمر همراه جگرگوشه شما خواهد بود. در انتخاب اسم فرزند خود دقت نمایید.
بیتا اسم دختر ایرانی با ریشه پارسی است. اسم کوتاه خوش آوا و ساده. اسم دختر با ب، اسمی دو هجایی با تلفظ روان.
بیتا از جمله نام های کوتاه (۴ حرفی) دخترانه است که در دهه های ۵۰ و ۶۰ همیشه محبوبیت نسبی داشته است. شاید از دید برخی پدر مادر ها این اسم نامی تکراری (بهتر است بگوییم پرتکرار) بوده باشد. اما جالب است بدانید که فراوانی این اسم در طی دهه های مختلف مقدار بالایی نبوده است.
بيتا اسمی در درجه اول با معنی زیبا، کوتاه و خوش آواست که می تواند گزینه مناسبی برای انتخاب اسم دخترانه در همین دوره باشد. در ادامه توضیح کامل درباره اسم بیتا را خواهید خواند.
معنی، ریشه، فراوانی (تعداد) اسم دیانا در ثبت احوال ایران
در مطالب قبلی، مختصری درباره اسم دیانا و دایانا سخن گفتیم. اما لازم شد در این مقاله نیز به شرح بیشتر اسم دیانا بپردازیم.
عکس دیانا
اسم دیانا به چه معناست؟
در قسمت اسم زنان ایران باستان نیز به نام دیانا اشاره کردیم. اسم دیانا در اوستای مقدس زرتشت به معنای پاک و منزه، نیکویی بخش و یا نیکویی دهنده است. واژه دین و دیانت از دائنای اوستایی و دیانای لاتین، از زبان سانسکریت سرچشمه گرفته و به مفهوم وجدان بیدار و نهایت اخلاق انسانی است. در ایران قدیم دیانا را معادل آناهیتا می دانستند و در افسانه های یونانی، با آرتمیس برابر می کردند. گرچه آرتمیس را ایرانیان، ایرانی می دانند. دیانا همچنین در فرهنگ لاتین به معنای بهترین آفریده خدا، الهه نیکی و بخشش و بخشنده است.
معنی دیانا Diana name meaning
همه چیز درباره اسم دیانا
معنی دیانا Diana name meaning
دیانا در اوستایی به معنی نیکی رسان و نیکویی بخش (آورنده خوبی ها) است. در یونانی به معنی آسمانی و الهه ماه و جنگل ها در اساطیر یونان. ویکی پدیا هم هر دو ریشه را در پیج مربوط به اسم Diana گنجانده است.
ریشه اسم دیانا
همانطور که گفتیم ديانا یک اسم اصیل ایرانی است. گرچه به دلایل متعددی امروزه به گوش خیلی از ایرانیان به خصوص پدر مادر ها در انتخاب اسم اسم جدید دختر می آید. ریشه اسم دیانا اوستایی است. اوستایی از زبان های ایرانی باستانی است.
اسم دیانا Diana name
در ادامه: آهنگ اسم دیانا، طراحی اسم دیانا به انگلیسی برای پروفایل. فراوانی اسم دیانا. اسم پسر هم وزن دیانا. معنی دیانا در ثبت احوال. معنی اسم دیانا نی نی سایت. نوشتن صحیح اسم دیانا به انگلیسی.
اسم دیانا به تعبیر غربی ها
معنی اسم دیانا
اسم دیانا در لغت نامه دهخدا
دیانا: (اِخ) دیان. در دین رومی الاههٔ ماه و جنگل ها و حیوانات و زنان است به هنگام وضع حمل. دیانا مطابق اساطیر یونانی آرتمیس بود و در معبدش در رم بعنوان الاههٔ باکره مورد احترام بود وی که دختر “ژوپیتر” و “لاتون” بود به دستور پدر نمی بایست ازدواج کند و ژوپیتر تیرهایی بدو داد و موکبی از پریان را همراه او کرد و او را ملکهٔ جنگلها و یا ربةالنوع ساخت. مشغولیت عمدهٔ او شکار بود مع هذا عاشق “اندیمیون” چوپان گردید.
معروفترین معبد در آریکیا نزدیک دریاچهٔ “نمی” بود که در آنجا با شعائر باروری و با مهین مادر خدایان مرتبط و بعنوان الاههٔ زمین مورد پرستش بود. ربةالنوع شکار و ماه در نزد یونانیان و در ایران قدیم دیانا را با آناهیتا مطابقت میداده اند. (تاریخ ایران باستان ج ۱ ص ۶۶۹، ۸۱۰ و ج ۳ ص ۲۷۰۱ و ۲۷۰۲). رجوع به اساطیر یونان، دائرةالمعارف فارسی، فرهنگ فارسی و معبد دیان شود.
همانطور که می بینید، دهخدا ديانا را یک اسم خاص می داند که معادل دیان است.
معنی اسم دیانا در قران
اسم دیانا در قرآن نیامده است! اما برخی از دوستان از ما پرسیدند که معنی آن در قران چیست.
اسم دیانا در ثبت احوال ایران
معنی اسم دیانا در ثبت احوال
(اسم اوستایی) به معنی نیکی رسان، نیکویی بخش. (در اسطورههای رومی) الههی ماه، جنگل ها، جانوران و زایمان، همتای آرتمیس یونانی.
فراوانی اسم دیانا در ثبت احوال
تعداد اسم دیانا در ایران ۲۱۹۰ نفر (طبق آمار ثبت احوال در بهمن ماه ۱۳۹۸) است.
درباره اسم دیان مفصل صحبت کرده ایم. اما به دلیل تشابه بسیار این اسم با نام دیانا و پرسش دوستان مجدد عرض می کنیم. که اسم دیان اسم پسرانه است و در حال حاضر فقط به عنوان اسم پسر از نام های مورد تایید ثبت احوال به حساب می آید. فقط توجه شود که دیان با تلفظ Dayan اوستایی است.
اسم دایان
اسم دیان اسم دختر یا پسر؟
اما در مورد اسم دایان باید بگوییم که این نام اسم دختر است. اسم دختر کردی هم هست به معنی دایه، ماما.
طراحی اسم دیانا به انگلیسی
نوشتن صحیح اسم دیانا به انگلیسی را شاید قطعی نتوان گفت. اما ديانا به صورت Diana باید صحیح باشد. در ادامه طراحی اسم دیانا برای پروفایل را قرار داده ایم.
تبادل نظر درباره اسم