Turkish girl names with A

اسم دختر ترکی با آ

اسم های ترکی دخترانه با حرف آ

به طور کلی اسم های ترکی و آذری نه تنها بین بین ترک زبانان ایران، بلکه بین فارس زبانان در ایران نیز محبوب هستند. به خصوص اسم های با آ که فارغ از ریشه شان به دلیل آوای زیبا همیشه نام های محبوب بوده اند. اسم های آیدا و الناز از این دسته نام ها هستند. ریشه بیشتر این نام ها ترکی (استانبولی) یا آذری (آذربایجانی) هستند. در بین اسامی ترکی نام هایی هستند که ریشه ترکی – فارسی دارند. این اسم ها از ترکیب واژه ترکی و واژه فارسی ساخته شده اند که جالب است که بدانید اکثر این اسم ها مختص ایران زمین هستند. یعنی این نام های ترکیبی در ترکیه یا آذربایجان کاربرد ندارد.

خیلی از نام های ترکی دخترانه با پیشوند “آی” شروع می شوند. مثل اسم آیسان، آیگل و آیسودا. آی یعنی ماه. همانند بسیاری از نام های فارسی که با “ماه” یا “مه” آغاز می شوند. “آی” به مجاز مفهوم زیبایی دارد. زیبا . درخشان مثل ماه. حال زمانیکه با واژه دیگر ترکیب می شود این مفهوم را به واژه بعدی اضافه می کند. مثل اسم آیناز که معنیش می شود ماه ناز، دختر زیبا و ناز.

Turkish girls name with A
اسم دختر ترکی با آ

به طور کلی می توان گفت اسم های ترکی، از محبوب ترین نام های غیر فارسی در ایران هستند. اسامی که بیشتر به دلیل آوای زیبا و معنی لطیفشان برای انتخاب اسم دختر زیبا استفاده شده و می شوند.

لیست کامل اسم ترکی دختر با حرف آ

نام های دخترانه ترکی زیبا

اسم دختر ترکی ریشه نام ترکی معنی اسم ترکی
۱ آتاناز ترکی، فارسی دختر نازنین بابا. ترکیب آتا (پدر) + ناز (مایه افتخار، نازنین).
۲ آتلاز ترکی اطلس، حریر، پارچه ای نرم و لطیف.
۳ آق بانو فارسی، ترکی آق (ترکی) + بانو (فارسی)، بانوی سپید، کسی که چهره ای زیبا و سفید دارد.
۴ آق گل فارسی، ترکی آق (ترکی) + گل (فارسی) گل سفید.
۵ آلاگل فارسی، ترکی آلا (ترکی) + گل (فارسی)، گل رنگی، نام بزرگترین تالاب جهان واقع در شمال آق قلا که متاسفانه اخیرا نابود شده است.
۶ آلان قوا ترکی آلان گوا، زیبای وحشی.
۷ آلان گوا ترکی = آلان قوا، زیبای وحشی.
۸ آلتنای ترکی زر، طلای ناب.
۹ آلتون ترکی آلتنای، زر، طلای ناب.
۱۰ آلتین ترکی معادل آلتون = آلتنای، زر، طلای ناب.
۱۱ آلتین گلین ترکی عروس طلایی.
۱۲ آلما ترکی سیب، کنایه از زیبایی.
۱۳ آلماز ترکی از اعلام زنان.
۱۴ آلیش ترکی شعله، شعله گیر.
۱۵ آماندانا ترکی آماندا، در امان، در پناه تو.
۱۶ آنا ترکی مادر. آنا اسم بین المللی دخترانه نیز هست. بررسی کاملتر: اسم آنا.
۱۷ آناشید ترکی، فارسی مرکب از کلمه ترکی “آنا” به معنای مادر و کلمه فارسی “شید” به معنای خورشید. دختر زیباروی مادر، مایه دلگرمی و روشنایی زندگی مادر. بررسی کاملتر: اسم آناشید.
۱۸ آنالی ترکی برخوردار از محبت مادر، کنایه از نور چشمی مادر. ترکیب آنا (مادر) + لی.
۱۹ آوادان ترکی زیبا، قشنگ.
۲۰ آی ترکی ماه. در ترکیب و ساخت بسیاری از نام های زیبای ترکی به کار می رود.
۲۱ آی اوز ترکی ماهرخ، ماهرو.
۲۲ آی بی بی ترکی ماه بی بی.
۲۳ آی پارا ترکی ماه پاره، ماه نو.
۲۴ آی پری فارسی، ترکی آی (ترکی) + پری (فارسی) ماه پری.
۲۵ آی خانم ترکی ماه بانو.
۲۶ آی سا ترکی، فارسی آیسا معنی: آی (ترکی) + سا (فارسی) زیبا، مانند ماه.
۲۷ آی سودا ترکی ماه در آب.
۲۸ آی گل فارسی، ترکی آی (ترکی) + گل ( فارسی) گلی چون ماه.
۲۹ آی گوزل اسم ترکی ماه زیبا.
۳۰ آی گین ترکی، فارسی مانند ماه، زیبارو، دارنده روی چون ماه، مرکب از آی به معنای ماه و گین پسوند شباهت.
۳۱ آی نشان فارسی، ترکی آی (ترکی) + نشان (فارسی) دارای نشان ماه.
۳۲ آیا تای ترکی مثل ماه، دختری که مانند ماه زیباست. بانوی درخشان.
۳۳ آیتای ترکی مانند ماه. همتا ماه.
۳۴ آیتک ترکی مانند و مثل ماه.
۳۵ آیتن فارسی، ترکی آی (ترکی) + تن (فارسی) مهوش، مه پیکر.
۳۶ آیجان ترکی پاک و آراسته همچون ماه.
۳۷ آیدا ترکی شاد، خوش.
۳۸ آیدان ترکی مانند ماه، بانوی زیبا رو، دختری که چهره اش همچون ماه زیباست.
۳۹ آیدک ترکی آیتک، مانند ماه. معنی ماه تنها هم قابل تعبیر است.
۴۰ آیدن ترکی البته اسم پسرانه است. آیدین، روشن و آشکار، شفاف، صاف، معلوم، واضح، روشنفکر، نام شهری در جنوب شرقی ترکیه، از امرای ولایت لیدیا.
۴۱ آیدنگ ترکی مهتاب.
۴۲ آیسا فارسی، ترکی آی (ترکی) + سا (فارسی) زیبا، مانند ماه.
۴۳ آیسان فارسی، ترکی = آیسا. آی (ترکی) + سان (فارسی) زیبا، مانند ماه. بررسی کاملتر: اسم آیسان.
۴۴ آیسل ترکی زیبا و درخشان مانند ماه.
۴۵ آیسو ترکی مرکب از آی به معنای ماه به علاوه سو به معنای آب، ماه و آب. مجازا آیسو یعنی زیبارو، با طراوت و درخشنده. بررسی کاملتر: اسم آیسو.
۴۶ آیگل فارسی، ترکی درخشان مانند ماه و زیبا مانند گل.
۴۷ آیلا ترکی هاله دور ماه. بررسی کاملتر: اسم آیلا.
۴۸ آیلار ترکی زیبا رویان، خوبرویان، هاله دور ماه.
۴۹ آیلما ترکی تاب ماه.
۵۰ آیلی ترکی مهتاب.
۵۱ آیلین ترکی معنی اسم آیلین را ببینید.
۵۲ آیما ترکی، فارسی ماه من، مجازا عزیز من، زیبا رو بانوی زیبا دختر خوش چهره. با نام آیماه اشتباه نشود. معنی ماهرو ، زیباروی نیز برای نام آیما آمده است.
۵۳ آینا ترکی آینه، آبگینه، شیشه، دختر زیبارو، بانوی سپید چهره.
۵۴ آیناز فارسی، ترکی آی (ترکی) + ناز (فارسی) موجب فخر و مباهات ما. به عنوان نام، یک اسم ترکی هست چرا که ناز در ترکی هم کاربرد دارد. اما آی در فارسی نه.
۵۵ آینور ترکی، عربی آینور، نور ماه، نورانی مثل ماه، روشنایی ماه، دختری که چهره اش مانند ماه زیبا و درخشان است.

اسم آیشن هم نام ترکی دخترانه مورد تایید ثبت احوال است به معنی شبیه ماه؛ زیبا روی. آی‌شِن؛

❤️ ضمنا، حتما لیست کامل اسم ترکی دخترانه را نیز ببینید.

اسم دختر ترکی با آ
اسم ترکی دختر با ا

اگر اسم دختر ترکی با حرف آ می شناسید که در لیست بالا نیامده است، در قسمت نظرات بنویسید تا به این صفحه اضافه نماییم.

شاد باشید و خوشنام.

فرهنگ نام های ایرانی

فرهنگ اسامی ایرانی

اسم ایرانی یادآور فرهنگ اصیل ایرانی

همانطور که می دانید کتابها و سی دی های مختلف اسم های ایرانی (فارسی، ترکی، کردی، عربی و …) در زمینه انتخاب اسم برای کودک چاپ شده و به فروش می رسند. اما وبسایت نام فارسی با ارائه رایگان این فرهنگ اسامی ایرانی سعی در گسترش فرهنگ اصیل ایران زمین و جلوگیری از فراموش شدن فرهنگ ایرانی و ارزش های اخلاقی ناب تمدن ایران دارد. هر نام اصیل ایرانی علاوه بر یادآوری بسیاری از داستان ها و روایات آموزنده، دارای معنی زیباست که ارتباط مستقیم با فرهنگ فارسی زبانان دارد.

با قرار دادن کد زیر در هر قسمت مورد نظر از وبلاگ یا وبسایتتان، لیست اسامی ایرانی اصیل دختر و پسر را همیشه و به صورت رایگان در بلاگ خود داشته باشد و در صورت نیاز خیلی سریعتر به مرجع نامهای ایرانی مراجعه نمایید؛


و یا می توانید ما را با عنوان اسم ایرانی در پیوندهای خود قرار دهید و قدم مثبتی در گسترش فرهنگ اصیل ایرانی برداشته باشید.

اسم دختر ایرانی نام پسر ایرانی اسامی اصیل فارسی
اسامی ایرانی اصیل

زنده باد فرهنگ اصیل ایرانی. سالم و خوشنام باشید.

تعیین جنسیت کودک

تعیین جنسیت کودک به صورت کاملا علمی با

تعیین جنسیت کودک

+ آموزش دوران بارداری و نگهداری از نوزاد

دختر می خواهید یا پسر !؟

تعیین جنسیت فرزند
تعیین جنسیت بچه

آیا شما هم فرزند زیبا می خواهید؟

انتخاب جنسیت فرزند همیشه مسئله‌ای جالب و جذاب برای همه خانواده‌ها بوده است اکثر افراد دوست دارند نقش در تعیین جنسیت فرزند خود داشته باشند که این امر با توجه به پیشرفت دانش بشری محال نیست. با توکل به اراده خداوند و علم تعیین جنسیت می‌شود جنسیت فرزند خود را مشخص کنیم. با توجه به شرایط زندگی امروز بعضی از زوجین به تک فرزندی روی آورنده‌اند و مایلند که جنس تک فرزندشان مطابق سلیقه آنها باشد. البته مهم‌تر از همه این‌ها سلامت مادر و فرزند است که باید مورد توجه همسران قرار گیرد در مجموعه چگونگی تعیین جنسیت فرزند، مراقبت‌های بارداری و تغذیه در دوران بارداری و… لحاظ شده است تا زوجین بتوانند استفاده درستی از این کتاب داشته باشند.

پسر دار شدن دختر دار شدن
راهنمای نگهداری از نوزاد

در این مجموعه به تمرینات جنسی و رژیمهای غذایی مناسب جهت پسردار یا دختر دار شدن زوجین و همچنین هرچه زیباتر شدن کودک به صورت کامل و جامع اشاره گردیده است.

تعیین جنسیت نوزاد
نگهداری از کودک دختر و پسر

 

  • فیلم آموزشی بارداری و نگهداری از نوزاد

  •  مترجم زبان جهانی کودک

  •  اولین فیلم آموزشی نوزاد، انیشتین کوچولو

  •  موسیقی افزایش خلاقیت جنین و نوزاد

  •  دانستنیهای دوران بارداری

  •  نرمشهای ویژه دوران بارداری و تناسب اندام پس از زایمان

  •  راهنمای دقیق نگهداری از نوزاد(تولد تا یک سالگی)

  •  شرح وضعیت و نیازهای مادر و جنین در ۴۰ هفته بارداری

  •  معرفی معتبرترین تولید کنندگان سیسمونی

  •  ۷۰۰۰ اسم دختر و پسر

همه و همه در کانال ۹ماه:

بیشتر بخوانید

Name Selection Guide

راهنمای انتخاب اسم برای کودک

انتخاب اسم فرزند

انتخاب اسم زیبا برای کودک دختر و پسر همیشه یک بحث شیرین برای والدین بوده و هست. پدر مادرها معمولا معیارهای مختلفی را برای انتخاب نام نی نی خود در نظر دارند. معیارهایی که اکثر مواقع در زیبایی نام در درجه اول اهمیت قرار می گیرد و سپس سایر معیارها. در ادامه به برخی نکات انتخاب نام فرزند می پردازیم.

نحوه انتخاب اسم فرزند
انتخاب اسم بچه اسم زیبا برای کودک

بیشتر بخوانید

معنی اسم کشورها

اسم کشورها

لیست اسم کشورهای جهان با معنی نام و ریشه

آیا می دانید نام کشورهای جهان معنا و مفهوم خاص دارد. معنی اسم کشورها بعضا مفهوم زیبایی دارد. مثل نام ایران. یا برخی فقط معنی ای که دارند، کاملا گویای آن منطقه از لحاظ جغرافیایی است. مثل ایسلند یا استونی. یا اسم كشور بیانگر ویژگی اقلیمی آن منطقه در گذشته بوده است و امروز نام آن کشور است. مثل بحرین، اکوادور. یا مثلا کشور کلمبیا که نامش را از کاشف قاره آمریکا دارد.

معنی نام کشور ها

برای مثال در این لیست معنی اسم کشورهای ایران، اسکاتلند، پرتغال، سوئیس، ژاپن، اسپانیا، افغانستان، آرژانتین، افغانستان و سومالی قرار دارد.

world's countries' names
اسم کشورهای جهان

معنی اسم کشورها

در ادامه لیست کامل نام کشور های دنیا به همراه معنی و ریشه هر اسم را قرار داده ایم، معنی اسم برخی کشورها خیلی جالب هستند.

اسم کشور معنی نام کشور ریشه اسم
آرژانتین سرزمین نقره اسپانیایی
آفریقای جنوبی سرزمین بدون سرما (آفتابی) جنوبی. لاتین، یونانی
آفریقای مرکزی سرزمین بدون سرما (آفتابی) مرکزی. لاتین، یونانی
آلبانی سرزمین کوهنشینان
آلمان سرزمین همه مردان یا قوم ژرم. فرانسوی ژرمنی
آنگولا از واژه نگولا که لقب فرمانروایان محلی بود.
اتریش شاهنشاهی شرق. ژرمنی
اتیوپی سرزمین چهره سوختگان. یونانی
ازبکستان سرزمین خودسالارها. سغدی – ترکی – فارسی/ دری
اسپانیا سرزمین خرگوش کوهی. فنیقی
استرالیا سرزمین جنوبی. از لاتین
استونی راه شرقی. ژرمنی
اسرائیل جنگیده با خدا، برگزیده خدا و بنده خدا. عبری
اسکاتلند سرزمین اسکات ها. در لاتین قوم گائل را گویند. لاتین
افغانستان سرزمین قوم افغان. فارسی
اکوادور خط استوا. اسپانیایی
الجزایر جزیره ها. عربی
السالوادور رهایی بخش مقدس. اسپانیایی
امارات متحده عربی شاهزاده نشین های یکپارچه عربی. عربی
اندونزی مجمع الجزایر هند فرانسوی
انگلیس انگلیس یا انگلند England تشکیل شده از Eng و Land است و به معنی سرزمین مردمی که شمشیر را می پرستند؛ همچنین در ویکی پدیا آمده که انگلستان از واژه آنگل ساخته شده است. آنگل ها از قبایل اصلی کنفدراسیون ژرمن‌ها بودند که در دوران پس از رومی‌ها در بریتانیا سکونت کردند. آنها چندین پادشاهی را در دوران آنگلوساکسون‌ها در انگلستان پایه گذاری کردند. علاوه بر این ژرمن ها (آلمانی ها) انگلیس را سرزمین پیر استعمار معنی کرده اند. سیر تغییر واژه انگلند امروزی به صورت زیر بوده است:
Engla londs سپس Englaland و در نهایت England.
لاتین و ژرمنی
اوروگوئه شرقی
اوکراین منطقه مرزی اسلاوی
ایالات متحده امریکا از نام آمریگو وسپوچی دریانورد ایتالیایی. ایتالیایی
ایتالیا برخی گویند به معنی ایزد گوساله یونانی
ایران سرزمین آریایی‌ها٬ برگرفته از واژه آریا بمعنی نجیب و شریف. اسم ایرانی
ایرلند سرزمین قوم ایر انگلیسی
ایسلند سرزمین یخ، ice Land ایسلندی / انگلیسی
باهاما  دریای کم عمق یا ریشدارها اسپانیایی
بحرین دو دریا. عربی
برزیل چوب قرمز.
بریتانیا سرزمین نقاشی شدگان لاتین
بلژیک سرزمین قوم بلژ (از اقوام سلتی)، واژه بلژ احتمالاً به معنی زهدان و کیسه.
بلیز یا از نام دزدی دریایی به نام والاس یا از واژه‌ای بومی به معنای آب گل آلود.
بنگلادش ملت بنگال بنگلادشی
بوتان تبتی تبار
بوتسوانا سرزمین قوم تسوانا.
بورکینافاسو  سرزمین مردم درستکار. از زبان‌های موره دیولا
بولیوی از نام سیمون بولیوار مبارز رهایی بخش آمریکای لاتین. لاتین
پاراگوئه این سوی رودخانه.
پاکستان سرزمین پاکان اسم فارسی فارسی / دری
پاناما جای پر از ماهی زبان کوئِوا
پرتغال بندر قوم گال (از اقوام سلتی) لاتین
پورتوریکو بندر ثروتمند. اسپانیایی
تاجیکستان سرزمین تاجیک ها. فارسی / دری
تانزانیا این نام از ترکیب تانگانیگا (سرزمین دریاچه تانگا) + زنگبار.
تایلند سرزمین قوم تای Thai + Land.
ترکمنستان  سرزمین ترک + ایمان = ترکیمان = ترکمان = ترکمن (سرزمین ترک هایی که مسلمان شده اند). مربوط به سده های آغازین اسلام
ترکیه سرزمین قوی‌ها. ترکی با پسوند عربی
جامائیکا سرزمین بهاران.
جیبوتی شاید به پادری بافته از الیاف نخل می گفتند زبان آفار
چاد دریاچه زبان بورنو
چین سرزمین مرکزی چینی
دانمارک مرز قوم “دان”
دومینیکن کشور دومینیک مقدس. اسپانیایی
روسیه کشور روشن ها، سپیدان. شاید از ریشه سکایی”راؤش”
روسیه سفید (بلاروس) درخشنده (روس) سفید. روسی
رومانی سرزمین رومی ها
زلاند نو زلاند جدید (زلاند نام یکی از استان های هلند به معنای دریاست.)
ژاپن سرزمین خورشید تابان. ژاپنی
ساحل عاج ساحل عاج.
سریلانکا جزیره باشکوه. سنسکریت
جزایر سلیمان از نام حضرت سلیمان.
سوئد سرزمین قوم “سوی”
سوازیلند سرزمین قوم سوازی.
سوئیس سرزمین مرداب.
سودان سیاهان. عربی
سوریه سرزمین آشور. سامی
سیرالئون کوه شیر
شیلی پایان خشکی – برف. از زبان بومی آنجا
صحرا بیابان. عربی
صربستان سرزمین قوم صرب؛ یوگسلاوی: سرزمین اسلاو های جنوب.
عراق از نام شهر Erekh/Uruk، نزدیک فرات و احتمالاً نخستین شهر بزرگ سومری. بنابر نظریه‌ای دیگر از “ایراک” و در فارسی به معنای “ایران کوچک”؛ همچنین نام باستانی عراق “بین النهرین” بوده به معنی بین دو رود (دجله و فرات) می باشد. فارسی، یونانی
عربستان سعودی سرزمین بیابانگردان در تملک خاندان خوشبخت. واژه عرب به معنی گذرنده و بیابانگرد است. سعود یعنی خوشبخت.
فرانسه سرزمین قوم فرانک (از اقوام سلتی)
فلسطین یکی از اسامی قدیم رود اردن.
فنلاند سرزمین قوم “فن” NameFarsi.com
فیلیپین از نام پادشاهی اسپانیایی به نام فیلیپ
قرقیزستان سرزمین چهل قبیله. قرقیزی
قزاقستان  سرزمین کوچگران. قزاقی
قطر شاید به معنای بارانی. عربی
کاستاریکا ساحل غنی. ترکیب واژه Coast و Rich.
اسپانیایی
کانادا دهکده. معانی زیستگاه و سرزمین نیز برایش آمده است. Canada name زبان سرخپوستی “ایروکوئی”
کلمبیا سرزمین کلمب (کریستف کلمب) اسپانیایی
کنیا کوه سپیدی. زبان کیکویو
کویت دژ کوچک. هندی – عربی
گرجستان سرزمین کشاورزان. یونانی
لبنان سفید. عبری
لهستان سرزمین قوم “له”.
لیبریا سرزمین آزادی.
مجارستان سرزمین قوم مجار. مجاری
مراکش مغرب.
مصر شهر – آبادی.
مقدونیه  سرزمین کوه نشین ها، بلندنشین‌ها. یونانی
مکزیک اسپانیای جدید. اسپانیایی
موریتانی سرزمین قوم مور. لاتین
میکرونزی مجمع الجزایر کوچک. فراسوی
نروژ راه شمال؛ North Way
نیجر سیاه لاتین
نیجریه سرزمین سیاه. لاتین
نیکاراگوئه دریای نیکارائو (نام مردم آن منطقه) + آگوئه. اسپانیایی
واتیکان گرفته شده از نام تپه‌ای به نام واتیکان. اتروسکی
ونزوئلا ونیز کوچک.
ویتنام اقوام “ویت” جنوبی. ویتنامی
ویلز بیگانگان. ژرمنی
هلند سرزمین چوب، بیشه. Netherlands را مردم، ملت و هم چنین کشورهای پایینی هم معنی کرده اند.
آلمانی
هند پر آب. فارسی باستان
هندوراس ژرفناها. اسپانیایی
یمن خوشبخت.
یونان  سرزمین قوم “یون”. از باستانی ترین کشورهای جهان که بسیاری از واژگان امروزی و هم چنین اسم های دخترانه و پسرانه در دنیای غرب ریشه یونانی دارند.
www.NameFarsi.com
معنی اسم کشورهای دنیا
معنی اسم کشورهای جهان
معنی اسم کشورها
معنی اسم کشورهای جهان

معنی اسم کدام کشور؟

معنی اسم کدام کشور جالب تر و زیباتر بود!؟

در قسمت نظرات بنویسید.

Boys' name with m

نام پسر با م

اسم پسر فارسی با حرف م

فهرست کامل زیباترین اسامی پسرانه با م

نام های پسرانه با حرف میم

اسم پسر فارسی با م

نام های پسرانه پارسی بسیاری هستند که با حرف م شروع می شوند. در واقع اسامی پسرانه محبوب با م فراوانی زیادی دارند. حرف میم از لحاظ آوایی خوش آوا و گوش نواز است. ادای حرف م راحت بوده و تلفظ نام های با حرف م آسان است. در جدول زیر اسامی پارسی با م قرار دارند. خیلی نام های محبوب پسر با م شروع می شوند. مثل اسم مهراد، ماکان، ماهان. علاوه بر این بسیاری از نام های پسر با م از اسم های شاهنامه ای هستند که این اصالت این اسامی پسرانه را نشان می دهد.

در صفحه بعدی نیز نام های پسرانه ایرانی با م قرار گرفته اند. یعنی اسامی پسر با م با سایر ریشه ها. اسم پسر کردی، ترکی، لری و غیره با حرف میم.

Boy name with M
اسم پسر با م

اسم پسر با م

در ادامه لیست کامل اسم های پسرانه با حرف م را مشاهده می کنید. به همراه معنی دقیق اسم ها.

ردیف نام فارسی  معنی اسم
۱ ماتیار  = مادیار، مرکب از ماد مخفف مادر + یار = یار مادر، کمک کننده به مادر.
۲ ماخ   از شخصیت های شاهنامه فردوسی، نام سخندانی پیر، مرزبان هری و هم چنین از راویان شاهنامه.
۳ مادیس   اسم پادشاه سکائیان. سکاییان یا سکاها دسته‌ای از مردمان کوچ‌نشین ایرانی‌تبار بوده اند که دوران زندگی شان به پیش از هخامنشیان برمی‌گردد.
۴ ماراسپند   کلام مقدس، نام فرشته نگهبان آب، هم چنین در ایران قدیم روز بیست و نهم از هر ماه شمسی را ماراسپند می نامیدند.
۵ ماراسفند   = ماراسپند
۶ ماروسپند   نام سردار شیرویه پسر خسروپرویز پادشا ساسانی، از شخصیتهای شاهنامه فردوسی نیز می باشد.
۷ مازیار   مازیار یعنی = ماه ایزدیار، مازدیار. صاحبِ كوه ماز. نام پسر قارون، از سپهبدان مازندران در قرن سوم که علیه خلیفه بغداد شورش کرد. ماه ایزدیار را می توان ماه یار خداوند، زیباروی که دوست پروردگار است، معنی کرد.
۸ ماکان   نام پسر کاکی از پادشاهان مازندران در قرن چهارم. بررسی دقیق تر: اسم ماکان.
۹ مانای   فرمانده پارسیان در زمان سلطنت دیوکس پادشاه ماد.
۱۰ ماندا  علم، دانش، معرفت، ادارک، شناخت، مندائیان مذهب مردم صنعتگر و هنرمند ساکن جلگه خوزستان و حاشیه رود کارون است که در قرآن از آنان به اسم صائبین یاد شده است.
۱۱ مانی   نام بنیانگذار آیین مانوی، پیامبر ایرانی در زمان شاپور ساسانی. بررسی تخصصی و نظرات درباره اسم مانی را بخوانید: مانی.
۱۲ ماه برزین   دارای شکوهی چون ماه، شکوهمند چون ماه.
۱۳ ماه بنداد   اسم یکی از بزرگان عصر انوشیروان پادشاه ساسانی.
۱۴ ماه فرزین   نام پدر به آفرید
۱۵ ماه گشسپ   نام پسر بهرام گور پادشاه ساسانی.
۱۶ ماه مهر   مرکب از ماه + مهر (محبت یا خورشید)، نام پدر ماهیار در زمان بهرام گور پادشاه ساسانی.
۱۷ ماهان   منسوب به ماه: روشن و زیبا چون ماه، نام شهری در استان کرمان، نام پدر سهل از بزرگان مرو بنا به بعضی از نسخه های شاهنامه. بررسی دقیق تر: اسم ماهان.
۱۸ ماهداد   به معنی داده ماه، اسم شخصی که اردشیر پادشاه ساسانی او را به مقام موبدان موبدی برگزید.
۱۹ ماهو   نام حاکم سیستان در زمان یزگرد پادشاه ساسانی.
۲۰ ماهو   از شخصیتهای شاهنامه، نام مرزبان مرو در زمان یزدگرد پادشاه ساسانی.
۲۱ ماهونداد   نام پدر دستور آذرباد از موبدان.
۲۲ ماهیار   دوست و یاور ماه، از شخصیتهای شاهنامه، نام زرگری در زمان بهرام گور پادشاه ساسانی.
۲۳ مدریک  پسر تیز هوش، انسان فهیم، کسی که درک می کند.
۲۴ مدیوماه   اسم پسر عموی زرتشت.
۲۵ مرداس   مرد آسمانی، از شخصیت های شاهنامه فردوسی، نام پدر ضحاک که مرد نیکی بود و بدست پسرش کشته شد، نام پادشاهی پرهیزکار و بخشنده از دشت سواران و نیزه گزار.
۲۶ مردافکن   آن که مردان را به زمین می زند و شکست می دهد، قوی و زورمند، نام یکی از بزرگان ایران.
۲۷ مردان شه   شاه مردان، از شخصیت های شاهنامه، نام یکی از چهار پسر شیرین و خسروپرویز پادشاه ساسانی.
۲۸ مرداویج   مرداویج یا مرد آویز نام سرسلسله امرای زیاری در قرن چهارم و پنجم. بنیان‌گذار دودمان زیاریان (آل زیار) که با لشکرکشی‌های پیاپی توانست بر سرزمین‌های گرگان، قومس، طبرستان، دیلم، گیلان، قزوین، ری، اصفهان و خوزستان فرمان راند و خود را شاهنشاه بنامد. علاوه بر این مرداویج محله‌ای در جنوب شهر اصفهان هم هست.
۲۹ مردو   از شخصیت های شاهنامه، نام باغبان خسروپرویز پادشاه ساسانی.
۳۰ مزدا   در ادیان ایرانی، خداوند.
۳۱ مزدک   از شخصیتهای شاهنامه، نام مردی خردمند و آورنده آیین مزدکی، خردمند کوچک.
۳۲ مسباد   از نام های دوران هخامنشی.
۳۳ مشکان   مشک (سنسکریت) + ان (فارسی) مشک (ماده ای معطر) + ان (نشانه جمع فارسی)، نام ناحیه ای در همدان، نام پدر ابونصر صاحب دیوان رسالت محمد غزنوی و استاد ابوالفضل بیهقی.
۳۴ مکابیز   مگابیز، نام یکی از سرداران داریوش پادشاه هخامنشی.
۳۵ مگابیز   = مکابیز، اسم یکی از سرداران داریوش هخامنشی.
۳۶ منجیک   نام شاعر ایرانی قرن چهارم، منجیک ترمذی اسم فارسی
۳۷ مندا  علم دانش ادارک شناخت، مندائیان مذهب مردمی صنعتگر و هنرمند ساکن جلگه خوزستان و حاشیه رود کارون است که در قرآن از آنان به صائبین نام برده شده است.
۳۸ مندی   از نام های امروزی زرتشتیان.
۳۹ منشور   از شخصیت های شاهنامه، نام پهلوان تورانی در سپاه افراسیاب تورانی. ثبت احوال منشور را این چنین معنی کرده است: (عربی) ۱- اصول، نظریات و عقاید كسی یا سازمانی كه به صورت رسمی و اعلامیه اعلام و منتشر می‌شود؛ ۲- (در قدیم) حكم، فرمان؛ ۳- سند، قباله؛ ۴- عهد و پیمان. بسیاری از ما ایرانیان با شنیدن واژه منشور یاد منشور کوروش می افتیم. استوانه ای که نیمهٔ نخست این لوح از زبان رویدادنگاران بابلی و نیمهٔ پایانی آن، سخنان و دستورهای کورش به زبان و خط میخی اکدی (بابلی نو) نوشته شده‌ است.
۴۰ منوچهر   در اوستا آن که از نژاد منوش است. آنکه چهره ای مینویی دارد. ترکیب مینو + چهر (چهره).
۴۱ منوش   از شخصیت های شاهنامه، نام پسر پشنگ و نوه دختری ایرج از پادشاه پیشدادی، نام یکی از ناموران قدیم که امروزه در اوستا اسمی از او نیست.
۴۲ منوشان   از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از فرمانروایان دلاور ایرانی که از سپاهیان کیخسرو پادشاه کیانی بود.
۴۳ منوشچهر  منوچهر.
۴۴ موتا   نام یکی از سرداران دیلمی.
۴۵ مهان   بزرگان (با تلفظ Mehan)؛ اما باید بدانید که اسم مهان در حال حاضر بعنوان اسم دختر مورد تایید است و با تلفظ Mahān و به معنی مثل ماه.
۴۶ مهباد   مرکب از مه (بزرگ) + یاد (بد، پسوند اتصاف)، نام یکی از سرداران هخامنشی.
۴۷ مهبد  مهبود، سرور ماه،کناییه از کسی که زیباییش از ماه بیشتر است، از شخصیت های شاهنامه، نام وزیر انوشیروان پادشاه ساسانی که به ریختن زهر در غذای او متهم و کشته شد.
۴۸ مهبود  مهبد، معادل اسم مهبد که در بالا معنی شد.
۴۹ مهداد   داده ماه.
۵۰ مهرآزاد   مرکب از مهر (محبت یا خورشید) + آزاد (رها).
۵۱ مهراب   به معنی دوستدار آب، هم چنین به معنی کسی که فروغ خورشید دارد، از شخصیتهای شاهنامه، نام پادشاه کابل از نوادگان ضحاک در زمان حکومت سام نریمان و پدر رودابه مادر رستم پهلوان شاهنامه.
۵۲ مهراد   بخشنده بزرگ. بررسی دقیق تر: اسم مهراد.
۵۳ مهراز   راز بزرگ. با تلفظ Mehraz به عنوان اسم دختر از اسامی مورد تایید ثبت احوال است.
۵۴ مهراس   از شخصیت های شاهنامه، نام موبدی رومی و نماینده قیصر روم در دربار انوشیروان پادشاه ساسانی. بررسی دقیق: اسم مهراس.
۵۵ مهراسپند   ماراسپند، کلام مقدس، نام فرشته نگهبان آب، نام روز بیست و نهم از هر ماه شمسی در ایران قدیم.
۵۶ مهرام   ماه آرام.
۵۷ مهران   مرکب از مهر (محبت یا خورشید) + ان (پسوند نسبت)، از شخصیتهای شاهنامه، نام پدر اورند سردار ایرانی در زمان انوشیروان پادشاه ساسانی. بررسی کامل: اسم مهران.
۵۸ مهران ستاد   از شخصیتهای شاهنامه، نام موبدی خردمند و راد و جهاندیده در درگاه انوشیروان پادشاه ساسانی.
۵۹ مهربد   مرکب از مهر (خورشید یا مهربانی) + بد (پسوند اتصاف). مهربد یعنی محافظ یا نگهبان مهربانی و محبت؛ ۲-(به مجاز) شخص مهربان. قسمت اسم های متناسب با مهر را نیز ببینید. بررسی کامل: اسم مهربد.
۶۰ مهربرزین   از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از سرداران بهرام گور پادشاه ساسانی. همچنین نام یکی از سه آتشکده ی عصر ساسانی در ایران و نام گروهی از ناموران در ایران باستان. ترکیب مهر + برزین. برزین واژه پهلوی است و به معنی ۱- بالنده (بالنده مهر) فشرده‌ی آذر برزین مهر؛ ۲- (اَعلام) نام یكی از آتشكده‌ی ی بزرگ ایران. پسر مهربرزین می شود: مهر بزرگوار.
۶۱ مهربنداد   از شخصیتهای شاهنامه، نام مردی در زمان بهرام گور پادشاه ساسانی.
۶۲ مهرپویا   آن که در راه مهر و محبت قدم بر می دارد. {و ثبت قدم است.}
۶۳ مهرتاش   اسم پسر فارسی ترکی: مهر (فارسی) + تاش (ترکی) = همتای مهر. مثل خورشید یا به مجاز مهربان.
۶۴ مهرداد   داده خورشید، نام چند تن از پادشاهان اشکانی. به نوعی معادل اسم مهرزاد که به معنی زاده خورشید است. بررسی کامل: اسم مهرزاد.
۶۵ مهردار   دارنده مهر و محبت، مهربان. NameFarsi.com
۶۶ مهرسام  پسر خونگرم و مهربان، مرکب از مهر به معنای مهربانی یا خورشید و سام به معنای آتش است. بررسی دقیق تر: اسم مهرسام.
۶۷ مهرشاد  شادمهر، مرکب از شاد (خوشحال) + مهر (محبت یا خورشید)، نام شهر یا مکانی در نیشابور.
۶۸ مهرماه   مرکب از مهر (محبت و دوستی) + ماه، اسم پسر ساسان. در حال حاضر در ثبت احوال ایران به عنوان اسم دخترانه مورد تایید است.
۶۹ مهرنرسه   نام پسر ورزاک از خاندان ساسانیان.
۷۰ مهرنیا  از نسل خورشید، زیبا و درخشان. در حال حاضر این نام فقط برای فرزند دختر قابل ثبت در ثبت احوال ایران است. ضمنا معنی “آنکه از نسل مهربانان است” نیز برای این نام زیبا قابل تعبیر است.
۷۱ مهریاد  یادگار خورشید، مرکب از مهر و یاد.
۷۲ مهریار   دوست و یار خورشید. هم چنین به معنی دوست مهربان.
۷۳ مهزیار  بررسی دقیق: اسم مهزیار. در برخی منابع مهزیار معادل مازیار معنی شده است. نام پدر علی بن مهزیار که روایت است که توفیق ملاقات با امام زمان را به دست آورد و مقبره وی در اهواز است. نام پدر علی اهوازی (علی ابن مهزیار اهوازی دورقی شیعی، مكنی (كنیه‌ی او) به ابوالحسن مشهور به پسر مهزیار، وی فقیه و مفسر بود).
۷۴ مهست   بزرگترین و مهمترین، اسم پسر داریوش پادشاه هخامنشی. معنی اعلی حضرت یا عالی قدر (صفت یا عنوانی برای شاه) نیز دارد. مهستا و مهستی نیز اسم دخترانه با م هستند.
۷۵ مهنام   دارای نام زیبا. ترکیب مه (ماه) + نام. آنکه نامش در ذهن و تاریخ می درخشد. دقت شود در حال حاضر این اسم برای دختر قابل ثبت در ثبت احوال ایران است.
۷۶ مهند  تکه ای از ماه، اندکی از ماه، به فتح میم و ه و سکون نون و دال، اسم پسر خراسانی. توجه داشته باشید که این نام در حال حاضر به عنوان اسم دخترانه در ثبت احوال به ثبت می رسد.
۷۷ مهیاد  یاد و خاطره ماه، کسی که زیباییش یاد آور ماه است، دارای چهره ای زیبا چون ماه.
۷۸ مهیار   ماهیار، یار ماه. بررسی کامل: اسم مهیار.
۷۹ میر فرهان  میر بمعنای بزرگ + فرهان که نام شهری نزدیک همدان است.
۸۰ میرو   از شخصیت های شاهنامه، نام یکی از سرداران رستم هرمزان پادشاه ساسانی.
۸۱ میرین   از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری رومی و داماد قیصر روم.
۸۲ میشا   همیشه بهار، همیشه جوان، گیاهی که همیشه سبز است. در حال حاضر فقط به عنوان اسم دخترانه مورد تایید ثبت احوال ایران است.
۸۳ میشان   نام روستایی در استان کهگیلویه.
۸۴ میلاد   صورت دیگری از مهرداد، از شخصیت های شاهنامه، نام یکی از دلیران ایرانی زمان کیکاووس پادشاه کیانی. در برخی منابع میلاد عربی شناخته شده و به معنی زمان تولد و تولد است. بررسی کامل: اسم میلاد.
۸۵ میلان  نام دو روستا در شهرهای لردگان و تبریز. بررسی کامل: اسم میلان.
۸۶ میهن یار   دوست و یار وطن.
www.NameFarsi.com

Iranian boy name

اسم پسر ایرانی با م

شامل نام های پسرانه با میم اسامی کردی، اسامی ترکی، لری، اوستایی و … با حرف م.

اسم پسرانه با م
اسم پسر با م

زیباترین اسم های پسرانه با حرف م به نظر شما کدام اسم ها هستند؟
در قسمت نظرات دیدگاه خود را بنویسید.

Boy name with R

نام پسر با ر

اسم پسر فارسی با حرف ر

لیست کامل اسم پسر با ر به همراه معنی و توضیح کامل

اسم پسر با ر
اسم پسرانه با ر

فهرست اسامی پسرانه با ر که ریشه فارسی دارند یعنی اسم ایرانی اصیل محسوب می شوند.

ردیف نام فارسی  معنی اسم
۱ راتین   رادترین، بسیار جوانمرد، هم چنین اسم یکی از سرداران اردشیر دوم پادشاه ساسانی.
۲ راد   اسم پسر به معنی جوانمرد، سخاوتمند، بخشنده، بزرگمنش، خردمند، دانا.
۳ رادان  مرکب از راد به معنی جوانمرد + پسوند نسبت، کسی که منسوب به جوانمردی است، همچنین یکی از توابع اصفهان.
۴ رادبرزین   از شخصیت های شاهنامه فردوسی،  اسم فرماندار زابلستان در زمان بهرام گور پادشاه ساسانی.
۵ رادبه   مرکب از راد (بخشنده یا خردمند) + به (خوبتر، بهتر). به نوعی معادل اسم بهراد است.
۶ رادفرخ   از شخصیت های شاهنامه، نام آخورسالار هرمز پادشاه ساسانی.
۷ رادمان   دارمان، از شخصیتهای شاهنامه، اسم یکی از سرداران خسروپرویز پادشاه ساسانی. از اسم های پسرانه شاهنامه ای.
۸ رادمهر   مرکب از راد (بخشنده) + مهر (خورشید)، نام یکی از سرداران داریوش سوم پادشاه هخامنشی. بررسی کامل: اسم رادمهر.
۹ رادنوش   مرکب از راد (جوانمرد، بخشنده) + نوش (نیوشنده). نوش معنی جاوید و جاودان هم میدهد. پس رادنوش را می توان جوانمرد جاوید یا بخشنده جاودان معنی کرد.
۱۰ رادوین  جوانمرد. بررسی کامل: اسم رادوین.
۱۱ رادین   بخشنده، جوانمرد. بررسی کامل: اسم رادین.
۱۲ راشا   راه عبور، راه شادی هم در برخی منابع معنی شده است. هم چنین راشا یعنی منسوب به راش؛ به مجاز یعنی سرسبز، خرّم و با طراوت؛ راش = گياهي درختي + ا (پسوند نسبت). توجه کنید که اسم راشا در حال حاضر فقط به عنوان اسم دختر مورد تایید ثبت احوال کشور است.
۱۳ رام   از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از سرداران بهرام چوبین.
۱۴ رام برزین   از شخصیت های شاهنامه، اسم یکی از بزرگان و مشاوران درگاه خسروپرویز پادشاه ساسانی.
۱۵ رامان   نام وزیر کیقباد پادشاه کیانی. از نظر ترکیب واژه اگر رامان را مرکب از رام (آرام) و پسوند نسبت تعبیر کنیم، معنی آرام و متین برای این نام قابل برداشت هست. ضمنا رامان در لغت نامه دهخدا نسخه چاپی این چنین معنی شده است: نام یکی از خدایان سرزمین بابل. نام ناحیه ای است از بلاد فرس در اهواز. بررسی کامل: اسم رامان.
۱۶ رامبد   اسم پسرانه به معنی نگهبان و پاسدار آرام. مرکب از رام و بد. بررسی کامل: اسم رامبد.
۱۷ رامشاد   مرکب از رام (آرام یا مطیع) + شاد (خوشحال)، آنکه شخصیتی آرام و شاد دارد.
۱۸ رامی   رامتین اسم پسر ایرانی
۱۹ رامیاد   زامیاد، نام روز بیست و هشتم از هر ماه شمسی در قدیم.
۲۰ رامیار   از نظر ترکیب واژه می توان اسم رامیار را یار آرام معنی شود. رمه یار چوپان، شبان. بررسی کامل: اسم رامیار.
۲۱ رامین   عاشق ویس در منظومه ویس و رامین. رامین معانی متعددی از جمله آرام و شادمان دارد. بررسی کامل: اسم رامین.
۲۲ رایان  اندیشمند، فکر کننده، فکور، مرکب از راه (فکر و اندیشه) + پسوند فاعلی؛ هم چنین ذکر شده است: از واژه اوستایی (Raonat/رینت)؛ این اسم یک اسم بین المللی است و در کشورهای مختلف برای نامگذاری پسر این نام را انتخاب می کنند. رایان در زبان سانسکریت به معنی شاهزادهٔ کوچک است، در هند قدیم به معنای دارای قدرت و در خاورمیانه قدیم به مردان “رایان” میشد. رایان Rian یا Ryan در زبان انگلیسی و ایرلندی به معنی شاه کوچولو میدهد. بررسی کامل: اسم رایان را نیز ببینید و نظر دهید.
۲۳ رایبد  به ضم ب، به معنی حکیم، دانا، دانشمند، خداوندگار خرد، مرکب از رای (به معنای دانش و خرد) + بد (پسوند ملکیت). بررسی کامل: اسم رایبد.
۲۴ رایین   نام سردار اردشیر دوم پادشاه ساسانی.
۲۵ راهبان  راهنما. اسم رهبان نیز به معنی محافظ راه، نگهبان راه. راهنما، اگر رُهبان (عربی) باشد به معنی آن که در ترس از خدا مبالغه كند، زاهد، پارسا.
۲۶ رزمان   نام یکی از سرداران دیلمیان.
۲۸ رسا  به صدای واضح که به راحتی قابل شنیدن است (به گوش می رسد) گفته می شود، موزون و بلند، هم چنین به معنی آنچه به راحتی قابل درک است، ونیز به معنی توانا در رسیدن ‏به هدف یا رسیدن به جایی، بلیغ، واضح، کنایه از شخص رشید و خوش قد و قامت نیز هست.
۲۹ رستار   نجات یافته، رها شده.
۳۰ رستم   در زبان قدیم ایرانی مرکب از رس (بالش، نمو) + تهم (دلیر، پهلوان)، نام پهلوان اسطوره ای شاهنامه فردوسی. درباره رستم بیشتر بدانید: اسم رستم.
۳۱ رستهم  = رستم، در زبان قدیم ایرانی مرکب از رس (بالش، نمو) + تهم (دلیر،دلاور، پهلوان)، نام پهلوان شاهنامه.
۳۲ رشنواد   از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاور ایرانی در زمان همای مادر داراب و شناسنده داراب و به حکومت رساننده او.
۳۳ رغمان   از شخصیت های شاهنامه فردوسی است و نیز اسم یکی از سرداران ایرانی در زمان هرمز پادشاه ساسانی.
۳۴ رکسار  پهلوان، قدرتمند، نام یکی از پهلوانان افسانه ای ایران باستان و نام افسانه ای به همین نام.
۳۵ رمیار   رامیار.
۳۶ روزبه   به معنی بهروز، خوشبخت، از شخصیت های شاهنامه، نام موبد بهرام گور پادشاه ساسانی، نام اصلی سلمان فارسی از یاران معروف پیامبر (ص)، نام اصلی ابن مقفع دانشمند معروف ایرانی قرن دوم.
۳۷ روزبهان   نام عارف بزرگ قرن ششم، ابونصر بقلی شیرازی معروف به شیخ شطاح.
۳۸ روزک   روز کوتاه، لقب یکی از پسران شاه عباس پادشاه صفوی.
۳۹ روزمهر   اسم پسرانه به معنی خورشید روز، درخشان.
۴۰ روشاک   نام یکی از سرداران ایرانی در جنگ اسکندر مقدونی.
۴۱ روماک   در گویش مازندران راست و منظم.
۴۲ روهام  نام یکی از پهلوانان ایرانی در شاهنامه فردوسی. معادل اسم رهام، در پایین توضیحات را ببینید.
۴۳ روهان  نیک سیرت و پارسا، زاهدان دین زرتشت را گویند، مرکب از روه به معنای (سیرت نیک) + پسوند نسبت. بررسی کامل: اسم روهان.
۴۴ رهام   از شخصیت های شاهنامه، نام پسر گودرز پهلوان ایرانی در زمان کیکاووس پادشاه کیانی. بررسی کاملتر: اسم رهام.
۴۵ رهان   نام یکی از سرداران پارسی در جنگهای باختر.
۴۶ رهی   غلام، بنده.
۴۷ ریو   ریونیز، از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری ایرانی در زمان کیخسرو پادشاه کیانی و داماد طوس سپهسالار ایران.
۴۸ ریونیز   = ریو، از شخصیتهای شاهنامه، اسم دلاوری ایرانی در زمان کیخسرو پادشاه کیانی و داماد طوس سپهسالار ایران.
www.NameFarsi.com

رامند هم اسم فارسی پسرانه است و نام نوایی و لحنی در موسیقی ایرانی. از روستاهای خارج از محوطه ی بخارا در عهد رودکی. یکی از بخش های شهرستان بوئین زهرا در استان قزوین.

اسم پسر ایرانی با ر

کدام اسم پسر در لیست بالا را بیشتر می پسندید؟ در قسمت نظرات دیدگاه خود را بنویسید.

منابع

  1. وبلاگ نام فارسی، نوشته دکتر نیکزاد، مقاله ۴۶٫
  2. لغت نامه دهخدا.
  3. tandfonline.com/doi
  4. fa.wikipedia.org/wiki