| ۱ |
ارس: نام رودخانهای بزرگ که از کوه های هزار ترکیه سرچشمه میگیرد و مرز میان ایران و قفقاز را طی کرده و به درای خزر میریزد. |
| ۲ |
اهورا: بررسی کامل: اسم اهورا. |
| ۳ |
آراد: نام فرشته موکل بر دین و تدبیر. بررسی کامل: اسم آراد. |
| ۴ |
والا: بلند، رفیع، مرتفع، بلندپایه، گرامی، شایسته. بررسی کامل: اسم والا. |
| ۵ |
آرسام: زورمند، دارای زور خرس پسر آریارمنه. بررسی کامل: اسم آرسام. |
| ۶ |
آسام: سام، داستان خوشایند، حدیث خوش. در برخی منابع به عنوان اسم لری پسر آمده است. |
| ۷ |
آسو: شفق، هنگام طلوع خورشید. در برخی منابع معنی تندی، شتاب و کوشا نیز برای این اسم زیبا آمده است. |
| ۸ |
آکو: اسم کردی پسرانه به معنی قله کوه، مکان بلند، انسان با عظمت. |
| ۹ |
حامد: ستایشگر، ستاینده، مداح. |
| ۱۰ |
حامی: اسم پسر عربی به معنی پشتیبان، حمایت کننده. طرفدار، کمک، مجیر. |
| ۱۱ |
هومهر: مهربان خوب. بررسی کامل: اسم هومهر. |
| ۱۲ |
حسام: تیغ، سیف، شمشیر، قداره. |
| ۱۳ |
دادار: دادگر، عادل. |
| ۱۴ |
دارا: به معنی دارنده، ثروتمند، غنی. توانگر، ثروتمند، غنی، مالک. |
| ۱۵ |
هورداد: داده خورشید. ترکیب هور به معنی خورشید و داد. معنی خورشید عدالت هم برایش قابل تعبیر است. |
| ۱۶ |
داور: نام موبدی است. |
| ۱۷ |
داوود: محبوب، نام یکی از پیامبران بنی اسرائیل. |
| ۱۸ |
دسم: فرمانده ده تن سرباز. |
| ۱۹ |
دلاور: دلیر، قهرمان. |
| ۲۰ |
راد: جوانمرد، بخشنده، دلاور، دلیر. |
| ۲۱ |
رادمهر: بررسی کامل: اسم رادمهر. |
| ۲۲ |
راما: منسوب به رام، رام. آرام، متین. راما در حال حاضر فقط به عنوان اسم دخترانه مورد پذیرش ثبت احوال کشور است. |
| ۲۳ |
راوی: اسم با ریشه عربی به معنی روایتگر. |
| ۲۴ |
رسام: رسم کننده، طراح، نقاش. |
| ۲۵ |
رسول: فرستاده، پیام آور، پیغمبر، پیک، سفیر. |
| ۲۶ |
رام: یعنی آرام. |
| ۲۷ |
رهام: نام پسر گودرز که در جنگ دوازده رخ ‘ بارمان ‘ را کشت، پرنده ای که شکار نکند. بررسی کامل: اسم رهام. |
| ۲۸ |
رهی: غلام، بنده، چاکر. |
| ۲۹ |
ساعی: تلاشگر، کوشا. |
| ۳۰ |
هورام: آرام خوب. بررسی کامل: اسم هورام. |
| ۳۱ |
سالار: سردار، فرمانده، پیر، ریش سفید. |
| ۳۲ |
مهراد: مهتر و بزرگتر، بخشنده بزرگ. بررسی کاملتر: اسم مهراد. |
| ۳۳ |
سام: جهان پهلوان پدر زال و جد رستم جهان پهلوان، آتش. بررسی تخصصی: اسم سام. |
| ۳۴ |
سامر: اسم عربی پسرانه به معنی داستان سر، افسانه گوینده، قصه گو. |
| ۳۵ |
سامراد: بررسی کامل: اسم سامراد. |
| ۳۶ |
سردار: پیشوا، رئیس، سردسته، فرمانده. |
| ۳۷ |
صارم: اسم عربی، شمشیر تیز، قطع کننده، برنده. |
| ۳۸ |
صالح: اسم پسر عربی به معنی امین، پارسا، پرهیزگار، خلف. |
| ۳۹ |
صدرا: اسم عربی، منسوب به صدر، ارج دهنده. |
| ۴۰ |
طاها: اسم عربی، نام سوره ای در قران کریم. |
| ۴۱ |
عادل: نام عربی پسرانه به معنی دادگر، دادگستر، دادور. |
| ۴۲ |
علی: بلند قدر، بزرگ، شریف، توانا. معنی و بررسی کامل اسم: علی. |
| ۴۳ |
عماد: پالار، رکن، ستون، تکیه گاه، متکا. |
| ۴۴ |
کاوه: نام شخصیت اساطیری شاهنامه و آهنگری ایرانی. |
| ۴۵ |
کسری: خسرو پرویز، معرب از فارسی خسرو، نام انوشیروان پادشاه ساسانی، فرزند قباد. |
| ۴۶ |
کمال: بلوغ، پختگی، رسایی، رشد. |
| ۴۷ |
کهرام: نام قلعه ای در هندوستان. |
| ۴۸ |
کی راد: ترکیب کی به معنی پادشاه و راد به معنی بخشنده است. کی راد یعنی شاه بخشنده، پادشاه جوانمرد. |
| ۴۹ |
گرامی: ارجمند، مقدم. |
| ۵۰ |
محمد: ستوده، بسیار تحسین شده. |
| ۵۱ |
محمود: ممدوح، ستایش شده، نیک. |
| ۵۲ |
مهرسام: بررسی کامل: اسم مهرسام. |
| ۵۳ |
مرصاد: بزنگاه، رصدخانه، زیجگاه، کمین گاه، گذرگاه. |
| ۵۴ |
مسعود: خوشبخت، سعادتمند، نیک بخت. |
| ۵۵ |
مهداد: داده ماه. مجازا بزرگزاده و اصیل و بالا مقام. |
| ۵۶ |
مهدی: هدایت شده، آخرین امام از امامان دوازده گانه شیعه. |
| ۵۷ |
مهرداد: داده مهر، آفریده شده ی مهر. نام چوپانی که کوروش را پرورش داد. |
| ۵۸ |
مهراس: بررسی کامل: اسم مهراس. |
| ۵۹ |
مهرام: آن که ماه رام اوست، خوشبخت. |
| ۶۰ |
موسی: از آب کشیده شده، نام امام هفتم شیعیان. |
| ۶۱ |
هادی: راهنما، رهبر. دلیل، راهبر، راهنما، رهبر، مرشد. |
| ۶۲ |
برخی از نام ها به دلیل اینکه در لیست اسامی مورد پذیرش ثبت احوال نبودند و قابلیت ثبت نداشتند حذف شدند. |
تبادل نظر درباره اسم