معنی، ریشه و فراوانی (تعداد) اسم آلما در ثبت احوال ایران
همه چیز درباره اسم آلما
معنی آلما Alma name meaning
آلما یعنی: سیب. مجازا یعنی دختر زیبا. جالب است بدانید که منابع انگلیسی زبان Alma را برگرفته از کلمه لاتین almus به معنای “مهربان”، “پرورش” یا “تغذیه کننده” می دانند. این نام در قرن ۱۹ نوزدهم بعد از جنگ آلما (که بین شوروی از یک طرف و انگلستان، فرانسه و عثمانی در طرف دیگر درگرفت)، برای نام گذاری فرزند دختر بسیار محبوب و پر کاربرد شد ولی در قرون ۲۰ و ۲۱ رفته رفته از محبوبیت آن کم شد. آلما نام رودی نیز هست که در شبه جزیره کریمه واقع شده و در نهایت به دریای سیاه میریزد، دلیل نامگذاری آن جنگ نیز همین رود است.
ریشه اسم آلما
ریشه نام آلما ترکی هست.
معنی الما و آلما به ترکی
آلما با تلفظ الما Elma در ترکی (ترکیه) استانبولی نیز به معنی سیب است.
معنی الما در عربی
الماء در عربی بر اساس لغت نامه دهخدا، مصدر هست و به معنی پنهان بردن چیزی. پنهان بردن دزد چیزی را. منکر شدن حق کسی را.
معنی، ریشه، فراوانی و تعداد اسم سلما در ثبت احوال ایران
سلما نامی که یادآور مهربانی و بخشش است؛ سلما نماد صلح، آشتی و آرامش می باشد.
سلما یک نام بین المللی دخترانه است که در بسیاری از کشورهای دنیا، از ترکیه تا غرب اروپا و قاره آمریکا برای نامگذاری فرزند دختر کاربرد دارد. در ادامه بررسی کامل این اسم دختر زیبا و خوش آوا را خواهید دید.
معنی سلما
معنی اسم سلما چیست؟ Selma name meaning
سلما یعنی: آرام، آرامش، صلح و آشتی (در عربی) و مجازا سلما زن صلح طلب نیز در این زبان معنی می دهد. اما سلما Salma در آلمانی به معنی کلاه خود خداوند و در اسپانیایی به معنی بلندهمت و نامجو است. معنی کمال نیز برای این اسم چهارحرفی زیبا آمده است.
ریشه اسم سلما
ریشه نام سلما عربی، لاتین و آلمانی است، می توان گفت که سلما یک نام بین المللی دختر محسوب می شود. چرا که در کشور های بسیاری برای انتخاب اسم دختر کاربرد دارد. سلما از جمله اسم های بین نقطه هم هست!
پیش از این هم بارها اشاره کرده ایم که نام های ایرانی بخشی از فرهنگ ایران زمین است. بسیاری از این اسم های اصیل در کتب قدیمی، اشعار و متون باستانی سرزمین ما هستند که اصالت آن اسامی را نشان می دهد. در مطالب قبلی وبسایت، اسم های شاهنامه ای (نامهایی ایرانی که در کتاب شاهنامه فردوسی آمده اند) را گفتیم و حال نیک دیدیم که به پیش حافظ برویم و اسامی دخترانه موجود در دیوان حافظ و اشعار خواجه شمسُالدّینْ محمّدِ بن بهاءُالدّینْ محمّدْ حافظِ شیرازی را در یک لیست برای عزیزان پارسی زبان گردآوری کنیم.
نام های دختر در غزلیات حافظ
بسیاری از اسم های دخترانه در دیوان حافظ، اسامی برگرفته از طبیعت هستند. چرا که ابیات حافظ مملو از تشبیه و تمثیل است و همین بخشی از زیبایی کلام اوست. واژگانی که از طبیعت گرفته شده اند و مفاهیم را برای شنونده ملموس تر و اشعار را لطیف تر می کند.
نوشین
خدا را چون دلِ ریشم قراری بست با زلفت / بفرما لعلِ نوشین را که زودش باقرار آرد
و اسم نوشین در دیگر بیت حافظ:
یاد باد آن صحبتِ شبها که با نوشین لبان / بحثِ سِرِّ عشق و ذکرِ حلقهٔ عُشّاق بود
شیدا
شیدا از آن شدم که نگارم چو ماه نو / ابرو نمود و جلوه گری کرد و رو ببست
بوی بنفشه بشنو و زلف نگار گیر / بنگر به رنگ لاله و عزم شراب کن
گرد لبت بنفشه از آن تازه و تر است / کآب حیات می خورد از جویبار حسن
لاله
رویت همه ساله لاله گون باد / اندر سر ما خیال عشقت
و در جای دیگر می فرماید:
ز حسرت لب شیرین هنوز می بینم / که لاله می دمد از خون دیده فرهاد
رها
به خدا رها کنم جان که ز جان خبر ندارم / به عیادتم قدم نه که ز بی خودی شوم به
شبنم
هر شبنمی در این ره صد بحر آتشین است / دردا که این معما شرح و بیان ندارد
چون قطره های شبنم بر برگ گل چکیده / لفظی فصیح شیرین قدی بلند چابک
شهلا
آن که عمری شد که تا بیمارم از سودایِ او / گو نگاهی کن که پیشِ چشمِ شهلا میرمت
اسم سودا هم در این بیت آمده است. البته سودا با این تلفظ کمتر برای نامگذاری فرزند دختر انتخاب می شود و اسم ترکی سودا با تلفظی متفاوت یعنی سِودا نامی مرسوم تر میان ترک های عزیز ایران است. بررسی کامل: اسم سودا.
آفاق
سلامت همه آفاق در سلامت توست / به هیچ عارضه شخص تو دردمند مباد
در بیت زیر “شهره” هم هست:
پیش از اینت بیش از این اندیشه عشاق بود / مهرورزی تو با ما شهره آفاق بود
شهره
شهره شهر مشو تا ننهم سر در کوه / شور شیرین منما تا نکنی فرهادم
افسانه
ترک افسانه بگو حافظ و می نوش دمی / که نخفتیم شب و شمع به افسانه بسوخت
و در غزلیات دیگر می فرماید:
می دهد هر کسش افسونی و معلوم نشد / که دل نازک او مایل افسانه کیست
ده روزه مهر گردون افسانه است و افسون / نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا
سر مکش حافظ ز آه نیمْ شب / تا چو صبحت آینه رخشان کنند
یا رب آن کوکب رخشان به یمن بازرسان / برو ای طایر میمون همایون آثار
نگین
از لعل تو گر یابم انگشتری زنهار / صد ملک سلیمانم در زیر نگین باشد
و اسم نگین در دیگر اشعار حافظ:
گر انگشت سلیمانی نباشد / چه خاصیت دهد نقش نگینی
دهان تنگ شیرینش مگر ملک سلیمان است / که نقش خاتم لعلش جهان زیر نگین دارد
فروغ
فروغ ماه می دیدم ز بام قصر او روشن / که رو از شرم آن خورشید در دیوار می آورد
حافظ از شوق رخ مهر فروغ تو بسوخت / کامگارا نظری کن سوی ناکامی چند
اسم شما در شعر حافظ
اسم شما هم در اشعار حافظ شیرازی آمده است؟ اگر بله در قسمت نظرات بنویسید.
توجه شود که ابیات نوشته شده، نمونه هایی انتخابی از اشعار حافظ هستند. برای مثال اسم فروغ بیش از دو بار در اشعار حافظ آمده و ما فقط دو بیت را به عنوان نمونه اینجا قرار دادیم.
دلم می خواهد یک دختر داشته باشم.
دختری با موهای بلند مشکی و چشم های درشت خندان.
اسمش را بگذارم “گیسو” و هر وقت دلم آشوب بود بنشانمش روی زانوانم و گیسهایش را ببافم تا قلبم آرام بگیرد.
حالا که فکرش را می کنم دلم می خواهد “باران” هم داشته باشم. دختری لاغر و قد بلند که با صدایی مخملی برایم شعر بخواند.
یک دختر تپل و مهربان با گونه های سرخ و گرد هم می خواهم. اسمش را بگذارم “آلما” و موهایش را با شامپوی سیب بشویم تا حسودی موهای طلایی خواهرش “گندم” را نکند.
آدم برای دختری با موهای طلایی جز گندم چه اسمی می تواند بگذارد. معلوم است، “خورشید”! اصلا خورشید باید اولین دخترم باشد و هر صبح که چشمهایش را باز می کند ببیند خواهرش “شبنم” زودتر از او سماور را روشن کرده،”شادی” را بیدار کرده و به “نسترن” رسیده.
دلم می خواهد در حیاط خانه م “ترانه” بخواند و “بهار” برقصد. “نگار“م خودش را لوس کند و من به هیچ کدام نگویم که روز تولد خواهرشان “الهه” مجذوب چشم هایش شده ام. دلم چقدر دختر می خواهد.
روزهایم بی “سحر“، شبهایم بی “مهتاب”، آسمانم بی “ستاره” و زندگی بدون “افسانه” ممکن نیست. تازه یک “ساقی” هم میخواهم تا سرم را گرم کند و “همدم” تا درد دل هایم را برایش بگویم. “رویا” می خواهم تا انگیزه زندگیم باشد و “آرزو” که دلیل نفس کشیدنم. دلم میخواهد یک دختر داشته باشم.
دختری که خودم را توی چشمهایش و آرزوهایم را روی پیشانیش ببینم.
هیچ اسمی توصیفش نکند. همه چیز باشد و هیچ نباشد. از هر قیدی آزاد باشد و در هیچ ظرفی جا نشود. رهای رها باشد! آری، انگار دلم می خواهد دخترم “رها” باشد…
معنی، ریشه و فراوانی (تعداد) اسم پردیس در ثبت احوال ایران
پردیس نماد زیبایی، آرامش، پاکی و نیکی است.
پردیس از جمله نام ها و واژگان اصیل ایرانی است. نامی خوش آوا، با معنی زیبا که ریشه وجودی واژگان Paradise در لاتین و فردوس در عربی است. اسم پرديس در دهه شصت و هفتاد بیش از پیش در بین ایرانیان محبوب شد تا نامگذاری شهری در شرق تهران به این نام. که سبب شد کمتر از قبل مورد توجه برای نامگذاری فرزند قرار گیرد.
پردیس
معنی پردیس Pardis name meaning
پردیس یعنی: بهشت، باغ. پرديس از جمله اسم های دختر با پ هست که در دهه هفتاد مورد توجه بیشتری برای نامگذاری فرزند دختر قرار گرفت. ولی همواره فراوانی نسبتا کمی داشته و دارد.
ریشه اسم پردیس
ریشه نام پردیس فارسی است و یک نام ایرانی اصیل دخترانه محسوب می شود. پرديس شکل معرب (عربی شده) این واژه فردوس است.
معنی، ریشه و فراوانی (تعداد) اسم ایرن در ثبت احوال ایران
همه چیز درباره اسم ایرن
معنی ایرن
اسم ایران به چه معناست؟ Iren name meaning
ایرن یعنی: ایران، آریایی، نجیب. پس ایرن از جمله اسم های دارای مفهوم آریایی هست. جالب است بدانید که این اسم و اشکال دیگر آن مثل Irene نامی مرسوم در کشورهای روسیه و اروپایی است. گرچه منابع انگلیسی زبان Irene را یک اسم با ریشه یونانی می دانند و آن را صلح معنی می کنند. معنی واژه ایران را نیز ببینید.
اسم ایرن اگر عکس بود ❤️
اسم ایرنه معنی اسم Irene
ایرنه به معنی صلح است با ریشه یونانی که غربی ها برای این نام ذکر می کنند. Eirene نام الهه صلح یونانی بوده است و ایرنه مشتق از نام اوست.
ریشه اسم ایرن
ریشه نام ایرن فارسی است. اما همانطور که گفتیم غربی ها آن را یک واژه یونانی می دانند چرا که در فرهنگ غرب نیز ریشه داشته است. ایرن نام ملکه ای در روم بوده است. به طور کلی درباره خیلی از اسم های باستانی این قضیه وجود دارد. اسم هایی مثل دیانا و آرتمیس که ریشه ایرانی و فارسی دارند را غربی ها، لاتین و یونانی می دانند.
معنی، ریشه و فراوانی (تعداد) اسم فرنیا در ثبت احوال ایران
همه چیز درباره اسم فرنیا
معنی فرنیا Farnia name meaning
فرنیا یعنی: بزرگ زاده، با اصالت. فر به معنی شکوه است و نیا به معنی جد و نیاکان است. فرنيا يعني آنکه نیاکانش با شکوه بوده اند. علاوه بر این، تعبیر دیگری نیز برای نام فرنیا هست و این اسم دخترانه زیبا را مایه جلال و شکوه بزرگان (نیاکان) معنی می کند. این تعبیر دوم اسم فرنیا را از نظر معنا به نام الناز (مایه افتخار ایل) نزدیک می کند.
فرنیا تشابه زیادی با نام های فرنیان (شکل دیگر اسم پرنیان)، پرنیا، پرینا، پریناز و فرینا (به معنی مهربان، دلبر) دارد. دقت شود که با این اسم های دخترونه زیبا که معانی متفاوتی دارند، اشتباه نشود.
ریشه اسم فرنیا
ریشه نام فرنیا فارسی است و یک نام اصیل ایرانی به حساب می آید.
تبادل نظر درباره اسم