Boys name with A

نام پسر با آ

اسم پسر فارسی با حرف آ

شامل نام های پسرانه پارسی با الف

زیباترین اسم های پسر با آ

اسم های پسر با آ همواره در این سال ها از نام های محبوب و زیبا برای انتخاب اسم فرزند بوده و هستند. حرف آ در ابتدای اسم سبب خوش آوا بودن اسم می شود. اکثر این نام ها معنی زیبایی دارند. در جدول زیر اسامی پسرانه فارسی با حرف الف قرار دارند. در جدول صفحه بعد نام های ایرانی پسر با آ با دیگر ریشه ها قرار گرفته اند. (یعنی اسم کردی با آ، اسم ترکی با آ و …).

  1. آتیلا
  2. آدرین
  3. آراد
  4. آراز
  5. آرتا
  6. آرتام
  7. آرتان
  8. آرتین
  9. آردا
  10. آرسام
  11. آرشام
  12. آرسان
  13. آرسین
  14. آرش
  15. آرشا
  16. آرشام
  17. آرشان
  18. آرمان
  19. آرمین
  20. آروین
  21. آریا
  22. آریان
  23. آریابد
  24. آریو
  25. آکام
  26. آوید (در حال حاضر این اسم برای دختر مورد تایید ثبت احوال است.)
Boy name with A
اسم پسر با آ Boy name with A

در ادامه لیست کامل نام های پسرانه با الف را به همراه معنی دقیق قرار داده ایم:

فهرست اسم های پسر با آ

شامل اسم های پسرانه فارسی زیبا با الف

Boy name with A

ردیف اسم فارسی معنی نام
۱ آباد سالم، آراسته، تندرست، مرفه.
۲ آبادیس اسم یکی از پزشک های دوره هخامنشی.
۳ آباریس موبد مشهور سلسله هخامنشی.
۴ آباقا اسم فرزند هلاکوخان مغول، دومین ایلخان مغول.
۵ آباگران‎ ‎‏ نام سردار شاپور دوم پادشاه ساسانی‏‎.
۶ آبان نام فرشته نگهبان آب، نام ماه هشتم از سال شمسی، نام روز دهم از هر ماه شمسی در ایران قدیم. آبان در حال حاضر فقط به عنوان اسم دختر مورد تایید ثبت احوال است. معنی اسم ماه ها را بخوانید.
۷ آبان زاد زاده آبان، کسی که در ماه آبان به دنیا آماده باشد.
۸ آبان یاد به یاد آبان یا کسی که یادآور ماه آبان است.
۹ آباندان نام فرستاده خسرو اول پادشاه ساسانی به دربار رم.
۱۰ آبدست به معنی چابک، تر و فرز، تردست.
۱۱ آبرلی آبر (فارسی، آبرو) + لی (ترکی) = دارای آبرو، آبرومند (اسمی فارسی – ترکی).
۱۲ آبرو حیثیت، شرف، قدر.
۱۳ آبستا اوستا، کتاب مقدس زرتشتیان، بنیاد، اساس، اصل.
۱۴ آپاسای نام منشی شاپور اول پادشاه ساسانی.
۱۵ آتردین آَذردین، نام بهدینی در اوستا نام اصیل فارسی
۱۶ آتروان صورت دیگری از اترابان، نگهبان آتش، پیشوای دین زرتشتی.
۱۷ آتروپات محافظ آتش، نگهبان آتشکده، نام یکی از فرماندهان قوم ماد
۱۸ آترون صورت دیگری از اترابان، نگهبان آتش، پیشوای دین زرتشتی.
۱۹ آترینا آترین، آذرین، نام پسر اوپَدرَم که به نوشته سنگ نوشته بیستون در دوره داریوش هخامنشی در خوزستان یاغی شد و خود را پادشاه خوزستان خواند. آترینا مثل نام آترین در حال حاضر به عنوان اسم دخترانه مورد پذیرش ثبت احوال است.
۲۰ آترینه = آترینا، صورت دیگری از آذرین. معادل نام آترینا.
۲۱ آتش برزین آتش باشکوه یا شکوه آتش مرکب از آتش + برزین (با شکوه).
۲۲ آتشزاد زاده آتش.
۲۳ آتیلا نام پادشاه قبیله هون که امپراطوری روم شرقی را شکست داد.
۲۴ آثویه صورت دیگر آبتین،‌ روح کامل و درستکار، نام پدر فریدون پادشاه پیشدادی، از شخصیت های شاهنامه فردوسی نیز می باشد.
۲۵ آخش نام موبدی در ایران قدیم، ارزش، قیمت، بها اسم پسرانه
۲۶ آداد مأخوذ از افسانه گیل گمش بابلی، خدای هوا، توفان و باران.
۲۷ آدخ (به فتح ت) خوب، مبارک، نغز، خجسته، میمون، برآمدگی های کوچک تپه مانند روی زمین (تل به ضم ت)
۲۸ آدلی نامور، نامدار، معروف. ریشه ترکی برای این اسم زیبا آمده است و اسم ترکی پسرانه نیز محسوب می شود.
۲۹ آدیش آتش، اخگر، شراره آتش.
۳۰ آدین آرایه هایی که با آن کوی و برزن را در نوروز یا هنگام ورود اشخاص بزرگ تزیین می کنند.
۳۱ آذرآیین نام چهارمین آتشکده از هفت آتشکده ایرانیان.
۳۲ آذران آتش ها.و
۳۳ آذربابا به معنی پدر آتش، اسم پدر فرهاد کوهکن که هنر سنگ تراشی را به فرزندش آموخت.
۳۴ آذرباد آذرپناه یا کسی که آتش نگهدار اوست، نام موبدی که بانی آذربایجان بوده است، هم چنین اسم یکی از شخصیت های منظومه ویس و رامین.
۳۵ آذربان نگهبان آتش.
۳۶ آذربرزین آتش باشکوه یا شکوه آتش مرکب از آذر (آتش) + برزین (با شکوه)، نام نوه رستم و پسر فرامرز که سپهسالار بهمن بود، نام یکی از آتشکده های مهم در زمان ساسانی.
۳۷ آذربه بهترین آتش، نام پسر آذرباد از خاندان کیانیان.
۳۸ آذربهرام نام پسر آذرنوش.
۳۹ آذرپاد صورت دیگر آذرباد، آذرپناه یا کسی که آتش نگهدار اوست.
۴۰ آذرپی دارای قدمی چون آتش.
۴۱ آذرتاش آذر (فارسی) + تاش (ترکی) دو تن که اجاق و بخت یکسانی دارند.
۴۲ آذرتوس صورت دیگر آذرطوس، در وامق و عذرا مردی که با مادر عذرا ازدواج کرد.
۴۳ آذرجوش پهلوانی در داستان سمک عیار.
۴۴ آذرخش صاعقه، نام نهمین روز از ماه آذر. در حال حاضر به عنوان اسم دختر مورد تایید ثبت احوال کشور است.
۴۵ آذرداد داده آتش، اسم پدر آذرباد از خاندان کیانیان. اسم ایرانی
۴۶ آذرشب فرشته نگهبان آتش که همواره در آتش است، نام آتشکده ای که گشتاسب در بلخ بنا نهاد و گنجهای خویش را در آن پنهان نمود.
۴۷ آذرشسب مخفف آذرگشب، آتش جهنده، فرشته نگهبان آتش که همواره در آتش است، آتشکده.
۴۸ آذرشن آفتاب پرست سمندر، اسم پهلوانی ایرانی در گرشاسب نامه.
۴۹ آذرطوس صورت دیگر آذرتوس، در وامق و عذرا مردی که با مادر عذرا ازدواج کرد.
۵۰ آذرفر دارای شکوه وجلالی چون آتش، نام یکی از بزرگان عهد هخامنشی.
۵۱ آذرفرنبغ یکی از سه آتش مقدس محافظ جهان در دین زرتشت.
۵۲ آذرکار آتشکار.
۵۳ آذرکیش آتش پرست، دارای دین زرتشتی.
۵۴ آذرکیوان نام موبدی زرتشتی، مؤسس آیین خاصی به همین نام.
۵۵ آذرگشسب مخفف آذرگشنسب، یکی از سه آتش مقدس محافظ جهان، نام فرشته موکل آتش.
۵۶ آذرماهان ماه آتشین
۵۷ آذرمهربرزین مرکب از آذر + مهر + برزین، شکوه محبت خورشید، مهربانی خورشید، نام یکی از موبدان ساسانی و همچنین یکی از هفت آتشکده بزرگ ایرانیان.
۵۸ آذرنرسی نام پسر هرمز دوم پادشاه ساسانی. به نوعی ترکیب دو واژه آذر (آتش) و نرسی هست. نرسی خود به تنهایی نام پسرانه است. بررسی کامل: اسم نرسی.
۵۹ آذرنگ روشن و نورانی، آتش.
۶۰ آذرنوش نوش آذر، آتش جاویدان، گرمای همیشگی، نام دومین آتشکده از هفت آتشکده بزرگ ایرانیان. به عنوان اسم دختر مورد تایید است. اما نام های آذرمن و آذرمان اسامی پسرانه با آ هستند.
۶۱ آذروان آذربان، آتش بان، نگهبان آتشکده.
۶۲ آذین فر پسر باشکوه و آراسته.
۶۳ آراج آراد، اسم روز بیست و پنجم از هر ماه شمسی در ایران قدیم.
۶۴ آراد آراج، نام روز بیست و پنجم از هر ماه شمسی در ایران قدیم که در این روز نو پوشیدن را مبارک و سفر را شوم می دانند. بررسی کامل: اسم آراد.
۶۵ آراز گویش ترکی رودخانه ارس.
۶۶ آرازش صدقه انفاق در راه خدا.
۶۷ آرام آهسته ساکت سنگینی و وقار مکان خلوت.
۶۸ آرپان آرین، منسوب به قوم آریایی، منسوب به ایران.
۶۹ آرتا ارتا (به فتح الف) در اوستا به معنای مقدس آمده است.
۷۰ آرتاباز نام فرمانده گردونه های کوروش پادشاه هخامنشی.
۷۱ آرتابان اردوان
۷۲ آرتاپارت نام نگهبان کوروش دوم پادشاه هخامنشی.
۷۳ آرتام والی فریگه در زمان کوروش پادشاه هخامنشی؛ معنی کامل اسم آرتام را ببینید.
۷۴ آرتان اسم اصیل فارسی: نام برادر داریوش پادشاه هخامنشی و پسر ویشتاسب.
۷۵ آرتمن نام برادر بزرگ تر خشایارشاه (پسر کوروش پادشاه هخامنشی).
۷۶ آرتوان اردوان، یاری کننده درستکاران، از شخصیت های شاهنامه، نام چند تن از پادشاهان اشکانی.
۷۷ آرتیمان مرکب از آرتی به معنای پاک و مقدس بعلاوه مان به معنی تفکر و اندیشه، اندیشه مقدس، تفکر پاک، همچنین نام روستایی از توابع تویسرکان که زادگاه میر رضی الدین آرتیمانی از شاعران عهد صفوی است.
۷۸ آرتین پاکی، تقدس؛ در برخی منابع معادل نام آرش به معنی عاقل و زیرک. بررسی کامل: اسم آرتین.
۷۹ آردا آرشا، مقدس.
۸۰ آرسام آرشام، خرس، زورمند، دارای زور خرس، همچنین اسم پسر آریارمنه و پدر ویشتاسب از خاندان ‏هخامنشی. بررسی کاملتر: اسم آرسام.
۸۱ آرسان نام پسر اردشیر دوم پادشاه هخامنشی.
۸۲ آرسین پسر آریایی.
۸۳ آرش عاقل و زیرک، از شخصیتهای شاهنامه، نام پهلوان نامدار ایرانی در زمان منوچهر پادشاه پیشدادی که در تیراندازی بسیار توانا بوده است.
۸۴ آرشا آردا ، مقدس
۸۵ آرشام معنی اسم آرشام: بسیار قوی – پدر بزرگ داریوش هخامنشی، نیرومند؛ آرشام به معنی خرس و به معنی زور هم معنا شده است، دارای زور خرس پسر آریارمنه و پدر ویشتاسب از خاندان ‏هخامنشی. بررسی کاملتر: اسم آرشام.
۸۶ آرشامه = آرشام؛ ارشامه نامی است از زبان پارسی باستان به معانی دارنده دست نیرومند (دارنده دست خرس)
۸۷ آرشان نام پسر اردشیر دوم پادشاه هخامنشی.
۸۸ آرشاویر مرد مقدس، نام یکی از پادشاهان اشکانی.
۸۹ آرشاویر مرد مقدس.
۹۰ آرمان آرزو، از شخصیتهای شاهنامه، نام سردار خسروپرویز پادشاه ساسانی.
۹۱ آرمناک ارمنی، پسر هایکا، شخصی که ارمنی ها نژاد خود را به او نسبت می دهند. معنی اسم آرمن را نیز ببینید.
۹۲ آرمین از شخصیتهای شاهنامه، نام چهارمین پسر کیقباد، مرد همیشه پیروز.
۹۳ آرمینی سپهسالار یزگرد سوم پادشاه ساسانی
۹۴ آرنا نام روستایی در نزدیکی نقده؛ آرنا در ترکمنی به معنی نهر و رودخانه است و اسمی دخترانه است.
۹۵ آروکو ایرج، نام پسر کوروش پادشاه هخامنشی، نجیب نجیب زاده.
۹۶ آرون صفت نیک و خصلت پسندیده. بررسی کامل: اسم آرون.
۹۷ آروین تجربه، آزمایش امتحان آزمون.
۹۸ آریا نژاد هندوارپائیان که در عهدی بسیار کهن با هم زندگی می کردند و بعدها به دو بخش بزرگ تقسیم شدند گروهی به هند و ایران آمدند و گروهی به اروپا رفتند.نام میهن عزیز ما ایران از این‎ ‎کلمه گرفته شده است. بررسی کامل: اسم آریا.
۹۹ آریاباد آریاپاد نگهبان قوم آریایی.
۱۰۰ آریابان نگهبان قوم آریایی.
۱۰۱ آریابد به ضم ب، آریا + بد (صاحب و سرور) = سرور قوم آریایی، بزرگ آریاییان.
۱۰۲ آریابرز شکوه آریایی، نام یکی از سرداران داریوش سوم پادشاه هخامنشی.
۱۰۳ آریاراد آریا + راد (جوانمرد بخشنده دانا شجاع) آریایی جوانمرد آریایی شجاع آریایی دانا، نام پسر اردشیر دوم پادشاه هخامنشی.
۱۰۴ آریارامنه آرام کننده آریائیان، نام پدر آرشام، جد داریوش پادشاه هخامنشی.
۱۰۵ آریارمن رامشگر آریایی، شادی آور از نژاد آریایی.
۱۰۶ آریاز نام یکی از سرداران هخامنشی. همانطور که در قسمت اسم پسر زرتشتی هم نوشتیم، اسم آریاز در اصل، ریشه اوستایی دارد و در اوستایی به معنی رهنما و رهبر است.
۱۰۷ آریاسب دارنده اسب ایرانی، نام یکی از سرداران کوروش پادشاه هخامنشی.
۱۰۸ آریافر دارای فر و شکوه آریایی.
۱۰۹ آریاک نام یکی از سرداران ایرانی و فرماندار کاپادوکیه.
۱۱۰ آریاگیو به فتح گ، سکون ی، سکون و، آریا + گیو (سخنور) = سخنور آریایی، نام یکی از سرداران ایرانی در روزگار باستان.
۱۱۱ آریامن دریا سالار خشایارشاه پادشاه هخامنشی.
۱۱۲ آریامنش دارای خوی و رفتار آریایی، نام پسر داریوش پادشاه هخامنشی.
۱۱۳ آریامهر برخوردار از محبت آریایی، نام یکی از سرداران داریوش سوم پادشاه هخامنشی، لقبی که شهریور ۱۳۴۴به مناسبت ۲۵مین سال سلطنت از طرف مجلس سنا و شورای ملی به محمدرضا پهلوی داده شد. اسم آریامهر در حال حاضر مورد تایید ثبت احوال کشور نیست. بررسی کامل: اسم آریامهر.
۱۱۴ آریو نام یکی از سرداران بزرگ ایرانی زمان داریوش سوم پادشاه هخامنشی در نبرد با اسکندر مقدونی. آریو درواقع صورت کوتاه شده اسم آریو برزن است. آریو به معنی آریایی است. بررسی کامل: اسم آریو.
۱۱۵ آریوبرزن آتش ایرانی، کنایه از قدرت و خشم ایرانی، نام یکی از سرداران بزرگ ایرانی زمان داریوش سوم پادشاه هخامنشی در نبرد با اسکندر مقدونی.
۱۱۶ آریوبرزین = آریو برزن. در واقع صورت دیگری از اسم آریوبرزن است.
۱۱۷ آریوراد نام پسر اردشیر دوم پادشاه هخامنشی، ایرانی و جوانمرد.
۱۱۸ آریه اسم سپهدار ایرانی طرفدار کوروش پادشاه هخامنشی.
۱۱۹ آزاد رها شده از گرفتاری یا چیزی آزاردهنده، فارغ و آسوده، درختی جنگلی و بلند، رها شده از تعلقات دنیوی.
۱۲۰ آزادبه آزاد (رها) + به (سالم و خوب)، به معنای انسان سالم و آزاد، نام یکی از سرداران ایرانی در قرن دوم.
۱۲۱ آزادسرو همچون سرو زیبا و بی تعلق، بزرگوار و متواضع، از شخصیتهای شاهنامه، نام مردی دانا و پرهیزکار در زمان انوشیروان پادشاه ساسانی
۱۲۲ آزادفروز رهایی بخش، آنکه آزادی می آورد، باعث آزادی، نام مردی در زمان انوشیروان پادشاه ساسانی.
۱۲۳ آزرمگان با حیا، مودب، سربه زیر، از شخصیت های شاهنامه، همچنین اسم پدر فرخزاد سردار ایرانی در زمان خسروپرویز پادشاه ساسانی.
۱۲۴ آژند پیوند دهنده، چسباننده، در اصطلاح بنایی ملاطی که بین ردیفهای آجر می‌گذارند.
۱۲۵ آژنگ چین و شکنی که بر پوست بدن و بخصوص پیشانی می افتد، خشم، موج کوتاهی که روی سطح آب ایجاد می شود.
۱۲۶ آسپاداس آخرین پادشاه ماد که از کورش بزرگ پادشاه و موسس هخامنشیان شکست خورد.
۱۲۷ آسپیان آبتین، روح کامل، انسان نیکو کار، از شخصیت های شاهنامه، نام پدر فریدون پادشاه پیشدادی.
۱۲۸ آستیاژ آسپاداس، آخرین پادشاه ماد که از کورش کبیر پادشاه و موسس هخامنشیان شکست خورد.
۱۲۹ آسدین نام موبدی در سده دهم یزگردی.
۱۳۰ آسیدات آسیداد، نام یکی از بزرگان هخامنشی.
۱۳۱ آسیداد آسیدات. معادلن اسم آسیدات است.
۱۳۲ آسیم استاد بزرگ مرتبه واستاد عظیم الشأن.
۱۳۳ آفریدون فریدون، از شخصیتهای شاهنامه، اسم پسر آبتین و فرانک، از پادشاهان پیشدادی ایران و به بند کشنده ضحاک ماردوش.
۱۳۴ آقاجان آقا (مغولی) + جان (فارسی) عنوان محبت آمیز برای پدر یا پدربزرگ.
۱۳۵ آقاگل آقا (مغولی) + گل (فارسی) نام روستایی در نزدیکی اصفهان.
۱۳۶ آکام نتیجه، ثمره، سود، فایده.
۱۳۷ آمنید نام دبیر داریوش پادشاه هخامنشی.
۱۳۸ آموی رود جیحون، آمودریا.
۱۳۹ آناگ نام یکی از احکام پارت در زمان اردشیر پادشاه ساسانی.
۱۴۰ آوادیس ارمنی مژده، نوید. به عنوان اسم دختر با آ مورد تایید ثبت احوال است.
۱۴۱ آوگان از شخصیت های شاهنامه، نام پهلوان ایرانی و پیشرو سپاه فریدون پادشاه پیشدادی.
۱۴۲ آوه از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاور ایرانی و از فرماندهان سپاه کیخسرو پادشاه کیانی.
۱۴۳ آوید مشتاق و خواهان. این نام از اسم های مشترک بین دختر و پسر بوده است. اما در حال حاضر ثبت احوال ایران آوید را فقط به عنوان اسم دختر ثبت می کند.
۱۴۴ آیین گشسب از شخصیت های شاهنامه، نام دبیر هرمز انوشیروان پادشاه ساسانی.
www.NameFarsi.com

حتما ادامه نام های پسرانه با حرف الف را ببینید. اسامی پسر با آ، که ریشه کردی، ترکی، لری، شمالی و … دارند.

Iranian boy name

اسم پسر ایرانی با آ

نظرسنجی اسم پسر با آ

به نظر شما زیباترین اسم های پسرانه فارسی با آ کدام نام ها هستند؟ در قسمت نظرات بنویسید.

اسم پسر با آ
نام پسرانه با حرف آ

منابع

  1. وبلاگ نام فارسی، نوشته دکتر نیکزاد، مقاله ۸
  2. لغت نامه دهخدا (نسخه مکتوب).
  3. ثبت احوال ایران.
اسم دختر با گ

اسم دختر با گ

لیست نام دختر ایرانی با حرف گ

در صفحه قبلی اسم های دختر فارسی با حرف گاف را دیدید. (از طریق لینک زیر جدول این صفحه نیز قابل دسترسی هستند). در اینجا نیز اسامی ایرانی دخترانه با گ را مشاهده می فرمایید. اسم های دختر با گ که ریشه ترکی، پهلوی (از زبان های ایران باستان)، ترکیب فارسی-عربی، گیلکی، کردی، لری، ارمنی و لاتین دارند.

نام دختر با گ
نام دختر با گ اسم دخترانه با حرف گاف

اسم های ایرانی دختر با گ

Iranian girls’ name with G

ردیف اسم با گ
 ریشه اسم   معنی نام
۱ گزل ترکی   زیبا
۲ گل اوستایی –
پهلوی
  نام زنی در منظومه ویس و رامین. گلان و گلین نیز در معنی مثل گل اسم دخترانه با حرف گ هستند. گلین به فتح گاف اسم ترکی دخترانه به معنی عروس است.
۳ گل سیما فارسی، عربی   گل (فارسی) + سیما (عربی) = کسی که چهره ای زیبا همانند گل دارد.
۴ گل نسا فارسی، عربی   گل (فارسی) + نسا (عربی) مرکب از گل + نسا (زنان)
۵ گلاره کردی  مردمک چشم، به معنی هر دو چشم هم بکار می رود. بررسی کاملتر: اسم گلاره. ضمنا گلارا هم اسم دخترانه است.
۶ گلال هندی   عبیر سرخ
۷ گلاویژ اسم کردی  ستاره سهیل، به کسر گاف. این اسم تشابه زیادی با نام فارسی دختر گلاویز (به ضم گاف) دارد.
۸ گلایل فرانسه   گلی زینتی و زیبا به رنگ های مختلف.
۹ گلباش کردی   از نامهای رایج میان زنان کرد
۱۰ گلعذار فارسی، عربی   گل (فارسی) + عذار (عربی)، گلچهره
۱۱ گلوریا اسم لاتین   فرانسه از لاتین، مجلل، بزرگ، سرافراز. Gloria معنی شکوه، افتخار و شهرت نیز می دهد.
۱۲ گلین ترکی   عروس. اسم گلین اگر به ضم گاف خوانده شود یک اسم دختر فارسی است به معنی به رنگ گل سرخ به مجاز یعنی زيبا و شاداب.
۱۳ گندم اوستایی – پهلوی   دانه خوراکی غنی از نشاسته. بررسی بیشتر: اسم گندم.
۱۴ گوطلا لری   با ارزش مثل طلا، آنچه یا آنکه به زیبایی طلا باشد.
۱۵ گولی کردی  یک گل (نگارش کردی : گوڵێ).
۱۶ گوهرتاش فارسی، ترکی   گوهر (فارسی) + تاش (ترکی) همتای گوهر.
۱۷ گوهرملک فارسی، عربی   گوهر (فارسی) + ملک (عربی) پادشاه زاده.
۱۸ گیلار گیلکی   نوعی مرغابی با منقار کوچک که در آب های شیرین زندگی می کند.
۱۹ گیلاکو نام گیلکی  دختر زیبای گیلانی.
۲۰ گیلانا گیلکی  دختر گیلانی زیبا اسم دختر
۲۱ گیلدا اسم ارمنی و همچنین گیلکی   در ارمنی به معنی طلا است و در گیلکی به معنی پرورش يافته‌ مردم گيل (گيلانی). بررسی بیشتر نام: اسم گیلدا.
۲۲ گیلوا گیلکی  نام محلی مردمان گیلان، نام منطقه‌ای از توابع رشت.
www.NameFarsi.com

Iranian girl name

نام دختر فارسی با گ

که شامل اسم های فارسی دخترانه با حرف گاف هست.

نظر شما درباره اسم های دخترانه با حرف گ چیست؟ کدام اسم با گ را بیشتر می پسندید؟ در قسمت نظرات بنویسید.

اسم دختر با گ

نام دختر با گ

اسم دختر فارسی با حرف گ

اسم دختر با گ

در مورد اسم های دخترانه یا پسرانه با حرف گ (گاف)، باید گفت زمانی که شما یکی از این نام ها را برای فرزند خود انتخاب می نمایید، اطمینان خواهید داشت اسم انتخابی شما یک نام فارسی و در مواردی گیلکی و کردی است. اما عربی نخواهد بود (مثل اسم های با حرف پ). اسم های دختر با گ که شامل نام های فارسی دخترانه هستند و از نام های اصیل ایرانی محسوب می شوند در ادامه به همراه معنی دقیق نوشته شده اند.

اسم های محبوب با حرف گ

به طور کلی بر اساس تعاملات ده سالی که با همراهان نام فارسی در وبسایت و شبکه های اجتماعی داشتیم، چند اسم با گ خیلی بیش از سایرین شناخته شده و در چند سال اخیر محبوب هستند. اسم هایی که به طبع معنی زیبا داشته اند. کوتاه و خوش آوا نیز هستند. نام هایی مثل گلاره، گیلدا، گلسا، گیسو، گلارا و گندم که در چند سال اخیر بیشتر مورد توجه پدر مادرها برای انتخاب اسم دختر قرار گرفته اند. بد نیست اشاره کنیم بسیاری از نام های دخترانه با حرف گاف، اسم هایی هستند که با واژه گل آغاز می شوند. طبیعتا تمامی این اسم ها به نوعی مجازا معنی دختر زیبا و لطیف را در بر خواهند داشت.

اسم دختر با گ
اسم دختر فارسی با گ

لیست کامل اسم دختر فارسی با حرف گ

Girls’ name with G

حتما بعد از مشاهده نام های جدول زیر، اسامی صفحه بعد را نیز ببینید. که شامل اسم های ایرانی دختر با حرف گ هستند. یعنی نام های کردی، ترکی، لری، عبری و … با حرف گاف.

ردیف نام فارسی  معنی اسم
۱ گرامیدخت   گرامی + دختر = دختر عزیز و محترم.
۲ گرانمهر   آن که مهر و محبت بسیار دارد، بسیار مهربان.
۳ گردآفرید  دختر جنگاور ایرانی که در دژ سپید در مرز ایران و توران با سهراب جنگید، فرزند گژدهم. درباره گردآفرید بیشتر بدانید: گردآفرید.
۴ گردیه  از شخصیت های شاهنامه فردوسی، نام خواهر بهرام چوبین (سردار ساسانی).
۵ گشتا  بهشت، پردیس.
۶ گل آذین  زینت گل، آرایش گل، چگونگی قرار گرفتن گل ها بر روی ساقه.
۷ گل آرا  زینت دهنده گل، از شخصیت های شاهنامه، نام مادر روشنک بنا به بعضی نسخه های شاهنامه.
۸ گل آسا   مانند گل.
۹ گل آویز   مرکب از گل + آویز (آویخته شده).
۱۰ گل افروز   مرکب از گل + افروز (افروزنده).
۱۱ گل اندام   دارای پیکر ظریف و زیبا همانند گل.
۱۲ گل بهار   گلی که در بهار شکفته می شود، شکوفه گل.
۱۳ گل پر   دانه معطری به شکل پولکهای زرد کوچک که دارویی است.
۱۴ گل پرست   دوستدار گل.
۱۵ گل پری   زیبا چون گل و پری.
۱۶ گل پناه   پناه گل. مجازا یعنی ستایشگر زیبایی.
۱۷ گل تاج  تاجی پر از گل.
۱۸ گل جهان   گل جهان، بهترین و زیباترین گل در جهان persian girl names
۱۹ گل دانه   دانه گل.
۲۰ گلاب   مایع خوشبویی که از تقطیر گل سرخ و آب به دست می آید.
۲۱ گلابتون   رشته های نازک طلا و نقره که همراه تارهای ابریشم در زری بافی به کار می رود.
۲۲ گلاسا  مانند گل، مرکب از گل و پسوند مشابهت.
۲۳ گلاله   کاکل مجعد، موی پیچیده.
۲۴ گلایول   گلایل، گلی زینتی و زیبا در رنگ های مختلف.
۲۵ گلباران  برای تمجید و احترام زیاد استفاده می شود.
۲۶ گلبان   نگهدارنده و محافظ، نام مادر ابرانواس شاعر ایرانی قرن دوم.
۲۷ گلبانو   بانویی زیبا چون گل
۲۸ گلبر   آن که سینه و آغوشش چون گل لطیف و نازک است.
۲۹ گلبرگ   هر یک از اجزای پوششی گل، چهره و رخسار.
۳۰ گلبن   گلبن یعنی بوته یا درخت گل. مجازا یعنی دختر زیبا و لطیف.  اسم دختر
۳۱ گلبوته   بوته گل.
۳۲ گلبیز   گل افشان، گلریز، معطر، خوشبو.
۳۳ گلپاد   نگهبان گل.
۳۴ گلپونه   گلهای کوچک معطر به رنگ صورتی یا بنفش، پونه جوان و تازه.
۳۵ گلچهر   گلچهره، آن که چهره ای زیبا چون گل دارد، زیبا رو.
۳۶ گلچهره  گلچهر، آن که چهره ای زیبا چون گل دارد، زیبا رو نام دختر فارسی
۳۷ گلچین   آن که گل می چیند، چیننده ی گل، هم چنین به معنی منتخب و برگزیده.
۳۸ گلدیس  زیبا مانند گل.
۳۹ گلرخ  زیبا رو، گلچهره، دختری که چهره ای زیبا چون گل دارد.
۴۰ گلرنگ   به رنگ گل.
۴۱ گلرو   گلچهره، آن که صورتی زیبا همانند گل دارد، زیبا رو.
۴۲ گلریز   گل ریختن بر جایی یا بر سر و پای کسی، دارای نقش گل، همچنین نام یکی از گوشه های موسیقی ایرانی می باشد.
۴۳ گلزاد   زاده گل.
۴۴ گلزار   گلستان.
۴۵ گلسا   گلسان، مانند گل.
۴۶ گلسان   = گلسا، مانند گل.
۴۷ گلستانه   نام روستایی در نزدیکی کاشان.
۴۸ گلسر   آن که سر و رویی چون گل دارد.
۴۹ گلشا   بهترین و زیباترین گل، شاه گل  ها.
۵۰ گلشاد   گل خندان و شاداب، آن که با دیدن گل شاد است.
۵۱ گلشن   گلستان
۵۲ گلشهر   از شخصیتهای شاهنامه، نام همسر پیران ویسه پادشاه تورانی   اسم دختر ایرانی
۵۳ گلشید   گلی که چون خورشید می درخشد.
۵۴ گلفام   به رنگ گل سرخ، گلگون
۵۵ گلفشان   گل افشان
۵۶ گلگون   به رنگ گل سرخ، سرخ، نام اسب گودرز (پهلوان ایرانی)، همچنین نام اسب لهراسپ (پادشاه کیانی).
۵۷ گلگونه   گلگون
۵۸ گلنار   گل درخت انار که سرخ رنگ است، از شخصیتهای شاهنامه و نیز اسم همسر اردشیر بابکان پادشاه ساسانی
۵۹ گلناز   دارای ناز و عشوه ای چون گل.
۶۰ گلنام   دارای نامی زیبا چون گل.
۶۱ گلندام   گل اندام.
۶۲ گلنواز   نوازش کننده گل.
۶۳ گلنوش   مرکب از گل + نوش (عسل)، نام یکی از لحن های قدیم موسیقی ایرانی.
۶۴ گلی   منسوب به گل، مانند گل، به رنگ گل
۶۵ گلیا  منسوب به گل، مرکب از گل بعلاوه پسوند نسبت
۶۶ گلیار   یار و همدم گل، نام روستایی در نزدیکی مهاباد
۶۷ گلین   منسوب به گل، به رنگ گل
۶۸ گندمک   گندم کوچک، سبزی بهاره خوردنی. گندم نیز به تنهایی اسم دخترانه است. بررسی کامل و نظرات درباره این اسم را ببینید: اسم گندم.
۶۹ گوهر   سنگ قیمتی و گرانبها، سرشت، نهاد، جانمایه، اصل و نسب، نژاد.
۷۰ گوهرآرا   آراینده گوهر، آراینده جواهر
۷۱ گوهرافروز   افروزنده گوهر.
۷۲ گوهربانو   بانوی گرامی و اصیل.
۷۳ گوهرتاب   تابنده چون گوهر.
۷۴ گوهرتاج  تاجی از گوهر.
۷۵ گوهرشاد   دارای سرشتی شاد و خوشحال، نام همسر شاهرخ میرزا پسر امیر تیمور پادشاه گورکانی که مسجد گوهرشاد مشهد به دستور او ساخته شد.
۷۶ گوهرشید   گوهری درخشان چون خورشید. ترکیب گوهر در اینجا به معنی سنگ قیمتی است و شید مخفف و معادل خورشید.
۷۷ گوهرناز   مرکب از گوهر (سنگ قیمتی) + ناز (زیبا).
۷۸ گوهرنگار   مرصع.
۷۹ گوهره   نام روستایی در نزدیکی کرمانشاهان.
۸۰ گوهرین   جواهرنشان، مرصع.
۸۱ گهردخت   دختر دارای اصالت.
۸۲ گهرناز   گوهرناز.
۸۳ گیتا   گیتی.
۸۴ گیتی   جهان، عالم.
۸۵ گیتی ناز   آن که موجب فخر و مباهات جهان است.
۸۶ گیسو   موی بلندسر. بررسی کامل: اسم گیسو.
۸۷ گیلنار   مرکب از گیل (گیلک) + نار (انار). شاید بهتر باشد این اسم را یک نام گیلکی دانست.
۸۸ گیهان   کیهان، جهان، دنیا، گیتی. توجه شود که کیهان اسم پسرانه است.
www.NameFarsi.com

Iranian girl name

اسم دختر ایرانی با گ

کدام اسم دختر با حرف گ را بیشتر می پسندید؟ در قسمت نظرات بنویسید. اگر هم اسم دختر فارسی با حرف گاف می شناسید که در جدول اسامی بالا نیست در قسمت نظرات بنویسید تا در اسرع وقت به لیست اسامی دخترونه با گ وبسایت اضافه کنیم.

شاد باشید و خوشنام ❤️ نام فارسی دات کام

اسم دختر با ك

اسم دختر با ک

اسم دختر ایرانی با حرف ک

شامل اسم های دخترانه با ک با ریشه های فرانسوی، ایتالیایی، روسی، عربی، گیلکی و کردی.

اسم دخترانه با ک

نام های لاتین با ک مثل کاترین، کارولین و کارمن که در دنیا بسیار محبوب هستند. در گذشته این نام ها از اسم های مورد تایید ثبت احوال بودند. اما در حال حاضر فقط نام کاملیا در این بین مورد تایید ثبت احوال ایران است. در ادامه فهرست کامل نام های دخترانه از کاف را می بینید. در صفحه قبلی نیز لیست اسم دختر فارسی با حرف ك معرفی شدند.

اسم دخترانه با ک
اسم دختر با ک Girls’ name

لیست کامل اسم دختر با ك

ردیف نام ایرانی ریشه اسم   معنی نام
۱ کاترین فرانسه   پاک، بی آلایش.
۲ کاترینا ایتالیایی   = کاترین، به معنی پاک و بی آلایش.
۳ کاتیا روسی   پاک، بی آلایش. کاتیا Kathia در واقع صورت کوچک اسم Kathy با ریشه اصلی یونانی Kathrine است. اسم خاتیا نیز در زبان گرجی مشابه این نام است که “خیلی زیبا” معنی شده است. Kathrine.
۴ کارمن انگلیسی   قرمز
۵ کارولین فرانسه   نام ناحیه ای در آمریکای شمالی.
۶ کاس گیلکی   اسم زیبای شمالی به معنی دختر چشم آبی.
۷ کامله اسم عربی  مؤنث کامل، بی نقص، بی عیب.
۸ کاملیا فرانسه   گلی درشت و زیبا سفید و صورتی رنگ که در بهار ظاهر می شود.
۹ کاملین اسم لاتین   گیاهی با گل های زرد و کوچک.
۱۰ کامیلا لاتین  محافظ معبد، نام دختری جنگجو در افسانه تروا اسم دخترانه
۱۱ کانی فارسی،
کردی
 چشمه آب، کنایه از طراوت و نشاط است.
۱۲ کبرا عربی  کبری، بزرگ، کبیر.
۱۳ کبری عربی  = کبرا.
۱۴ کبریا عربی  اسم دختر با ک به معنی بزرگی، عظمت.
۱۵ کرامت عربی   بزرگواری، شرافت، سخاوت، بخشندگی.
۱۶ کریمه عربی   مؤنث کریم، بخشنده، سخاوتمند.
۱۷ کژال کردی   = غزال، دختری با چشمان زیبا. بررسی کامل: اسم کژال.
۱۸ کلارا فرانسوی   کلارا یعنی، درخشان. معنی معروف هم برایش آمده است. نام راهبه ای ایتالیایی. توضیح بیشتر: Clara name.
۱۹ کلثوم  عربی   اسم یکی از دختران حضرت علی (ع).
۲۰ کوثر عربی   نام چشمه ای در بهشت، نام سوره ای در قرآن کریم که یکی از شأن نزول‌های آن تولد حضرت فاطمه (س) است.
۲۱ کوچیار اسم کردی دختر   یار کوتاه قد (نگارش کردی: کۆیار).
۲۲ کوکب عربی   ستاره، گلی زینتی و درشت و پُرپَر به رنگهای ارغوانی، سفید، قرمز، زرد یا بنفش. اسم گل.
۲۳ کوکبه عربی   شکوه، جلال.
۲۴ کیانا سریانی   طبیعت. بررسی کامل: اسم کیانا.
۲۵ کیجا اسم گیلکی   به معنی دختر.
۲۶ کیجانا گیلکی   دختر مازندرانی که عزیز و دوست داشتنی است.
www.NameFarsi.com

Iranian girl name

◄ ادامه: نام دختر فارسی با ک

نظرسنجی اسم دختر با ک

به نظر شما زیباترین اسامی دخترانه با ك کدام نام ها هستند؟ در قسمت نظرات بنویسید.

اسم دختر با ک

نام دختر با ک

اسم دختر فارسی با حرف ک

خیلی از اسم های زیبای دخترانه ایرانی با حرف “ک” آغاز می شوند. البته نام های محبوب خارجی نیز در صفحه بعدی قرار گرفته اند. از اسم های زیبای دختر با ک می توان به اسم های کیمیا، کتایون و کمند اشاره کرد. در ادامه لیست کامل اسم دختر با ک قرار گرفته است.

Girl name with K

اسم دختر با ک
اسم دختر فارسی با ک

لیست کامل اسم دختر با حرف ک

اسامی دخترانه با ك به همراه معنی و توضیحات کامل

ردیف نام فارسی  معنی اسم
۱ کاشین   نام محلی در شمال ایلام.
۲ کامه  خواسته، آرزو، مراد، هدف، خواهش.
۳ کامیشا  خوشحال، سرزنده، خوش بیان، ترکیب مغلوب و تغییر یافته “شادکام”.
۴ کاناز   چوب ریشه خوشه خرما اسم ایرانی
۵ کانی   (اسم فارسی – کردی) چشمه آب، کنایه از تازگی و نشاط و طراوت است.
۶ کتایون   = کسایون، از شخصیت های شاهنامه فردوسی، اسم یکی از دختران قیصر روم و نیز همسر گشتاسپ پادشاه کیانی.
۷ کرا   اسم همسر مولانا جلال الدین بلخی. اسم های دخترانه در اشعار مولانا را ببینید.
۸ کرانه   ساحل، گوشه، کنار، سو، جهت.
۹ کرشمه   ناز، غمزه، عشوه.
۱۰ کسایون   = کتایون، از شخصیت های شاهنامه، نام یکی از سه دختر قیصر روم و همسر گشتاسپ پادشاه کیانی.
۱۱ کشم   اسم دختر فرهاد پادشاه اشکانی.
۱۲ کشور   سرزمینی دارای مرزهای مشخص که از سایر سرزمین ها جدا شده است. معنی اسم کشورهای جهان را بدانید.
۱۳ کلاله   بخشی از گل که برای جذب دانه های گرده، نگه داشتن و رویاندن آنها و تولید میوه است، زلف، کاکل.
۱۴ کمانه  منسوب به کمان.
۱۵ کمند  دام، کنایه از گیسو. گیسو خود نام دخترانه است.
۱۶ کوشانه  مونث کوشان، دختر ساعی، بانوی تلاشگر.
۱۷ کوشک   کاخ، قصر، اسم دختر ایرج (پسر فریدون پادشاه پیشدادی).
۱۸ کوهینه   پونه. پودنه. قسمی گیاه معطر از احرار بُقول شبیه به نعناع در تداول امروزی. و در قدیم پودنه به معنی نعنع و نعناع، (دهار) و پودنه بستانی مستعمل بوده است. و این گیاه را که امروز پودنه میخوانیم در قدیم پودنه لب جوی و پودنهٔ جویباری (ذخیرهٔ خوارزمشاهی) و نعناع وحشی میگفتند.
۱۹ کهربا   نام صمغی سخت شده و زرد رنگ که خاصیت جاذبه دارد.
۲۰ کهسار   کوهسار، جایی که دارای کوههای متعدد است.
۲۱ کی آفرید   مرکب از کی (پادشاه) + آفرید (آفریده) = کسی که شاه آفریده شده.
۲۲ کی آفرین   آفریننده پادشاه.
۲۳ کی بانو   بانوی شاه، زنی که همه از او حساب می برند.
۲۴ کی دخت   دختر پادشاه
۲۵ کیادخت   دختر پادشاه
۲۶ کیارا  اندوه و ملالت، میل شدید به خوردن انواع خوردنی جات. که البته این معانی برای یک اسم کمی بعید به نظر می آید. توضیح بیشتر: معنی اسم کیارا.
۲۷ کیان بانو   ملکه.
۲۸ کیاندخت   دختری از نسل شاهان، شاهزاده.
۲۹ کیانه   منسوب به کیان، پادشاهی.
۳۰ کیمیا   اکسیر، هر چیز نایاب و دست نیافتنی، افسون. بررسی کامل: اسم کیمیا.
۳۱ کیناز  به کسر کاف، موجب افتخار پادشاه، دختری که پادشاه نازکش اوست، بانویی که در بین بزرگان عزیز است.
۳۲ کیوان دخت   مرکب از کیوان (نام ستاره ای) + دخت (دختر).
۳۳ کیهان دخت   مرکب از کیهان (دنیا) + دخت (دختر). کیهان خود به تنهایی اسم پسرانه است.
۳۴ کیهانه   = کیهان، جهان هستی، دنیا، گیتی.
www.NameFarsi.com

Iranian girl name

اسم دختر ایرانی با ک

لینک بالا شامل نام های دختر (فرانسوی، لاتین، کردی، عربی و …) با حرف کاف است. همانطور که می دانید خیلی از اسم های مرسوم در ایران زمین همانند واژگان از سایر ریشه ها هستند. اسم های فارسی دختر با ک در جدول بالا ارائه شدند.

نظرسنجی اسم دختر با ك

به نظر شما زیباترین اسامی دخترانه با حرف ک کدام نام ها هستند؟ در قسمت نظرات بنویسید.

اسم دختر با ف

اسم دختر با ف

لیست نام دختر ایرانی با حرف ف

شامل اسم های دختر ایرانی زیبا (اسم های مذهبی عربی و …) با ف

اسم دخترانه با ف
نام دختر با ف
ردیف اسم ایرانی ریشه نام معنی اسم
۱ فائحه عربی فایحه.
۲ فائزه عربی فایزه، رستگار، نایل.
۳ فائضه عربی فایضه، فيض رسان، فايده بخش، سودمند.
۴ فائقه عربی فایقه، آنکه به هدفش فائق آمده.
۵ فاتیما عربی فاطیما، نام شهری است در اروپا که به اعتقاد برخی مسلمانان حضرت فاطمه در آنجا ظاهر شده است. برای اطلاعات بیشتر اینجا را ببینید: اسم فاطیما.
۶ فاخته عربی پرنده ای از خانواده کبوتر، کوکو.
۷ فارهه عربی دختر زیبا و با نمک.
۸ فاطمه عربی زنی که بچه خود را از شیر گرفته باشد، نام دختر پیامبر (ص). بررسی کاملتر: اسم فاطمه.
۹ فاطیما عربی = فاتیما.
۱۰ فایحه عربی مؤنث فایح.
۱۱ فایزه عربی = فائزه، مؤنث فائز، نایل، رستگار.
۱۲ فایضه عربی مؤنث فائض.
۱۳ فایقه عربی مؤنث فائق.
۱۴ فتانه عربی بسیار زیبا و دل فریب.
۱۵ فتنه عربی شورش، طغیان، آشوب، همچنین به معنای مفتون، عاشق و دلداده.
۱۶ فخرآفاق عربی باعث سرافرازی آسمان.
۱۷ فخرالزمان عربی شخص برجسته، آنکه مایه مباهات عصر و زمان خود است.
۱۸ فخرالسادات عربی سبب سربلندی سادات، مایه افتخار خانم ها.
۱۹ فخرالملوک نام عربی مایه سربلندی و افتخار پادشاهان.
۲۰ فخرالنسا اسم عربی سبب سربلندی زنان. ترکیب فخر (مایه افتخار) و نسا به معنی زن.
۲۱ فخرایران عربی، فارسی فخر (عربی) + ایران (فارسی) مایه سربلندی ایران.
۲۲ فخرجهان عربی، فارسی فخر (عربی) + جهان (فارسی)، سبب سربلندی و افتخار دنیا، نام همسر فتحعلی شاه قاجار.
۲۳ فخرگل عربی، فارسی فخر (عربی) + گل (فارسی) مایه نازش گل.
۲۴ فخری عربی، فارسی فخر (عربی) + ی (فارسی) منسوب به فخر، منسوب به افتخار.
۲۵ فخیمه عربی مؤنث فخیم.
۲۶ فراهت عربی شأن، شکوهمندی و زیبایی، شوکت.
۲۷ فرح اسم عربی شادمانی، سرور.
۲۸ فرح انگیز عربی، فارسی فرح (عربی) + انگیز (فارسی) شادی بخش، مفرح اسم اصیل ایرانی
۲۹ فرح بانو عربی، فارسی فرح (عربی) + بانو (فارسی) بانوی شادمان.
۳۰ فرح بخش عربی، فارسی فرح (عربی) + بخش (فارسی) شادی بخش.
۳۱ فرح دخت عربی، فارسی فرح (عربی) + دخت (فارسی) دختر شادمان.
۳۲ فرح نوش فارسی، عربی فرح (عربی) + نوش (فارسی) شادنوش، خوشگذران.
۳۳ فرحانه اسم عربی مؤنث فرحان. فرحان و فرهان اسم پسرانه هستند، با معانی متفاوت.
۳۴ فرحتاج عربی، فارسی فرح (عربی) + تاج (فارسی) مرکب از فرح (شادمانی) + تاج.
۳۵ فرحناز عربی، فارسی فرح (عربی) + ناز (فارسی) صاحب شادی و ناز.
۳۶ فرخ لقا فارسی، عربی فرخ (فارسی) + لقا (عربی)، خوش صورت، زیبارو، نام زنی در کتاب امیرارسلان.
۳۷ فرسیما فارسی، عربی فر (فارسی) به معنای شکوه + سیما (عربی) : آنکه صورتی باشکوه دارد.
۳۸ فرمیسک کردی اشک چشم.
۳۹ فرهت اسم عربی فراهت صورت دیگری از فراهت.
۴۰ فرهناز فارسی، اوستایی
– پهلوی
مرکب از فره (شکوه و بزرگی) + ناز= بانوی بزرگمنش و نازنین.
۴۱ فریده نام عربی مؤنث فرید.
۴۲ فریضه عربی عمل واجب، امر واجب.
۴۳ فصیحه عربی مؤنث فصیح.
۴۴ فضه عربی نقره سیم.
۴۵ فضیلت عربی برتری در دانش، هنر و اخلاق، ارزش و اهمیت، شرف.
۴۶ فلامک اسم دختر هلندی نوعی الماس.
۴۷ فلک تاج فارسی، عربی فلک (عربی) + تاج (فارسی) مرکب از فلک (آسمان) + تاج.
۴۸ فلک وش فارسی، عربی فلک (عربی) + وش (فارسی) مانند آسمان بلند و رفیع.
۴۹ فلکناز فارسی، عربی فلک (عربی) + ناز (فارسی)، آن که موجب نازش آسمان است، بسیارزیبا، نام ندیمه شیرین همسر خسروپرویز پادشاه ساسانی.
۵۰ فلور اسم فرانسوی گل.
۵۱ فلورا لاتین فلوریا، در رم باستان، الهه گل ها و بارآوری. فلورا در اساطیر رومی، فلورا الهه یا ایزدبانوی گل‌ها و همچنین ایزدبانوی فصل بهار بود.
۵۲ فلوریا لاتین = فلورا.
۵۳ فوزیه عربی رستگار.
۵۴ فهیمه عربی مؤنث فهیم، زن دانا و با شعور.
www.NameFarsi.com

Iranian girl name

نام دختر فارسی با ف

شامل اسم های پارسی اصیل ایرانی با حرف ف

نام دختر با ف
اسم های دخترانه به ف

منابع

  1. وبلاگ نام فارسی، نوشته دکتر نیکزاد، مقاله ۲۹
  2. ویکی پدیا فارسی: فاخته.
  3. ویکی پدیا: فلورا.

زیباترین اسم ها با حرف ف به نظر شما کدام اسم ها هستند؟

در قسمت نظرات دیدگاه خود را بنویسید.

Girl name with F

نام دختر با ف

اسم دختر فارسی با حرف ف

شامل اسم های دخترانه اصیل فارسی با حرف ف

اسم دختر با ف
اسم دخترانه با ف

اسم دخترانه فارسی با ف

برای دوستانی که به دنبال اسم با ف برای فرزند دختر خود هستند. اسم های پارسی زیبایی از حرف ف وجود دارند که می توانند برای انتخاب اسم دختر استفاده شوند. در زیر فهرست نام های فارسی دخترانه با ف با معنی قرار گرفته اند و در صفحه بعدی نام های دخترانه با ف با ریشه های دیگر لیست شده اند.

ردیف اسم فارسی  معنی نام
۱ فاتن   فتنه انگیز، آنکه آشوب بپا می کند.
۲ فارا   نام کوهی است که در غرب فلات ایران واقع شده است.
۳ فاسیروس   نام دختر اردشیر دراز دست پادشاه هخامنشی.
۴ فام گل   به رنگ گل.
۵ فانیذ   قند، شکر.
۶ فایدیم   به معنای گل نیلوفر است، نام همسر کبوجیه پادشاه هخامنشی.
۷ فرآذر   شکوه آتش.
۸ فراچهر   مرکب از فرا (بالاتر) + چهر (صورت) = آنکه صورتی زیباتر از دیگران دارد.
۹ فرارنگ   فرانک، پروانه، از شخصیتهای شاهنامه، نام مادر فریدون پادشاه پیشدادی و همسر آبتین.
۱۰ فرازنده   بالابرنده و افرازنده.
۱۱ فرانک   پروانه، از شخصیت های شاهنامه، نام دختر برزین و زن بهرام گور، نام مادر فریدون پادشاه پیشدادی و همسر آبتین. از نام های کتاب شاهنامه.
۱۲ فرانه   فرانک.
۱۳ فربو   مرکب از فر (شکوه) + بو = بو و عطر شکوه و منزلت.
۱۴ فرپرک   شب پره که آن را مرغ عیسی نیز می نامند.
۱۵ فرتوک   پرستو.
۱۶ فرجهان   شکوه دنیا.
۱۷ فرخ بانو   بانوی بزرگوار و فرخنده
۱۸ فرخ بخش   بخشنده بزرگوار، نام یکی از بهدینان یزد که در سال هشتاد و هشت یزگردی می زیسته است.
۱۹ فرخ تاج   فرخ (فارسی) + تاج (فارسی) مرکب از فرخ (مبارک) + تاج.
۲۰ فرخ چهر   دارای چهره فرخنده و مبارک.
۲۱ فرخ ماه   ماه خجسته و مبارک.
۲۲ فرخ ناز   مرکب از فرخ (مبارک) + ناز (غمزه).
۲۳ فرخروز   نام یکی از الحان باربد.
۲۴ فرخنده   مبارک، میمون، خجسته، آنکه یا آنچه وجودش سبب شاده و آرامش است.
۲۵ فرخنده چهر   دارای چهره مبارک و خجسته.
۲۶ فردخت   مرکب از فر (شکوه) + دخت (دختر).
۲۷ فردوس   معرب از فارسی، پردیس بهشت. یعنی صورت عربی “پردیس” است. پس فردوس واژه ای عربی محسوب می شود.
۲۸ فردیس   پردیس = بهشت.
۲۹ فرزان دخت   دختر فرزانه و دانا.
۳۰ فرزانه   خردمند، دانا.
۳۱ فرستو   پرستو.
۳۲ فرشته   موجودی آسمانی، عاقل و برتر از انسان، مَلک.
۳۳ فرشیده   فر+ شیده = نور آفتاب، شکوه آفتاب
۳۴ فرغانه   نام شهری در ترکستان قدیم
۳۵ فرگل   دارای شکوه و زیبایی گل
۳۶ فرمهر   کسی که شکوه و عظمتی چون خورشید دارد.  اسم دختر
۳۷ فرناز   دارای ناز و غمزه، زیبا و باشکوه.
۳۸ فرنگار   دارای نقش و نگار، با شکوه و زیبا.
۳۹ فرنگیز   فرنگیس.
۴۰ فرنگیس   از شخصیت های شاهنامه فردوسی، نام دختر افراسیاب تورانی و همسر سیاوش و مادر کیخسرو پادشاه کیانی.
۴۱ فرنواز   مرکب از فر (شکوه) + نواز (ریشه نواختن).
۴۲ فرنوشا   شکوه و عظمت ابدی.
۴۳ فرنیا   اصیل، دارنده اصل و نسب.
۴۴ فرنیان   پرنیان، ابریشم و حریر، دختری که دارای جسمی بسیار لطیف و زیباست.
۴۵ فروردین   نام ماه اول از سال شمسی، نام روز نوزدهم از هر ماه شمسی در ایران قدیم.
۴۶ فروز   تابش و روشنی و فروغ.
۴۷ فروزا   تابان، درخشان.
۴۸ فروزاتون   فروز (فارسی) + خاتون (فارسی) بانوی روشنایی
۴۹ فروزان   شعله ور، روشن، مشتعل، درخشنده.
۵۰ فروزجهان   روشنایی جهان.
۵۱ فروزنده   روشن، تابان، روشن کننده، افروزنده.
۵۲ فروزینه   آتش زنه، چخماق.
۵۳ فروشنک   نام نتیجه ایرج پسر فرویدن پادشاه پیشدادی.
۵۴ فروغ   روشنی که از آتش، پرتو، خورشید و دیگر منابع نورانی می تابد، شعله آتش.
۵۵ فروغ بانو   بانوی روشنایی.
۵۶ فروغ دخت   دختر روشنایی.
۵۷ فروهنده   نیکوسیرت و خوبروی، نام فرشته ای است.
۵۸ فره وش   مرکب از فره (شکوه) + وش (پسوند شباهت)، شکوهمند.
۵۹ فرهور   دارای شکوه و جلالی چون خورشید.
۶۰ فریار   دارنده شکوه و جلال.
۶۱ فریال   دارای اندام و هیکل باشکوه، قوی و باشکوه، مرکب از فر (شکوه) + یال (گردن، بالای بازو). بررسی کامل: اسم فریال.
۶۲ فریانه   نام پادشاهی افسانه ای هم زمان با اسکندر مقدونی.
۶۳ فریبا   بسیار زیبا، دلپسند و خوشایند.
۶۴ فریدخت   دختر زیبا و محبوب نام های اصیل پارسی
۶۵ فریر   گیاهی خوشبو.
۶۶ فریرخ   زیبارخ.
۶۷ فریرو   دارای چهره زیبا و با شکوه.
۶۸ فریسا   پریسا، زیبا چون پری. بررسی کامل: اسم پریسا.
۶۹ فریشا   = فریسا = پریسا، دختری که چون پری زیباست.
۷۰ فریما   زیبا و دوست داشتنی.
۷۱ فوژان   بانگ بزرگ، فریاد عظیم.
۷۲ فولاد   پولاد، نام چند تن از شخصیتهای شاهنامه از جمله نام یکی از فرماندهان دلاور ایرانی در زمان کیقباد.
۷۳ فیروزخاتون   بانوی پیروز.
۷۴ فیروزه   پیروزه، نام سنگی قیمتی که به رنگ آبی یا سبز می باشد.
www.NameFarsi.com

Iranian girl name

اسم دختر ایرانی با ف

نظرسنجی اسم  دختر با ف

به نظر شما زیباترین اسم های دخترانه فارسی با ف کدام نام ها هستند؟ در قسمت نظرات بنویسید.