اسم رامبد با محبوبیت دوباره و دو چندان رامبد جوان بازیگر، مجری و کارگردان برنامه طنز تلویزیونی، خندوانه بر سر زبان ها افتاد و بیش از پیش شناخته شد. گرچه جناب خان دوست داشتنی همواره با نام رامبد شوخی داشت و بعضا معانی خنده دار از این اسم را ارائه می کرد. احتمال خیلی زیاد سال های سال با شنیدن نام رامبد اکثر فارسی زبانان یاد این سلبریتی خواهند افتاد. در ادامه به بررسی این اسم پسر با ر، اسم ایرانی اصیل خواهیم پرداخت.
معنی، ریشه و فراوانی (تعداد) اسم رامیار در ثبت احوال ایران
همه چیز درباره اسم رامیار
اسم رامیار از جمله نام های پسرانه با فراوانی نسبتا کم در ایران است که چند سالی است بیش از پیش مورد توجه برای نامگذاری و انتخاب اسم پسر قرار گرفته. اسمی دو هجایی نسبتا خوش آوا که قرار گیری واژه “یار” در انتهایش (که لفظی با بار معنایی مثبت است) سبب زیبایی بیشتر آن شده است.
راميار
در ادامه به بررسی دقیق تر اسم رامیار، معنی، مفهوم و ریشه راميار می پردازیم. هم چنین می توانید لیست کامل اسم پسر با ر نیز که شامل اسم های فارسی پسرانه با حرف ر هست را ببینید.
معنی، ریشه، فراوانی و تعداد اسم رستا در ثبت احوال ایران
اسم رستا از جمله نام هایی است که در این سال ها بیش از پیش مورد استقبال پدر مادرهای ایرانی، برای نامگذاری فرزند دختر قرار گرفته است. اسم دخترانه با فراوانی کم که به گوش خیلی از ایرانیان و فارسی زبانان اسم جدید دختر است. رستا اسم کوتاه، شیک، نام دختر با فراوانی کم، اسمی خوش آوا و دو هجایی است.
رستا: رها
رستا طبق نظرات چندین ساله همراهان نام فارسی در اینستاگرام و تلگرام نام فارسی از محبوب ترین نام ها در لیست اسم های دختر با حرف ر می باشد. در ادامه طبق روال چندین ساله وبسایت نامفارسی به بررسی دقیق و تخصصی اسم رستا می پردازیم.
اسم دایان از جمله نام های با فراوانی کم، خوش آوا، با تلفظ روان است. اسمی که طبق آخرین نظرات همراهان پیج اینستاگرام NameFarsi اسمی مشترک بین دختر و پسر است و ثبت احوال برای هر دو جنسیت آن را ثبت می نماید.
دایان اسم دختر یا پسر؟
دایان از جمله نام هایی است که بارها در اینستاگرام، تلگرام و فیسبوک نامفارسی از ما درباره جنسیتش پرسیده شد؛ دایان اسم دخترانه است یا اسم پسر؟ خیلی ها با این استدلال که دایانا اسم دختر است و خیلی از نام های پسرانه با اضافه شدن الف تانیث اسم دخترانه می شوند اظهار دارند که دایان اسم پسرانه است. اما بر اساس منابع دیگر، ثبت احوال و معنی اسم دایان، به نظر می رسد این اسم برای دختر مناسب تر باشد. در هر صورت در ادامه بررسی دقیق معنی و ریشه اسم دایان را بخوانید:
بسیاری از ایرانیان و چه بسا فارسی زبانان عزیز سراسر دنیا، به دنبال اسم های شاهنامه ای برای فرزند خود هستند. با اینکه بسیاری از اسامی کتاب شاهنامه فردوسی نام های اصیل ایرانی، با ریشه باستانی زرتشتی (اوستایی) هستند اما چون متاسفانه به گوش خیلی از ایرانیان امروزی نا آشنا هستند، از سوی برخی عزیزان، اسم جدید شاهنامه ای هم نامیده می شوند.
در این یک دهه فعالیت وبسایت نامفارسی به کرات زمانی صحبت از نام های ایرانی اصیل و در واقع اسامی پارسی دختر و پسر می شود، زمانی که تاریخچه آن نام ها را نگاه می کنیم ردی از شاهنامه، کتاب فاخر فردوسی گرانقدر را می بینیم. کتاب ارزشمندی که خیلی ها آن را اولین کتاب در سبک اسطوره ای حماسی در دنیا می دانند. علاوه بر این خیلی ها معتقدند اگر امروزه ما فارسی صحبت می کنیم دلیلش وجود کتاب شاهنامه است. گرچه زبانمان در طول تاریخ دستخوش تغییرات بسیار شده است. اما هنوز بسیاری از واژگان مان (شامل اسم پسر و دختر) پارسی اصیل هستند و بی شک به دلیل وجود شاهنامه است.
اسم های شاهنامه Shahnameh Names
همانطور که گفتیم، خیلی از دوستان گرامی فارسی زبان در سراسر دنیا (ساکنین ایران، افغانستان، تاجیکستان و ایرانیان و پارسی زبانان سراسر دنیا) به دنبال اسم های شاهنامه ای هستند. نام های اصیل ایرانی که ریشه در ایران باستان دارند و اکثرا ریشه اوستایی دارند و اسم اوستایی محسوب می شوند. تا برای فرزند خود، اسم دختر و پسر شاهنامه ای انتخاب نمایند. در ادامه لیست کامل اسامی شاهنامه ای اصیل و جدید را به همراه معنی و تاریخچه اسم ها قرار داده ایم:
اسامی شاهنامه ای Names of Shahnameh
در این قسمت اسامی شخصیت های شاهنامه ای، یعنی نام هایی که از نظر واژه شناسی اسم خاص هستند قرار گرفته است. باید اشاره کنیم که بسیاری از نام ها به عنوان صفت یا اسم (نه اسم خاص) در اشعار فردوسی و شاهنامه آمده اند. واژگانی چون شادی، سحر، ماهروی، و … که بعنوان اسم شخص هم کاربرد دارند و در قسمت “مطالب مرتبط” (پایین همین پست) قرار داده ایم.
مهرناز: نام خواهر کیکاووس پادشاه کیانی و همسر رستم پهلوان شاهنامه.
جمشید: پسر و پادشاه بعد از طهمورث.
پری چهر (پریچهیر): همسر جمشید.
شهرناز و ارنواز: نام دختران جمشید و همسران فریدون.
رهام نام پسر گودرز، پهلوان ایرانی در زمان کیکاووس پادشاه کیانی است. رهام در جنگهایی که با تورانیان و خاقان چین و جنگهایی که به خونخواهی سیاوش برپا میشد، به فرماندهی گودرز پدر خود یا رستم شرکت میکرد.
“چو رهام گودرز با بارمان / برفتند یک با دگر بدگمان”
آبتین: فرزند همایون. درباره اسم آبتین بیشتر بدانید: آبتین.
اسم پسر از شاهنامه
فرانک: همسر آبتین. فرانک یعنی پروانه.
فریدون: اسم پسر آبتین و فرانک و پادشاه بعد از ضحاک.
فرهاد: یکی از پهلوانان نسبتا گمنام در شاهنامه است و کمتر به شخصیت وی پرداخته شده است. فرهاد با هیچ یک از نام آوران و شخصیت های بزرگ و مطرح در شاهنامه نسبتی ندارد. شاید به همین دلیل باشد که کمتر نامی از اوی در شاهنامه برده شده. نخستین بار احتمالاً نام فرهاد در زمان کیکاووس و هوای جنگ مازندران به میان آمده است.
برمایَه (شادکام) و کیانوش فرزندان دیگر آبتین.
ایرج: فرزند فریدون و ارنواز (دختر جمشید).
تور (تورج) و سلم: نام فرزندان فریدون و شهرناز (دختر جمشید).
ماه آفرید: همسر ایرج. معنی اسم: آفریده ماه. مجازا زیباروی.
ماه رخ: فرزند ایرج و ماه آفرید. معنی: آنکه چهره ای چون ماه دارد. زیباروی.
پشَنگ: فرزند کیانوش و همسر ماه رخ.
منوچهر: فرزند پَشَنگ و ماه رخ. اسم منوچهر از نظر ترکیب واژه در واقع مینوچهر است و به معنی آنکه چهره ای بهشتی دارد، مجازا زیباروی.
به آفرید، همای، شیدسپ، اسفندیار و پَشوتَن فرشیدورد فرزندان گُشتاسپ.
روزبه: نام موبد بهرام گور پادشاه ساسانی.
بستور (نستور) فرزند زَریر.
نوش آذر، مهرنوش، بهمن و بهزاد یا نوشاد فرزندان اسفندیار. بهمن نام یازدهمین ماه ایرانیان نیز هست. آذر نیز نام نام نهم ایرانیان. معنی اسم ماه های ایرانی را بدانید.
کیانیان، دومین دودمان پادشاهی ایران در اوستا، شاهنامه و اسطورهشناسی ایرانی پس از پیشدادیان و پیش از اشکانیان هستند. پادشاهی کیانی به دست کیقباد (به یاری رستم و زال) بنیانگذاری شد. پادشاهان کیانی ده تن بودند و نامورترین آنها، کیخسرو است.
اسم دختر و پسر در اشعار شاهنامه
❤️ لیست کامل تر اسامی دخترانه و پسرانه در اشعار شاهنامه را از طریق قسمت مطالب مرتبط ببینید. در این دو لیست اسامی به همراه شعر مربوطه که حاوی آن اسم هستند آمده است.
در آخر اگر احیانا اسمی را می شناسید که در شاهنامه هست و از قلم افتاده است، حتما در قسمت نظرات بفرمایید. تا در اسرع وقت به لیست نام های شاهنامه اضافه کنیم.
شاد باشید و خوشنام | نامفارسی : مرجع تخصصی نام های ایرانی از سال ۱۳۸۸
منتخبی از زیباترین و جدیدترین اسامی پسرانه شامل اسم های پسر شیک و امروزی. در مطالب قبلی و بخش اسم پسر و دختر وبسایت، لیست کامل نام های پسرانه به ترتیب حروف الفبا قرار دارند. اما در این قسمت بنا بر تجربه ۱۱ ساله تیم نام فارسی در زمینه اسم های ایرانی، بر آن شدیم تا فهرستی از اسم های جدید امروزی که به اصطلاح پدر مادرها اسم پسر شیک هستند را قرار دهیم. تا انتخاب اسم پسر برای فرزند کمی راحت تر صورت پذیرد. بنابراین خیلی از نام های ناملموس تر، اسامی ای که محبوبیت کمتری داشتند (بر اساس نظر سنجی اسم و نظرات دوستان نام فارسی در اینستاگرام و تلگرام) از این لیست حذف شدند. مجموعه گردآوری شده شامل نام های جدید و به روزتر پسرونه است.
اسم پسر Boy Name
در این لیست سعی شده است نام های پسر به روزتر، اسامی پسرانه که طبق تعاملات ما در دهه گذشته با همراهان NameFarsi محبوب تر و مقبول تر برای انتخاب اسم فرزند پسر هستند ارائه شود. اما قبل از آن همانطور که در راهنمای انتخاب اسم گفتیم، معیار های انتخاب نام کودک را مرور مختصری می کنیم. با این تفاوت که معیارهای پدر مادرهای امروزی تر را بیشتر در نظر بگیریم. ❤️
معیارهای انتخاب اسم:
کوتاه بودن نام
خوش آوا بودن اسم
اسم با معنی زیبا
اسم با فراوانی کم (جدید بودن)
ریشه اسم
لیست اسم پسر جدید و امروزی
Stylish new boy’s name
اسم های جدید پسرانه امروزی با معنی، متناسب با سلیقه پدر مادر های امروزی. 🌹
اَبیش: بی رنج
اَپروَند: دارنده بلندی و شکوه یا فرهمند
اَپروَیژ: پیروزمند و شکست ناپذیر. نام خسرو دوم پادشاه ساسانی
اَترس: دلیر، بی ترس
اَرتان: راستگو. نام پسر ویشتاسب
اَرشَن: نام برادر کاووس
اَرشام: پسر عموی داریوش بزرگ
اَرشان: نام نیای داریوش بزرگ
اَشوداد: نام برادر هوشنگ پیشدادی
اَنوش: بی مرگ. جاویدان
اَوَرداد: از سرداران کورش بزرگ
اَوَرکام: نام پسر داریوش هخامنشی
اُزیرن: گاه پسین
اُوژن: زننده و شکست دهنده دشمن
ارد: نام سیزدهمین پادشاه اشکانی
اردشیر: نام پادشاه هخامنشی و ساسانی
اردلان: از واژه ارد ایرانی است
اردوان: در اوستا، پشتیبان راستی و درستی است.
ارشا: راست و درست
ارشک: نام نخستین پادشاه اشکانی.
اروَند: شریف، نجیب. نام پدر لهراسب.
اسپاد: دارنده سپاه نیرومند
اسپهبُد: نام پدر بزرگ خسرو انوشیروان.
اشتاد: راستی
اشکان: نام سومین نیای پاکر
افشین: نام سردار ایرانی
البرز: کوه بلند. نام پهلوانی است.
الوند: توانا و تیزپا
امید: نام پدر آذرپات، از نویسندگان نامه دینکرد. معنیش روی خودش هست. امید و آرزو.
امیدوار: نام پسر خواستان دیلمی از سرداران مازیار
اندریمان: کسی که اندیشه اش در پی شهرت و ستایش است.
اهورا: هستی بخش، خداوند
اورمزدیار: خدایار، یاور اهورا
اوستا: دانش، کتاب دینی. اسم های اوستایی.
اوشیدر: پروراننده قانون مقدس
ایزد: ستایش و ستودن
ایزدیار: یاور ستودنی
آبتین: نام پدر فریدون پادشاه پیشدادی
آترین: نام پسر اوپدرم در زمان داریوش بزرگ
آدُر: آذر، آتش
آذرخش: صاعقه، برق آراد: نام فرشته موکل بر دین و تدبیر امور روز آراد، نام روز بیست و پنجم ماه شمسی، (در زبان پهلوی) آرای، آراینده.
آراز: (معنی: زلال و پاک). اسم ترکی پسرانه معادل آراس است. آرتا: اسم اوستایی. آرتا یعنی مقدس، راست گفتار، درست کردار.
آرتین: منسوب به آرت، پاکی و تقدس، نام هفتمین پادشاه ماد
آرش: پهلوان و یکی از بهترین تیراندازان ایرانی
آرمان: آرزو، خواسته
آرمین: آرامش، آسودگی
آروین: معنی اسم آروین و نظرات درباره این نام.
آریا: اصیل و آزاد، فرمانده ارتش ایران در روزگار کورش
آریامن: نام فرمانده ناوگان خشایار شاه
آریامنش: نام پسر داریوش
آریوبرزن: دلاور و پهلوان. سردار داریوش سوم
آزاد: نام بهدینی که در فروردین یشت ستوده شده
آزادمهر: مهربان و رها.
آژمان: بی زمان آسا: نام پدر بهمن که در چکامه از او یاد شده. آسا در حال حاضر اسم دختر است.
آوید: دانش و خرد، مشتاق (اسم پسر و دختر) و در حال حاضر فقط برای فرزند دختر مورد تایید ثبت احوال کشور است.
آیریک: نام نیای یازدهم اشوزرتشت
بدخشان: لعل
برِشنوم: پاک و تمیز
برازمان: بلند اندیشه
بردیا: نام پسر کوچک کورش
برسام: نام یکی از سرداران یزدگرد ساسانی
برمک: نام وزیر شیروی ساسانی
بَهاوند: در اوستا به چم وهوونت دارنده نیکی
بُرزو: بلندبالا. نام پسر سهراب
بُرزویه: نام رییس پزشکان شاهی در روزگار خسرو.
بُندار: دارنده اصل و بنیاد
بهراد: نیکی بخش
بهروز: روزگار نیک و خوش
بهزاد: نام یکی از پهلوانان ایران پسر پیل زور. آنکه سرشتش نیک است.
بهمرد: مرد خوب و نیک. بابک: نام پسر ساسان در زمان اشکانیان
باتیس: نام دژبان غزه در هنگام داریوش سوم باربد: نام نوازنده و رامشگر نامی زمان خسرو پرویز
بامداد: نام پدر مزدک
بخت آفرین: نام پدر هیربد شهریار
بهرام: فتح و پیروزی است. نام پهلوانی در شاهنامه
بهمن: نیک منش. نام پسر اسفندیار. نام ماه یازدهم ایرانیان.
بهنام: نیک نام
بیژن: نام پسر گیو
پَریبُرز: بلند بالا، نام پسر کیکاووس
پارسا: پرهیزکار و فروتن.
پاکدین: دین درست، دین پاک.
پاکزاد: پاک نژاد، نجیب.
پاکمهر: پاک و مهربان. آنکه مهربانیش پاک و بدون نیت است. پدرام: نام نبیره سام. درود، شادباش.
پرهام: معنی اسم پرهام را ببینید.
پژمان: به معنی دلتنگ. پژمان (حسين پژمان بختياری) اديب و شاعر معاصر.
پوریا: نام یکی از پهلوانان ایران.
پولاد: نام پسر آزادمرد پسر رستم
پویا: جوینده.
پویان: پوییدن.
پیروز: پادشاه ساسانی. به معنی موفق. برنده.
پیلتَن: پهلوانی بوده از فرزندان رستم زال
پیمان: مهر، عهد
جاوید: نام پدر اردشیر یکی از بهدینان خراسان
جم: به معنی جام. برخی آن را معادل جمشید (مخفف جمشید) می دانند.
جمشید: از پادشاهان پیشدادی. به معنی جم درخشان یا جم شاه.
جهانگیر: نام پسر رستم زال پهلوان نامی ایران.
خداداد: داده خدا.
خدایار: آنکه خداوند یار اوست.
خدیو: بلند جایگاه، سرور
خردمند: نام یکی از پیروان دستور آذرکیوان
خشایار: شاه دلیر و مردمنش
خوشنام: درستکار، نیکنام
دَریز: نام داماد داریوش بزرگ
دادمهر: یعنی عدالت دوست. نام چند تن از امير زادگان و شاهزادگان در تاريخ.
دادنام: آنکه به عدالت معروف است.
دادوَر: دادگر، عادل
دارا: دارنده، نام نهمین پادشاه کیانی
داراب: نام پسر بهمن، هشتمین پادشاه کیانی
داریوش: نام سومین شاهنشاه هخامنشی.
داژو: سوخته، داغ
دانیار: به معنی بخشنده این اسم ریشه کردی نیز دارد. معنی یار دانا نیز برای این اسم آمده است.
دلاور: دلیر، قهرمان دماوند: نام سرداری درزمان ساسانیان.
دهناد: از نام های برگزیده
دینیار: یاری دهنده دین
رادمهر: مهربان بخشنده. رادوین: جوانمرد، بخشنده. رادین: بخشنده، جوانمرد.
راستین: درست، راست قامت.
رامبد یعنی آرامش دهنده. ترکیب رام به معنی آرام و بد به معنی نگهبان.
رامیار: یار آرام. در برخی منابع چوپان.
رامین: (= رام، رامتين)، نام عاشق ويسه. (اين كلمه در بعضی منابع مركب از «رام»به معني طرب و «ين»است به معني طربناك است). رایان: اندیشمند
رایبد: به معنی حکیم، دانا.
رایکا: (اسم گیلکی) (= ریکا) به معنی پسر، محبوب و مطلوب.
رایمون: اسم گیلکی پسرانه به معنی پسر باهوش.
رسام: به معنی رسم کننده است و ریشه عربی دارد.
زَریر: دارنده جوشن زرین
زَم: نام یکی از پسران غباد ساسانی.
زَواره: پهلوانی ایرانی. نام پسر زال و برادر رستم.
زادان: نام پدر شهریار از زرتشتیان کازرون.
زال: نام پدر رستم.
زامیاد: نگهبان زمین.
سروش: گوش دادن به صدای وجدان و فرمانبردار.
سپهر: آسمان
سپنتا: مقدس، ورجاوند.
ساسان: نام پدر بزرگ اردشیر بابکان
سالار: پدر زال، پسر نریمان سام: بهدینی از خاندان گرشاسب
سامان: نام بزرگ زاده بلخ سانیار: حامی وپشتیبان، نام یکی از قبایل کرد.
سپند: ورجاوند و مقدس. اسفند
سپهر: به معنی آسمان است.
سپهرداد: داده یا آفریده آسمان
سپیدار: درخت بلند و راست
سرافراز: سربلند، با افتخار
سزاوار: شایسته
سهراب: تابش سرخ. نام پسر زال سورن: دلیر و پهلوان، توانا
سوشیانت: برگزیده دینی
سیامک: نام پسر کیومرس در شاهنامه
سیاوش: نام پسر کیکاووس. از شصخیت های شاهنامه فردوسی.
سینا: یکی از نخستین پیروان اشوزرتشت.
فروهر: نیروی اهورایی درون انسان. Farvahar
فرساد: (دساتیر) ۱- حکیم، دانشمند، دانا، عاقل؛ ۲- نام درختی
فرهود: مرد درشت اندام. قوی هیکل.
فُرود: نام پسر سیاوش.
فراز: بالا، بلندی
فرازمان: دارای اندیشه بلند، دارای افكار متعالی.
فرازمند
فرامرز: نام پسر رستم زال
فربد: نگهبان و نگهدار فر. Farbod
فربود: راست و درست
فرخ: بزرگی و شوکت. از مفسران اوستا در زمان ساسانی
فرداد: زادهي با شأن و شكوه و شوكت، مولود با شكوه. فرزند شکوهمند.
فردین: پیشرو در دین
فرزاد: فرزند با شكوه و عظمت.
فرزام: لايق، در خور، شايسته، سزاوار.
فرزین: معادل فرزان هم هست. به معنی فروزان؛ همچنین مهره وزير در بازی شطرنج. نام مكاني در كرمان.
فرشاد: شادبخت و شادمان.
فرشید: نورانی تر.
فرنام: نام یکی از سرداران شاپور
فرهاد: پیشرو قانون.نام پهلوانی در شاهنامه. نام چند پادشاه اشکانی.
فرهود: پسر زیبا، صداقت و راستی در دین.
فرهومند: باشکوه و بزرگ
فریان: خاندانی از دوستان اشو زرتشت
فریبرز: نام پسر کیکاووس
فیروز: نام هجدهمین پادشاه ساسانی
گَرشاسب: در اوستا به چم پهلوان نامی، همانند رستم شاهنامه.
گالوس: نام پسر فارناک پادشاه کپاد و کیه و هوتیس
گرانمایه: پرارزش، پر ارج
گژدهم: از جنگجویان و سرداران کیانی و پدر گردآفرید
گشتاسب: نام پنجمین پادشاه کیانی
گودرز: نام پسر گیو، از پهلوانان نامی لشکر کیکاووس
گیل: گرد و پهلوان
گیو: پهلوان ایرانی
مهراب: نام پادشاه کابل و پدر رودابه
مهرین: مهربان. Mehrin
مازار: یکی از سرداران مادی کورش
مازیار: نام پسر غارن. از اسپهبدان تبرستان
ماکان: نام پسر کاکی یکی از فرمانروایان ایرانی
ماندگار: پایدار، ماندنی
مانی: اندیشمند، نام پیکر نگار نامی در دوران شاپور
ماهان: نام پسر کیخسرو پسر اردشیر پسر غباد
ماهر: زبر دست
ماهوار: از گوشه های موسیقی
ماونداد: نام یکی از مفسران اوستا در زمان ساسانیان.
مزدک: نام پسر بامداد در دوران ساسانی
منوشفر: نام پدر منوچهر شاه پیشدادی
مه زاد: بزرگزاده و یا زاده ماه. مهراد: جوانمرد، زیباروی.
مهران: یکی از هفت خاندان نامی دوران ساسانی
مهرجو: آنکه به دنبال مهربانی است. مهردوست و مهربان.
مهرداد: نام چوپانی که کوروش را پرورش داد
مهرزاد: زاده مهر
مهرگان: جشن ملی ایران
مهیار: یار ماه. زیبا و با عظمت مثل ماه.
نَستور: نام پسر زریر، برادر شاه گشتاسب.
نامجو: جوینده نام.
نامدار: محبوب و معروف.
نامور: نامدار و ماهی افتخار.
نریمان: دلیر و پهلوان. دارای اندیشه بلند و مردانه نکیسا: نام نوازنده نامی دوران خسرو پرویز
نمایان: آشکار، هویدا
نوتریکا: نام سومین برادر اشوزرتشت نوید: مژده شادمانی
نیکان: توضیح کامل و نظرات درباره: اسم نیکان.
نیکدل: آنکه دلی نیک و خوب دارد.
نیکروز: سعادتمند، خوشبخت
نیکزاد: آنکه خوب زاده شده و ذاتش نیک است.
نیکنام: نیکونام، خوشنام.
نیما: نام یکی از شاعران ایرانی.
نیو: پهلوان و دلیر. نیوان یعنی: مرد دلیر، شجاع، پهلوان. اسم کردی پسر.
هَخامنش: دوست منش. نام سردودمان هخامنشیان. (موسس سلسلسه هخامنشی)
هَردار: نام هشتمین نیای اشوزرتشت
هَژیر: خوو پسندیده، از پهلوانان دوره کیانی پسر گودرز
هُرمز: نام سومین پادشاه ساسانی
هُزوارش: شرح و تفسیر
هُژبر: دلیر و نامجو
هامان: یکی از درباریان خشایار شاه
هامرز: نام سپهسالار خسروپرویز ساسانی
هامون: از نام های ایرانی
همگون: همرنگ، همانند
هوبَر: دربردارنده نیکی
هوتن: فرماندار ساحلی در روزگار داریوش.
هوداد: نیک آفرید
هودین: نام سومین نیای آدرباد مهر اسپنتمان
هوشیدر:
هوم: گیاه مقدس
هومن: خوب منش
هیرسا: معادل نام پارسا است. ریشه نام فارسی.
یزدان داد: موبدی در سده نهم که در کرمان می زیسته است.
یزدان مهر: آنکه مهربانیش زیاد در اندازه خداوند است. بسیار مهربان.
یزدان یار: معادل نام خدایار که در بالا اشاره شد.
❤️ لیست کامل اسامی با هر حرف را نیز می توانید با لمس ه تیتر (مثلا اسم پسر با س) ببینید.
تبادل نظر درباره اسم