معنی، ریشه و فراوانی (تعداد) اسم جانیار در ثبت احوال ایران
معنی جانیار
جانیار یعنی یاری دهنده جان، همراه دل، یار غمخوار. همچنین جانيار نام مورخی بوده است از مردم بخارا.
ریشه اسم جانیار
ریشه جانیار فارسی است و یک نام اصیل ایرانی به حساب می آید. واژه جانیار در لغت نامه دهخدا نیامده است.
معنی اسم جانیار
همه چیز درباره اسم جانیار
اسم جانیار در ثبت احوال ایران
فراوانی اسم جانیار در ثبت احوال
تعداد اسم جانیار در ثبت احوال ۵۹۱ نفر است. این آمار از سال ۱۳۹۶ به روز نشده است اما جانيار از نام های با فراوانی بسیار کم در ایران است و به اصطلاح یک نام جدید پسرانه محسوب می شود.
معنی جانیار در ثبت احوال ایران
جانیار = (جان = روح و روان + یار (پسوند دارندگی))، دارای روح و روان.
معنی واژه جان در لغت نامه دهخدا
جان [ جان ن ] (ع ص) پوشاننده. تاریک کننده. || ساتر. || (اِ) جِ جِنّ. (اقرب الموارد). اسم جمع جن چنانکه جامل و باقر: لم یطمثهن انس قبلهم و لاجان. (قرآن ۵۵/۵۶).
(اِ) بقول هوبشمان از کلمهٔ سانسکریت ذیانه (فکر کردن) است. و بقول مولر و یوستی جان با کلمهٔ اوستایی گیه (زندگی کردن) از یک ریشه است ولی هوبشمان آنرا صحیح نمیداند. در پهلوی گیان شکل قدیمتر و جان.
{به عنوان اسم خاص و معادل John} یوحنا کاهن که در ۱۸۱۶ م. درگذشته است. او راست: قاموس عربی و لاتینی، که در ذیل آن بعض سوره های قرآن مجید، و منتخباتی در وصف مصر از ابی الفداء، و پاره ای از رسائل عبداللطیف بغدادی و اشعار حماسی.
معنی، ریشه و فراوانی (تعداد) اسم بنیامین در ثبت احوال ایران
همه چیز درباره اسم بنیامین
معنی بنیامین
بنیامین یعنی پسر دست راست من. معنی پسر برکت و پسر جنوب نیز برای این اسم آمده است. این اسم پسرانه به صورت بنیامم هم معنی پسر روزگار من (پسر روزهای من) معنی شده است.
معنی اسم بنیامین به انگلیسی
بنیامین معادل فارسی (و عربی) اسم Benjamin در لاتین است. اسمی نسبتا پر کاربرد در کشورهای غربی. بنجامین به صورت Ben، Benny و Benyamin در خیلی از کشورهای غربی برای نامگذاری فرزند پسر کاربرد دارد. احتمال زیاد دوست داران فیلم و سینما یاد فیلم جالب بنجامین باتن و یا بن افلک هنرپیشه آمریکایی افتادند! از این رو می توان این نام را یک اسم بین المللی هم دانست.
معنی اسم بنیامین در قرآن
بنیامین در قران نیامده است. برخی از دوستان پرسیده بودند.
آیا بنیامین اسم مذهبی است؟
بنیامین نام کوچک ترین فرزند حضرت یعقوب و از بنیاسرائیل بوده است. پس به سبب تاریخچه اسم بنيامين به عقیده برخی از دوستان این نام یک اسم مذهبی است.
ریشه اسم بنیامین
ریشه بنیامین عبری است. در مورد زبان عبری قبل تر مطالبی روی وبسایت نامفارسی قرار داده ایم. ضمنا لیست اسم های عبری را نیز در صورت علاقه ببینید. بسیاری از نام های مرسوم در ایران و دنیا ریشه عبری دارند.
معنی و ریشه اسم بنیامین
اسم بنیامین در ثبت احوال
بنیامین مورد تایید ثبت احوال برای نام گذاری فرزند پسر است.
فراوانی و تعداد اسم بنیامین در ثبت احوال ایران
تعداد اسم بنیامین در ثبت احوال ۸۵۷۱۳ نفر است. که البته این آمار مدت هاست بروز نشده است. این اسم با محبوبیت یافتن خواننده پاپ با این نام (که البته اسم اصلی وی وحید هست)، در ایران بیش از پیش شناخته شد و بر اساس تعاملات ما با فارسی زبانان، در حال حاضر نیز از محبوبیت نسبتا بالایی برخوردار است.
معنی اسم بنیامین در ثبت احوال ایران
بنیامین = پسر دست راست من. نام آخرین پسر حضرت یعقوب (ع) و برادر تنی حضرت یوسف (ع) كه پدرش (حضرت یعقوب) وی را بنیامین نامید. درباره وجه تسمیهی بنیامین آمده است که مادرش، راحیل همسر محبوب یعقوب، به هنگام تولد وی درد و رنج بسیار متحمل شد، از اینرو فرزندش را «بن اونی» نامید که در عبری “پسر رنج من” معنا میدهد (البته معنای “پسر توانمند من” نیز برای آن ذکر کردهاند). گفتهاند که راحیل، اندکی پس از ولادت فرزندش بر اثر سختیهایی که تحمل کرده بود، در گذشت.
اما پدرش وی را “بن یامین” به معنای تحتاللفظیِ “پسر دست راست” نام نهاد، که بر پیروزی او در آینده نیز اشاره داشت. “بن یامین” را به معنای “پسر جنوب” نیز گفتهاند، زیرا او تنها پسر یعقوب بود که در جنوب یعنی کنعان زاده شد. همچنین نام او را “بن یمیم” گفتهاند، یعنی فرزند روزگاران. چون تولد او در سن پیری یعقوب بود. (نقل مطالب از دانشنامهی جهان اسلام ص ۴۵۳).
اسم بنیامین به انگلیسی
طراحی اسم بنیامین به انگلیسی برای پروفایل با فونت زیبا Benyamin / Benjamin.
بنیامین به انگلیسیطراحی اسم بنیامین پروفایل
اگر به دنبال طراحی حرفه ای اسم بنیامین یا هر اسم دیگر هستید، قسمت طراحی اسم را ببینید و سفارش طراحی اسم دهید.
برای دریافت نام های مشابه با نام های مورد نظرتان، قسمت مشاوره اسم را ببینید.
اسم بنیامین
نظرسنجی اسم بنیامین
اسم بنیامین قشنگه؟
❓ نظر شما درباره این اسم چیست؟ در قسمت نظرات بنویسید. هم چنین می توانید در اینستاگرام نام فارسی نظرات درباره اسم بنيامين را در پست مربوط به این اسم بخوانید.
❤️ نام فارسی | مرجع تخصصی اسم های ایرانی | از سال ۱۳۸۸
بسیاری از اسامی رایج در ایران و دنیا ریشه عبری دارند. اسم های زیبای دختر و پسر که بعضا در ایران و حتی جهان بسیار محبوب هستند. درباره زبان عبری بیشتر بدانید.
اسم عبری یعنی چه؟
خیلی از دوستان در این سال ها از ما پرسیدند که اسم عبری یعنی چه؟ و بسیاری از همراهان وبسایت نامفارسی بعضا زمانی که در توضیحات اسمی واژه “عبری” را می دیدند گمان می کردند که واژه “عربی” است! در مورد زبان عربی و عبری نیز در وبسایت نامفارسی پیش از این صحبت کرده ایم. عبری و عربی دو زبان متفاوت هستند. اگر کوتاه بخواهیم توضیح دهیم، عبری زبان یهودیان است و خوب همانطور که می دانید، عربی زبان اعراب. اگر درباره الفبای عبری کنجکاو هستید اینجا را ببینید.
لیست نام های عبری Hebrew name
آصف: عربی از عبری. آصف [ابن برخیا]، نام دبیر یا وزیر حضرت سلیمان نبی (ع) كه در قرآن كریم ذكر آن رفته است. هم چنین در قدیم عنوان و لقبی برای وزیران بوده است.
ابراهیم: یعنی پدر عالی. نام سوره چهاردهم از قرآن كریم دارای پنجاه و دو آیه. ابراهیم: از پیامبران بنی اسراییل، ملقب به خلیل الله، پدر اسحاق و اسماعیل.
اسحاق
اسرافیل
اسماعیل
الیاسین = الیاس. معادل اسم الیاس است. الیاس ایلیا
ایلیان
ايّوب
آرسن Arsen. با اسم های آرسین و آرسان که اسم پسر فارسی هستند اشتباه نشود.
آمین. واژه ای که در میان ایرانیان هم بسیار مرسوم است.
بنیامین = معادل Benjamin در لاتین. بنیامین یعنی: یعنی پسر دست راستِ من. اسم عبری محبوب در دهه اخیر بر اساس نظرسنجی های اسم انجام شده در اینستاگرام نامفارسی.
هاجر: به معنی فرار است. همسر دوم حضرت ابراهیم خلیل (ع)، کنیز همسر اولش سارا، مادر اسماعیل (ع). به روایت تورات و قرآن. هاجر در ادبیاتِ یهود نشانهی بندگی در شریعت است. بسیاری از افراد معتقدند این نام عربی است اما منابعی که معتقدند هاجر اسمی عبری است معتبرتر هستند.
هارون
یحیی
يَرمیا
داوود به معنی محبوب است. معادل David در لاتین. شاه عبرانیان (حدود ۱۰۱۲پیش از میلاد ـ حدود ۹۷۲ پیش از میلاد) كه شاعر و پیغمبر بود و در جوانی به شبانی (چوپانی) پرداخت. به خاطر آواز خوش و نواختن بربط مورد توجه شائول قرار گرفت. پس از کشته شدن او به سلطنت رسید و پایتخت را به اورشلیم برد. كتاب مزامیر كه مشحون از الهامات غنایی است از او به جا مانده است.
دلیلا
زینا: نام دختر نوح نبی (ع). Hebrew girl name
سارا به صورت Sarah و Sara بسیار رایج در دنیا.
سارای که معادل سارا و ساره هست از نظر معنا.
شُعَیب: پیامبری كه بر اساس قرآن پس از هود و صالح در شهر مَدیَن می زیسته و احتمالاً پدر زن حضرت موسی (ع) بوده است.
عیسی: معادل Jesus در لاتین. عربی شده از واژه عبری یشوع. به معنی نجات دهنده. حدود ۶ پیش از میلاد-۳۰ میلادی، عیسی فرزند حضرت مریم ملقب به مسیح و از پیغمبران اولوالعزم، پیامبر یهودی نژاد، که دین مسیحیت به او منسوب است. بنابر انجیل، او در بیت لحم زاده شد، در ناصره بزرگ شد، شاگردانی گرد آورد (حواریون)، در جلیل به تعلیم مردم پرداخت، به اورشلیم (بیت المقدس) رفت و در آنجا صرافان را از معبد بیرون کرد و باز به موعظه پرداخت. با مخالفت بزرگان یهود و اشراف روبرو شد. بر اثر خیانت یکی از شاگردانش (یهودای اسخریوطی) دستگیر شد و او را پس از محاکمه به صلیب کشیدند.
مریم که شکل های ماریا، ماری و ماریه از آن نیز در سراسر دنیا بسیار رایج است.
نوح: در برخی منابع ذکر شده است که این اسم عربی است. در عبری به معنی راحت است؛ نام سورهی هفتاد و یكم از قرآن كریم دارای ۲۹ آیه. از پیامبران مذکور در عهد عتیق و قرآن، که بنا بر روایات چون مردم آموزش های او را نپذیرفتند، خداوند به او فرمان داد برای خود کشتی بسازد و پیروانش را همراه با یک جفت از هر جانوری در آن جای دهد. آنگاه خداوند سیلی فرستاد که همه روی زمین را آب فرا گرفت، نوح و همراهانش پس از فروکش کردن توفان به روی زمین فرود آمدند و جان سالم به در بردند.
هورام یعنی مرتفع. همچنین نام شهریار جازر که در هنگام افتتاح فلسطین بر جارز (روستایی در سوریه) شهریار بود.
بسیاری از اسم های افراد از ترکیبی از دو نام ساخته شده اند. مثلا در کشور ما بخصوص در دهه های ۲۰ تا ۵۰ مرسوم بود خیلی از نام های پسرانه با پیشوند امیر آغاز شود. همچنین اسم های با پیشوند محمد پرکاربرد بود. بماند که خیلی ها با این شیوه نامگذاری مخالف هستند. بخصوص در مواردی که یک اسم عربی با یک اسم ایرانی (فارسی) ترکیب می شود و اسم های مثل محمدپارسا و … را می سازد. در ادامه لیست نام های ترکیبی با اسامی عبری رامی بینیم. اسم های که مورد تایید ثبت احوال ایران هم هستند.
ایران ملک، بیگم، ماهو، ریحان، گل پری، مه پری، گنجی، گل بانو، گل دِرّ، دولُک، نوری، زیرّگ، پورچینک، پترونک، گران ملک، سنجران ملک، هیران، آهوگ، آشو، تاجکی، ماهَل، مگیر، لالین، سلطان ملک، مدو، هانی، گُلی، گَلی، غمناز، سنّاز، گراناز، ملک ناز، درناز، زرناز، سدو، سازین، گونجت، کلمپُر، شاه خاتون، کاتل، پَوران گیشو، پَتِرک، گرامُزگ، ماهان، زرّی، مَلّی، سنگین، روزان، روزَل، خداخیر، شرَپ ناز، شهری، روزی، کپوت، ماهی، روزان ملک، ماه ملک، شِمشُک، صدگنج، مه گنج، شه بی بی، مهر بی بی، روز بی بی، مه بی بی، صاحب خاتون. لازم به ذکر است اسم های هانی و ماهان، در حال حاضر بعنوان اسم پسرانه مورد تایید ثبت احوال هستند. یا مثلا آشو که شباهت زیادی با نام اشو (زردشت) دارد که اسم اوستایی است.
همانطور که حتما متوجه شدید در لیست اسامی بلوچی، نام هایی به ریشه های عربی، فارسی و حتی کوردی هم به چشم می خورد. باید باز هم اشاره کنیم که بسیاری از نام ها در ایران مثل بسیاری از واژگان، ریشه مشترک، فارسی، کردی، لری، بلوچی و … دارند. این خود یکی از نشانه های نزدیکی اقوام مختلف در ایران عزیز است. این لیست به همت و پیشنهاد یکی از همراهان بلوچی عزیز، در اینستاگرام نامفارسی، آقای حمید، تهیه شده است. بعدتر نیز مورد بررسی دوستان دیگر بلوچ قرار گرفت. این اسامی بدون شک قسمتی از کلمات اصیل بلوچی هستند.
اسم هانل
هانل یعنی بزرگ زاده، خان زاده. بر اساس دیدگاه دوست عزیز بلوچ ما، آقای حسین، “هان” در بلوچی معادل خان و بزرگ است که جالب است در ترکی هم هان به همین معناست (چیزی که در اسامی ترکی چون آیهان نیز به چشم می خورد). هانل با تلفظ هانُل بر اساس دیدگاه ایشان اسم دخترانه و به معنی بزرگ زاده (اصیل) است. در برخی منابع هانل معادل هانی هم آمده است.
معنی اسم بالاچ
بالاچ یعنی با غیرت، غیور. اسم پسر بلوچی است.
معنی اسم بلوچی لالین
لالین را می توان دردانه، یکتا، تنها معنی کرد. دردانه از ترکیب در و دانه است و بعنی دانه ارزشمند.. به مجاز یعنی کمیاب، تک و با ارزش.
اسم بلوچی دختر پسر
دیگر اسامي بلوچي
نام های بلوچی به ترتیب حروف الفبا به همراه معنی:
اشکام ( اَش-کَ ام) یعنی: آرام و قرار
امبارک ( اَم-بَارک ) یعنی: یکسانیت. برابری.
امبشک ( اَم-بُشک) یعنی: همراه، رفیق، دوست، یار.
امل (اَمُل) یعنی: خوش چهره، دوست.
اجام (اَجام) یعنی: آرام.
اترار (اَترَار) یعنی: آرام، هم چنین بی غم
ایشتم (اِیشتُم) یعنی: هوشمند، منطقی، باهوش.
بشکند (بِشکَند) یعنی: تبسم، لبخند.
بالاچ (بَالَاچ) یعنی: یک اسم تاریخی و قدیمی به معنی عزت، غیرت، غیرتمند و غیور.
بامری یعنی: خوش چهره. اسم یک قوم در بلوچ هم هست.
بامیگ (بَامِیگ) یعنی: صبح، سحرگاه، صبحدم.
بائیان (بَاءیآن) یعنی: ممد، کمک، یاری. اسم نواب مکران نواب بائیان گیجکی.
بجار یعنی: سوغات، تحفه. اسم یکی ازمردان تاریخی بلوچ هم بوده است.
بشام (بَششَام) یعنی: برسات (باران)
بوسل (بُوسل) یعنی: بوسه.
بهتی (بَهتِی) یعنی: خوش قسمت.
بهرام : حیران، رام، نشان. از نام های ایرانی در منظومه شمسی است.
بیبگر (بِیبَر): اسم یکی از فامیلان میرچاکر و داستان عاشق شدن با دختر حاکم قندهار و دزدیدن او مشهور است.
بیگت (بِیگت) یعنی: بی گمان.
بیل (بِیل) یعنی: زفیق، دوست، یار.
باول (بَاوَل) یعنی: بازو، کمک، مدد، یاری.
بیگل (بِیگل) یعنی: غمگین، ناراحت.
بودو (بُودُو) یعنی: هوشمند، خردمند.
بودان (بُودَان) یعنی: هوشمند.
بودین (بُودِین) یعنی: هوشمند.
بوهیر (بُوهِیر) یعنی: با اصل و نسب، اصیل، اشراف زاده، بزرگزاده. معادل نام مهنیا در فارسی.
جیهند یعنی گمان، اندازه
جمار (جَممَار) یعنی: ابد، همیشه.
چگرد: نام یک نوع درخت و اسم چند شهر در بلوچستان.
حانک یعنی بیوه سردار. هانی به معنی شیرین و اسم معشوقه شیخ مرید. افسانه هانی و شیخ مرید.
حنگ (حِنگ) یعنی: جوان، خوش چهره، زیباروی.
حداست (حُدَاسَهَت) یعنی: خداداد، داده خدا.
دراتون (دُراتُون) یعنی: خانم محترم.
درک (دُررُک) یعنی: گوهر.
درناز: زیبای ارزشمند. در به معنی مروارید است و مجازا یعنی ارزشمند و ناز نیز یعنی مایه افتخار، مجازا زیبا.
دلپل (دِلپُل) یعنی: نرم دل.
دلجم: یقین، محکم.
دوستین یعنی: دوست داشتنی.
دودا ( دُودَا): اسم تاریخی و قدیمی بلوچی
دیمل (دِیممَل) یعنی: واضح، روشن.
دربانک (دُربَانُک) یعنی: محترمه، عزیز، عزت.
درشان (دَرشان) یعنی: اظهار، ظاهر، بیان
راد (رَاد) یعنی: راست، صحیح، اعتبار، یقین، اعتماد. راد در فارسی یعنی جوانمرد و ترکیب های اسمی بسیاری برای نام پسر از واژه راد وجود دارد. اسم های پسرانه مثل رادین، رادوین، رادمهر و … از این دسته نام ها هستند.
رامین: اسم قدیمی بلوچی و طبق گفته ها اسم پسر میرگهرام لاشاری بوده است. رامین در فارسی نیز بسیار برای نامگذاری فرزند پسر استفاده شده است.
رگام (رَگَام) یعنی: موسم، دور.
روهن (رُوهِن) و روهنا (رُوهِنَا) یعنی: روشن.رودین چندین معنی داره، بزرگ. معنی مثل رود، پویا و جاری و سرشار از زندگی نیز از آن قابل برداشت است.
زباد (زَبَاد) یعنی: شخص خوش بو.
زرال گل (زَررَالگُل) یعنی: قیمتی و ارزشمند.
زهیر : از یاد رفتگان، از یاد رفته.
اسم های گراناز، دورناز و ملک ناز نیز از اسامی دخترانه بلوچی هستند و به معنی عزیز.
دوستان بلوچ زبان اگر پیشنهادات دیگری درباره نام های سیستان و بلوچستانی دارند حتما در قسمت نظرات بنویسند، در اسرع وقت به این فهرست اسم های بلوچی دختر و پسر اضافه می کنیم.
نامفارسی | مرجع تخصصی نام های زیبای ایرانی
از سال ۱۳۸۸
از جمله نام هایی که در چند سال اخیر بسیار در موردش از ما سوال شد اسم اشوان بود:
آیا اسم اشوان مورد تایید ثبت احوال است؟
ریشه اسم اشوان کجایی است؟
معنی اسم اشوان چیست؟
در ادامه به بررسی کامل این اسم پسر خاص زیبا و به اصطلاح شما، اسم جدید پسرانه می پردازیم.
اسم اشوان
همه چیز درباره اسم اشوان
اسم اشوان در ثبت احوال ایران
طبق استعلامی که تیم نامفارسی در دو سال گذشته از ثبت احوال ایران داشت، اشوان از نام های مورد تایید ثبت احوال، به عنوان اسم پسرانه است.
معنی اسم اشوان در ثبت احوال
اشوان در ثبت احوال ایران معنا نشده است و معنایی درباره این نام به ما ارائه نشد.
فراوانی اسم اشوان در ثبت احوال ایران
تعداد اسم اشوان و فراوانی این نام نیز در ثبت احوال نامشخص است و اطلاعاتی درباره فراوانی نام اشوان در ایران وجود ندارد.
اشوان خواننده پاپ ایرانی
زمانی که در یک مصاحبه از خواننده پاپ با همین اسم (که البته اسم اصلی او اشکان است و اشوان لقب و اسم مستعار او هست)، نیز معنی اسم اشوان پرسیده شد، اطلاعی از معنی آن نداشت و فقط اشاره به اینکه این اسم نامی تاریخی و قدیمی بوده است داشت. در منابع موثق فارسی چیزی در این مورد نیز موجود نیست. اما در ادامه توضیحات بیشتر در این باره را بخوانید.
اشوان در لغت نامه دهخدا
اسم اشوان در کتاب لغتنامه دهخدا نیامده است و معنا نشده.
معنی اشوان Ashvan name meaning
در برخی منابع نامعتبر ذکر شده است که اشوان نام ستارهای به هندی است که اصلا قابل اتکا نیست. اشوان هرگز نام هندی نبوده و نیست. تیم نامفارسی از یکی از دوستان هندی نیز سوال کرد و ایشان گفت چنین اسمی در زبان هندی وجود ندارد. برخی معتقدند که اشوان برگرفته از واژگان اشو یا اشویی است. تنها سر نخی که برای این اسم وجود دارد را در ادامه بخوانید:
اَشا یا اَشَه یا اَرتَه در مزدیسنا (دین زردشتیان و ایرانیان باستان) مفهومی گسترده دارد و از مهمترین مفاهیم در دین زردشتیان است. اشه به معنی حقیقت و درستی است. اما معنی ژرف تر آن قانونی است ازلی و ابدی که اهورامزدا (پروردگار) وضع کرده و بر اساس آن هر کُنشی، واکنشی دربردارد و هر کار نیک یا بدی پاداش یا پادافره خود را در پی دارد (همان مفهوم کارمای امروزی ها).
اشو زرتشت نام پیامبر زرتشتیان است و اَشا به معنای نظم و هنجار هستی است (همان قانون کارما). اشو زرتشت به نظم نهفته در گیتی پی برد و آن را اشا نامید و کسانی را که با هنجار هستی همراهند، اشوان خواند. به این معنی که اشوان نظم جهان را پاس میدارند و در پایداری آن میکوشند. شاید بتوان به زبان ساده، اشوان را معتقدین به کارما دانست. (گر نیکی کنی، از جهان هستی نیکی می بینی و گر بدی کنی، بد خواهی دید.) منبع.
اشوان Ashvan
ریشه اسم اشوان
بنا بر این می توان ریشه اشوان را زرتشتی دانست و اشوان را یک اسم زردشتی پسرانه محسوب کرد. از دوستان زرتشتی گرامی نیز درخواست داریم اگر اطلاعاتی دارند در قسمت نظرات و یا قسمت تماس با ما، یا در اینستاگرام با ما تماس بگیرند.
تلفظ اسم اشوان
تلفظ اسم اشوان مشخص است و به صورت Ashvān تلفظ می شود.
اسم های مشابه اشوان
اسم دختر که به اشوان بیاد
نام های دخترانه آشا، آوان، شیوا، وانیا و شاینا از جمله اسم های دخترانه متناسب و مشابه با اشوان هستند. قسمت اسم دختر با الف را نیز ببینید.
Iranian Name with S اسم ایرانی دختر پسر با حرف سین
خیلی از نامهای زیبای دخترانه و پسرانه ایرانی با حرف سین شروع می شوند. اسم های محبوب و شیک پسر و دختر با س که اکثرا ریشه فارسی (پارسی) دارند. خیلی از مخاطبان نام فارسی در وبسایت، اینستاگرام یا تلگرام به ما پیام می دهند و دنبال اسم با س برای فرزند دختر یا پسر خود بودند. اسامی دختر و پسر با حرف “س” از نظر آوایی نیز زیبا هستند. آوای حرف س در ابتدای اسامی آوایی متفاوت و جالب برای یک اسم است. از نظر فراوانی اسم ها نیز اسم های دخترانه و پسرانه بسیاری با حرف س وجود دارند که این نامها دارای معانی زیبا نیز هستند.
اسم با س name with S
اسم های دخترانه با س (سین)
به درخواست دوستان اسم های دخترانه با س در دو بخش فهرست شده اند. روی قسمت مورد نظر خود کلیک نمایید:
شامل اسم های دخترانه فارسی با حرف سین؛ نام های دختر که ریشه پارسی اصیل دارند. اسامی دختر با س مثل اسم سپیده، سارینا، سروین و … که اسم فارسی دخترانه هستند.
شامل اسم دختر ایرانی (ترکی، کردی، لری، عبری، مازنی، گیلکی، عربی و …) با حرف سین. اسامی دخترانه با س مثل: سوگل، سارا، ساغر، سیما، سلما، سلنا، سلین و … هستند. بسیاری از نام های محبوب دخترانه با حرف س ریشه ترکی دارند. سیما، سمیرا، سهیلا و سحر نیز که از اسامی محبوب دهه ۶۰ و ۷۰ هستند اسم هایی مرسوم در ایران با ریشه عربی هستند.
اسم جدید دختر با س
شامل اسم هایی که در این چند سال و بر اساس تعاملات شما با وبسایت نامفارسی، یا دکتر نیکزاد، مشاور اسم ما بیشتر مورد توجه شما برای نامگذاری قرار گرفته اند. اسم هایی که هنوز هم فراوانی کمی دارند و به اصطلاح عام اسم جدید محسوب می شوند. خیلی از این نام ها لزوما اسم فارسی نیستند و مثلا ریشه ترکی دارند. برای مثال اسم های سلنا، سودا، سلین و سویناسم دختر ترکی هستند و در این دسته قرار می گیرند. سارینا، سروین و ساینا ریشه فارسی دارند. ستیا ریشه اوستایی و پهلوی دارد و البته ریشه اصیل ساینا اسم اوستایی است. سارا ریشه عبری دارد و سوفیا و سیلوانا اسم لاتین هستند.
شامل اسم های پسرانه فارسی با حرف س؛ نام های پسر که ریشه پارسی اصیل دارند. اسامی پسرانه با س مثل اسم سام، سیاوش و سهراب که از اسامی شاهنامه ای هستند، سامراد، سروش، سامان، سامیار، سپهر و … که دیگر نام های زیبای فارسی هستند.
شامل اسم پسر ایرانی (ترکی، کردی، لری، عبری، مازنی، گیلکی، بلوچی، ارمنی، عربی و …) با حرف سین؛ اسامی پسر با س مثل اسم سینا، سیروان و … که اسم های با ریشه غیر فارسی هستند.
اسم پسر جدید با س
شامل اسم های محبوب پسرانه با حرف سین، که در دهه اخیر و طی تعاملات شما عزیزان با ما (نظرات در وبسایت نامفارسی، مشاوره های انجام شده و نظرسنجی ها) مشخص شدند که بیشتر مورد توجه برای نامگذاری و انتخاب اسم برای فرزند پسر واقع شده اند.
اسم پسر جدید با س
زیباترین اسم های فارسی و ایرانی با حرف س
به نظر شما زیباترین اسم های دختر پسر با حرف سین کدام نام ها هستید؟ در قسمت نظرات بنویسید.
❤️ نام فارسی | مرجع تخصصی اسم های ایرانی | از سال ۱۳۸۸
خیلی از نام های زیبای ایرانی (فارسی و غیر فارسی) مرسوم در ایران دارای معنا و مفهومی مرتبط با موسیقی و شعر و غزل دارند. مثل همین غزل که اسم دختر با ریشه عربی است و در این دسته قرار می گیرد.
بیشتر این نام ها اسم دختر هستند (در تصاویر اسامی به رنگ صورتی) و فقط چند مورد اسم پسر مربوط به موسیقی در این بین هست (اسامی به رنگ آبی).
اسم های دختر مرتبط با موسیقی
اسم مرتبط با موسیقی
از نام های دخترانه مرتبط با شعر و ترانه و موسیقی به اسم های زیر می توان اشاره کرد:
غزل
غزل که نوعی از قالب شعری مرسوم بخصوص در گذشته است. غزل واژه ای عربی است. بررسی کاملتر: اسم غزل.
ترنم
ترنم اسم عربی دخترانه است. سرود. بررسی کاملتر: اسم ترنم.
ترانه
ترانه به نوعی شعر است. شعر و کلامی که برای موسیقی نوشته می شود. بررسی کاملتر: اسم ترانه.
ماهورا
ماهورا: ماهور + الف نسبت. معادل معنی ماهور است (در ادامه ببینید). بررسی کاملتر: اسم ماهورا.
ماهور
ماهور معانی مختلفی دارد و به عقیده خیلی ها اسمی مشترک بین دختر و پسر است. قسمت معنی اسم ماهور را ببینید. ماهور از دستگاه های موسیقی ایرانی اصیل است.
آوا
آوا به معنی صدا و صوت است. یکی از نام های بسیار محبوب در ده سال اخیر برای نامگذاری فرزند دختر و کسانی که به دنبال اسم بین المللی کوتاه و خوش آوا بودند و هستند. بررسی کاملتر: اسم آوا.
طنین
طنین اسم عربی است طنین یعنی انعكاس صوت، پژواک؛ حالتی از صدا كه دارای تأثیر و نفوذ است. خوش آهنگی. صوتی معمولا با حجم بالا که توجه را به خود جلب می کند. بررسی کامل: اسم طنین.
شهناز
شهناز در موسیقی ایرانی گوشهای در دستگاه شور است. از لحنهای قدیم موسیقی ایرانی. شهناز معادل شاهناز است و به معنی مایه افتخار پادشاه.
نغمه
نغمه در موسیقی آهنگ یا ملودی است. معادل آواز، تصنیف یا صوت موسیقیایی كه از آلات موسیقی بر میخیزد. در موسیقی ایرانی گوشهای در دستگاه شور و آواز بیات تُرک از ملحقات شور، دستگاههای سهگاه، چهارگاه، ماهور، راست پنجگاه و نوا هست. هم چنین نت یا صدایی که دارای زیر و بمی مشخص باشد.
سرایه
سرایه: آواز دسته جمعی، کر. = سرود.
نوا
نوا: از دستگاه های هفتگانه موسیقی سنتی ایران. صدای موسیقیایی، نغمه. آواز پرندگان خوش صدا، مانند بلبل؛ در قدیم در موسیقی ایرانی آواز را نیز می گفتند و نوا از الحان قدیمی بوده است. نوا Nava معانی پرده، مقام، سامان و ترتیب و نظم نیز دارد. در قدیم به مجاز نفع و سود، فراخی نعمت، فراخی نیز معنی می داده است. بررسی کامل: اسم نوا.
چکامه
چکامه: صورت فارسی “قصیده” است که یک قالب شعری می باشد. بررسی کامل: اسم چکامه.
چامه
چامه: در قدیم معادل شعر بوده است. به شعری که با آواز خوانده می شده چامه می گفتند.
ماهنی
ماهنی: اسم ترکی دخترانه است. ماهنی یعنی نغمه، آواز، ترانه، تصنیف.
آواز
معنی آواز مشخص است. صدایی گوش نواز که توسط تارهای صوتی انسان تولید می شود و مفرح ذات است!
ملودی
ملودی: واژه فرانسوی است Melody یا Melodie به معنی توالی تعدادی از اصوات در موسیقی سازی و آوازی است. به گونه ای که یک واحد مستقل را بسازد و معمولاً قابل زمزمه کردن باشد. بررسی کامل: اسم ملودی.
“A melody is a collection of musical tones that are grouped together as a single entity”
“ملودی مجموعه ای از لحن موسیقی است که به عنوان یک موجودیت واحد در یک گروه قرار می گیرند.”
اسم پسر مربوط به موسیقی
اسم مربوط به شعر و موسیقی
از نام های پسرانه مرتبط با شعر و ترانه و موسیقی به اسم های زیر می توان اشاره کرد:
همایون
همایون: از دستگاه های موسیقی ایرانی. علاوه بر این همایون دارای معانی زیر است: دارای تأثیر خوب، خجسته، مبارک، فرخنده. در قدیم از شبكههای بیست و چهارگانهی موسیقی ایرانی. نام دلاوری ایرانی مشهور به زرین كلاه. همایون: دومین شاه سلسلهی تیموریان هند (۹۳۷-۹۶۳ قمری)، که بر اثر شورش داخلی به ایران گریخت و مدتی در دربار شاه تهماسب بود، تا دوباره به کشورش بازگشت و قدرت را در دست گرفت. بررسی کامل: اسم همایون.
سارنگ
سارنگ: در موسیقی ایرانی گوشه ای در آواز ابوعطا. همچنین نام پرندهای کوچک به رنگ سیاه، سار، ساری. علاوه بر این سارنگ نام سازی مثل کمانچه (سارنگی) است.
بهناد
معنی بهناد: از ترکیب به = بهتر + ناد = صدا، آواز، بانگ ساخته می شود و به معنی آواز نیکو و گوش نواز است. آواز، بانگ و صدای بهتر. هم چنین در ایران باستان، Behnāt، بهنات نام پسر جاماسب برادر قباد ساسانی بوده است.
سرود
سرود: در موسیقی نوعی شعر كه در یک آهنگ مشخص به آواز خوانده شود. هر نوع آواز آهنگین. هم چنین در موسیقی بلوچستان قیچک. در قدیم هر نوع صوت آهنگین كه از آلات موسیقی برمیآید را سرود می گفتند نه لزوما آواز و سرایش گروهی و دسته جمعی.
سرایش
سرایش: (اسم مصدر از سرودن و سراییدن)، عمل سرودن، سرایندگی.
سروش
سروش: نام فارسی پسر، سروش به مجاز یعنی پیام آور. در موسیقی ایرانی گوشهای در دستگاه ماهور است. علاوه بر این اسم سروش معانی دیگری نیز دارد: در قدیم به معنی فرشته پیام آور، فرشته بوده است. به مجاز پیامی که از عالم غیب برسد، الهام و وحی. در قدیم معادل جبرائیل عربی بوده است. در گاه شماری روز هفدهم از هر ماه شمسی در ایران قدیم. یعنی مثلا ۱۷ آذر را سروش می نامیدند. علاوه بر تمام این ها سروش شهرت محمّدعلی اصفهانی شاعر ایرانی دربار ناصرالدین شاه (قرن ۱۳ هجری)، ملقب به شمس الشعرا بوده است.
دستان
دستان: در قدیم به معنی آهنگ و لحن، داستان، قصه و افسانه. لقب زال پدر رستم. دستان لقب رستم نیز بوده است و می توان آن را از اسامی شاهنامه نیز دانست.
رامند
رامند: نام نوا و لحنی در موسیقی ایرانی. رامند از روستاهای خارج از محوطه ی بخارا در عهد رودکی نیز هست. هم چنین نام یکی از بخش های شهرستان بوئین زهرا در استان قزوین رامند است.
سپهر
سپهر: علاوه بر آسمان، یکی از معانی اسم سپهر در موسیقی ایرانی نام گوشهای در دستگاه راست پنجگاه است. سپهر در خیلی از متون ادبی به مجاز روزگار معنی می شود. علاوه بر این سپهر: شهرت و تخلّص محمّدتقی خان کاشانی، مورخ ایرانی (قرن ۱۳ هجری)، ملقب به لسان الملک، مؤلف کتاب ناسخُ التَواریخ، به زبان فارسی نیز هست. سپهر از نام های پسر در دیوان حافظ نیز هست.
برای دریافت نام های خاص، نام های هنری، اسامی مرتبط با شعر، ترانه و موزیک با مشاور ما تماس بگیرید. (قسمت مشاوره اسم)
تبادل نظر درباره اسم