Girl names with R

اسم دختر با ر

نام دختر ایرانی با حرف ر

اسم های زیبای دختر ایرانی (اوستایی، عربی، فرانسوی و …) با حرف ر

شامل زیباترین اسم های ایرانی دختر با حرف ر. اسم های دخترانه کردی، عربی، لاتین و … که به “ر” شروع می شوند.

نام دختر با ر
نام های دختر با حرف ر
ردیف اسم ایرانی ریشه نام معنی اسم ها
۱ رؤیا عربی رویا، آنچه واقعیت ندارد و فقط در عالم خیال می یابد، وهم، تصاویر، احساسات و افکاری که در حالت خواب بصورت غیر ارادی از ذهن می گذرد. بررسی کامل: اسم رویا.
۲ رابعه عربی اسم دخترانه اسماعیل بصری از زنان عارف و بسیار مشهور قرن دوم که از او حکایات و سخنان زیادی نقل شده است.
۳ رابو اوستایی، پهلوی هدیه، پیشکش.
۴ راحل عربی مهاجر.
۵ راحله عربی مؤنث راحل.
۶ راحیل عبری نام همسر یعقوب (ع) و مادر یوسف (ع)، راحیل یعنی پاک و معصوم و به عربی یعنی مسافر از ریشه رحل؛ توضیحات بیشتر درباره اسم راحیل را بخوانید.
۷ رازقی عربی گیاهی بوته ای از خانواده زیتون با گل های درشت و سفید و معطر شبیه گل یاس.
۸ راشل فرانسه راحیل. اسم راشل در حال حاضر مورد تایید ثبت احوال کشور نیست. معادل ریچل در انگلیسی.
۹ راضیه نام عربی خشنود، خرسند.
۱۰ رافع عربی بالا برنده، اوج دهنده.
۱۱ رافعه عربی مؤنث رافع: بالا برنده، اوج دهنده.
۱۲ رامسینا آشوری نام یکی از خدایان آشور.
۱۳ رامیلا آشوری خدای بزرگ. بررسی کامل: اسم رامیلا.
۱۴ رامینا آشوری بالا.
۱۵ رانا یونانی مصحف رایای انار.
۱۶ رانیا عربی قرب و نزدیکی، همچنین نام یک گل.
۱۷ راوک عربی راوق صاف، لطیف و پالوده هر چیز.
۱۸ راهین نام کردی آموزنده.
۱۹ رایان عربی نام کوهی در حجاز. توجه کنید که رایان اسم پسر فارسی و بین المللی Rayan نیز هست. این اسم در حال حاضر فقط برای فرزند پسر قابل ثبت در ثبت احوال ایران است.
۲۰ رایحه عربی بوی خوش.
۲۱ رأفت اسم عربی مهربانی، نرم خویی
۲۲ رباب عربی نام سازی است.
۲۳ ربابه عربی = رباب: نام ساز.
۲۴ ربیعه عربی مرغزار، نام خواهر صلاح الدین ایوبی.
۲۵ رتاج عربی به کسر ر = دروازه، در بزرگ، در بزرگی که قالبا بسته است و از در کوچکی که در آن تعبیه شده رفت و آمد می کنند.
۲۶ رحمه عربی نام همسر ایوب (ع) اسم اصیل ایرانی
۲۷ رحیمه عربی مؤنث رحیم، مهربان، با رحم و مروت
۲۸ رخامین فارسی، عربی رخام (عربی) + ین (فارسی) از جنس رخام
۲۹ رخسانا یونانی رکسانه، روشنک، از شخصیتهای شاهنامه، نام دختر داراب و همسر اسکندر مقدونی.
۳۰ ردا عربی به کسر ر ، چادر، رو انداز، در اصطلاحات رزمی شمشیر یا کمان، همچنین عقل یا خرد نام دختر
۳۱ رز فرانسه گلی از خانواده گل سرخ دارای گلهایی به رنگهای مختلف.
۳۲ رزا لاتین نام لاتین گل رز. بررسی کامل: اسم رزا.
۳۳ رزالین لاتین مانند گل رز. اسم رزالین در حال حاضر مورد تایید ثبت احوال ایران نیست.
۳۴ رزان عربی زن باوقار، بانوی متین، خانم محترم.
۳۵ رزیتا فرانسه گل رز کوچک.
۳۶ رزین دخت فارسی، عربی رزین (عربی) + دخت (فارسی) دختر موقر و متین.
۳۷ رزینا عربی، فارسی به فتح ر، مرکب از رزین بعلاوه الف تأنیث، بانوی با وقار، متین، موقر، خوش فکر، خوش نظر، دختر ساکت، همچنین صمغ و شیره درخت کاج.
۳۸ رژان کردی روژان، روزها ایام.
۳۹ رسپینا اسم اوستایی، پهلوی فصل پاییذ، پاییز.
۴۰ رضوانه عربی مؤنث رضوان، بهشت
۴۱ رضیه عربی مؤنث رضی، نام تنها زنی که در زمان سلطنت مسلمانان در هند سلطنت کرد.
۴۲ رعنا عربی زیبا، دلفریب، بلند و کشیده، گلی که از درون سرخ و از بیرون زرد باشد.
۴۳ رفیعه عربی مؤنث رفیع، مرتفع، بلند، ارزشمند، عالی
۴۴ رقیه عربی سحر و افسون، نام یکی از چهار دختر پیامبر (ص) از خدیجه
۴۵ رکسانا یونانی روشنک، رکسانه، از شخصیتهای شاهنامه؛ روشنک از اسامی دخترانه شاهنامه ای هست. نام دختر داراب و همسر اسکندر مقدونی. بررسی کامل اسم رکسانا.
۴۶ رکسانه یونانی = رکسانا
۴۷ رمان عربی انار
۴۸ رمانه عربی دختری که مانند گل انار نرم و لطیف است.
۴۹ رمیصا اسم عربی ام سلیم، دختر ملحان بن خالد بن زید یکی از صحابه معروف رسول الله،یکی از دو ستاره ای که بر ذراع است.
۵۰ روبینا لاتین یاقوت قرمز
۵۱ روح انگیز فارسی، عربی روح (عربی) + انگیز (فارسی) دل انگیز، مفرح، روح افزا
۵۲ روحبخش فارسی، عربی روح (عربی) + بخش (فارسی) مفرح، روح انگیز
۵۳ روزیتا فرانسه رزیتا، گل رز کوچک
۵۴ روژ کردی روز
۵۵ روژا کردی ستاره
۵۶ روژان اسم دختر کردی روزها، روزان، هم چنین معنی اسم روژان خورشید و روز هم هست. بررسی کامل: اسم روژان.
۵۷ روژانو کردی روز نو، روز تازه، آفتاب تازه سر زده
۵۸ روژدا کردی طلوع خورشید
۵۹ روژیا کردی روز، روشنایی
۶۰ روژیار کردی آفتاب، خورشید
۶۱ روژین کردی مانند روز، روشن. بررسی کامل: اسم روژین.
۶۲ روژینا کردی روژین. منسوب به روژین.
۶۳ روژییار کردی روزگار
۶۴ روشنک یونانی از شخصیت های شاهنامه؛ نام دختر داراب و همسر اسکندر مقدونی. بررسی کامل: اسم روشنک.
۶۵ رومینا آشوری معنی اسم رومینا: زدوده و صیقل کرده شده و جلا داده؛ پاک و پاکیزه کرده. بررسی کامل: اسم رومینا.
۶۶ روناک کردی روشن. اسم کردی دخترانه محبوب.
۶۷ رونیکا یونانی عامل پیروزی، پیروز کننده، دختر خوش یمن. بررسی کامل: اسم رونیکا.
۶۸ رویا عربی رؤیا، مجموعه ای از تصاویر، افکار و احساسات که در حالت خواب بطور غیرارادی در ذهن می گذرد، آنچه واقعیت ندارد و فقط در عالم خیال است.
۶۹ ریتا یونانی مروارید. ریتا Rita.
۷۰ ریجینا لاتین با شکوه، ملکه وار.
۷۱ ریحان عربی گیاهی علفی، کاشتنی و معطر از خانواده نعناع، گیاه خوشبو از سبزی های خوردنی.
۷۲ ریحانه عربی ریحان نام زیبای عربی. بررسی کامل: اسم ریحانه.
۷۳ ریما سنسکریت، عربی نام حیوانی است. بررسی کامل: اسم ریما.
www.NameFarsi.com

Iranian girl name

◄ مشاهده ادامه: نام دختر فارسی با ر

نام دختر با ر
اسم دختر ایرانی با ر

زیباترین اسم های دختر با حرف ر به نظر شما کدام اسم ها هستند؟

دیدگاه خود را در قسمت نظرات بنویسید.

Girl names with D

اسم دختر با د

نام دختر ایرانی با حرف د

شامل اسم دختر ایرانی (اسم ترکی، کردی، اسم های مذهبی عربی و …) با دال

در صفحه قبل اسامی زیبای فارسی دخترانه به حرف د را دیدیم. در این پست اسم های دخترانه ایرانی با سایر ریشه ها را خواهید دید. نام های زیبای دخترونه که ریشه های ترکی، کردی، عربی و حتی فرانسوی دارند و در ایران عزیز هم مرسوم هستند. بسیاری از این اسم ها نیز از ترکیب با واژه “در” به معنی مروارید ساخته می شوند و معنی ارزشمند را در خود دارند. در ادامه لیست اسامی دخترانه با حرف د را با معنی و توضیح ببینید.

نام دختر با د
اسم دخترانه با حرف د
ردیف اسم ایرانی ریشه نام معنی اسم
۱ دادلی ترکی شیرین و نمکین.
۲ دانژه اسم کردی غنچه گل نیمه باز را گویند.
۳ دانیا اسم هندی گشنیز، نوعی سبزی خوردنی از تیره چتریان.
۴ دایانا یونانی = دیانا، الهه ماه و جنگلها و حیوانات و زنان بهنگام وضع حمل است. دیانا مطابق اساطیر یونانی همان آرتمیس یا الهه باکره است. بررسی کامل: اسم دایانا.
۵ درا عربی، فارسی به ضم دال، منسوب به در، با ارزش، گرانبها، دختر زیبا و ارزشمند.
۶ دربانو فارسی، عربی در (عربی) + بانو (فارسی) مرکب از در (مروارید) + بانو = بانوی گرانقدر
۷ دره التاج عربی مرواریدی که بر تاج نصب کنند.
۸ درتا فارسی، عربی در (عربی) + تا (فارسی) مانند در، مانند مروارید، همتای دُر.
۹ دردانه فارسی، عربی در (عربی) + دانه (فارسی) : بسیار محبوب و عزیز.
۱۰ درسا فارسی، عربی در (عربی) + سا (فارسی) مانند در، دختر مانند مروارید. اسم دختر چهار حرفی محبوب در دهه شصت.
۱۱ درگل فارسی، عربی در (عربی) + گل (فارسی) مروارید گل ها.
۱۲ درنا اسم ترکی
پرنده ای بزرگ و وحشی با پاهای بلند و گردن دراز شبیه لک لک که به صورت گروهی پرواز می کند، نام یکی از صورتهای فلکی نیز هست.
۱۳ درناز فارسی، عربی در (عربی) + ناز (فارسی) مرکب از در (مروارید) + ناز (زیبا، قشنگ).
۱۴ دروار فارسی، عربی در (عربی) + وار (فارسی) مانند در، هچون در. مثل مروارید، گرانبها.
۱۵ دره عربی مروارید بزرگ، یک دانه مروارید.
۱۶ دریتا فارسی، عربی در (عربی) + ی (فارسی) + تا (فارسی) مانند در، مانند مروارید.
۱۷ دلنیا کردی مطمئن.
۱۸ دلووان کردی مهربان، دختر مهربان، بانوی با محبت. بررسی کامل: اسم دلوان.
۱۹ دلیله اسم عبری معشوقه، نام زنی که سبب گرفتار شدن شمشون شد.
۲۰ دلینا کردی مطمئن، آرام دل، آسوده. دوستان کورد زبان در قسمت نظرات بفرمایند که این نام معادل نام دلنیا هست؟
۲۱ دنیا اسم عربی جهان. بررسی کامل: اسم دنیا.
۲۲ دنیز اسم ترکی دریا. بررسی کامل: اسم دنیز.
۲۳ دورسین ترکی باقی بماند.
۲۴ دیان فرانسوی و …
 در فرانسوی معادل دیانا هست. در ثبت احوال به عنوان اسم پسر مورد تایید تایید است. بررسی کامل: اسم دیان را حتما ببینید.
۲۵ دیانا نام یونانی = دایانا، در اساطیر رومی الهه ماه، جنگل ها، حیوانات و زنان هنگام وضع حمل، دیانا در معبدش در رم به عنوان الهه باکره مورد احترام بوده است، دیانا همان آرتمیس در اساطیر یونانی است. درباره اسم های دیانا و دایانا بیشتر بخوانید.
۲۶ دیلان اسم کردی دختر نوعی رقص کردی.
۲۷ دینا نام عبری دینه. بررسی کامل: اسم دینا.
۲۸ دینارگیس فارسی، یونانی دینار (یونانی) + گیس (فارسی)، دختری که مویش طلایی رنگ است، نام زنی در منظومه ویس و رامین نام اصیل ایرانی
۲۹ دینه اسم عبری انتقام یافته، نام دختر یعقوب (ع) و خواهر یوسف (ع).
www.NameFarsi.com

Iranian girl name

نام دختر فارسی با د

منابع

  1. وبلاگ نام فارسی، نوشته دکتر نیکزاد، مقاله ۲۴، آذر ماه ۱۳۸۸٫
  2. ویکیپدیا فارسی: اساطیر روم.
اسامی دخترانه با چ

اسم دختر با چ

لیست نام دختر ایرانی با حرف چ

اسم دختر کردی، ترکی و گیلکی با حرف چ

اسم های دخترانه زیبا با حرف چ. همانطور که می دانید چ جزو ۴ حرفی هست که در زبان عربی وجود ندارد. حروف گ، چ، پ و ژ. پس اسامی با “چ” نام های غیر عربی هستند. اگر نام دیگری از حرف چ سراغ دارید و در جدول زیر نیست، در قسمت نظرات بنویسید تا در اولین زمان ممکن به لیست اسامی دختر با چ اضافه نماییم.

البته حتما جدول اول اسامی دختر فارسی با چ را نیز ببینید.

ردیف اسم دختر ایرانی ریشه نام معنی اسم
۱ چوک اسم کردی   چشمه
۲ چیچک اسم ترکی   گل
۳ چیکا اسم گیلکی   نوعی پرنده است.

Iranian girl name

◄ ادامه: نام دختر فارسی با چ

Girl names with J

اسم دختر با ج

لیست نام دختر ایرانی با حرف ج

فهرست کامل اسامی دخترانه با حرف جیم. نام های ایرانی رایج در ایران که لزوما ریشه فارسی ندارند. اسم های دختر با “ج” که ریشه کردی، عربی یا گیلکی دارند. اسم دختر فارسی با ج در صفحه قبلی قرار گرفته اند.

اسم دخترانه با جیم Girl’s name with J

ردیف اسم ایرانی ریشه نام   معنی اسم
۱ جانام کردی  ضمیر دستوری (نگارش کردی: جێناو).
۲ جلوه عربی   حالت دلپذیر در کسی یا چیزی، زیبایی، نما، ظاهر جذب کننده، نمایان شدن، آشکار کردن
۳ جمیله عربی   زیبا، زن زیبا.
۴ جنان عربی   بهشت.
۵ جنت اسم عربی   بهشت، باغ، پردیس، فردوس.
۶ جواهر عربی   جمع جوهر، سنگ گران بها مثل یاقوت یا زمرد اسامی اصیل
۷ جیران ترکی – مغولی   آهو. این اسم معادل اسم های مارال در آذری و کژال در کوردی نیز هست.
۸ جیلا نام گیلکی   = ژیلا، ژاله تگرگ.
www.NameFarsi.com

Iranian girl name

 نام دختر فارسی با ج

اسم دختر با ث

نام دختر با ث

اسم دختر با حرف ث

اسم فارسی اصیل دختر که با حرف ث شروع شود در لیست نام های وبسایت نام فارسی موجود نیست و فقط اسامی دختر عربی با ث وجود دارند.

ردیف اسم ایرانی ریشه نام معنی اسم
۱ ثریا عربی   پروین (نام ستاره ای در منظومه شمسی) اسامی ایرانی در منظومه شمسی را ببینید.
۲ ثمر عربی   = ثمره، نتیجه.
۳ ثمره عربی  میوه، نتیجه، حاصل، محصول.
۴ ثمین عربی   گران بها، ارزشمند، قیمتی. بررسی کامل: اسم ثمین.
۵ ثمینا فارسی، عربی   ثمین (عربی) + ا (فارسی) گرانبها، قیمتی، با ارزش.
۶ ثنا نام عربی  سپاس، ستایش، شکر، دعا.
۷ ثمینه عربی  گران بها، قیمتی.
www.NameFarsi.com
اسم دختر ایرانی با ت

اسم دختر با ت

لیست نام دختر ایرانی با حرف ت

شامل اسم دختر با ت (با ریشه های عربی، اوستایی، ترکی، لری و سایر ریشه ها)

اسم های دخترانه فارسی با ت در صفحه قبلی قرار دارد و در این قسمت اسامی دختر با ت با ریشه های عربی، عبری، اوستایی، ترکی، گلیکی و لری قرار گرفته اند. اسم های زیبای دختر مرسوم در ایران عزیز، که لزوما فارسی نیستند. چرا که ایران را قومیت های مختلف تشکیل می دهد و هم چنین بسیاری از نام های دخترانه و پسرانه در ایران و جهان ریشه عبری، لاتین و … دارند.

اسم دختر با ت
اسم دختر ایرانی با حرف ت

اسم دخترانه ایرانی با حرف ت با معنی

 

ردیف اسم ایرانی ریشه نام   معنی اسم
۱ تابیتا عبری    آهو
۲ تاپیک اوستایی، پهلوی    درخشان، تابنده، نورانی
۳ تاج الزمان عربی    کسی که چون تاج در رأس عصر و دوره زمان است.
۴ تاج الملک عربی    تاج پادشاهی
۵ تاج الملوک عربی    تاج شاهان، افسر پادشاهان، هم چنین به معنی گیاهی زینتی از خانواده آلاله با گل های زیبای واژگون.
۶ تاج بی بی فارسی، ترکی    ملکه، شاهزاده.
۷ تارلا اسم ترکی دختر
  کشتزار.
۸ تارمیتا آشوری    بنیان، اساس، پایه.
۹ تالیا فارسی، عربی   تلاوت کننده قرآن، مرکب از تالی عربی (به معنای تلاوت کننده) + الف تانیث فارسی = بانویی که قرآن می خواند.
۱۰ تامارا آشوری    اسم حاکم گرجستان و دختر گیورکی سوم.
۱۱ تامیلا اسم ترکی    بخشنده.
۱۲ تامیما آشوری    منزه، پاک.
۱۳ تانسو ترکی   تمیزی، زلالی چشمه، پاکی، زیبایی، شبنم صبحگاهی.
۱۴ تانیا فرانسه   ملکه مهربان.
۱۵ تانیا نام کردی   تالار، تهنیا، دختر تنها. بررسی کامل: اسم تانیا.
۱۶ تايماز اسم ترکی   بی نظیر، بی همتا، بیتا.
۱۷ تبسم عربی   لبخند، خنده بدون صدا، حالتی که لبها هنگام احساس خوشایند می گیرد.
۱۸ تحفه عربی    شخص یا چیز بسیار ارزشمند، هدیه.
۱۹ تحفه گل فارسی، عربی    تحفه (عربی) + گل (فارسی) گل ارزشمند.
۲۰ ترکان ترکی    در دوره مغول عنوانی مخصوص زنان اشراف، نام مادر سلطان محمد خوارزمشاه.
۲۱ ترلان ترکی    پرنده ای از خانواده باز شکاری. بررسی کامل: اسم ترلان.
۲۲ ترنم عربی    زمزمه کردن یک نغمه، آواز، نغمه نام دختر ایرانی
۲۳ تسنیم عربی    نام چشمه ای در بهشت
۲۴ تکتم عربی   نام چاه زم زم، اصرار در کتمان، پنهانکاری زیادی، نام مادر امام رضا (ع).
۲۵ تلما لاتین،  انگلیسی   امید و آرزو. Telma
۲۶ تلناز نام ترکی    موی قشنگ.
۲۷ تمنا عربی   آرزو، خواستن چیزی همراه با تواضع و فروتنی، دختری که وقارش همه را در مقابلش به فروتنی می کشاند.
۲۸ تمیم عربی    مهره چشم زخم
۲۹ تندر فارسی، عربی    تن (فارسی) + در (عربی- به معنی: مروارید) آن که بدنی سفید و درخشان چون دُر دارد.
۳۰ توتیا نام هندی    جانوری دریایی با بدنی مدور که در بستر دریا زندگی می کند، گردی که از آن به عنوان سرمه استفاده می کنند. نام اصیل ایرانی
۳۱ توراکینا نام مغولی    نام همسر اکتای قاآن مغول
۳۲ توران اوستایی، پهلوی    نام سرزمینی منسوب به تور پسر فریدون پادشاه پیشدادی که بر آن سوی رود جیحون یعنی ماوراءالنهر واقع بوده و از طرف مشرق تا دریاچه آرال امتداد داشته است.
۳۳ توفان آرامی    طوفان، جریان هوای بسیار شدید، هیاهو و غوغا، “توفان” معرب از زبان آرامی است.
۳۴ تی تی اسم گیلکی    گیلکی شکوفه
۳۵ تی تی سا گیلکی، فارسی   تیتی (شکوفه) + سا (مانند)، همانند شکوفه، کنایه از زیبایی و طراوت. اسم شمالی دختر.
۳۶ تی تی گل گیلکی، فارسی   گیلکی مرکب از تی تی (شکوفه) + گل
۳۷ تی تی نار گیلکی، فارسی    گیلکی شکوفه انار
۳۸ تیارا لری، فارسی   تیه (در گویش لری به معنای چشم) + آرا (آراینده) چشم آرا، زیبا، چشم نواز. بررسی کامل: اسم تیارا.
۳۹ تیدا اوستایی، پهلوی   دختر خورشید، زاییده خورشید، دختر زیبارو، مرکب از تی به معنای خورشید و دا به معنای زاییده. بررسی کامل: اسم تیدا.
۴۰ تینا آرامی    گِل، هم ریشه با “طین” عربی است. بررسی کامل: اسم تینا.
۴۱ تینوش گیلکی    نوش تو
www.NameFarsi.com

◄ ادامه: مشاهده نام دختر فارسی با ت

Girl names with B

اسم دختر با ب

لیست نام دختر ایرانی با حرف ب

شامل اسم های زیبای دختر ایرانی (اسم دختر کردی، عبری، عربی و …) با حرف ب

نام دخترانه ایرانی
اسم دختر ایرانی با ب
ردیف اسم ایرانی ریشه نام   معنی اسم
۱ بابان کردی   خانه پدری، نام عشیره ایی در کردستان، همچنین نام منطقه ایست در کردستان، لقب چند تن از احکام سلسله ‏بابان، و نیز از چهره های معاصر ادبیات کرد: “شکرالله  بابان”
۲ بابوس کردی   نام پدر اورونت پادشاه ‏سکایی، هم چنین نام کوهی در بانه (نگارش کردی: بابوس)
۳ بابیلان کردی  لفظ نوازش دختر کوچک از روی محبت (نگارش کردی: بابیلان)
۴ باپیو کردی  بادسنج (نگارش کردی: باپێو)
۵ باتوف کردی  نام گیاهی است با گل های قرمز رنگ (نگارش کردی: باتۆڨ)
۶ باتینک کردی  غنچه  تازه ‏شکفته (نگارش کردی: باتینک)
۷ باتینوک کردی  آلاله (نگارش کردی: باتێنۆک)
۸ بادر کردی   حرکت باد، فرشته مأمور باد (نگارش کردی: باده ر)
۹ بادر کردی   جوڵانه وه ی با، فریشته ی به ڒێو به ری با = حرکت باد، فریشته  مأمور باد (نگارش کردی: باده ر)
۱۰ بارلی فارسی، ترکی   بار (فارسی) + لی (ترکی) میوه دار، سودمند
۱۱ بارنگ کردی  ریزش باران همره  باد (نگارش کردی: بارنگ)
۱۲ باروشه کردی  بادبزن (نگارش کردی: بارۆشه) نام اصیل
۱۳ باریز کردی  میوه ایی که ‏‏باد آن را از درخت جدا می کند. (نگارش کردی: باڒێژ)
۱۴ باریزان کردی   رواج، برکت (نگارش کردی: باڒێژان)
۱۵ بارین کردی  بارندگی، بارش (نگارش کردی: بارین)
۱۶ بازان کردی  جمع “باز” پرنده  شکاری، نام روستایی در کردستان، در حال باختن،‌ بازنده (نگارش کردی: بازان)
۱۷ بازنه کردی  النگو (نگارش کردی: بازنه)
۱۸ بازو کردی  نام آهنگی (نگارش کردی: بازو)
۱۹ بازور کردی  نام پرنده ایی کوچک خاکستری رنگ (نگارش کردی: بازۆر)
۲۰ باژوران کردی  جنوبی ها، طایفه ایی از کردها (نگارش کردی: باژوران)
۲۱ باژیر کردی  شهر (نگارش کردی: باژێر)
۲۲ باژیلان کردی   محل وزش باد، قبیله ایی از کردها که در اطراف خانقین سکونت دارند. (نگارش کردی: باژیلان)
۲۳ باستینگ کردی  گل نو شکفته (نگارش کردی: باستینگ)
۲۴ باسکار کردی   قدرتمند، نیرومند، توانمند در بحث و استدلال (نگارش کردی: باسکار)
۲۵ باشن کردی  خوب است، عالی است (نگارش کردی: باشه ن)
۲۶ باشیلا کردی  خانه ‏به ‏دوش (نگارش کردی: باشیلا)
۲۷ باغان کردی   چند باغ میوه که ‏در کنار یکدیگر قرار دارند، نام روستایی در کردستان (نگارش کردی: باخان)
۲۸ باکوت کردی  میوه ایی که ‏توسط باد ریخته باشد (نگارش کردی: باکوت)
۲۹ بالین کردی   کمکی دیوار و ستون، چوبی که ‏پشت در نهند، کلون (نگارش کردی: باڵێن)
۳۰ بامیک اوستایی، پهلوی   بامی، درخشان، لقب شهر بلخ
۳۱ بانو نام کردی  خانم، خاتون، بی‌بی (نگارش کردی: بانو)
۳۲ بانو کردی  تپه کوچک (نگارش کردی: بانوو)
۳۳ بانواز کردی  باخبر ساختن مردم با صدای بلند (نگارش کردی: بانگه واز)
۳۴ باوان کردی  بابان، خانه ‏پدری (نگارش کردی: باوان)
۳۵ باوشین کردی  پنکه، بادبزن (نگارش کردی: باوه شێن)
۳۶ باوند کردی   اصیل، خانواده ایی معروف از کردها که در شمال ایران حکومتی پایه ‏نهادند (نگارش کردی: باوه ند)
۳۷ باوین کردی  صاحب، از قبایل پراکنده کرد (نگارش کردی: باوێن)
۳۸ بایخ کردی   پایداری، ارزش، قدر (نگارش کردی: بایه خ)
۳۹ بتسابه نام عبری   دختر، سوگند؛ نام همسر حضرت داوود (ع) و مادر سلیمان (ع)
۴۰ بتمان اسم کردی  نام رودخانه ای در کردستان (نگارش کردی: به تمان)
۴۱ بتول عربی   پاکدامن، پارسا، لقب فاطمه (س) و مریم (ع)
۴۲ بتین کردی   پرحرارت، قدرتمند (نگارش کردی: به تین)
۴۳ بچکول کردی  کوچک (نگارش کردی: بیچکۆل)
۴۴ بختان کردی  بد شانسی (نگارش کردی: به ختان)
۴۵ بختوان کردی  مدینه ‏فاضله (نگارش کردی: به خته وان)
۴۶ بختور کردی  بهروز، کامران، دارای روزگار خوش (نگارش کردی: به خته وه ر)
۴۷ بخشین کردی  عفو کردن (نگارش کردی: به خشین)
۴۸ بدری عربی   منسوب به بدر، ماه تمام
۴۹ برزی کردی   جای بلند، سکو ، کنایه ‏از بلند قامت (نگارش کردی: به رزی)
۵۰ برزین فارسی، کردی   باشکوه، نام یکی از سرداران کیکاوس شه  ماد، هم چنین نام کوهی در کردستان بین مهاباد و سردشت (نگارش کردی: به رزین)
۵۱ برژان کردی  کار
۵۲ برژانگ کردی  مژه (نگارش کردی: برژانگ)
۵۳ برژنگ کردی   مژه
۵۴ برژول کردی   نگا “برژانگ”، پرز گل گندم یا جو (نگارش کردی: برژۆڵ)
۵۵ برسیل کردی  نوعی گرد نان (نگارش کردی: به رسێڵ)
۵۶ برشیو کردی  عصرانه (نگارش کردی: به رشێو)
۵۷ برف‌آب کردی   آبی که ‏از ذوب شدن برف سرازیر می‏شود و جویباری تشکیل می ‏دهد. (نگارش کردی: به فراو)
۵۸ برقه کردی  درخشیدن جسمی در مقابل تابش اشعه آفتاب یا هر چیز دیگر (نگارش کردی: بریقه)
۵۹ برگام لری  به ضم ب، ابروهایم
۶۰ برلیان فرانسه  الماس تراش داده شده که درخشش و زیبایی خاصی دارد.
۶۱ بریا کردی  واژه ایکاش (نگارش کردی: بریا)
۶۲ بریار کردی  قرار، عهد (نگارش کردی: بڒیار)
۶۳ برینداره کردی  آمبولانس (نگارش کردی: برینداره)
۶۴ بریوان کردی  دختری که گوسفندان بازگشته از چراگاه را صدا میزند.
۶۵ بزان کردی  شکست دهنده، نام روستایی(نگارش کردی: به زان)
۶۶ بزین کردی  نگا “به زان” (نگارش کردی: به زێن)
۶۷ بژدار کردی  سهامدار، شریک (نگارش کردی: به ژدار)
۶۸ بژن کردی  قد و بالا، قامت (نگارش کردی: به ژن)
۶۹ بژوار کردی  نوعی درخت سخت و خیلی محکم شبیه ‏آبنوس (نگارش کردی: به ژوار)
۷۰ بژول کردی  نگا “برژانگ” (نگارش کردی: بژۆڵ)
۷۱ بژوین کردی  نگا “بژوار” (نگارش کردی: بژوێن)
۷۲ بژیو کردی  قوت، مایه، زندگی (نگارش کردی: بژێو)
۷۳ بسمه عبری   نام دختر اسماعیل (ع)
۷۴ بشدار کردی  سهیم، شریک(نگارش کردی: به شدار)
۷۵ بشرا اسم عربی  خبر خوب، دختر خوش خبر، بانوی خوش یمن
۷۶ بشری عربی   بشارت، مژده
۷۷ بشکو کردی  شرکت سهامی (نگارش کردی: به شکۆ)
۷۸ بفران کردی  معصوم و روپاک مانند برف (نگارش کردی: به فران)
۷۹ بفرانبار کردی   هنگام باریدن برف، نام اولین مه زمستان، دی ماه (نگارش کردی: به فرانبار)
۸۰ بکیل کردی  شخم زن (نگارش کردی: بکێڵ)
۸۱ بلار کردی  آدم شوخ طبع (نگارش کردی: به لار)
۸۲ بلالوک کردی  آلوبالو (نگارش کردی: به ڵاڵوک)
۸۳ بلنجه اسم کردی   صاحب خرام، خرامان، نوعی گل خوشبو و خوش رنگ (نگارش کردی: به له نجه)
۸۴ بلواژ کردی  آبگینه (نگارش کردی: به ڵواژ)
۸۵ بلور عربی   نام ماده معدنی جامد و شفاف مانند شیشه، آنچه از جنس شیشه شفاف و خوب است، معرب از یونانی
۸۶ بلورین عربی، فارسی   بلور (عربی) + ین (فارسی) منسوب به بلور، شفاف و درخشان مانند بلور
۸۷ بلیسه کردی  لهیب، شراره (نگارش کردی: بڵێسه)
۸۸ بلین کردی  عهد، قرار (نگارش کردی: به ڵێن)
۸۹ بناز کردی  نازنین (نگارش کردی: به ناز)
۹۰ بنان کردی  عنفوان (نگارش کردی: به نان)
۹۱ بناو کردی  نوعی درخت محکم و سخت که  به  خاطر سنگینی به زیر آب فرو می ‏رود (نگارش کردی: بناو)
۹۲ بناوان کردی  کدبانو، خانه دار (نگارش کردی: بنه وان)
۹۳ بنرخ کردی  قیمتی(نگارش کردی: به نرخ)
۹۴ بنفش کردی  نگا “وه نه وش” (نگارش کردی: به نه وش)
۹۵ بنگین کردی  زندانی ابد(نگارش کردی: به نگین)
۹۶ بنن کردی   شه  کوه، جای سخت درکوه (نگارش کردی: به نه ن)
۹۷ بنیا عبری   تو فرزند منی
۹۸ بنین کردی  نوعی گیاهی خوراکی که در بهار می‏روید (نگارش کردی: به نین)
۹۹ بورچین کردی  مرغابی ماده (نگارش کردی: بورچین)
۱۰۰ بوکان کردی   زیبارویان، عروس ها، نام شهری در کردستان (نگارش کردی: بوکان)
۱۰۱ بوکبویانی کردی  نو عروس (نگارش کردی: بوکێ)
۱۰۲ بوکین کردی  خیمه ‏شب بازی (نگارش کردی: بوکین)
۱۰۳ بونخوش کردی  خوشبو (نگارش کردی: بۆنخۆش)
۱۰۴ بوندار کردی  دارای بوی خوش (نگارش کردی: بۆندار)
۱۰۵ بوین کردی  خوشبو (نگارش کردی: بویان)
۱۰۶ بوین کردی  قانع (نگارش کردی: بوێن)
۱۰۷ بهار فارسی، کردی نام اولین فصل سال، شکوفه درختان خانواده مرکبات، کنایه از لطافت و زیبایی، نام شهری در کردستان که مرکز کردستان در دوره ‏سلجوقی بوده، لقب شاعر و نویسنده ‏و محقق کرد “ملک الشعرای بهار”، (نگارش کردی: به هار).
۱۰۸ بهجت نام عربی   شادمانی
۱۰۹ بهشت فارسی، کردی  فردوس، جنت (نگارش کردی: به هه شت)
۱۱۰ بی بی گل فارسی، ترکی   بی بی (ترکی) + گل (فارسی)، بی بی عنوانی احترام آمیز برای زنان سالخورده. خانم گل.
۱۱۱ بی بی ماه فارسی، ترکی   بی بی (ترکی) + ماه (فارسی). ماه خانوم.
۱۱۲ بی بی ناز فارسی، ترکی   بی بی (ترکی) + ناز (فارسی). مایه افتخار.
۱۱۳ بی توش نام کردی  همیشه ‏سایه (نگارش کردی: بێ‏توش).
۱۱۴ بی خال اسم کردی  بی نشان (نگارش کردی بێخاڵ).
۱۱۵ بی خم کردی  آرامش (نگارش کردی: بێخه‌م).
۱۱۶ بی نظیر فارسی، عربی   بی (فارسی) + نظیر (عربی) بی مانند، بی همتا.
۱۱۷ بی وینه کردی  بی نظیر (نگارش کردی: بێ‏وێنه).
۱۱۸ بیان کردی  بامداد، پگاه (نگارش کردی: به یان).
۱۱۹ بیانه کردی  نگا ” به یان” (نگارش کردی: به یانه).
۱۲۰ بیبون کردی  گلی وحشی که در کوهستان های کردستان فراوان سبز می‏شود، بابونه (نگارش کردی: به یبون).
۱۲۱
۱۲۲ بیچم کردی  هیئت، سیما (نگارش کردی: بیچم).
۱۲۳ بیرون کردی  پرنده‌ای که محل زندگی ندارد (نگارش کردی: بێرون).
۱۲۴ بیری کردی  زنی که شیر می دوشد (نگارش کردی: بێری).
۱۲۵ بیریفان کردی  دوشیدن شیر گوسفند توسط دختران در کوهستان هنگام بهار (نگارش کردی: بێریڨان)
۱۲۶ بیسان کردی  بیسان را برخی ترکیب “بی” + “سان” می دانند پس این نام را بی همتا و معادل نام بیتا می دانند. علاوه بر این اسم بیسان در کردی به معنی جالیز است (نگارش کردی: بێسان). علاوه بر این با ریشه عربی نام دهی در منطقه فلسطین کنونی بوده است. دهخدا بیسان را این چنین معنی کرده است: بیت شان. شهر فلسطین قدیم بر ملتقای دره های اردن و یزرعیل. در اوایل عصر مفرغ مسکون بود (حدود ۳۰۰۰ – ۲۰۰۰ ق.م.)، و بقایای فراوان از دورهٔ پیش از بنی اسرائیل دارد. بیسان [ بَ ] (اِخ) دهی است به مروشاهجان. (منتهی الارب) (از مراصد الاطلاع). دهی است در شام و از آن ده است قاضی عبدالوضیم بن علی. (منتهی الارب) (از مراصد الاطلاع). ۴ بیسان [ بَ ] (اِخ) موضعی است به یمامة بین بصره و واسط و آن را میسان نیز گویند.
۱۲۷ بیستان کردی  جالیز (نگارش کردی: بێستان).
۱۲۸ بیسو کردی  بی گمان، کمین گاه ‏شکارچی (نگارش کردی: بێسۆ).
۱۲۹ بیشو کردی   بی حد، بی اندازه (نگارش کردی: بێشۆ).
۱۳۰ بیکژ کردی   هموار، صاف (نگارش کردی: بێکه ژ).
۱۳۱ بیکن کردی  بدون رقیب، یگانه (نگارش کردی: بێکن).
۱۳۲ بیگرد کردی  بی رقیب، کنایه ‏از بسیار زیبا (نگارش کردی: بێگه رد) نام دختر کردی
۱۳۳ بیگم ترکی   به صورت پسوند همراه با بعضی نامها می آید و نام جدید می سازد مانند فاطمه بیگم، عنوان زنام منسوب به خانواده های سلطنتی و بزرگان.
۱۳۴ بیلو کردی   جویبار کوتاه ‏مدت (نگارش کردی: بێلو).
۱۳۵ بینور کردی  دیدنی (نگارش کردی: بینه وه ر).
۱۳۶ بینیار کردی  بیننده (نگارش کردی: بێنیار).
۱۳۷ بیور کردی  بی بهره، عدد میلیون در ریاضی (نگارش کردی: بێوه ر).
۱۳۸ بیوی کردی  انسان بی آزار، سلامت (نگارش کردی: بێوه ی).
www.NameFarsi.com

Iranian girl name

نام دختر فارسی با ب

اسم دخترانه با حرف ب
نام دختر با ب