انتخاب اسم برای پسر، یکی از شیرینترین و در عین حال حساسترین تصمیمات پدر و مادرهاست. اگر شما هم دنبال اسم جدید پسر با م میگردید، در این قسمت مجموعهای از اسمهای پسرانه شیک، امروزی و ایرانی با حرف “م” را برایتان آماده کردهایم.
حرف “م” یکی از پرکاربردترین و دلنشینترین حروف در واژگان پارسی، کردی، لری و ترکی و همچنین نامگذاری ایرانی است. بسیاری از اسمهای زیبای ایرانی باستانی با این حرف شروع میشوند.
متین: به معنای استوار و پایدار؛ اسمی عربیالاصل اما کاملاً جاافتاده در فارسی.
میلاد: به معنای تولد و زایش؛ اسمی نمادین و پرطرفدار.
مبین: به معنای آشکار و روشن؛ اسمی مذهبی و در عین حال مدرن.
مهران: منسوب به “مهر” (مهربانی و خورشید) پیوند دارد.
اسامي جديد پسرانه از حرف م
بهترین اسم پسر با م
چطور بهترین اسم پسر با م را انتخاب کنیم؟
خوشآهنگ بودن: اسم را چند بار با نام خانوادگی بلند بخوانید تا هماهنگی آن را بسنجید.
سادگی در تلفظ و نوشتن: اسمی که راحت تلفظ و نوشته شود، در مدرسه و محیط کار برای فرزندتان دردسر ایجاد نمیکند. البته قسمت تمسخر نام را ببینید.
معنی زیبا: پیش از انتخاب، معنی و ریشه اسم را بررسی کنید.
تکراری نبودن: اگر دنبال اسم خاص و کمتر شنیدهشدهاید، اسمهایی مثل مهراس، مارتیا، مهدیسان یا ماتیار را ببینید.
هماهنگی با خانواده: اسم نباید با نام اعضای نزدیک خانواده تشابه زیادی داشته باشد.
اسمهای ایرانی و اسمهای مذهبی با م
در فهرست بالا هم اسمهای اصیل ایرانی مثل مهراب، مازیار و مهرداد را میبینید و هم اسمهای مذهبی و عربیالاصل مثل محمد، معین و مبین. بسته به سلیقه و باورهای خانواده، میتوانید از هر دو دسته انتخاب کنید.
اسمهای کمیاب و خاص با م
مهراس، مارتیا، ماتیار، مهدیسان و مهرکیا از اسمهای کمتر شنیده شده اند و به نوعی از اسامی کم تکرار پسرانه. روی هر اسم در فهرست بالا کلیک کنید تا به صفحهی معنی، ریشه و جزئیات همان اسم در سایت نام فارسی بروید.
نظر شما اسم زیبا با حرف میم
بهترین اسم جدید پسر با م کدام است؟
انتخاب اسم سلیقهای هم است، اما اسمهایی مثل ماکان، مانی، ماهان، مهراد و مارتیا از انتخابهای امروزی و شیک هستند. قسمت اسم پسر 1405 و اسم های پسر ترند را نیز ببینید.
در این نوشته، ۳۰ اسم جدید پسر با م را معرفی کردیم. اگر اسم مورد علاقهتان را انتخاب کردید، در بخش نظرات با ما در میان بگذارید.
بیشتر نام های مختوم به آ (حرف الف)، اسم های دخترانه هستند، همانطور که در قسمت اسم دختر مختوم به ا روی وبسایت اشاره کردیم.
اسم های مختوم به آ در دنیا
این قضیه تقریبا جهان شمول است. برای مثال در ایتالیا اسم هایی که با ا تمام می شوند دخترانه هستند و دقیقا همان ترکیب نام اگر به اُ ختم شود نامی پسرانه:
برای مثال اسم های پائولا (نام دختر)، پائولو (پسر)؛ روبرتا (دختر) و روبرتو (پسر).
یا در اسپانیا، اسم های داوید، رافائل، فرناندو اسم پسر هستند و اسم های فرناندا، رافائلا، کلارا، لوسیا و لائورا (مختوم به آ) دخترانه. قسمت اسم های محبوب دخترانه در دنیا را ببینید.
اما تعداد نام هایی پسر که به ا ختم می شوند در زبان پارسی کم نیستند و در ادامه لیست این اسامی را می بینیم:
سهيل نام ستاره ای پرنور و درخشان است. این ستاره خاص در مرداد در آسمان ظاهر و در اواخر شهریور محو میشود. در فرهنگ ما وقتی شخصیت محبوب کم پیدا میشود، اصطلاح است که می گوییم آن فرد ستاره سهیل شده! سهیل و سهیلا نماد شخصیت ارزشمند هستند.
به همین سبب شاید انتخاب اسم سهیل برای پسر مردادی یا پسر شهریوری انتخابی بجا و جالب باشد.
معنی سهیل در دهخدا
سهیل: [ سُ هَ ] (اِخ) ستاره ای است که در طلوع آن فواکه رسیده شوند و گرما به آخر رسد. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). ستاره ای است روشن در جانب جنوب، اهل یمن اول بینند آنرا. (مهذب الاسماء). ستاره ای است روشن. (دهار). ستاره ای است معروف. (آنندراج) (غیاث). اگست. پرک.
سهیل از اسامی پسر شاهنامه ای است و البته در شعر بسیاری از شعرای ایران زمین آمده است:
ز سر تا بپایش گلست و سمن بسرو سهی بر سهیل یمن. فردوسی.
تا بتابش نبود نجم سها همچو سهیل تا بخوبی نبود هیچ ستاره چو قمر. فرخی.
از روی چرخ چنبری رخشان سهیل و مشتری چون بر پرند و ششتری پاشیده دینار و درم. لامعی.
رخشنده تر از سهیل و خورشید بوینده تر از عبیر و عنبر. ناصرخسرو.
طلایه بر سپه روز کرد لشکر شب ز راست فرقد و شعری ز چپ سهیل یمن. مسعودسعد.
در دیار تو نتابد آسمان هرگز سهیل گر همی باید سهیلت قصد کن سوی یمن.
سنائی. چو شنگرف گون شد ز خورشید عالم سماک و سهیل و سها گشت غارب. حسن متکلم.
گر مرا دشمن شدند این قوم معذورند از آنک من سهیلم کآمدم بر موت اولادالزنا. خاقانی.
چون سهیل جمال بهرامی از ادیم یمن ستد خامی. نظامی.
نور ادیمت ز سهیل دل است صورت و جان هر دو طفیل دل است. نظامی.
ز باریدن برف و باران و سیل بلرزش درافتاد همچون سهیل. سعدی.
سهیل = ستارهای در صورت فلکی سفینه که پس از شِعرای یمانی درخشانترین ستارگان است و در خاورمیانه در شبهای آخر تابستان دیده میشود؛ سهیل یمن؛ سهیل یمان؛ پرک؛ اگست.
قدما {قدیمی ها} گمان میکردند سرخی و خوشرنگی سیب و همچنین خوشبویی ادیم از اثر تابش سهیل است: بر همه عالم همی تابد سهیل / جایی انبان میکند جایی ادیم (سعدی: ۱۵۷).
معنی سهیل در ثبت احوال
سهیل: (عربی) (اَعلام) روشنترین ستارهی صورت فلکیِ کشتی (سفینه) و دومین ستارهی درخشان آسمان، که در نواحی جنوبی ایران در مواقع محدودی از سال مشاهده میشود.
سهیل این نام پسر چهارحرفی زیبا، در ایران فراوانی نسبتا کمی دارد و رشد فراوانی آن منفی است.
معنی اسم سهیلا
سهیلا برگرفته از سهیل و شکل دخترانه این نام است. سهیلا: ترکیب سهیل + الف تانیث. بر اساس معنی نام سهیل و ستاره سهيل، شاید انتخاب اسم سهيلا برای دختر مردادی یا دختر شهریوری انتخابی بجا و زیبا باشد.
معنی سهیلا در ثبت احوال
سهیلا: (عربی) 1- نرم، ملایم؛ 2- مؤنث سهیل.
معنی سهیلا در دهخدا
سهیلا در دهخدا معنی نشده است.
ریشه نام سهیل و سهیلا
سهیل نامی عربی است. سهیلا نیز از نظر واژه شناسی ریشه عربی دارد. اما درباره نام سهيلا از آنجا که سالهاست در فرهنگ ایرانیان به عنوان نام دخترانه کاربرد دارد حتی بیش از فرهنگ عرب، می توان این نام را نامی ایرانی دانست.
همه چیز درباره اسم سهیل و سهیلا
در ادامه بررسی کاملتر اسم سهیل و سهیلا را می بینیم:
معنی، ریشه و فراوانی (تعداد) اسم روجا در ثبت احوال ایران
نام روجا یادآور شروع تازه و نماد روشنایی و امید است.
معنی روجا
روجا به چه معناست؟ Roja Name Meaning
روجا یعنی ستاره صبح؛ هم چنین در کردی معادل روزها و آفتاب است. روجا در معنی ستاره، با اسم های تارا، ستاره، نجمه، سها، پرن، پرنسا و سهیل تقریبا هم معناست.
معنی روجا فارسی مازنی
معنی اسم روجا در ثبت احوال ایران
روجا: (کردی ـ فارسی): روج (کردی) = روز، آفتاب + ا (پسوند نسبت)، 1- منسوب به روج؛ 2- (به مجاز) زیباروی و آفتاب چهره؛ 3- (اَعلام) روجا نام دهی در تنکابن، + ن.ک. روزا.
همانطور که می بینید، ثبت احوال ایران، روجا را معادل اسم روژا (روژان) که یک اسم کردی دختر است می داند. شمالی های عزیز هم این نام را یک نام شمالی زیبا می دانند.
هر دو هم درست هست چرا که هر اسم یا واژه می تواند در هر زبانی معنای به خصوص خودش را داشته باشد و دیدگاه این دوستان (کردزبان و شمالی) در قسمت نظرات بیشتر هم کمک خواهد کرد.
معني روجا در كردي
معنی روجا در فرهنگ لغات عمید
روجا: در لغت نامه عمید معنی نشده است.
معنی روجا در دهخدا
روجا = (اِخ) دهی است از دهستان گلیجان شهرستان شهسوار واقع در ۱۶هزارگزی جنوب غربی شهسوار و ۵هزارگزی جنوب راه شوسهٔ شهسوار به رامسر.
در دشت واقع است و هوایی معتدل مرطوب دارد. سکنهٔ آن ۱۴۰ تن است. آب آن از رودخانهٔ چالکرود تأمین می شود، و محصولش برنج و مرکبات، و شغل مردم زراعت است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
ریشه نام روجا
ریشه روجا کردی و مازنی است. برخی از صاحب نظران پارسی زبان نیز معتقد هستند که روجا پارسی روژا است که معادل روزها در فارسی است.
معنی، ریشه و فراوانی (تعداد) اسم شادن در ثبت احوال ایران
نام شادن یادآور لطافت و معصومیت است. شادن مثل خنده یک دخترک زیباروی لطیف است و دلچسب.
معنی شادن
شادن به چه معناست؟ Shaden Name Meaning
شادن یعنی بچه آهو.
معنی اسم شادن در ثبت احوال ایران
شادن: (عربی) 1- (در قدیم) آهوی جوان که تازه شاخ بر آورده 2- (به مجاز) زیبا و شاداب.
معنی شادن در فرهنگ لغات عمید
“شادن” در لغتنامه عمید معنی نشده است. “شادنه” با تلفظ Shādane معنی شده: نوعی سنگ به رنگ های گوناگون و معمولا سرخ که در طب قدیم برای معالگه درد چشم به کار می رفته، بیدوند؛ حجر هندی.
معنی شادن در دهخدا
شادن: [ دِ ] (ع اِ) آهوبرهٔ مستغنی از مادر. (منتهی الارب). آهو برهٔ بی نیاز شده از مادر که سرون برآورده باشد. (دهار). بچهٔ آهو. (غیاث). آهو برهٔ سرو برآورده. آهوبره که سروی وی برآمده باشد. ج، شَوادِن. (مهذب الاسماء).
[ دِ ] (اِخ) نام جاریهٔ عطاءبن جبیر. رجوع به عقدالفرید ج ۵ ص ۱۱۷ شود.
معنی اسم شادن به کردی
شادن طبق نظر دوستان کرد زبان در کردی نیز ریشه دارد و معنی آن بچه آهو هست. یعنی معادل معنی شادن در عربی.
معنی، ریشه و فراوانی (تعداد) اسم هما در ثبت احوال ایران
نام هما یادآور سعادت و خوشبختی است. هما نماد اصالت ایرانیان و ارزشمندی است.
معنی هما
هما به چه معناست؟ Homa Name Meaning
هما نام پرنده است از گونه کرکس. هما در واقع سیمرغگونهی سعادت در فرهنگ و ادب ایران، پرندهای اساطیری که درباره آن باور رایج چنین بود که هما استخوان میخورد و هرگز شکار زنده نمیکند، و از همین رو نماد بیآزاری و پاکی شمرده میشد.
مشهورترین باور درباره این پرنده آن است که اگر سایهاش بر سر کسی بیفتد، آن شخص به بخت و اقبال و حتی تاجوتخت میرسد؛ به همین دلیل به آن “همای سعادت” میگفتند.
به نظر می رسد هما با نام همایون هم ارتباطاتی دارد و معنی بلندمرتبه و والا مقام برای این نام تعبیر اشتباهی نیست.
نام پرندهای با جثهای نسبتاً درشت از خانواده لاشخورها، دارای بالهای بلند، دم بلند لوزی شكل به رنگ خاكستری و یك دسته مو در زیر منقار. [هما در بعضی منابع با عقاب تخلیط شده است].
(اَعلام) هما در “فروردین یشت” اوستا دختر “كی گشتاسب” و خواهر اسفندیار است؛
(همای) در اساطیر اقوام هندو ایرانی بلند پروازترین پرنده است.
معنی هما در فرهنگ لغات عمید
هما: پرندهای با چثۀ درشت از تیرۀ لاشخورها و شبیه شاهین.
قدما میپنداشتند خوراکش استخوان است و سایهاش بر سر هرکس بیفتد به سعادت و کامرانی خواهد رسید و در میمنت و سعادت به او مثل میزدند: غلیواج از چه میشوم است؟ از آنکه گوشت برباید / هما ایرا مبارک شد، که قوتَش استخوان باشد (عنصری: ۳۲۸).
معنی هما در دهخدا
هما: [ هُ ] (اِ) مرغی است که استخوان میخورد. بر سر هرکه سایهٔ او افتد به دولت و سلطنت رسد. (غیاث). همای. پشتش سیاه مایل به خاکستری، سینه اش حنایی بی نقش، دو شاخ مانند شاخ بوم و ریش زیبا و بالهایی از قره قوش بلندتر دارد. (یادداشت مؤلف).
در ادبیات فارسی هما را مظهر فرّ و شکوه دانند و به فال نیک گیرند:
همانطور که در اشعار شعرای ایرانی می بینیم:
تو فرّ همایی و زیبای گاه تو تاج کیانی و پشت سپاه. فردوسی.
نیکوتر از بهاری، زیباتر از نگاری چابک تر از تذروی فرخ تر از همایی. فرخی.
زاغ حرص و همای همت را ریزهٔ استخوان نمی یابم. خاقانی.
خوانده به چتر شاه بر چرخ آیةالکرسی ز بر چترش همایی زیر پر عرش معلا داشته. خاقانی.
تا همایم خوانده ای در کام دل هر نواله استخوان می آیدم. خاقانی.
با جهل مجوی زهد ازیرا کز جغد نیامدت همایی. نظامی.
فرّ همای ملکی داشتی اوج هوای فلکی داشتی. نظامی.
چون تو همایی شرف کار باش کم خور و کم گوی و کم آزار باش. نظامی.
که هریک بود در میدان همایی به دعوی گاه نخجیر اژدهایی. نظامی.
بدین طاوس کرداری، همایی روان شد چون تذروی در هوایی. نظامی.
معنی همای
همانطور که گفتیم همای معادل هما هست؛
معنی همای در لغت نامه دهخدا
همای: [ هُ ] (اِ) مرغی است که او را مبارک دارند و چون پیدا شود مردم به تفأل در زیر سایهٔ او روند. (صحاح الفرس). مرغی است معروف و مشهور که استخوان خورد. (برهان).
نام همای در شعر فردوسی: به هامون کشیدند پرده سرای درفشی کجا پیکرش بُد همای.
همای که بوده؟
هماي به عنوان اسم خاص در تاریخ ایران زمین
نام یکی از خواهران اسفندیار است که ارجاسپ او را اسیر کرده در قلعهٔ رویین دژ نگه داشته بود. (برهان): که هرکز میانه نهد پیش، پای مر او را دهم دختر خود همای. فردوسی.
اسم دختر بهمن که در حبالهٔ نکاح پدر خود بود. (برهان). همای آزاد. رجوع به همای آزاد شود.
نام پادشاه زاده ای که به همایون عاشق بود، و قصهٔ همای و همایون مشهور است. (برهان). رجوع به منظومهٔ همای و همایون اثر خواجوی کرمانی شود.
ریشه نام هما
ریشه هما فارسی است و یکی از اصیل ترین اسم های ایرانی دخترانه محسوب می شود. هما (همای) در شعر بسیاری از شعرای ایران زمین آمده است که در ادامه می بینیم.
هر دو درست هستند. همای معادل هما است و در متون قدیمی پارسی به هر دو شکل به کار رفته اند؛ در ادامه می بینیم.
تاریخچه نام هما
در ایران باستان نام و مفهوم هما به دوران اوستایی و پیش از اسلام برمیگردد. برخی پژوهشگران واژهٔ “هما” را با ایزدبانوی “هوم” (گیاه مقدس آیینی) و مفهوم برکت و فَرّ (فرّه ایزدی) پیوند میدهند.
هما در دوره شاهنشاهی هخامنشی
در نگارهها و حجاریهای دورهٔ هخامنشی و ساسانی، مرغی بالگشوده بر فراز سر شاهان دیده میشود که آن را نماد “فرّهٔ ایزدی” یا مشروعیت الهی پادشاهی دانستهاند؛ همین تصویر بعدها با هما یکی انگاشته شد.
هما در شاهنامه فردوسی
نام “هما” به شخصیتی تاریخی – اساطیری هم تعلق دارد؛ “همای چهرزاد”، دختر بهمن، ملکهای افسانهای از دودمان کیانی است که پس از پدرش سیودو سال بر ایران فرمان راند و در شاهنامه داستانی مستقل به نام او آمده است (پادشاهی او و رویاروییاش با فرزندش داراب).
چو داراب بر تخت شاهی نشست همای آمد و تاج شاهی به دست
هما در دوران اسلامی
مفهوم “سایهٔ هما” به صورت اصطلاحی رایج در ادب فارسی درآمد؛ “به سایهٔ کسی نشستن” یا “همای اقبال بر سر کسی سایه افکندن” به معنای رسیدن به بخت و جاه به کار میرفت و در توصیف پادشاهان و بزرگان بسیار به کار میرفته است.
اسم هما در شعر شعرای فارسی زبان
هما (همای) از جمله اسامی دخترانه در اشعار حافظ، سعدی، مولانا، فردوسی و اسم های دختر در اشعار بسیاری از شعرای ایرانی است.
هما در شعر حافظ
همای اوج سعادت به دام ما افتد
اگر تو را گذری بر مقام ما افتد
حبابوار براندازم از نشاط کلاه
اگر ز روی تو عکسی به جام ما افتد
فردوسی در شاهنامه “همای” را بهعنوان نام یک ملکه کیانی نیز به کار برده (نه فقط به عنوان پرنده). بر این اساس به نظر می رسد همای ارتباطات ریشه ای با نام همایون (و واژه همایونی در معنای بلند مرتبه و شاهنشاهی) نیز داشته باشد.
هما نماد چیست؟
در ادبیات و فرهنگ ایران، هما نماد چند مفهوم بههمپیوسته است:
بخت و اقبال بلند
رایجترین معنای هما در ادبیات فارسی؛ رسیدن سایهاش نشانهٔ سعادت و برخورداری از دولت است.
مشروعیت و فره پادشاهی
در ادبیات درباری، نشستن هما بر سر کسی به معنای برگزیدگی او برای فرمانروایی بود.
پاکی و بیآزاری
از آنجا که گفته میشد جانور زنده شکار نمیکند و تنها استخوان میخورد.
در ادبیات عرفانی (مانند مولانا)
گاه هما نماد روح والا یا پرواز معنوی و بلندپروازی روحانی است، فراتر از پرندگان دیگر و نزدیک به آسمان و عرش.
فراوانی و تعداد اسم هما
در حال حاضر تعداد اسم هما و سایر نام ها در ثبت احوال ایران به طور دقیق نامشخص هست. اما هما از نام های با فراوانی نسبتا کم در ایران است و در حال حاضر دارای رشد فراوانی منفی. اما انتظار می رود در دهه آینده باز مثل گذشته استقبال از این نام دختر سه حرفی خوش آوا و اصیل برای نامگذاری فرزند بیشتر شود.
ابجد اسم هما
عدد ابجد هما 46 است. اما برای اطلاعات بیشتر درباره وضعیت نام بر اساس ابجد، قسمت ابجد اسم را ببینید.
اسم هما به انگلیسی
طراحی اسم هما (عکس نوشته، اسمنوشته نام هما) به انگلیسی Homa برای پروفایل.
معنی، ریشه و فراوانی (تعداد) اسم سیما در ثبت احوال ایران
نام سیما یادآور صورت زیبای معشوق است. چهره آنکه نشان عشق است.
سیما نماد خوشرویی و همچنین نشان حال دل است.
معنی سیما
سیما به چه معناست؟ Sima Name Meaning
سیما یعنی چهره، صورت، قیافه. این نام دختر چهار حرفی زیبا و خوش آوا، بیش از معنی لغوی یادآور صورت زیبای یار، محبوب و دلدار است. نام سيما معادل نام پارسی رخسار (رخساره) نیز هست.
برای سیما معنی نشانه، نشان و علامت هم آمده است.
معنی اسم سیما در ثبت احوال ایران
سیما: (عربی) 1- چهره، صورت؛ 2- (در قدیم) نشان و حالتی در صورت انسان كه مبین حالات درونی باشد.
تبادل نظر درباره اسم