اسم

Girl name start with a

اسم دختر با ا

نام دختر ایرانی با حرف ا

شامل اسم های زیبای دختر ایرانی (اسم دختر کردی، اسم ترکی، یونانی و …) با حرف الف

اسم دختر با ا
اسم دختر ایرانی با ا

در ادامه فهرست کامل اسم دختر با الف را ببینید. اسم های دختر شامل اسم ترکی دختر با الف، اسم کردی با الف، اسم لری، اسامی عربی (مذهبی) با ا و سایر نام های دخترانه با الف.

ردیف اسم ایرانی ریشه نام   معنی اسم
۱ ابتسام عربی   لبخند، تبسم
۲ ابریشم عبری  حریر، تاری درخشان و نازک اما بسیار محکم که کرم ابریشم به دور خود می تند، گلی به صورت رشته های باریک آویخته به رنگ زرد یا سرخ که در تابستانها می روید.
۳ ابریشم کردی  تاری بسیار محکم، نازک و درخشان که کرم ابریشم به دور خود می تند، حریر (نگارش کردی : ههورێشم)
۴ احترام عربی   بزرگ داشتن، حرمت را نگه داشتن.
۵ احلام عربی  جمع حلم، صبوری ها، بردباری ها، وقارها.
۶ ادرینا آشوری   تکیه گاه.
۷ ارتاش اسم ترکی   مرکب از ار (شوهر) + تاش (پسوند همراهی)
۸ ارغنون نام یونانی   اسم یک ساز می باشد.
۹ ارغون اسم یونانی  مخفف ارغنون (نام ساز)
۱۰ ارمغان اسم دختر ترکی   رهاورد، سوغات، هدیه.
۱۱ ارنواز اوستایی، پهلوی   مرکب از ارنه (سزاوار) + واز (واژه)، به معنای دارنده سخن سزاوار، از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از دو دختر جمشید پادشاه پیشدادی
۱۲ اروس اوستایی، پهلوی   سفید، درخشان، زیبا نام دخترانه فارسی
۱۳ اروس نام فرانسوی   در اساطیر یونان، خدای عشق
۱۴ اروشا اوستایی، پهلوی  اروشه، به فتح الف، سفید، روشن، دختری با روی سپید.
۱۵ ارون اسم عربی  (به فتح الف) شاد و شادمان
۱۶ اریحا اسم عبری   مکان خوشبو، نام شهری قدیمی در فلسطین، گلی که شکوفه آن چلیپا شکل است.
۱۷ اریدیس ترکی  (به ضم الف) نام همسر ارفاوس، شاعر و موسیقی دان ترکیه، در افسانه ها آمده است که اریدیس فرشته ای بود که معشوقه ارفاوس بود.
۱۸ ارین عربی  به فتح الف، شادی، شادان شدن، به وجد آمدن.
۱۹ ارینا کردی، فارسی  آرینا ، آریایی نژاد، از نسل آریایی.
۲۰ استر عبری   ستاره، همسر یهودی خشایار پادشاه هخامنشی.
۲۱ اسرین کردی   اشک.
۲۲ اسما عربی  نام نهادن، نامگذاری کردن، همچنین به عنوان جمع اسم هم به کار می رود، نام دختر ابومسلم خراسانی.
۲۳ اسنا عربی  بزرگوار کردن، بلندمرتبه کردن.
۲۴ اشتار آشوری   الهه عشق و برکت
۲۵ اصیلا عربی  با نوی با اصالت مرکب از اصیل + الف تانیس.
۲۶ اطلس یونانی   پارچه ابریشمی، دیبا
۲۷ اطلسی یونانی، فارسی   اطلس (معرب) + ی (فارسی) گلی شیپوری و خوشبو به رنگ های سفید، صورتی، ارغوانی، یا سرخ.
۲۸ اطهر عربی  پاکیزه ترین زن، پاکدامن ترین بانو
۲۹ اعظم عربی   بزرگوارتر، بزرگ تر.
۳۰ افق عربی   خطی که در محل تقاطع زمین و آسمان به نظر می رسد.
۳۱ اقاقی اسم یونانی   = اقاقیا
۳۲ اقاقیا یونانی   درختی زینتی که گلهای سفید خوشه ای ومعطر دارد.
۳۳ اقدس عربی   پاک تر، مقدس تر
۳۴ اقلیما یونانی  نام دختر آدم (ع)
۳۵ اقلیمیا یونانی   اقلیما، نام دختر آدم (ع).
۳۶ اکرم عربی   بزرگوار، گرامی
۳۷ اکلیل عربی   تاج
۳۸ الاهه عربی   الهه
۳۹ الحان عربی به فتح الف، آوازهای خوش، نغمه های دلکش، صدای موزون و خوشایند.
۴۰ الکا ترکی   سرزمین، ناحیه.
۴۱ الله نظر فارسی، عربی  کسی که نظرکرده خداست.
۴۲ الما اسم ترکی  سیب
۴۳ الماس خاتون یونانی، فارسی   الماس (یونانی) + خاتون (فارسی) بانوی مانند الماس.
۴۴ المیرا فارسی، ترکی   ال (ترکی) + میرا (فارسی)، ایل میرا فدایی ایل
۴۵ المینا ترکی
۴۶ النا یونانی   نورانی نام دختر
۴۷ الناز فارسی، ترکی   ال (ترکی) + ناز (فارسی)، ایل ناز موجب نازش ایل
۴۸ الهام نام عربی   فکری که به طور ناگهانی در ذهن پیدا می شود.
۴۹ الهه اسم عربی   در اعتقادات قدیم، نیمه خدایی که نماینده انواع خاص بوده و به صورت زنی تجسم می شده است..
۵۰ الیسا عربی، فارسی  دختری که مانند گل انار لطیف است + مرکب از الیس (عربی) به معنای گل انار و الف تانیث فارسی.
۵۱ الیکا سنسکریت  مال بسیار، دارایی فراوان
۵۲ ام البنین عربی   نام همسر علی (ع) و مادر عباس (ع)
۵۳ اماندا نام دختر ترکی  آماندا، در امان، در پناه تو
۵۴ امانه عربی  به فتح الف، اطمینان و آرامش قلب، دختری که وجودش مایه قوت قلب است.
۵۵ امل عربی  به فتح الف، آرزو، امید
۵۶ امیرا عربی، فارسی   امیر (عربی) + ا (فارسی) امیره
۵۷ امیردخت عربی، فارسی   دختر پادشاه، شاهدخت
۵۸ امیره عربی   مؤنث امیر  اسامی زیبای عربی
۵۹ امیل سنسکریت، عربی  معرب از سنسکریت نام درختی از تیره فریفون که گاهی بعضی از انواع آن بصورت درختچه یافت می شوند.
۶۰ امیله سنسکریت، عربی  امیل، معرب از سنسکریت نام درختی از تیره فریفون که گاهی بعضی از انواع آن بصورت درختچه یافت می شوند.
۶۱ امین دخت عربی، فارسی   امین (عربی) + دخت (فارسی) دختر امین، دختر درستکار
۶۲ امینه نام عربی   مؤنث امین
۶۳ انسیه عربی   مونث انسی، مربوط به اِنس، انسانی
۶۴ انوشکا عبری  زیبا، خوش اندام، جذاب، این اسم در هندوستان نیز رایج است.
۶۵ انیس عربی   همدم
۶۶ انیسا عربی، فارسی  بانوی همدم، دختری که مونس انسان است.
۶۷ انیسون یونانی  آنیس، مقاومت و اعتراض
۶۸ انیسه نام عربی   همدم، مونس
۶۹ اورانوس فرانسه   نام هفتمین سیاره منظومه شمسی
۷۰ اورنینا یونانی   ربه النوع فراوانی نعمت
۷۱ اوریسا سنسکریت  نام یکی از ایالتهای هندوستان
۷۲ اورینا یونانی  در اساطیر یونان، الهه آسمانها و حامی عشق آسمانی
۷۳ اولدوز نام ترکی   ستاره
۷۴ اویتا اوستایی، پهلوی  بی همتا، تک
۷۵ اوین اسم کردی  عشق
۷۶ ایدا ترکی  آیدا، شاد خوشحال
۷۷ ایده فرانسه   فکر و اندیشه، رأی
۷۸ ایران اوستایی، پهلوی  مکان سکنای آریائیان (قوم اری)، نام کشور باستانی ما، محل مردمان شجاع و شریف، حدود ۲۰۰۰ سال پیش از میلاد مسیح طوایفی سفید پوست از راه جیحون و کوههای قفقاز وارد منطقه ایران شدند. این طوایف به دو دسته تقسیم می شدند دسته ای که خودرا زورمند می دانستند و به نام سک (به فتح س) ها شناخته می شدند و دسته ای دیگر که متمدن تر از دسته اول بودند خود را اری (به فتح الف و کسر ر) به معنای شجاع و شریف می نامیدند و وجه تسمیه ایران نیز همین است.
۷۹ ایسیه عبری  آسیه
۸۰ ایل ناز فارسی، ترکی   ایل (ترکی) + ناز (فارسی)، مایه ناز ایل، الناز، کسی که ایل به او می نازد.
۸۱ ایلار اسم ترکی  مانند ماه، دختری که مانند ماه زیباست.
۸۲ ایلانا عبری  دختر سرزنده، نام نوعی درخت نیز هست.
۸۳ ایلیار ترکی  کمک کننده به ایل، محافظ خانواده
۸۴ ایلیم ترکی  طایفه من، قبیله ام
۸۵ ایلین عربی  فتنه انگیز، برپا کننده آشوب
۸۶ ایما عربی   اشاره
۸۷ ایمنه عربی   آمنه
۸۸ ایناز ترکی  آیناز، آی (ترکی) + ناز (فارسی) موجب فخر و مباهات ماه
۸۹ ایناس عربی  دوستی و محبت، همچنین دیدن یا شنیدن آواز
۹۰ ایوان کردی  ایوان، تراس (نگارش کردی : ههیوان) اسم اصیل ایرانی
۹۱ ایپک ترکی  (به کسر پ) ابریشم نرم و لطیف
www.NameFarsi.com

Iranian girl name

نام دختر فارسی با ا

نام دختر با ا
اسم دخترانه با حرف ا
Girls name with A

نام دختر با ا

اسم دختر فارسی با حرف الف

اسم های زیبای دخترانه فارسی با حرف ا

اسم دختر با ا

اسم های دخترانه زیبای زیادی در زبان فارسی هستند که برای نامگذاری فرزند دختر استفاده می شوند. طبق نظر مشاور اسم نام فارسی، اسامی دختر با الف از نظر آوایی زیبا هستند. نام های دختر با الف به دلیل حرف الف در ابتدایش به دلیل زیبایی آوایی که دارد نام هایی محبوب بین افراد هستند.

خیلی از نام های شروع شونده با ا، مترادف با اسم های با آ هستند. مثل نام های ارشیدا، انوشا، ارشین که به ترتیب معادل اسم های آرشیدا، آنوشا و آرشین هستند (که البته در مورد اسم آرشین اختلاف نظر وجود دارد). این امر در مورد اسم های پسر با ا نیز وجود دارد.

از نام های فارسی زیبا و محبوب با حرف ا می توان به اسامی زیر اشاره کرد:

در ادامه لیست کامل نام پارسی دخترانه با حرف ا را ببینید. اسامی اصیل ایرانی که ریشه فارسی دارند.

اسم دختر با ا
اسم دخترانه با حرف الف
ردیف اسم فارسی معنی نام
۱ ابناس اسم خواهر حضرت یعقوب (ع) و عمه حضرت یوسف (ع) و همچنین نام قریه ای در مصر است.
۲ اختر گلی است که به شکل خوشه روی گیاه می شکفد و رنگ های سرخ، صورتی، نارنجی و زرد دارد، هم چنین به معنای ستاره، طالع، بخت، اقبال.
۳ اخگر پاره آتش.
۴ ادلیا شکر و سپاس خدا، تشکر از خدا. معنی کاملتر در: اسم ادلیا.
۵
۶ اردیبهشت نام ماه دوم از سال شمسی، اسم فرشته ای که نماینده پاکی است و وظیفه نگهبانی آتش با اوست، نام روز سوم از هر ماه شمسی در ایران قدیم.
۷ ارزنده محترم، دارای احترام.
۸ ارزینه ارزنده، گرانبها.
۹ ارسا ارس
۱۰ ارسان نام همسر نرسی پادشاه ساسانی
۱۱ ارشا از نام های ایران باستان. که البته بیشتر برای نامگذاری فرزند پسر انتخاب می شده. در حال حاضر نیز به عنوان اسم پسر از نام های مورد تایید ثبت احوال است.
۱۲ ارشامه آرشامه
۱۳ ارشیدا آرشیدا، بانوی درخشان و آراسته آریایی، مرکب از آر + شید + الف تانیث، آر به دو معنی به کار می رود: اول: مخفف آریایی و دیگری: مرخم آرا به معنای آراینده.
۱۴ ارشین با فتح (الف) و کسر (ر)، نام یکی از شاهدختهای هخامنشی، مرکب از ارش به معنای عاقل و زیرک + ین (پسوندتفضیلی)، به معنی عاقلترین هوشمند ترین.
۱۵ ارغوان گلی قرمزرنگ
۱۶ ارکیده گلی با رنگهای درخشان که یک گل برگ آن از دو گل برگ دیگرش بزرگتر است.
۱۷ ارم نام دختر گودرز و همسر رستم پهلوان شاهنامه
۱۸ ارناز از نامهای باستانی
۱۹ اروشه اروشا، به فتح الف، روشن، سفید، دختری با روی سپید
۲۰ اریکا نام روستایی در استان مازندران
۲۱ ارینا آرینا، آریایی نژاد، از نسل آریایی
۲۲ اسپانتا سپنتا، مقدس و قابل ستایش نام فارسی
۲۳ اسپنتا سپنتا ، پاک و مقدس
۲۴ اسپنوی از شخصیتهای شاهنامه، نام همسر تژاو تورانی در زمان کیخسرو پادشاه کیانی.
۲۵ استاتیرا همسر اردشیر دوم پادشاه هخامنشی
۲۶ اسرا در گویش سمنان اشک
۲۷ اسفند دخت مرکب از اسفند (نام ماه دوازدهم از سال شمسی) + دخت (دختر)
۲۸ اشک آبی که از چشم می‌ریزد.
۲۹ اشلی نام کوهی در مازندران
۳۰ افرا درختی که برگهای پنجه ای و میوه بالدار دارد.
۳۱ افروز ریشه افرختن
۳۲ افروغ تابش، روشنی، شعاع آفتاب تابش ماه، نام یکی از شارحان اوستا که در اواخر عهد ساسانیان می زیسته است.
۳۳ افرینا نام دختر سیامک پیشدادی
۳۴ افسانه داستانی که بر اساس تخیل ساخته شده، زیبا اسم فارسی دختر
۳۵ افسر کلاه پادشاهی، تاج
۳۶ افسرخاتون افسر (فارسی) + خاتون (فارسی)، تاج بانو، سر‌آمد همه زنان
۳۷ افسردخت افسر (تاج) + دخت (دختر) سرآمد همه دختران
۳۸ افسون سحرانگیزی، جاذبه
۳۹ افشان آشفته و پریشان (در مورد زلف به کار می‌رود)، ریشه افشاندن
۴۰ افشید روشنایی خورشید
۴۱
۴۲ السا اسم السا یک اسم بین المللی بوده و در زبان های مختلف معنی های زیبایی دارد. مثلا السا در زبان آلمانی به معنی دختر نجیب و پاکدامن، السا در زبان عبری و یونانی به معنای قسم خدا، در زبان انگلیسی: قو، دختری که مانند قو خرامان راه می رود و بخشنده و سخاوتمند است، السا در زبان اسپانیایی و سوئدی و امریکایی به معنی حقیقت است. در برخی منابع آمده است اسم السا ترکیب دو نام دختر الیزابت و آلیس است. در زبان فارسی اسم السا به معنای نان خواه، دانه ای خوشبو است که بر روی خمیر نان می پاشند و شفای نیش عقرب است. اطلاعات بیشتر و بررسی کامل در: اسم السا.
۴۳ الماس خاتون الماس (یونانی) + خاتون (فارسی) بانوی مانند الماس
۴۴ المیرا ال (ترکی) + میرا (فارسی)، ایل میرا فدایی ایل
۴۵ الناز ال (ترکی) + ناز (فارسی)، ایل ناز موجب نازش ایل
۴۶ الوا ستاره، تلفظ اسم الوا به صورت اُلوا هست. علاوه بر این الوا با تلفظ متفاوت “اِلوا و اَلوا” نام نیزه دار رستم بوده است: نام پهلوان زابلی و نیزه دار رستم که بدست نوش آذر کشته شد.
۴۷ الیسا دیدو، دختر شاه صدر و بنیانگذار افسانه ای کارتاژ، کارتاژ از سرزمینهای شمالی آفریقاست که مهاجرانی از فنیقیه بنا نهادند.
۴۸ الیکا نام روستایی در مازندران. بررسی کامل: اسم الیکا.
۴۹ الیکا تغییر یافته الی کاک یا الیکک، آلبالوی جنگلی که در جنگلهای مازندران و حاشیه دریای خزر یافت می شود. طبق دیدگاهی الیکا یک اسم شمالی دختر است.
۵۰ الیما سرزمین کوهستانی و بر گرفته از نام ایلام و قوم ایلامیان است که احتمالا کهن ترین نژاد سرزمین بختیاری ها بوده است.
۵۱ الینا نام روستایی در نزدیکی رودیار. Elena اسم بین المللی برای دختر هم هست.
۵۲ امیتیس آمیتیس، نام دختر خشایار پادشاه هخامنشی
۵۳ امیده امید
۵۴
۵۵ انارگل گل انار
۵۶ اندیشه آنچه حاصل اندیشیدن است، فکر
۵۷ انگیزه آنچه یا آن که کسی را وادار به کار کند، محرک، باعث، سبب.
۵۸ انوشا شادی و خوشحالی و شادمانی، همچنینن ماندنی و جاودانه، صورتی از نغوشا، پیرو مانی.
۵۹ انوشک نام زنی در زمان ساسانیان
۶۰ انوشکزاد انوش زاد
۶۱ انوشه جاودان، شادمان، خوشحال، از شخصیتهای شاهنامه، نام شاهزاده ای ساسانی در تیسفون و نام دختر نرسی، نام بانوی ایرانی، اولین کسی که به عنوان گردشگر ۱۰ روز در فضا بود.
۶۲ انوشه دخت دختر جاویدان، دختر شادمان
۶۳ انوشه روان انوشیروان،دارای روان جاوید ، نام یکی از پادشاهان نامدار ساسانی ملقب به دادگر، پیامبر (ص) در زمان این پادشاه متولد شد.
۶۴ انیتا آنیتا، آناهیتا، ازبین برنده ناپاکی و پلیدی، نام ایزد آب که در اوستا به صورت دوشیزه ای بسیار زیبا و بلند بالا توصیف شده است.
۶۵ اوران در گویش سیستان
۶۶ اویسا آویسا، پاک و تمیز مانند آب.
۶۷ ایران دخت دختر ایران، نام همسر فریدون پادشاه پیشدادی.
۶۸ ایران ناز موجب فخر و مباهات ایران.
۶۹ ایرانا مرکب از ایران + الف اطلاق.
۷۰ ایرانشید خورشید ایران.
۷۱ ایرانمهر خورشید ایران. مهربان ایرانی.
۷۲ ایرانه منسوب به ایران.
۷۳ ایرسا آلیسا، رنگین کمان، به بوته سوسن کبود نیز بدان جهت که دارای گلهای زرد و سفید و کبود است ایرسا گویند. بررسی کامل: اسم ایرسا.
۷۴ ایرن نام ملکه روم شرقی.
۷۵ ایزدچهر دارای چهره ای چون فرشتگان.
۷۶ ایل ناز ایل (ترکی) +ناز (فارسی)، مایه ناز ایل، الناز.
۷۷ ایلیکا الیکا، هل، گیاهی از تیره زنجبیلیان.
۷۸ ایواز آراسته و پیراسته.
www.NameFarsi.com

Iranian girl name

اسم دختر ایرانی با ا

اسم دخترانه با حرف ژ

اسم دختر با ژ

لیست نام دختر ایرانی با حرف ژ

شامل اسم های زیبای دختر با حرف ژ

اسم های فرانسوی و کردی زیبا با ژ

اسم دختر با ژ
اسم با ژ
ردیف اسم ایرانی ریشه نام معنی اسم
۱ ژاسمن فرانسه  یاسمن. نام گل است.
۲ ژاسمین فرانسه   همان ژاسمن، یاسمن.
۳ ژاکلین فرانسه  اسم فرانسوی. صورت نوشتاری لاتین: Jacklin و Jacqueline. در حال حاضر مورد تایید ثبت احوال نیست. ژاکلین یعنی “خداوند محافظ و نگهدارنده است”.
۴ ژالانه نام کردی   گیاهی زیبا و خودرو.
۵ ژالین نام ترکی   شعله آتش.
۶ ژانت فرانسه  نام فرانسوی صورت نوشتاری لاتین: Janet. ژانت یعنی “خداوند بخشنده است”. این اسم مورد تایید ثبت احوال نیست.
۷ ژانیتا یونانی  اسم یونانی.
۸ ژانین فرانسه  نام دریاچه ای در یونان.
۹ ژانینا فرانسه  اسم شهری در کشور یونان که در کنار دریاچه ای با همین نام واقع شده است.
۱۰ ژاوه نام کردی  نوعی گیاه وحشی از نژاد کاکوتی.
۱۱ ژربرا فرانسه  گلی زینتی است به شکل مینا اما خیلی درشت تر از آن به رنگ های صورتی تا سرخ.
۱۲ ژرویرا فرانسه  ژریرا.
۱۳ ژنیا اسم ارمنی  ژنیک.
۱۴ ژنیک نام ارمنی   با استعداد، نابغه.
۱۵ ژوان نام کردی  زمان، میعاد، ملاقات.
۱۶ ژیکان نام کردی   زیبا و آرامش بخش، مرکب از ژیک (قطره باران) + پسوند نسبت.
۱۷ ژینا اسم فرانسوی   باهوش، زرنگ، نابغه، ژنیک.
۱۸ ژینا نام کردی   حیات بخش، زندگی بخش.
۱۹ ژینو اسم کردی  ژینا، زندگی بخش، دارای زندگی، زنده.
۲۰ ژینوس اسم فرانسوی باهوش، نابغه، ژینا.
۲۱ ژیوار نام کردی   نام کوهی در اورامان. اورامان نام منطقه ای در کردستان است.
www.NameFarsi.com

Iranian girl name

اسم دختر با ژ

اسم دختر با ژ

نام دختر با ژ

اسم دختر فارسی با حرف ژ

زیباترین اسم های دخترانه با ژ

اسم با ژ

قبل از مشاهده لیست اسامی دخترونه با ژ، بد نیست اشاره کنیم که بسیاری از نام های زیبا با حرف ژ اسامی کردی هستند. اسم های زیبای خوش آوا که اغلب معانی لطیف و خاصی دارند. اسمهایی که شامل حرف ژ در میان نام هستند نیز اغلبا ریشه کوردی دارند. اسم هایی مثل روژین، روژان، داژیار و فوژان. در ادامه اسامي فارسي دختر با ژ را می بینید و در جدول صفحه بعد نامهای دخترانه با ژ با سایر ریشه ها.

اسامی فارسی دختر با ژ

ردیف اسم فارسی  معنی نام
۱ ژاله   قطره باران که روی برگ گیاهان می نشیند، شبنم. از اسم های برگرفته از طبیعت.
۲ ژامک   اسم باستانی به معنی آینه.
۳ ژانیا   از نام های باستانی.
۴ ژاوا  جاوه، نام قسمتی از اقیانوس هند که میان جزیره جاوه و سوماترا و برنئو قرار گرفته.
۵ ژاییژ   شراره آتش.
۶ ژرفا   عمیق، عمیق ترین یا دورترین نقطه جایی.
۷ ژرفی   = ژرفا، عمق.
۸ ژرفین   عمیق، دارای عمق زیاد.
۹ ژون   بت، صنم. صنم نیز خود نام دخترانه با ریشه عربی است.
۱۰ ژیژیس   اسم ندیمه پروشات همسر داریوش پادشاه هخامنشی اسم دخترانه
۱۱ ژیلا   ژاله، تگرگ.
www.NameFarsi.com

Iranian girl name

اسم دختر ایرانی با ژ

اسم دختر با ژ
اسم با ژ
Girl names with N

اسم دختر با ن

لیست نام دختر ایرانی با حرف ن

شامل اسم های زیبای دختر ایرانی (ترکی، یونانی، عربی و …) با حرف ن

اسم دختر با ن
اسم دختر ایرانی با ن
ردیف نام ایرانی ریشه اسم   معنی نام
۱ نائله عربی   کسی که به مقصود رسیده و نائل آمده است، اسم همسر عثمان خلیفه سوم
۲ نادره عربی   مؤنث نادر، کمیاب، بی همتا، آنچه به ندرت یافت شود.
۳ نادره گفتار فارسی، عربی   نادره (عربی) + گفتار (فارسی) آن که گفتارهای پسندیده بیان می کند و کلامش بی همتاست.
۴ نادی عربی   ندا دهنده، ندا کننده
۵ نادیا فرانسه   امید، آرزو
۶ نادین روسی، فرانسه   امید و آرزو
۷ نادیه نام عربی  مؤنث نادی، ندادهنده، صدا کننده
۸ ناراین سنسکریت  از خدایان هندوهاست و به دفع فساد می‌کوشد.
۹ ناردخت فارسی، عربی   نار (عربی) + دخت (فارسی) دختر آتش.
۱۰ ناردیس فارسی، عربی   مانند انار، نار (عربی) + دیس (فارسی) مانند آتش.
۱۱ نارسیس اسم یونانی   لاتین از یونانی، = نرگس، نام جوانی زیباروی در اساطیر یونان که وقتی صورت خود را در آب دید عاشق خود شد و در آب پرید و غرق گشت و تبدیل به گل نرگس گردید.
۱۲ نارمیلا ترکی، فارسی  غنچه، شکوفه، خصوصا شکوفه گل انار.
۱۳ ناریا نام کردی  قاصدک
۱۴ ناریکا اسم گیلکی  دختر مهربان لیست اسامی ایرانی
۱۵ نارینا عربی، فارسی  مرکب از نارین بعلاوه پسوند تأنیث، دختر ظریف، بانوی تر و تازه، همچنین دختر بر افروخته و آتشین
۱۶ نارینه ارمنی /
فارسی- عربی
  معنی اسم نارینه (ارمنی): ظریف؛ هم چنین اسم نارینه را در برخی منابع ترکیب نار + اینه می دانند که “نار” هم به معنی آتش و هم مخفف انار معنی شده است و اینه: (پسوند نسبت)؛ لذا در این صورت اسم نارینه مرکب فارسی-عربی و فارسی هم معنی شده است که معنی اول: منسوب به آتش و معنی دوم منسوب به انار است و می توان (به مجاز) سرخ گون و نیز زیبارو معنی شود.
۱۷ ناریه عربی   آتشی، آتشین
۱۸ نازانتا آشوری   عشوه گر، طناز
۱۹ نازیک ارمنی   نازی، منسوب به ناز
۲۰ نانسی فرانسه   نام شهری در فرانسه
۲۱ نبات عربی   ماده خوراکی سفت، بلورین و شیرین
۲۲ نجلا عربی   زنی که دارای چشمان درشت است.
۲۳ نجم عربی   ستاره، نام سوره ای در قرآن کریم
۲۴ نجمه عربی  مؤنث نجم، ستاره
۲۵ نجوا عربی   سخن آهسته
۲۶ نجیبه عربی   مؤنث نجیب، شریف، اصیل، عفیف، پاکدامن
۲۷ ندا عربی   صدای بلند، فریاد، بانگ
۲۸ ندیمه عربی   مؤنث ندیم، همنشین و هم صحبت، به ویژه با بزرگان
۲۹ نرجس عربی   معرب از فارسی، نرگس، نام همسر امام حسن عسگری (ع) و مادر حضرت مهدی (ع).
۳۰ نرگس فارسی، یونانی   از یونانی، گلی خوشبو و زینتی با گلبرگ های سفید و زرد.
۳۱ نسا عربی   زنان، نام سوره ای در قرآن کریم.
۳۲ نسیبه عربی  دختر با اصل و نسب، بانوی اصیل، بانویی که در صدر اسلام در جنگ احد شرکت داشت و به آسیب دیدگان کمک می کرد.
۳۳ نسیم عربی   بادملایم و خنک، باد بسیار آرام، بوی خوش
۳۴ نشمیل کردی   زیبا
۳۵ نصیبه عربی   سهم کسی از چیزی، بهره، سرنوشت، تقدیر.
۳۶ نظاره عربی   نگریستن، تماشا، نگاه کردن.
۳۷ نعنا عربی   نعناع، گیاهی کاشتنی و خوشبو.
۳۸ نعناع عربی  معادل نعنا که در بالا معنا شد.
۳۹ نعیمه عربی   مؤنث نعیم، نعمت، نرم و لطیف
۴۰ نغمه عربی   آهنگ یا ملودی،آوازه
۴۱ نفیسا عربی، فارسی  بسیار ارزشمند، گران مایه.
۴۲ نفیسه عربی   مؤنث نفیس
۴۳ نکهت عربی   بوی خوش
۴۴ نگینا عبری   موسیقی، آواز
۴۵ نوال عربی   عطا، بخشش، بهره، نصیب.
۴۶ نوبهار سنسکریت   معشوق یا زن زیبارو.
۴۷ نور عربی   روشنایی، فروغ، از نامهای خداوند، نام سوره ای در قرآن کریم.
۴۸ نورآفرین فارسی، عربی   نور (عربی) + آفرین (فارسی) آفریننده نور و روشنایی.
۴۹ نورا فارسی، عربی   نور (عربی) + ا (فارسی)، مؤنث انور درخشان، تابان.
۵۰ نورافشان فارسی، عربی   نور (عربی) + افشان (فارسی) آنچه از خود نور و روشنایی منتشر می کند، نورپاش اسم دختر ایرانی
۵۱ نوران فارسی، عربی   نور (عربی) + ان (فارسی) مرکب از نور (روشنایی) + ان (پسوند اتصاف)، نام روستایی در نزدیکی اردبیل.
۵۲ نوری فارسی، عربی   نور (عربی) + ی (فارسی) منسوب به نور
۵۳ نورین فارسی، عربی   نور (عربی) + ین (فارسی) نورانی، نوری
۵۴ نوریه عربی   منسوب به نور، درخشان
۵۵ نونا سریانی   برج حوت، نام مادر ابراهیم(ع)
۵۶ نهضت اسم
عربی
  حرکت، عزیمت
۵۷ نیان اسم کردی  نرم و لطیف
۵۸ نیر عربی   روشن، منور
۵۹ نیروانا سنسکریت   آخرین مرحله سلوک در نزد “بودا” که مرحله محو شدن جنبه حیوانی وجود و رسیدن به کمال است.
۶۰ نیره عربی   مؤنث نیر، منور و روشن اسم دختر اصیل
۶۱ نیشا نام کردی  نشانه
۶۲ نیک تاش فارسی، ترکی   نیک (فارسی) + تاش (ترکی) همتا و مانند نیکان
۶۳ نیکو لقا فارسی، عربی   نیکو (فارسی) + لقا (عربی) زیبا رو، زیبا چهر
۶۴ نیلوفر سنسکریت  گلی به رنگ سفید، کبود و زرد که مصرف دارویی دارد، همچنین نام یکی از جشن های باستانی ایرانیان (جشن نیلوفر) که در روز هفتم یا هشتم هر ماه برگزار می شد و هرکس که در این روز از پادشاه حاجتی می خواست برآورده می‌شد.
۶۵ نینا نام عبری   زیبایی، خوش اندامی و ظرافت
www.NameFarsi.com

Iranian girl name

مشاهده ادامه: نام دختر فارسی با ن

نام دخترانه به حرف ن
اسم دختر با ن
اسم دختر با ن

نام دختر با ن

اسم دختر فارسی با حرف ن

شامل اسم های دختر زیبای فارسی با حرف ن

اسامی دخترانه با حرف ن از جمله محبوب ترین نام های دختر در زبان فارسی هستند. اسم های زیبای بسیاری در زبان فارسی و بین ایرانیان رایج است که با حرف نون شروع می شوند. نام هایی مثل نازنین، نیوشا، نسترن، نگار، نیلوفر و نسرین که از اسامی محبوب در دهه ۶۰ هستند و اسامی دیگری که اسم های به اصطلاح جدیدتر هستند. مثل اسم نیلا، نونا، نورا و سایر نام ها که در ادامه در لیست اسم دختر با ن قرار دارد. حتما صفحه دوم اسم های دخترانه با ن را نیز ببینید.

نام دخترانه به حرف ن
اسم دختر با ن
ردیف نام فارسی  معنی اسم
۱ ناربن   درخت انار.
۲ ناردانا   ناردانه، دانه انار.
۳ ناردانه   = ناردانا، دانه انار.
۴ نارگل   گل انار.
۵ نارگل   آن که چون گل لطیف و زیبا است.
۶ نارملا  شکوفه گل انار،به کسر میم.
۷ نارمیلا  (اسمی ترکی-فارسی) شکوفه، غنچه، خصوصا شکوفه گل انار.
۸ نارنج   میوه ای آبدار و ترش، از گونه مرکبات.
۹ نارو   پرنده ای خوش آواز همانند بلبل.
۱۰ نارون   درختی خوش اندام و پُربَرگ و سایه دار.
۱۱ نارین   منسوب به نار، تر و تازه.
۱۲ ناز   کرشمه، غمزه  نام دخترانه
۱۳ نازآفرید   آفریده ناز و زیبا.
۱۴ نازآفرین   مرکب از ناز (زیبا) + آفرین (آفریننده)، نام همسر فتحعلی شاه قاجار.
۱۵ نازان   فخرکننده، نازکننده.
۱۶ نازبانو   بانوی زیبا و عشوه گر.
۱۷ نازبو   ریحان. مجازا یعنی زیبا و جذاب خوشبو.
۱۸ نازپری   آنکه مانند پری زیباست، نام دختر پادشاه خوارزم و همسر بهرام گور پادشاه ساسانی.
۱۹ نازجهان   موجب نازش و مباهات جهان.
۲۰ نازخاتون  بانوی زیبا، نام دختر امیر کردستان در زمان پادشاهای الجایتو.
۲۱ نازدار   آن که رفتاری خوشایند و جذاب دارد، ملوس.
۲۲ نازدانه   فرزند محبوب پدر و مادر، دردانه.
۲۳ نازدخت   دختر زیبا و ناز.
۲۴ نازدلبر   معشوق زیبا و جذاب، نام دختری در منظومه ویس و رامین.
۲۵ نازرخ   دارای روی زیبا و لطیف
۲۶ نازک   نازنین و زیبا
۲۷ نازک   محبوب، معشوق، لطیف، ظریف
۲۸ نازگل  دختری که مانند گل زیبا و لطیف و ناز است.
۲۹ نازگوهر   دارای گوهر زیبا، گوهر و سنگ زیبا و قیمتی
۳۰ نازگیتی   موجب نازش و مباهات گیتی
۳۱ نازلی   بهتر است این نام را اسمی ترکی بدانیم تا فارسی. ناز (فارسی) + لی (ترکی) دارای ناز و عشوه. نازیلی نام یکی از شهرهای ترکیه است.
۳۲ نازمهر   مهرناز، زیبا چون خورشیدن ام اصیل ایرانی
۳۳ نازنوش   زیبا و شیرین.
۳۴ نازنین   بسیار دوست داشتنی، عزیز و گرامی، زیبا و ظریف.
۳۵ نازنین   زیبا و شیرین.
۳۶ نازنین چهر   دارای صورتی ظریف، زیبا و دوست داشتنی.
۳۷ نازی   منسوب به ناز.
۳۸ نازیاب   از شخصیت های شاهنامه، نام یکی از زنان شاعر بهرام گور پادشاه ساسانی.
۳۹ نازیار   یار زیبا.
۴۰ نازیلا   دختر طناز و عشوه گر. در برخی منابع از این اسم زیبا، به عنوان نام دختر ترکی یاد شده است. نازیلا ترکیب ناز و ایل به معنی مایه افتخار ایل نیز می توان معنی کرد. معنی با ناز و كرشمه نیز برای این اسم آمده است.
۴۱ نازینه   منسوب به ناز.
۴۲ ناژین   درخت نارون.
۴۳ نافه   ماده ای با عطر نافذ و پایدار که زیر پوست شکم نوعی آهو به دست می آید.
۴۴ ناکتا   ناک (در گویش مازندران نوعی گلابی شیرین) + تا، شیرین مثل گلابی.
۴۵ نانا   پدر و مادر، نعناع.
۴۶ نانیسا   نام روستایی در نزدیکی مراغه.
۴۷ ناوه   نام روستایی در نزدیکی خرم آباد.
۴۸ ناهید   زهره، آناهیتا، از شخصیت های شاهنامه، نام دیگر کتایون همسر گشتاسپ پادشاه کیانی.
۴۹ نایریکا  از اسامی قدیمی ایرانی.
۵۰ نرجس خاتون  مرکب از نرجس (نرگس) و خاتون، لقب مادر حضرت مهدی عج الله فرجه الشریف.
۵۱ نرسا   در اساطیر زوروانیه نام یکی از خدایان.
۵۲ نرگس   (گرفته شده از یونانی) ، گلی خوشبو و زینتی با گلبرگ های سفید و زرد.
۵۳ نرمین   منسوب به نرم، لطیف، مهربان
۵۴ نساک   نام همسر سیامک پسر کیومرث پادشاه پیشدادی
۵۵ نستر   نام راهبی همزمان با انوشیروان پادشاه ساسانی
۵۶ نسترن   گلی شبیه رز به رنگهای صورتی، سفید و زرد. اسم گل.
۵۷ نسرین   گلی به رنگ زرد یا سفید و خوشبو که یکی از گونه های نرگس است.
۵۸ نسرین مهر   زیبا و درخشان چون گل نسرین و خورشید
۵۹ نسرین نوش   زیبا چون گل نسرین و شیرین چون عسل، نام دختر پادشاه سقلاب و همسر بهرام گور پادشاه ساسانی
۶۰ نقره   فلزی گرانبها، نرم و سفید که در ساختن زیورآلات، آینه، و… به کار می رود.
۶۱ نکیسا   نام موسیقیدان مشهور در زمان خسروپرویز پادشاه ساسانی
۶۲ نگار   نقش، تصویر، زیور، زینت، دختر یا زن زیباروی؛ معنی اسم نگار:  ۱- (به معنی نگاشتن و نگاریدن)؛ نقش، تصویر؛ ۲- نگار (به مجاز) به معنی معشوق زیباروی و (در قدیم) (به مجاز) دختر یا زن زیباروی و هم چنین بت و صنم؛ ۳- هم چنین به معنی زیور و زینت؛ ۴- نقش نگین؛ ۵- (در قدیم) رنگین و منقش؛ ۶- (اَعلام) هم چنین نگار نام شهری در شهرستان بردسیر، در استان کرمان می باشد.
۶۳ نگارا  بانوی زیبا، دختر خوش چهره، کنایه از محبوب است.
۶۴ نگاربسته   نقشی که زنان با حنا بر دست و پای خود می بندند. نام اصیل فارسی
۶۵ نگارشید   نقش و نگار درخشان
۶۶ نگاره   نقش، شکل، تصویر
۶۷ نگارین   زیبا، آراسته، مزین
۶۸ نگین   سنگ قیمتی و زینتی که بر روی انگشتر، گوشواره، و جز آنها کار می گذارند.
۶۹ نگینه   نگین + های تشبیه،مانند نگین
۷۰ نوا   صدای آهنگین، نغمه،آواز، نام یکی از لحن های قدیم موسیقی ایرانی.
۷۱ نواآفرین   آفریننده نغمه و آواز.
۷۲ نوازش  از روی مهربانی دست بر سر کسی کشیدن، چیزی را به آرامی و پیاپی لمس کردن، مهربانی و لطف، تسلی دادن و دلجویی کردن.
۷۳ نوباوه   کودک یا نوجوان، میوه ای که تازه رسیده باشد، میوه تازه و نورس.
۷۴ نوبر   تر و تازه و جدید، شاداب.
۷۵ نوبهار   آغاز فصل بهار، فصل بهار، نام آتشکده ای در بلخ. آتشکده نوبهار.
۷۶ نورسته   تازه روییده، جوان، تازه بالغ شده.
۷۷ نوژان   درخت صنوبر و کاج.
۷۸ نوش آفرید   آفریده بی مرگ، آفریده جاوید.
۷۹ نوش آفرین   جاویدان آفریده شده.
۸۰ نوش آگین   به شهد و شکر آویخته، نوشین.
۸۱ نوش لب   دارای لبی شیرین، شیرین لب.
۸۲ نوشا   نیوشا، شنوا، شنونده. معنی جاودان نیز برای نوشا درست است.
۸۳ نوشابه   آب گوارا، نام پادشاهی در سرزمین بردع
۸۴ نوشاد   نام شهری که زیبارویان آن معروف بوده اند.
۸۵ نوشان   نوشنده. معنی جاودان نیز برای این اسم قابل تعبیر است. هم چنین نوشان یعنی نوشاندن، نوشانيدن و (صفت فاعلي از نوش) شيريني بخش.
۸۶ نوشزاد   زاده جاوید، از شخصیت های شاهنامه، نام همسر انوشیروان پادشاه ساسانی.
۸۷ نوشناز   دارای ناز و غمزه شیرین. نازنین جاوید.
۸۸ نوشه  انوشه،جاوید، زنده، شاد، خوشحال، خرم، گوارا، از شخصیتهای شاهنامه، نام دختر بهرام بهرامیان و خواهر نرسی پادشاه ساسانی.
۸۹ نوشید   مرکب از نو (تازه) + شید (خورشید)، نام مادر مانی دین آور معروف ایرانی. نوشید در واقع یک اسم اوستایی است. نوشید یعنی نودرخشيد، نودرخشان. از واژه‌ اوستایی nov-sit.
۹۰ نوشین  شیرین، خوشایند، دلپذیر، گوارا، خوش گوار. نوشین می تواند معنی جاویدان نیز داشته باشد.
۹۱ نوشین لب   نوش لب، دارای لبی شیرین، شیرین لب.
۹۲ نوشینه   نوشین،شیرین، خوشایند، دلپذیر، گوارا، خوش گوار.
۹۳ نوگل   گلی که تازه شکفته شده است، دختر جوان.
۹۴ نهال   درخت یا درختچه نورس که تازه نشانده شده است.
۹۵ نیاز   حاجت، احتیاج.
۹۶ نیالا  نام روستایی اطراف ساری.
۹۷ نیایش   دعا به درگاه خداوند، ستایش، عبادت، پرستش و احترام نسبت به کسی.
۹۸ نیتا
۹۹ نیسا   معنی نیسا: نی= نام گیاهی، ساز بادی، نیشكر، نیزار + سا (پسوند شباهت). نیسا = همانند نی، شبیه به نی، به مجاز یعنی زیبا، با طراوت، دلپذیر و دلنشین؛ شیرین. نیسا: نام همسر پادشاه کاپادوکیه. همچنین نیسا نام ناحیه‌ای در ماد باستان بوده است که در متون و کتیبه‌های تاریخی آمده است.
۱۰۰ نیک آفرید   آفریده خوب و نیکو
۱۰۱ نیک آفرین   آفریننده نیکی و خوبی
۱۰۲ نیک اختر   دارای ستاره و طالع خوب و خوش، خوشبخت، سعادتمند.
۱۰۳ نیک تاج  آن که تاج نیکو و خوب دارد.
۱۰۴ نیک تاش   (فارسی، ترکی) : نیک (فارسی) + تاش (ترکی) همتا و مانند نیکان.
۱۰۵ نیک چهر  نیک چهره، خوبرو، نیکوروی، زیبا
۱۰۶ نیک چهره   نیکچهر، خوبرو، نیکوروی، زیبا
۱۰۷ نیک دخت   دختر خوب و نیکو
۱۰۸ نیک رخسار   آن که دارای چهره ای پاک و زیباست.
۱۰۹ نیک مهر   آن که دارای محبتی کامل و شایسته است.
۱۱۰ نیک یار   دوست مشفق
۱۱۱ نیکا  معنی اسم نیکا چه خوب است، خوشا، نام رودی در شمال ایران.
۱۱۲ نیکتا   خوب، نیکو.
۱۱۳ نیکناز   آن که دارای عشوه و غمزه ای خوب و نیکوست.
۱۱۴ نیکو / نیکی
  خوب، زیبا / خوبی، زیبایی مجازا یعنی خوب، پاک و دوست داشتنی. اسم فارسی زیبا
۱۱۵ نیلا   نیل (سنسکریت) + ا (فارسی) به رنگ نیل، نیلی؛ مشاهده معنی کامل: معنی اسم نیلا
۱۱۶ نیلاب  مجازا آبی ملایم و آرامش بخش. نام قدیم شهر جندی شاپور، همچنین مایعی آبی رنگ که در رنگرزی کاربرد دارد را می نامند. اسم دخترانه
۱۱۷ نیلرام   اسم فرشته نگهبان برف و باران و تگرگ.
۱۱۸ نیلگون   نیل (سنسکریت) + گون (فارسی) به رنگ نیل، کبود، لاجوردی.
۱۱۹ نیلیا  به زنگ نیلی، منسوب به نیلی، مرکب از نیلی و الف نسبت.
۱۲۰ نیمتاج   نیم (فارسی) + تاج (فارسی) تاج کوچک آراسته به جواهر.
۱۲۱ نیوان  نیوان اسم پسر است و در حال حاضر فقط بعنوان اسم پسر مورد پذیرش در ثبت احوال ایران است.
۱۲۲ نیواندخت  نیوان، نام مادر انوشیروان، همسر قباد پادشاه کیانی.
۱۲۳ نیوشا   شنوا، شنونده. علاوه بر این معنی جاودان نیز می دهد. بررسی کاملتر: اسم نیوشا.
۱۲۴ نیووند   نام گیاهی می باشد.
www.NameFarsi.com

Iranian girl name

اسم دختر ایرانی با ن

شامل اسم های دخترانه ترکی، کردی، اوستایی، پهلوی، لری و … با حرف نون.

زیباترین اسم های دخترانه با حرف ن به نظر شما کدام اسم ها هستند؟
در قسمت نظرات دیدگاه خود را بنویسید.

اسم دخترانه با و

اسم دختر با و

لیست نام دختر ایرانی با حرف و

شامل اسم های زیبای دختر ایرانی (اسم دختر کردی، عربی، اوستایی و …) با حرف و

اسم دختر با و

اسم های دخترانه با “و”

اسم های دخترانه با حرف واو تعداد زیادی ندارند، به خصوص اسم های فارسی که در جدول صفحه قبلی اسم های دختر پارسی با و دیدید. در میان نام های دختر با “و”، اسامی ویدا، ونوس، ویانا، وانیا، ویونا، ویشکا و ویستا اسم های شنیده شده تری هستند.

در ادامه لیست کامل اسامی دختر با “و” را می بینیم.

اسم دخترانه با و
اسم دختر با و

لیست کامل اسم دختر ایرانی با حرف واو

اسامی کردی، ارمنی، پهلوی، اوستایی و عربی مرسوم در ایران برای فرزند دختر به همراه معنی. اسم های پارسی دختر با و نیز در جدول صفحه قبل قرار دارند.

ردیف نام ایرانی ریشه اسم   معنی نام
۱ وادی عربی   سرزمین، رود
۲ وارتوش ارمنی   نام گلی سرخ و ظریف.
۳ واله عربی   عاشق بی قرار، شیفته و مفتون
۴ والیه نام عربی   مؤنث والی اسم دخترانه
۵ وانوش ارمنی   دریاچه وان، از سمبل و نمادهای تاریخ ارامنه.
۶ وانیار کردی   با سواد، فارغ التحصیل (نگارش کردی : وانیار). توجه کنید که اسم وانیار در حال حاضر فقط برای فرزند پسر مورد تایید ثبت احوال کشور است. در واقع اسم کردی پسر است.
۷ وجیهه اسم عربی   زیبا، خوش چهره، هم چنین به معنای دارای قدر و منزلت نزد مردم.
۸ وچان اسم کردی   زمان استراحت کوتاه (نگارش کردی : وچان).
۹ وحدانه عربی، فارسی   یکی یکدانه.
۱۰ وحیده عربی   مؤنث وحید، یکتا، تک، بی نظیر، یگانه.
۱۱ ورتا آرامی   گل، هم ریشه با “ورد” عربی است.
۱۲ وردی نام کردی   کوچک، ریز‏نقش (نگارش کردی : وردی).
۱۳ ورشان عربی   قمری، پرنده ای که در فارسی آن را مرغ الاهی می گویند، کبوتر صحرایی.
۱۴ ورقا عربی   کبوتر، نام درختی کوچک و معروف
۱۵ ورهرام اوستایی، پهلوی   بهرام، نام ستاره مریخ، نام روز بیستم از هر ماه شمسی در ایران قدیم، نام فرشته موکل بر مسافران و روز بهرام، نام چندتن از شخصیتهای شاهنامه از جمله نام یکی از فرزندان گودرز گشواد که در دربار کاووس پادشاه ‏کیانی بود. پس ورهام (بهرام) از اسم های پسرانه شاهنامه ای هست.
۱۶ وریشه اسم کردی   درخشش، برق (نگارش کردی: وریشه)
۱۷ وسمه عربی   ماده رنگی ای که از نوعی گیاه به دست می آید.
۱۸ وسیم عربی   دارای نشان زیبایی، خوش سیما، زیبا
۱۹ وسیمه عربی   مؤنث وسیم، دارای نشان زیبایی، زیبا.
۲۰ وش کردی  خواستن (نگارش کردی: وهش) اسم دختر ایرانی کوردی
۲۱ وشان کردی   افشان، کاشتن، تکان شدید (نگارش کردی: وهشان)
۲۲ وشن کردی  خوب است. (نگارش کردی: وهشهن)
۲۳ ولان کردی   مکانی که گل زرد بسیار داشته باشد. (نگارش کردی: ولان)
۲۴ ولگا روسی   بلندترین رود اروپا.
۲۵ وناز کردی   با وقار، متین (نگارش کردی: وهناز)
۲۶ وندا کردی   زن و دختر باسواد (نگارش کردی: وهندا). بررسی کامل: اسم وندا.
۲۷ ونوس فرانسوی   الهه زیبایی یونان، ستاره زهره. (از اسم های موجود در منظومه شمسی).
۲۸ ونوش کردی   گل بنفشه (نگارش کردی: وهنهوش)
۲۹ وهار نام کردی   فصل بهار (نگارش کردی: وههار)
۳۰ ویان کردی   دلربا، علاقه، محبت، عشق (نگارش کردی : ڨیان)
۳۱ ویانا اوستایی، پهلوی   فرزانگی بخردی دانایی. بررسی کامل: اسم ویانا. اسم های اوستایی را نیز ببینید.
۳۲ ویولت نام فرانسوی   گل بنفشه. که به اسم Sweet Violet هم نامیده می شود.
۳۳ ویولا ایتالیایی   نام نوعی ساز زهی از خانواده ویولن Viola.
www.NameFarsi.com

Iranian girl name

مشاهده ادامه: نام دختر فارسی با و

نام دختر با و
اسم دختر ایرانی با و

نظرسنجی اسم دختر با حرف و

انتخاب شما کدام اسم هست؟ در قسمت نظرات بنویسید کدام اسم دخترانه با حرف “و” را بیشتر می پسندید.