اسم دختر فارسی با حرف آ
شامل اسم های دخترانه فارسی با حرف الف
اسم دختر با آ
اسامی دخترانه با الف همیشه جزو اسم های محبوب برای نامگذاری فرزند دختر بوده و هستند. اسم های دختر با آ به دلیل شروع شدن با حرف آ، آوای زیبا و گوش نوازی دارند. اسم های به نسبت زیادی از حرف الف برای دختر وجود دارد. اسم های فارسی (پارسی) اصیل با معنی زیبا. در جدول زیر نام های فارسی دخترانه با آ قرار گرفته اند. در صفحه بعدی اسم های ایرانی دختر با الف لیست شده اند. یعنی اسم دختر ترکی با آ، اسم دختر کردی با آ و سایر نام های دختر با آ.
زیباترین اسم های دختر با آ
- آبان
- آپامه
- آتاناز
- آترا
- آتریسا
- آدرینا
- آذر
- آرزو
- آرشیدا
- آرشین
- آرمیتی
- آریانوش
- آریستا
- آزاده
- آزیتا
- آفرین
- آلا
- آلیسا
- آمیتیس
- آناشید
- آناهیتا
- آوا
- آوانوش
- آوید
- آیتا
در ادامه لیست کامل اسم دختر با آ به همراه معنی و توضیحات کامل قرار گرفته اند.

فهرست کامل اسم دختر با آ Girls’ name with A
| ردیف | اسم فارسی | معنی اسم |
| ۱ | آب ناهید | اسم زنی است در منظومه ویس و رامین. |
| ۲ | آبان آسا | یعنی مانند آبان. آبان، ماه تغییر آب و هوا است. در نتیجه آبان آسا کنایه از کسی است که خلق و خوی متغیر دارد. آبان خود به تنهایی اسم دخترانه است. |
| ۳ | آبان داد | داده آبان، کسی که در ماه آبان متولد شده است. |
| ۴ | آبان دخت | دختری که در آبان به دنیا آمده، دختر آبان، نام همسر داریوش سوم پادشاه هخامنشی |
| ۵ | آبان دیس | همانند آبان = کسی که به مثال ماه آبان که آب و هوایش متغیر است، خلق و خوی متغیری دارد. |
| ۶ | آبان سا | مانند آبان |
| ۷ | آبان فام | به رنگ آبان کسی که رنگ چهره اش زرد است. |
| ۸ | آبان مهر | آن که محبت او چون فرشته آبان است. |
| ۹ | آباندخت | دختر آبان، دختر متولد شده در ماه آبان، همسر دارا پادشاه پیشدادی |
| ۱۰ | آبانک | آبان کوچک |
| ۱۱ | آبانه | منسوب به آبان |
| ۱۲ | آبتاب | دختری با چهره زیبا و درخشان، تابان |
| ۱۳ | آبدیس | مانند آب زلال و شفاف |
| ۱۴ | آبرخ | زیبا، روشن، لطیف، کسی که چهره ای مانند آب دارد. |
| ۱۵ | آبرود | سنبل نیلوفر، دختری که مانند سنبل خوش نقش و زیباست. |
| ۱۶ | آبروشن | خوشبخت، ارجمند |
| ۱۷ | آبرون | گل همیشه بهار، شاد سرزنده |
| ۱۸ | آبسال | باغ، بستان. |
| ۱۹ | آبسالان | باغ ها. |
| ۲۰ | آبشار | آبی که به طور طبیعی از بلندی به پستی فرو می ریزد. |
| ۲۱ | آبشن | شکل دیگر آویشن، گیاهی علفی و معطر از خانواده نعناع با شاخه های فراوان و گل های سفید یا صورتی. آیشن اسم دختر ترکی نیز هست به معنی شبیه ماه، زیباروی. |
| ۲۲ | آبگل | گلاب مایعی خوشبو که از برگ گلها بدست می آید. |
| ۲۳ | آبگون | به رنگ آب، آبی، گل نیلوفر. |
| ۲۴ | آبگینه | شیشه، آینه، ظرف شیشه ای یا بلورین به ویژه جام شراب. |
| ۲۵ | آبلوج | قند سفید، قند مکرر |
| ۲۶ | آبناز | نام زنی در منظومه ویس و رامین، مایه فخر آب، کنایه از لطافت پوست |
| ۲۷ | آبنوس | درختی که چوب آن سیاه رنگ است و میوه ای بسیار شیرین و به شکل انگور دارد. |
| ۲۸ | آبنوش | آب گوارا، نام زنی در منظومه ویس و رامین. |
| ۲۹ | آبیژ | صورت دیگر آیید، شراره، اخگر، آتش، کنایه از افراد پر جنب و جوش. |
| ۳۰ | آپام | معادل آپامه و آپامه هست که در ادامه می بینید. اسم دختر با آ که در اصل ریشه اوستایی دارد. |
| ۳۱ | آپاما | اسم دختر اردشیر دوم پادشاه هخامنشی. |
| ۳۲ | آپامنه | نام دختر یکی از فرماندهان ایرانی در زمان سلوکیان. |
| ۳۳ | آپامه | نام دختر سپیتامن یکی از سرداران ایرانی و همسر سلوکوس. |
| ۳۴ | آپیشن | گویش کرمانی آویشن، گیاهی علفی و معطر از خانواده نعناع با شاخه های فراوان و گلهای سفید یا صورتی. |
| ۳۵ | آتاناز | دختر نازنین بابا. در اصل اسم دختر ترکی است. |
| ۳۶ | آتبین | آبتین،روح کامل و نیکو کار، از شخصیتهای شاهنامه، نام پدر فریدون پادشاه پیشدادی. |
| ۳۷ | آتر | آذر، آتش، اخگر. |
| ۳۸ | آترا | آذر، آتش، نام یکی از ماه های پاییز. توضیح بیشتر: اسم آترا. |
| ۳۹ | آتریسا | آذرگون مانند آتش، دختری با چهره ای زیبا و برافروخته مرکب از آتری (تغییر یافته آذر، آتر، آتری) + پسوند مشابهت (سا). |
| ۴۰ | آترین | آذرین مانند آتش، زیبا و پر انرژی |
| ۴۱ | آتسا | آتوسا |
| ۴۲ | آتش | از شخصیت های شاهنامه، مخفف نام نوش آذر، یکی از چهار پسر اسفندیار. |
| ۴۳ | آتشپاره | اخگر، شرار آتش، چابک. |
| ۴۴ | آتشدخت | دختر آتش یا دختری که چون آتش است، کنایه از دختر با شور و حرارت. |
| ۴۵ | آتشفام | به رنگ آتش، دختران سرخ روی. |
| ۴۶ | آتشک | کرم شب تاب ، نام یکی از شخصیت های داستان سمک عیار. |
| ۴۷ | آتشگون | به رنگ آتش، ارغوانی، دختران سرخ روی. |
| ۴۸ | آتشه | برق، آذرخش. |
| ۴۹ | آتشی | نام نوعی گل، همچنین نورانی، فروزان، گیرا، مؤثر، به رنگ آتش، سرخ. |
| ۵۰ | آتشیزه | کرم شب تاب. |
| ۵۱ | آتشین | نورانی، فروزان، گیرا، مؤثر، به رنگ آتش، سرخ |
| ۵۲ | آتیس | نام خدای حاصلخیزی فریگیان |
| ۵۳ | آدا | پاداش مینوی، فرشته توانگری |
| ۵۴ | آدرینا | آتشین، سرخ رو، دختر زیبا رو، بانوی آتشین. |
| ۵۵ | آدنا | نام روستایی در نزدیکی چالوس. این اسم در حال حاضر مورد تایید ثبت احوال نیست. |
| ۵۶ | آذربانو | بانوی آتش، نورانی و زیبا مانند آتش. |
| ۵۷ | آذربو | بته ای با گلهای تکی زرد رنگ که در نواحی کویری و کناره های آب های شور می روید. |
| ۵۸ | آذربویه | بوته ای از تیره اسفناج با گلهای تکی زرد رنگ که در نواحی کویری و کناره های آبهای شور می روید. |
| ۵۹ | آذرجهان | آتش جهنده، آتشخیز. |
| ۶۰ | آذرخاتون | آذر+ خاتون، بانوی آتش. |
| ۶۱ | آذردخت | دختر آتش. |
| ۶۲ | آذرک | شراره آتش، اخگر، نام دختر یزگرد سوم پادشاه ساسانی. |
| ۶۳ | آذرگل | گلی سرخ رنگ شبیه شقایق |
| ۶۴ | آذرگون | گلی است از دسته شقایق ها که رنگش زرد است و میانش مشکی است، به رنگ آتش. |
| ۶۵ | آذرماه | دختری که مانند ماه زیباست و مانند آتش، درخشنده. |
| ۶۶ | آذرمه | رئیس و بزرگ آتش ها (آتشکده ها) اسم دختر فارسی |
| ۶۷ | آذرمینا | لعلگون، سرخ رنگ |
| ۶۸ | آذرهمایون | نام زنی از نسل سام و نریمان که در آتشکده سفاهان خدمت می کرد٠گویند زمانی که اسکندر خواست این آتشکده را خراب کند او خود را به شکل ماری مهیب درآورده و در مقابلش ایستاد. |
| ۶۹ | آذریاس | صمغ سداب کوهی |
| ۷۰ | آذریون | به رنگ آتش، معرب آذرگون، گل آفتابگردان. |
| ۷۱ | آذین دخت | دختری که وجودش موجب آرایش و ارج بستگانش است. |
| ۷۲ | آذین گل | زینت گل، زیورگل، کنایه از زیبایی بسیار زیاد. |
| ۷۳ | آرا | مخفف آراینده آرایشگر، زیور زینت |
| ۷۴ | آراسته | آن که دارای صفات خوب اخلاقی است، آنچه آرایش شده و زینت و زیور داده شده است. |
| ۷۵ | آراگل | آراینده گلها، زیبا کننده گلها |
| ۷۶ | آرامدخت | دختر آرام دختر ساکت دختر با وقار نام زیبای دخترانه |
| ۷۷ | آرایه | آرایش زیبایی |
| ۷۸ | آرتا دخت | دختر راست گفتار و درست کردار، دختر پاک و مقدس، نام بانویی اقتصاد دان که در زمان اشکانیان به به سمت خزانه داری یکی از شهریاران اشکانی منسوب شد. بررسی کامل اسم آرتا را ببینید: اسم آرتا. |
| ۷۹ | آرتادخت | دختر راست گفتار و درست کردار، دختر پاک و مقدس، نام دختری فرهنگدار و اقتصاددان که به خزانه داری یکی از شهریاران اشکانی رسید. |
| ۸۰ | آرتیستون | نام دختر کوروش پادشاه هخامنشی |
| ۸۱ | آرزو | میل و اشتیاق برای رسیدن به مراد یا مقصودی معمولاً مطلوب، از شخصیتهای شاهنامه، نام دختر سرو پادشاه یمن و همسر سلم پسر فریدون پادشاه پیشدادی |
| ۸۲ | آرشیدا | بانوی درخشان آریایی، بانوی آراسته و درخشان. اسم آرشیدا مرکب از آر + شید + الف تانیس است. آر به دو معنی به کار می رود اول: مخفف آریایی و دیگری: مرخم آرا به معنای آراینده. |
| ۸۳ | آرشین | آرشین نام یکی از زنان دوره هخامنشی می باشد که به کاردانی مشهور بوده و هم به معنای دوست داشتنی نیز می باشد. درباره اسم آرشین اینجا بیشتر بدانید. |
| ۸۴ | آرمانا | امیدوار آرزومند، مرکب از آرمان + الف فاعلی |
| ۸۵ | آرمتی | فروتنی، پاکی، فرشته محبت، فرشته نگهبان زمین (=آرمیتی) |
| ۸۶ | آرمیس | خیلی ها آرمیس را معادل آرمس و هرمس می دانند که از خدایان اولمپی، نام پسر زئوس و مایا بوده است. اما باید بدانید که آرمیس در ثبت احوال هم نام دخترانه است و نه پسرانه. |
| ۸۷ | آرمین دخت | دختر آرمین. |
| ۸۸ | آرمینا | دختر همیشه پیروز، بانوی مقتدر ، الهه زیبایی. |
| ۸۹ | آرنوشا | منسوب به آرنوش، آریایی جاویدان، ایرانی جاوید، مرکب از آر به معنای آریایی بعلاوه نوش به معنای جاویدان. |
| ۹۰ | آرنیکا | آریایی نیک خو. |
| ۹۱ | آروشا | درخشان، نورانی، باهوش، نام دختر داریوش سوم. |
| ۹۲ | آرویشه | نام روستایی در نزدیکی بیرجند. |
| ۹۳ | آریادخت | دختر آریایی، دختر ایرانی. |
| ۹۴ | آریانا | نامی که جغرافی دانان یونانی به قسمتی از ایران یعنی سرزمین آریایی ها داده بودند. آریانا یک اسم بین المللی است. Ariana که در ایتالیایی معنی خیلی مقدس برایش آمده است. |
| ۹۵ | آریاناز | موجب فخر و مباهات قوم آریایی. |
| ۹۶ | آریانوش | شادکننده و خوشحال کننده آریاییان. |
| ۹۷ | آریژه | نام شهری در زمان اسکندر. |
| ۹۸ | آریسا | اریسا، ایرسا، رنگین کمان، همچنین به ریشه بوته سوسن کبود هم آریسا گویند. |
| ۹۹ | آریسا | مرکب از آری به معنای آریایی بعلاوه پسوند مشابهت، دختری که مانند آریاییان اصیل و نجیب است. |
| ۱۰۰ | آریسان | معادل اسم آریسا است که در بالا معنی شد. |
| ۱۰۱ | آریستا | زیبا و خوشگل مانند عروس. مرکب از آریس به معنای عروس و تا پسوند مشابهت. |
| ۱۰۲ | آریستا یعنی |
دختری که مانند عروس زیباست، در گویش مردم خوانسار آریس همان عروس است. |
| ۱۰۳ | آریشیدا | معادل اسم آرشیدا. اسم دخترانه زیبا با آ. |
| ۱۰۴ | آرین دخت | دختر آریایی ، دختر ایرانی. |
| ۱۰۵ | آزاددخت | دختر آزاده ، نام همسر شاپور اول پادشاه ساسانی. |
| ۱۰۶ | آزاده | عاری از صفات ناپسند اخلاقی، رها و وارسته، از شخصیت های شاهنامه فردوسی، نام همسر رومی بهرام گور پادشاه ساسانی. |
| ۱۰۷ | آزاده خوی | دارای خلق و خوی آزاد، ساده، بی تکلف، از شخصیت های شاهنامه، نام دختر سرو پادشاه یمن و همسر تور پسر فریدون پادشاه پیشدادی. |
| ۱۰۸ | آزرم | شرم و حیا، ملایمت، مهربانی،از شخصیتهای شاهنامه، نام دختر خسروپرویز پادشاه ساسانی. |
| ۱۰۹ | آزرم خاتون | آزرم + خاتون، بانوی با حیا |
| ۱۱۰ | آزرمدخت | دختر با حیا اسم اصیل ایرانی |
| ۱۱۱ | آزرمی دخت | دختر پرویزبن هرمزبن انوشیروان معروف به عادله که ۴ ماه زمام حکومت را در اختیار داشت، دختر باحیا. |
| ۱۱۲ | آزرمیدخت | آذرم + ی نسبت + دخت، دختر با حیا دختر سنگین و با وجاهت، نام دختر پرویز نوه انوشیروان که ۴ ماه بر ایران فرمانروایی کرد. |
| ۱۱۳ | آزیتا | آزیتا یعنی آزاده و رها. الهه آتش. نام شاهزاده ایرانی. معنی سوزن کاری کردن و نقش زدن با قلم بر روی اشیا نیز برایش آمده است. |
| ۱۱۴ | آسا | زیور مایه زیبایی و آرایش، وقار و ثبات و تمکین و آسودگی. |
| ۱۱۵ | آسادخت | دختر زیبا، دختر با وقار، دختر آرام. |
| ۱۱۶ | آسمان | فضای بالای سر ما که آبی رنگ به نظر می رسد، نام روز بیست و هفتم از هر ماه شمسی در ایران قدیم، نام کوهی در نزدیکی بندر نخیلو در ساحل خلیج فارس. معادل سما در عربی. |
| ۱۱۷ | آسمان هور | خورشید آسمان، کنایه از فردی که زیباییش نظیر ندارد. |
| ۱۱۸ | آسودا | راحت و آرام، آسوده. |
| ۱۱۹ | آسوده | راحت و آرام |
| ۱۲۰ | آشتی | دوستی و پیوند دوباره بعد از رنجش و آزردگی، سازش و صلح |
| ۱۲۱ | آشنا | معنی مشخض است، کسی که می شناسیمش، آن که یا آنچه به ذهن و خاطر می آوریم، آگاه به چیزی یا امری، عاشق، دلداده. |
| ۱۲۲ | آصفه | مونث آصف، مشاور خردمند، بانوی مدبر. |
| ۱۲۳ | آطوسا | معادل اسم آتوسا، نام دختر کورش بزرگ، نام همسر داریوش هخامنشی، این نام در تورات به عنوان “واستی” آمده است. |
| ۱۲۴ | آفتاب | مرکب از آف (مهر،خور) + تاب (فروغ، نور)، نوری که از خورشید به زمین می تابد، کنایه از زیبایی و خیره کنندهگی |
| ۱۲۵ | آفتاب دخت | دختر آفتاب، دختر خورشید، کنایه از زیبایی و خیره کنندگی. |
| ۱۲۶ | آفرین | هنگام تحسین و تشویق به کار می رود، مرحبا، به صورت پسوند و پیشوند همراه با بعضی نامها می آید و نام جدید می سازد مانند ماه آفرین، آفرین دخت. |
| ۱۲۷ | آفرین دخت | مرکب از آفرین (واژه تحسین) + دخت (دختر)، دختر تحسین برانگیز، دختری که تمام خوبی ها را دارد. |
| ۱۲۸ | آفرین گل | مرکب از آفرین (واژه تحسین) + گل، گل تحسین برانگیز کنایه از دختر بسیار زیبا. |
| ۱۲۹ | آفرین ماه | مرکب از آفرین (واژه تحسین) + ماه (قمر)، ماه تحسین برانگیز کنایه از دختری که زیباییش مانند ماه است. |
| ۱۳۰ | آفرین مهر | مرکب از آفرین (واژه تحسین) + مهر (محبت یا خورشید)، کسی که از زیبایی مانند خورشید است یا بسیار با محبت. |
| ۱۳۱ | آفرین ناز | مرکب از آفرین (وازه تحسین) + ناز (کرشمه، غمزه)، دختری که بسیار ناز دارد. کنایه از دختر زیبا و طناز. |
| ۱۳۲ | آفرین نوش | شنونده آفرین، کسی که تحسین همه را بر می انگیزاند. معنی مایه افتخار جاودان نیز قابل تعبیر است. |
| ۱۳۳ | آفسانه | افسانه، داستان، خیال، مشهور، کسی که بحدی زیبا ست که خیالی به نظر می آید. |
| ۱۳۴ | آفشید | خورشید، روشنایی آفتاب. |
| ۱۳۵ | آگاه دخت | دختر آگاه، دختر مطلع، بانوی باخبر |
| ۱۳۶ | آلا | سرخ رنگ. معنی پروا، احتیاط نیز برایش آمده است. اما بررسی کاملش را ببینید: اسم آلا. |
| ۱۳۷ | آلاگل | آلا (ترکی) + گل (فارسی) ، گل رنگی، نام بزرگترین تالاب جهان واقع در شمال آق قلا که در این اواخر نابود شده. |
| ۱۳۸ | آلاله | شقایق، گلی به رنگ زرد سفید یا قرمز که انواع گوناگون خودرو و زینتی دارد. |
| ۱۳۹ | آلاوه | آتشدان، شعله آتش، جایی که در آن آتش روشن می کنند. |
| ۱۴۰ | آلوگونه | نام همسر اردشیر اول پادشاه هخامنشی، کسی که سرخی گونه هایش به آلو می ماند، دختر زیبا و به اصطلاح سرخ و سفید. |
| ۱۴۱ | آلیسا | ایرسا، رنگین کمان، به بوته سوسن کبود نیز بدان جهت که دارای گلهای زرد و سفید و کبود است ایرسا گویند. |
| ۱۴۲ | آمتیس | آمیتیس، نام دختر خشایار پادشاه هخامنشی که با بختنصر پادشاه بابل ازدواج کرد. |
| ۱۴۳ | آمستریس | ملکه هخامنشی. برادرزاده داریوش سوم. دختر اتانس و خواهر فیدیما یکی از همسران خشایارشا بزرگ بود. او همچنین مادر اردشیر یکم پادشاه هخامنشی و آمیتیس (Amytis) بوده است. |
| ۱۴۴ | آمی تیس | دختر هوخشتر پادشاه ماد که پس از صلح بین مادها و مصر به درخواست پدرش به عقد بخت النصر پادشاه مصر درآمد. در متون تاریخی آمده است که بخت النصر باغ های معلق مصر را برای آمیتیس ساخته است. |
| ۱۴۵ | آمیتیدا | نام دختر آستیاک، همسر کوروش پادشاه هخامنشی. |
| ۱۴۶ | آمیتیس | نام دختر خشایار پادشاه هخامنشی. |
| ۱۴۷ | آن | سبب علت دلیل، قصد عزم عقیده |
| ۱۴۸ | آناشید | مرکب از کلمه ترکی آنا به معنای مادر و کلمه فارسی شید به معنای خورشید. دختر زیباروی مادر، مایه دلگرمی و روشنایی زندگی مادر. |
| ۱۴۹ | آناهیتا | از نام های اصیل ایرانی. از بین برنده ناپاکی و پلیدی، نام ایزد آب که در اوستا به صورت دوشیزه ای بسیار زیبا و بلند بالا توصیف شده است. |
| ۱۵۰ | آناهید | معادل آناهیتا است. اسم دختر |
| ۱۵۱ | آنوشا | کیش و مذهب، دین و آیین. |
| ۱۵۲ | آنیتا | آناهیتا، ازبین برنده ناپاکی و پلیدی، نام ایزد آب که در اوستا به صورت دوشیزه ای بسیار زیبا و بلند بالا توصیف شده است. |
| ۱۵۳ | آوا | اسم دختر سه حرفی، صدایی که به آواز خوانده می شود یا از آلات موسیقی به گوش می رسد. از جمله اسم های محبوب دخترانه در دهه اخیر. |
| ۱۵۴ | آوادخت | مرکب از آوا (آواز) + دخت (دختر)، دختر آوازه خوان ، بانوی خوش صدا |
| ۱۵۵ | آوادیس | مرکب از آوا (آواز) + دیس (مانند)، کنایه از کسی که دلنشین است یا صدای دلنشینی دارد. |
| ۱۵۶ | آوانوش | ترکیب آوا + نوش. نوش معنی شنونده، شیرین و جاودان (جاوید) دارد. آوانوش به معنی شنونده آوا و هم چنین آوای شیرین و آوای جاودان است. |
| ۱۵۷ | آوشن | آویشن، گیاهی علفی و معطر از خانواده نعناع با شاخه های فراوان و گلهای سفید یا صورتی |
| ۱۵۸ | آون | آونگ، نام رشته ای که خوشه انگور و بعضی میوه ها را به آن می بندند، آویزان، آویخته. |
| ۱۵۹ | آونگ | نام رشته ای که خوشه انگور و بعضی میوه ها را به آن می بندند، آویزان، آویخته. |
| ۱۶۰ | آویده | مشتاق، خواهان |
| ۱۶۱ | آویز | گلی زینتی به شکل زنگوله و قرمز رنگ، هر چیز کوچک و قیمتی که به عنوان گردنبند، گوشواره، دستبند می آویزند. |
| ۱۶۲ | آویژه | معشوق، دلبر، خاص، خالص. |
| ۱۶۳ | آویسا | پاک و تمیز مانند آب. |
| ۱۶۴ | آویشن | همان آوشن هست که در بالا توضیح داده شد. |
| ۱۶۵ | آویشه | شکل دیگر آویشن و آوشن. |
| ۱۶۶ | آهار | گلی مرکب با گل برگهای پیوسته به رنگ های سفید، قرمز، نارنجی، صورتی، یا دو رنگ که انواع گوناگون کم پر و پُرپَر دارد. |
| ۱۶۷ | آهنگ | قطعه موسیقی، اراده، قصد. |
| ۱۶۸ | آهو | جانور معروف که نام دیگر آن غزال است، آهو به زیبایی چشم و خرامش در رفتار معروف است. |
| ۱۶۹ | آهید | در گویش فارس آهوی صحرایی |
| ۱۷۰ | آی پری | آی (ترکی = ماه) + پری (فارسی) ماه پری |
| ۱۷۱ | آی سا | آیسا، آی (ترکی) + سا (فارسی) زیبا، مانند ماه، دختری که چون ماه زیباست. |
| ۱۷۲ | آی گل | آی (ترکی) + گل (فارسی) گلی چون ماه |
| ۱۷۳ | آی گین | آی (ترکی) + گین. ماننده ماه، زیبارو، دارنده روی چون ماه، مرکب از آی به معنای ماه و گین پسوند شباهت. |
| ۱۷۴ | آی نشان | آی (ترکی) + نشان (فارسی) دارای نشان ماه |
| ۱۷۵ | آیتا | مرکب از آی ترکی به معنی ماه و پسوند شباهت فارسی، دختر زیبا رو، مانند ماه، دختری که مانند ماه درخشان و زیباست. |
| ۱۷۶ | آیتن | آی (ترکی) + تن (فارسی) مهوش، مه پیکر. |
| ۱۷۷ | آیسا | آی (ترکی) + سا (فارسی) زیبا، مانند ماه. در واقع اسم دختر ترکی است. |
| ۱۷۸ | آیسان | آی (ترکی) + سان (فارسی) زیبا، مانند ماه persian girl names |
| ۱۷۹ | آیگل | آی (ترکی) + درخشان مانند ماه و زیبا مانند گل. |
| ۱۸۰ | آیما | آی (ترکی) + گل ماه من، مجازا عزیز من، زیبا رو بانوی زیبا دختر خوش چهره. |
| ۱۸۱ | آیناز | آی (ترکی) + ناز (فارسی) موجب فخر و مباهات ماه. |
| ۱۸۲ | آیید | شراره، آتش، اخگر، کنایه از شخص پر جنب و جوش. |
| ۱۸۳ | آییژ | شراره، شراره آتش. |
| ۱۸۴ | آیین | راه و روش. دین و عقیده. اسم مشترک دختر و پسر است. اما در حال حاضر فقط به عنوان اسم پسر مورد تایید ثبت احوال است. |
| www.NameFarsi.com | ||

شامل اسم های کردی، ترکی، لری، اوستایی، شمالی و … با حرف الف
به نظر شما زیباترین اسم های دخترانه با الف (آ) کدام نام ها هستند؟
در قسمت نظرات دیدگاه خود را بنویسید.




سلام
لطفآ ب من بگید از بین اسمای اُسمِیلو و اِبریمو کدوم جذاب تر و قشنگ تره؟
فقط زود باشین تا ب خودتون بجنبین بچم دراومده :lol:
دومی بهتره تولدش مبارک
سلام اولا تولدش مبارک. ثانیاً در انتخاب اسم دقت کنیم فرزندمان که بزرگ شد از اسمش خجالت نکشه .
سلام دوستان.من تازه متوجه شدم که نی نی دالم.اسم همسرم آرش. نظر خودم برای اسم دختر: آدرینا اسم برای پسر: آراد.
نظر شما چیه؟اسم هایی که به این دوتا بیاد بهتریناش چیا هستن؟
به نظر من اسم دختر: آیسان
اسم پسرم: آرشام
البته اگه دوست دارید.
اسم دختر آویدا زیباست :wink:
آریسا هم قشنگه :roll:
آتریسا هم دوست دارم :grin:
سلام
به نظر من اسم دختر آیه
و اسم پسر امیر علی
خیلی خوشگلند هرچند بهم نمیخورن :razz:
منم موافقم. آیه و امیر علی اسم های قشنگین. :wink: :grin: :smile: :mrgreen:
مرسی از سایت مفیدتون. فیسبوکتون رو هم لایک کردم.
سلام اسم دختر و پسر که به اسم داداشش متین بیاد پیشنهاد بدین. راستی اسم مامان وباباش هم سیمین و محسن هستش. مرسی
فقط دختر بگین
نگین بهش میخوره اسم خود منم نگینه :lol:
سلام. اسم شیرین، نسرین و اسم مینا به اسم هاتون میاد.
سلام: یه اسم خیلی قشنگ برای دختر می خوام.
:smile: سلام .ممکنه یه اسم زیبا و ایرانی برای دختر بگید. که معنی خیلی قشنگی داشته باشه. اسم پسرم سینا هست اما برام مهم نیست که حتما اسم دختر با پسر هماهنگ باشه بیشتر برام معنی اسم مهمه
بذار یسنا… :eek:
سلام ب نظرمن اسم برای کوچولوهاتون اسم دختر ایلین و ایسل و ملیساو ملینا و مینا و مونا و کیمیا و کیانا و اسم پسرهم میشه کسری و کیارش وکیانوش و واسم دختر و پسر ماهک و ماهان و کسری و کیمیا و کیانا و مارال و مایساو مهرسا و ایسا و باران هم قشنگه اسم خودمم ک رهاهست اسم رهاام قشنگه
معنی اسم نشمیل: زیبا رو؛ معنی اسم اترینا: زیبا، بانوی اتش، پاکدامن، اسم دختر داریوش اول؛ معنی اسم سوشیا = سود و خیر و نیکی رساننده؛ معنی اسم سروشا = راضی به رضای خدا و نام الهه اوا در ایران باستان؛ معنی اسم پروچیستا = نام دختر زرتشت که راه او را ادامه داد و به معنی نور معنوی نور هدایت کننده به راه راست.
سلام.اسم تینا. به سینا میاد معنی قشنگی هم داره
آسانا، اسم فارسی به معنی دختر زیبا
اسم دختر خودمه واسه همین خیلی قشنگه :lol:
سلام شیوا جون. اسم پیشنهادی من حورا. معنیشم میشه دختر سیاه چشم بهشتی. البته عربیه ولی خیلی قشنگه. :grin:
سلام یه اسم دختر بهم معرفی کنید که با کوثر هم خانی داشته باشد اسم خودم ازیتا اسم همسرم محمد
tanks
سلام ازیتا جون اسمهای پیشنهادی من : کمیل و کردیا که با کوثر جور درمیان
سلام دوستان.
میشه به من کمک کنید من الان ماه هفتم هستم.بچه هام دو قلو هستن.اما تا الان نتونستم براش اسم انتخاب کنم. دلم میخواد اسمشون هم جدید باشه هم معنی قشنگی داشته باشه .بچه هام یه پسر و یه دختر هستن.
به نظرتون چه اسمی انتخاب کنم؟
اسم های آرتین و آرشیدا
یا راتین و رها
:grin: سلام
اسم پارميدا با پدرام
واسه دوقلو اسم کیارش و کیانا قشنگن
به نظر من اسم آرتام و آرنیکا
اسم های آبتین و آترین یا آمیتیس، سامیار و سونیا یا سارینا، نوید یا نیما و نشاط، آوا وآراد، ایلیا یا عرشیا و مدیا
اسم های پرهام و پرناز
فراز و نیاز
کیان و باران
سورنا و سروشا
اسم های کیان و باران
آرمین و آیلین
اسم آبان و آوا…
عالللللللللللللللللللللللیییییییییییییییه
مرسی دوستان از نظرات قشنگتون… :razz: :mrgreen:
سلام اسم دوقلو هاتونو بذاريد : كارن و شادن :wink: :wink:
سارا جون. اسم صنا و ساسان قشنگه. به اسم خودتون و همسرتون هم میاد.
سلام تو رو خدا راهنماییم کنید یک ماه دیگه دخترم بدنیا میاد من هنوز اسم انتخاب نکردم.آقای همسر هم انتخاب به عهده خودم گذاشته و هیچ کمکی بهم نمیکنه. تو رو خدا شما کمکم کنید. ملاک من برای اسم دخترم زیبا، بامعنی کوتاه و خوش بیان باشه.
یا بذار سارا یا ساره
اسم مهدیا به نظرتون قشنگه؟
به نظر من اسم هلیا و آنیسا و انیتا بهترین اسم دخترونه هستند. نظرشماچیه؟
اسم حسین بهترین اسم دنیاست چون زنگارهای دلو پاک میکنه
سلام به نظرتون اسم مهرسا قشنگه؟
اسم من آرمیناست قشنگه :?:
نه خیلی ببخشیداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
بهنظر شما اسم ساره قشنگه یا سارا زود بگید چون می خوام شناسنامم و عوض کنم
هیچکدوم…اسم خودت سوگله؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟یعنی میخوای اسم سوگلو عوض کنی؟؟؟ :shock:
اره چون اسم من و سارا صدا می کنن تو شناسنامه سوگل می خوام عوضش کنم :wink:
شوخی کردم اسم من سارا می خواستم ببینم اسم خودم قشنگ یا اسم مورد علاقم
اسم سارا قشنگه فدات سوگلم همینطور
بچه هایه اسم دختر می خوام که به آیسان بخوره ؟؟؟؟ :grin: :grin: :grin: :grin: :lol: :roll:
اسم آنا الما آزیتا آسایش آینه آیه این اسم ها هست مهناز جون :grin:
سلام دختر گل من یه ماه دیگه میاد اسم پسرم ارش یه اسم قشنگ با تلفظ راحت میخوام دوستان لطفا راهنمایی کنن
ایناز، ایسان، پریوش، ارمیتا بهم پیشنهاد دادن
سپیده جان اسم ارشیدا خیلی قشنگه